حوزه های مسئولیت پذیری انسان

179 ۱۳۹۶ آبان ۲۲ - 2017/11/13

اگر در شیوه های معمول آموزش تلاش ما بر آن است که به افراد خواندن و نوشتن و حساب و ریاضی و فیزیک و.....بیاموزیم در رویکرد جامعه شناسی و انسان شناسی چنین گفته می شود که بیش از تاکید بر این مولفه ها باید به انسان ها امکان خلق روابط انسانی و مسئولیت پذیری را آموخت.

مسئولیت، به معنای پاسخ گو بودن و مورد بازخواست قرار گرفتن است. ارباب لغت، مسئولیت را مرادف با موظّف بودن و یا متعهد بودن به انجام امری می دانند. این واژه با واژه هایی مانند وظیفه، تکلیف، تعهد و حق، تلازم دارد، زیرا تا وظیفه ای بر دوش کسی نباشد، مسئولیتی در قبال انجام یا ترک آن نخواهد داشت و هرگاه سخن از حق به میان می آید، تکلیف و مسئولیتی هم در پی آن خواهد بود

حوزه‌های مسئولیت پذیری انسان می‌تواند در ارتباط با خود و خالق خویش، در ارتباط با خانواده، جامعه و محیط زیست تعریف گردد که نسبت به هر یک دارای مسئولیت بوده و وظیفه‌ای بر عهده دارد. اهتمام افراد نسبت به اداره و مدیریت امور و واکنش مسئولانه نسبت به پدیده‌های پیرامون خویش، رشد اخلاقی و انسانی را در بر خواهد داشت و همچنین به لحاظ افزایش رفاه اجتماعی و تسکین روانی افراد جامعه فوق العاده تأثیرگذار خواهد بود.  

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در این زمینه می فرماید: «...کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته؛ همه شما نسبت به زیردستان خود مسئول هستید. پس والی و امیر، نسبت به رعیت خود مسئولیت دارد. مرد، سرپرست خانواده است و نسبت به آنها وظیفه دارد. زن، نگهبان خانه شوهر و فرزندان اوست و نسبت به آنها مسئولیت دارد. بنده هم نگهبان اموال مولای خود می باشد و در این باره مسئول است. آگاه باشید که همه شما بندگان هستید و نسبت به رعیت خود مسئولیت دارید»

نظام حقوقی اسلام نظامی تکلیف گراست؛ به عنوان مثال در متون دینی وقتی صحبت از حقّ انسـانها می شود بحث از حقوقی است که انسانهای دیگر بر ما دارند و به عبارت دیگر مسئولیّتی که ما در قبال دیگران داریم. در قرآن مجید آیات فراوانی وجود دارد که اهمیّت مسئولیّت پذیری و وظیفه شناسی را برای انسان بیان کرده است مثلاً در آیه «و لا تزر وازرة وزر اخری؛ هیچ گناه کاری، بار گناه دیگری را بر دوش نمی کشد.» قبول مسئولیت به بار سنگین تشبیه شده و بدین معناست که در روز رستاخیز هر کس مسئول پاسخ گویی به اعمال خویش است و ابعاد این پاسخگویی به قدری وسیع است که حتّی اعضاء و جوارح انسان را نیز در بر می گیرد. خداوند در قرآن می فرماید: «وَلا تَقفُ ما لَیسَ لَکَ بِهِ عِلمٌ اِنَّ السَّمعَ وَ البَصَرَ وَالفُؤادَ کُلُّ اولئکَ کانَ عَنهُ مَسئولاً؛ از آنچه نمی دانی پیروی نکن چرا که گوش و چشم و دلها همه مسئولند»

امام علی– علیه السّلام- بارها پیروان خود را به تقوی در قبال مسئولیّتهایی که بر دوش گرفته اند سفارش کرده و حتّی آنان را در مقابل زمین و حیوانات نیز مسئول دانسته و می فرمایند: «اِتَّقُوااللهَ فِی عِِبادِهِ وَ بِلادِهِ فَاِنَّکُم مَسئُولُونَ حَتّی عَنِ البِقاعِ وَ البَهائِمِ وَ اَطِیعوا اللهَ وَ لا تَعصُوهُ؛ از خدا نسبت به بندگان و شهرهایش پروا کنید زیرا دارای مسئولیّت هستید حتّی نسبت به زمینها و حیوانات و خداوند را اطاعت کنید و از نافرمانی او بپرهیزید».

مسئولیّت حقیقی در مقابل خداست

مسئولیّت واقعی ما در مقابل خداوند است. در اثبات این امر دلایل نقلی بسیاری وجود دارد که ما در اینجا تنها به روایتی از امیرالمؤمنین علی –علیه السّلام - اشاره می کنیم که می فرمایند: «و اگر کسی را بر دیگری حقّی ثابت است و آن کس را بر وی حقّی نباشد این حقّ فقط برای خدای سبحان است نه غیر او؛ بخاطر احاطه قدرتش بر بندگان و عدالتش در تمام آنچه که فرمانش در آن جاری است ولی حقّش را بر بندگان چنین مقرّر فرمود که او را بندگی کنند و مزد عبادت را بر عهده خود، برای بندگان، چند برابر قرار داد به علّت تفضّل و کرمی که دارد و افزون دهی که شایسته و اهل آن است.» بنابراین حضرت در این روایت تنها خداوند را صاحب حقّ میداند که این حقّ همان شناخت و معرفت خداوند و اطاعت و بندگی اوست.

مسئولیت انسان در برابر خویش

انسان در برابر خویش دو مسئولیت بر عهده دارد: نخست لزوم معرفت نفس و شناخت روح و روان آدمی و معرفتِ آغاز و فرجام اوست و دیگری خودسازی است. امام سجاد (ع) درباره مسئولیت انسان در برابر خویش و اعضا و جوارح، مطالب مهمی را بیان فرموده اند که به بعضی از آن ها اشاره می کنیم: «اما حق زبانت این است که او را گرامی داری از این که به فحش عادت کند، بلکه او را به سخن خوب و شایسته وادارش کن... حق گوش، پاک داشتن اوست از این که راه دلت باشد مگر برای خبر خوبی که در دلت خیر پدید آورد یا اخلاق شایسته ای نصیب تو کند... اما حق چشم بر تو این است که آن را از هر چه بر تو حلال و روا نیست، بپوشانی و مبتذلش نکنی مگر برای عبرت آموزی».

مسئولیت انسان در برابر خانواده، اقوام و همسایگان

در فرهنگ دینی اسلام، خانواده کانونی مقدس است بدین جهت، بنای زندگی خانوادگی را بر حقوقی استوار می کند. بر همین اساس، همسران در قبال یکدیگر مسئولند و حقوقی بر گردن هم دارند. از امام سجاد علیه السلام روایت است: بدان که خداوند، همسرت را مایه آرامش و الفت تو قرار داد و به سبب آن، تو را از خطاها ولغزش ها بازداشت. بنابراین، از او سپاس گزار باش و او را احترام کن و از اشتباه ها و لغزش های او درگذر.

پدر و مادر نیز در امر تربیت فرزندان خود مسئول هستند. امام سجاد علیه السلام در این باره می فرماید: فرزند، قسمتی از وجود توست، خوبی و بدی او با تو ارتباط پیدا می کند. پس، در تربیت و راهنمایی او به پروردگارش و کمک به او در اطاعت از آموزه های الهی، باید کوشا باشی. بنابراین، با او چنان رفتار کن که در دنیا آثار نیک تربیت تو، زیور و مایه سرافرازی تو باشد و در آخرت نیز بر اثر انجام وظیفه، در پیشگاه خدا شرمنده نباشی.

انسان ها در مقابل خویشان خود نیز مسئول هستند از جمله اینکه باید در سختی ها به کمک هم بشتابند و کمبودهای مالی و معنوی یکدیگر را برطرف کنند و به تدریج زمینه مناسبی برای رشد و تعالی همدیگر فراهم آورند. حضرت علی علیه السلام ، این مطلب را با سخنی زیبا و تشبیه جالبی بیان فرموده است: «خویشاوندان خود را اکرام کن، زیرا آنان برای تو به منزله بال هایی هستند که به کمک آنان قادر به پرواز می شوی. مأوایی هستند که به سوی آنان بازمی گردی و آنها دستان تواند که به وسیله آنها به هدف و مطلوب خود می رسی.»

بنابراین، آدمی باید این ارتباط خویشی را هر چه بیشتر حفظ کند و قوت بخشد از این روست که صله رحم بر مسلمانان واجب شده است.

یکی دیگر از مسئولیت های اجتماعی انسان، چگونگی رفتار او با همسایه است امام سجاد علیه السلام درباره لزوم رعایت حقوق همسایه می فرماید: «حق همسایه آن است که اگر از تو کمک طلبد، به یاری اش بشتابی. اگر از تو وام خواهد، به او وام دهی. چون تهی دست گردد، دستگیری اش کنی. چون بیمار شود، به عیادتش روی. هنگامی که خیری به او روی آورد، او را تهنیت و مبارک باد گویی. چون گرفتاری به او روی آورد، دلداری اش دهی و چون بمیرد، جنازه اش را مشایعت کنی. ساختمان خانه ات را بلندتر از ساختمان خانه اش نبری، مگر با اجازه او. بوی غذایت موجب آزار و اذیت او نشود، مگر اینکه او را از آن غذا سهمی دهی. چون میوه ای خریدی، بخشی از آن را به او هدیه کن و اگر این کار را نمی کنی، آن میوه را پنهانی به خانه ات ببر. فرزندت میوه را به دست نگیرد و به کوچه نرود، مبادا کودکان همسایه از حسرت آن رنج برند.»

مسئولیت انسان در برابر جامعه و هم نوعان

انسان موجودی اجتماعی است. او به تنهایی توانایی برطرف کردن نیازهای خود را ندارد و هم در تأمین نیازهای مادی، مانند: خوراک، پوشاک، مسکن و غیره نیازمند همکاری با دیگران است و هم در تأمین نیازهای معنوی، مانند: دوستی و مهرورزی و مانند آنها. بنابراین، انسان ناگزیر از حیات اجتماعی است و بسیاری از موهبت های زندگی خویش را مدیون جامعه می داند. آثار سودمندی که به برکت ارتباط با جامعه و اجتماع نصیب انسان می شود، بی شک سبب ایجاد حس مسئولیت آدمی در برابر آنان خواهد شد و در این رهگذر، کمترین وظیفه او، بازداشتن خویش از آزار رساندن به دیگران است

ما آدمیان کار خیر و کار شر را به تنهایی و بدون اثر پذیری از دیگران انجام نمی دهیم. از این رو نه تمام افتخار رفتار مهربانانه را باید به پای یک نفر نوشت و نه ننگ یک فعل خشن غیر اخلاقی را.

توضیح این که بسیاری علل و عوامل باید جمع شود تا مثلا ما بتوانیم دانشگاه برویم و درس بخوانیم. علل و عواملی که ما در ایجاد آنها نقشی نداشته ایم بلکه فقط مصرف کننده آنها هستیم. دانشگاه را ما تاسیس نکرده ایم؛ کتاب ها را ما ننوشته ایم؛ علم را ما تولید نکرده ایم؛ ما بر حاصل دسترنج میلیون ها انسان تکیه زده ایم و از خوان بیکران زحمت ها لقمه برمی چینیم. از این رو واقعا باید فروتنانه و مشفقانه دین خود را به جامعه ادا کنیم و هیچ منتی بر دیگران نداشته باشیم.

اما از سوی دیگر، رخدادها و رویدادهای تلخ نیز چنین است. بسیاری از علل اجتماعی و روان شناختی در نحوه کنش و واکنش ها حضور و سهم دارند. این سخن هیچ از مسئولیت فردی اشخاص نمی کاهد اما نمی توان واقعیت ها را نادیده گرفت. آن که مرتکب جرم می شود علل و عوامل متعددی در این کار دخیل بوده است، علل بعید و قریب با آثار و نتایج متفاوت. اگر شبکه ی علل و عوامل خشونت ها و انحرافات و ... را به خوبی باز کنیم ای بسا ما هم در آن ها شریک باشیم.

پس تنها در سایه احساس مسئولیت در برابر جامعه است که رعایت حقوق دیگران معنا پیدا می کند و با دیدن رنج گرسنگی و فقر و اندوه در چهره دیگران، روح آدمی آزار می بیند و بی تفاوتی برای او واژه نامأنوسی می شود

رشد و پیشرفت هر جامعه‌ای در گرو انسان‌های مسئولیت پذیر است. اشخاص مسئولیت پذیر پاسخ‌گو هستند و به علت پاسخگو بودن قابل اعتمادترند. افراد اگر نسبت به جامعه خود احساس وظیفه کنند می‌توانند به تقویت سطح روابط، برطرف کردن مشکلات، برآورده کردن حوائج و نیازمندی‌ها و... اقدام کنند. همچنین مسئولیت پذیری باعث آرامش روانی و امنیتی جامعه گردیده و مانع از هم گسیختگی، تفرقه و اختلاف در اجتماع خواهد گردید. اگر هر فردی صرفاً نفع شخصی خویش را در نظر بگیرد و صرفاً به دنبال خواسته‌های خود برود و به محدودیت‌‌های موجود توجه نکند، مشکلات بسیاری برای خود و دیگران به وجود خواهد ‌آورد.

مسئولیت فرد نسبت به جامعه از منظر اسلام دایره گسترده‌‌ای از رفتارهای اجتماعی را شامل می‌شود که در قالب کمک به ضعیفان، رعایت حقوق اجتماعی هم‌نوعان، مشارکت در امور فرهنگی و دینی؛ مانند دفاع از کشور، انفاق و...  ظهور می یابد. مشارکت در امور اجتماعی و احساس وظیفه و بی‌تفاوت نبودن در برابر مسائل اجتماعی آن‌قدر مهم است که پیامبر خدا(ص) کسی را که مسئولیت پذیری و اهتمام به مشکلات مسلمانان نداشته باشد از دایره اسلام خارج کرده است: «مَنْ أَصْبَحَ لَا یَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِینَ‏ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ کسی که صبح کند و اهتمام به امور مسلمانان نورزد از آنان نیست.»

از فرازهای درخشان عهدنامه مالک اشتر که از زبان مولا علی علیه السلام بیان شده، این عبارت است: «النّاسُ صنفان: اِمّا أخٌ لَکَ فی الدّین اَوْ نَظیرٌ لَک فی الخلق؛ مردم دو دسته اند: دسته ای برادر دینی تو و دسته دیگر همانند تو در آفرینش هستند». در واقع، حضرت علی علیه السلام در این کلام حس مسئولیت مالک اشتر و همه انسان ها را از دایره مسلمانان فراتر برده و بر همگان تعمیم داده است. مسلمان هر کجای این دنیا که باشد، نمی تواند درد و رنج دیگران را ببیند، ولی آرام و بی توجه از کنارشان بگذرد، بلکه می کوشد تا غبار اندوه و ناامیدی را از چهره هم نوعانش پاک کند و کارها و رفتارش، مرهمی برای سختی ها و دردهای آنان باشد.

حضرت علی علیه السلام در سخنی زیبا، در نهج البلاغه فرموده است: «...به من خبر رسیده که مردی از لشکر شام به خانه زنی غیرمسلمان که در پناه حکومت اسلام بوده اند، وارد شده و خلخال و دستبند و گردن بند و گوشواره های آنها را به غارت برده است، در حالی که هیچ وسیله ای برای دفاع، غیر از گریه و التماس کردن نداشته اند. لشکرشام با غنیمت های فراوان رفتند، بدون اینکه حتی یک نفر آنان زخمی بردارد و یا قطره خونی از او ریخته شود. اگر برای این حادثه تلخ، مسلمانی از روی تأسف بمیرد، ملامت نخواهد شد و از نظر من سزاوار است!»

بدین گونه، حضرت علی علیه السلام سکوت در برابر ستم های رفته بر مردم را جایز نمی داند و در این میان، تفاوتی در مسلمان و غیرمسلمان بودن انسان ها نمی گذارد و این، نشان دهنده اوج مسئولیت انسان مسلمان، در برابر هم نوعانش است.

از نظر آموزه های دینی، هر چه انسان آگاه تر باشد، مسئول تر خواهد بود. اسلام، علمی را ارزش مند می داند که با مسئولیت پذیری همراه باشد. اگر اسلام، عالِم را بر عابد ترجیح داده به طوری که پیامبر اکرم (ص) عالم را هفتاد درجه برتر از عابد دانسته است دلیلش آن است که عالم علاوه بر اصلاح خویش، مسئولیت سازندگی اجتماع را نیز بر دوش می کشد. لذا امام رضا (ع) می فرماید: «متوجه باشید که فقیه کسی است که به مردم خدمت کند و وجودش برای اجتماع سودمند باشد و مردم را از چنگال دشمنان نجات بخشد.»

ادای مسئولیت اجتماعی، در حقیقت، پیمان خدا با دانشمندان است. امام علی (ع) دلیل پذیرش خلافت خود را چنین بیان می کند: «و ما اخذ الله علی العلماء ان لا یقارّوا علی کظّة ظالم و لا سغب مظلوم...» همین احساس مسئولیّت بود که امیرمومنان را به قبول خلافت وادار کرد: «هان به خدایی که دانه را شکافت و انسان را بوجود آورد اگر حضور حاضر و تمام بودن حجّت بر من بخاطر وجود یاور نبود واگر نبود عهدی که خداوند از دانشمندان گرفته که در برابر شکمبارگی هیچ ستمگر و گرسنگی هیچ مظلومی سکوت ننمایند دهنه شتر خلافت را بر کوهانش می انداختم و پایان خلافت را با پیمانه خالی اوّلش سیراب می کردم آنوقت می دیدید که ارزش دنیای شما نزد من از اخلاط دماغ بز کمتر است.»

قرآن مجید، آگاهان بی مسئولیت را به شدت توبیخ کرده به طوری که عالم بی عمل و مسئولیت گریز یعنی «بلعم باعورا» را به سگ تشبیه کرده است؛ عالمی که به گفته شهید ثانی، دوازده هزار شاگرد، درس او را می نوشتند. این دانشمند در جامعه ای زندگی می کرد که فساد و انحراف و بی عدالتی در آن رواج داشت. او با علم به این موضوع در خدمت فراعنه درآمد ودر صف مخالفان موسی (ع) قرار گرفت.

امام باقر (ع) می فرماید: منظور اصلی از تمثیل بالا، بلعم است، ولی این تمثیل، شامل هر مسلمانی نیز می شود که تمایلات نفسانی اش را بر هدایت خدا و عمل به مسئولیت، مقدّم دارد

مسئولیت انسان در برابر طبیعت

ازبین بردن منابع طبیعی و آلوده ساختن محیط زیست، یکی از بزرگ ترین مشکلات عصر حاضر است که زندگی بشر را به خطر می اندازد. به عقیده دانشمندان، بیشتر نابسامانی های طبیعی، به علت نابودی و آلوده سازی محیط زیست است. از نگاه آموزه های دینی، محافظت از منابع طبیعی و محیط زیست، از مهم ترین مسائل اخلاقی ـ اقتصادی به شمارمی رود.

یکی از مسئولیت های انسان، عمران و آبادانی زمین است. قرآن مجید می فرماید: «هو انشأکم من الارض و استعمرکم فیها؛ او شما را از زمین آفرید و آبادی آن را از شما طلبید».قرآن کریم در بیان پاره ای از مسائل اقتصادی، با نگاهی جامع و فراگیر، انسان را از هر گونه فساد در زمین باز می دارد و می فرماید: «وَ لا تُفْسِدُوا فِی اْلأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها؛ در زمین، پس از اصلاح آن فساد مکنید».

بدیهی است که نابودی منابع و آلودن محیط زندگی، از مصداق های فساد در زمین هستند. در روایت های اسلامی، زمین، منبع خیر و برکت و همچون مادری مهربان دانسته شده که نگهداری سالم آن بر همگان لازم است. رسول خدا صلی الله علیه و آله در این باره می فرماید: «از زمین محافظت کنید، چرا که زمین اصل و منشأ شماست».

در جای دیگر نیز فرمود: «جز به هنگام ضرورت، درخت را قطع مکنید.» و در حدیثی از ایشان: «آبیاری درخت همانند سیراب کردن مؤمن تشنه دانسته شده است».

بنابراین، از مجموع آموزه های دینی که بر حفظ و مواظبت از طبیعت و منابع طبیعی تأکید شده است، استفاده می شود که همه انسان ها در برابر طبیعت خداداد مسئول هستند و باید در حفظ آن کوشا باشند.

در این میان پاره ای عوامل همچون خودخواهی و منفعت طلبی، ضعف شخصیت، احساس خود کم بینی و نداشتن اعتماد به نفس، و ضعف اعتقادی مانع از پذیرش مسئولیت شده و فرد را به سمت بی تفاوتی سوق می دهد که لازم است ضمن مقابله با این عوامل، بیاموزیم هنگامی که کاری را بر عهده می گیریم به خوبی انجام دهیم و اگر در انجام مسئولیتی شکست می خوریم اشتباهات خود را بپذیریم و دیگران را مقصر ندانیم

نظر شما
تغییر رمز

فیسبوک