پنج نگرانی جدی از استقلال اقلیم کردستان عراق

229 ۱۳۹۶ شهریور ۲۵ - 2017/09/16

مسعود بارزانی رئیس اقلیم کردستان عراق اعلام کرده است که همه پرسی استقلال کردستان عراق از دولت مرکزی عراق ۲۵ سپتامبر یا ده روز دیگر برگزار می شود و شواهد حاکی از این است که این اقلیم قصد دارد تا عید نوروز اعلام استقلال کند. دولت اقلیم کردستان تاکنون توصیه کشورهای همسایه و نیز آمریکا را برای تاخیر در انجام همه پرسی نادیده گرفته است. این اقدام ضمن اینکه تیر خلاصی به تمامیت ارضی ضعیف شده عراق به حساب می آید٬ اقلیم کردستان را نیز به محل تلاقی بسیاری از تنش های خاورمیانه تبدیل خواهد کرد.

ایران، ترکیه و سوریه به علت نگرانی از ناامنی مناطق کردنشین خود از این تحول استقبال نمی کنند و نگران هستند. اما اسراییل و عربستان سعودی به عنوان دو کشوری که روابط استراتژیکی را بر پایه ضدیت با ایران برقرار کرده اند کردستان مستقل را امکانی برای درگیر شدن با ایران و نیز ادامه جنگ نیابتی می بینند. ریاض و تل‌آویو در متن و امارات در حاشیه از مستقل‌شدن اقلیم کردستان و تجزیه عراق استقبال می کنند. اسراییل و سعودی ها در پس استقلال کردستان عراق دو رویای کوچک و بزرگ نیز دارند. رویای کوچک اینکه اولین کشوری باشند که استقلال کردستان را به رسمیت می شناسند و رویای بزرگتر اینکه، شاید در آینده توانستند پایگاهی در اقلیم کردستان بر پا کنند تا فعالیت های حزب الله در جنوب لبنان و البته حضور ایران در جنگ یمن را تلافی کند.

اینکه چقدر احتمال دارد پروژه استقلال اقلیم کردستان ــ پس از نافرجامی پروژه ای که با داعش به راه افتاد ــ این منطقه را به زمین بازی دیگران برای رقابت با ایران تبدیل کند نیاز به زمان دارد٬ ‌اما شواهد و قراینی حاکی است که این احتمال غیر قابل انکار است. به همین دلیل٬ نویسنده این مقاله معتقد است که با توجه به جدال دو جریان نفوذ تهران و ریاض در منطقه خاورمیانه٬ بحران مستقل شدن اقلیم کردستان عراق دانسته یا ندانسته پتانسیل قابل توجهی دارد تا به یک بحران امنیت ملی در ایران تبدیل شود.

اساسا تل آویو به دلیل نوع تعریفی که از منافع ملی خود دارد چنان اشرافی بر جزئیات فعل و انفعال های منطقه دارد که به شوخی یا جدی گفته می‌شود موساد حتی از سایز تایر یدک همه کامیون هایی که در کشورهای همسایه تردد می کنند مطلع است چه برسد به محموله آنها که ممکن است موشک باشد. بااین حال٬ همین اسراییل نه تنها نسبت به ورود صدها تویوتا لندکروز صفر کیلومتر داعش و تجمع هزاران مرد مسلح در رقه سوریه وسپس در عراق حساسیتی نشان نداد٬ بلکه با سکوت از کنار آن گذشت تا شاید داعش بتواند نقشه خاورمیانه را تغییر دهد و به مرزهای ایران نیز سرایت کند.

اما این بار٬ بحران چسبیده به مرزهای ایران است و حداقل اسراییلی ها امیدوارند اگر داعش نتوانست، مرزهای خاورمیانه را جا به جا کند‌ این بار درگیری های ناشی از اعلام استقلال کردستان بتواند دردسرهای مهمی برای حاکمان ایران ایجاد کند. لازم به یادآوری است اسراییلی ها ده سالی می شود که دیگر اشاره چندانی به قضیه فلسطین ندارند و همه سیاست خارجی خود را پیرامون مهار ایران متمرکز کرده اند. با این حال٬ پنج نگرانی از استقلال کردستان برای ایران مخاطره آمیز است:

۱ــ اقلیم کردستان درگیر اختلافات قومی عشیره ای:

اقلیم کردستان عراق به دو منطقه شمالی و جنوبی تر بین دو طایفه بارزانی و طایفه طالبانی تقسیم شده است. بارزانی ها با گویش بادینانی که لهجه ای از کردی کرمانجانی است در مناطق شمالی تر و بیشتر در مجاورت مرز ترکیه از جمله در زاخو و نیز دهوک گسترش دارند. طالبانی ها با گویش سورانی در قلاده٬ کوه سنجاب٬‌اربیل٬ سلیمانیه تا خانقین گسترده هستند. علاوه بر این دو گویش کلی، مردم سلیمانیه لهجه بابانی دارند و مردم اربیل لهجه خاص خود را. تاکنون امکان ایجاد استاندارد نوشتاری واحد برای اقلیم کردستان وجود نداشته است. ضمن اینکه٬ ترکمن ها٬ اعراب٬ آشوری ها٬‌ شبک ها٬ و مندانی ها نیز زبان و فرهنگ خود را دارند.

ترکیب ناهمگون جمعیتی٬ فرهنگی٬ عشیره ای و درگیری های ادواری بین این موزاییک قومی فرهنگی عملا امکان تحقق یک کردستان واحد را با دشواری مواجه می کند. ضمن اینکه عشیره طالبانی و بارزانی به عنوان اصلی ترین و بزرگترین طایفه کرد٬‌ بشدت نسبت به گسترش نفوذ یکدیگر حساس و غیر قابل انعطاف هستند. اساسا کردها در منطقه اقلیم کردستان بیش از اینکه اختلاف سیاسی و ایدیولوژیک داشته باشند تفاوت های فرهنگی عشیره ای دارند و به همین دلیل تاکنون قابلیت یک کاسه شدن را نداشته اند و اعلام استقلال از سوی حزب دمکرات کردستان به رهبری مسعود بارزانی حساسیت جبهه میهنی کردستان به رهبری جلال طالبانی ها و دیگر عشایر را بر می انگیزد.

۲ــ دشمنی حزب دمکرات و جبهه میهنی کردستان پایان ندارد:

در سال ۱۹۷۰ اقلیم کردستان عراق با موافقت صدام شکل گرفت اما درگیری و جنگ دو حزب دمکرات و جبهه میهنی کردستان تقریبا هیچگاه قطع نشد. به دلیل همین تنش ها انتخابات پارلمانی تا سال ۱۹۹۳ به تاخیر افتاد. رژیم صدام در این سال کردستان را تحریم همه جانبه غذایی و نفتی کرد. با وجود این٬ جنگ حزب دمکرات‌ها و جبهه میهنی باز هم در سال ۱۹۹۴ بیش از دو هزار کشته بر جا گذاشت. آمریکا با اعزام ماموران خود تلاش کرد بین دو حزب آتش بس برقرار کند٬ اما این جنگ هیچگاه پایان نگرفت.

سال ۱۹۹۶ ارتش عراق به حزب دمکرات اجازه قاچاق محدود نفت و کالا داد و تحریم کاهش یافت. این اقدام با اعتراض جبهه میهنی مواجه و جدال دو حزب بر سر سهم عبور کالا و درآمد این قاچاق به جنگ و خونریزی منجر شد. در این جنگ دولت ایران به کمک جبهه میهنی شتاقت و دولت عراق از حزب کردستان حمایت کرد. مسعود بارزانی از صدام کمک خواست تا علیه ایران و جبهه میهنی بجنگد.

اوت ۱۹۹۶ سی هزار نیروی گارد ریاست جمهوری به کمک مسعود بارزانی شتافتند تا جبهه میهنی جلال طالبانی را سرکوب کنند. در این جنگ خونین جبهه میهنی شکست خورد و اربیل به اشغال بارزانی و گارد ریاست جمهوری صدام درآمد. ۷۰۰ نفر از نیروهای طالبانی با نظارت و سکوت حزب دمکرات بیرون شهر اربیل اعدام شدند. با ادامه همکاری مسعود بارزانی و ارتش صدام٬ شهر سلیمانیه نیز از جلال طالبانی پس گرفته شد و نیروهای او به ایران پناه بردند. اندکی بعد ایرانی ها به جبهه میهنی کمک کردند تا سلیمانیه را از مسعود بارزانی پس گرفتند. هر یک از این درگیری ها منجر به آواره شدن صدها هزار نفر و خالی از سکنه شدن صدها روستای کرد شد که در نهایت با یک قطعنامه سازمان ملل آرام می گرفت. زمستان ۱۹۹۷ نیز ترکیه برای سرکوب پ ک ک که متحد جبهه میهنی کردستان بود وارد شمال عراق شد و در چند دور مردم کردستان را شدیدا سرکوب کرد.

۳ــ درگیری داخلی دو حزب پای طرف های منطقه ای را به جنگ می کشاند:

اگر مسعود بارزانی رئیس حزب دمکرات کردستان در سال ۱۹۹۶حاضر نشد بر سر تقسیم درآمد قاچاق نفت و کالا از اقلیم کردستان با جلال طالبانی رهبر جبهه میهنی کردستان توافق کند و برای شکست دادن او به صدام و گارد ریاست جمهوری عراق متوسل شد که قدرتمند ترین لشگر نظامی منطقه بود٬ حال چگونه کشورهای منطقه می توانند به او اعتماد کنند که او برای حل کوچکترین اختلاف داخلی٬ از ارتش اسراییل یا عربستان و امارات درخواست کمک نکند. نه ارتش اسراییل بد نام تر از گارد ریاست جمهوری عراق است که سابقه قتل عام صدها هزار کرد را داشت و نه رهبران افراطی امروز عربستان بد نام تر از صدام حسین هستند.

بیست سال پیش٬ جنگ سه ساله بین حزب دمکرات و جبهه میهنی کردستان پای همه طرف های منطقه٬ حتی آمریکا را به جنگ کردستان باز کرد. حال چگونه امکان دارد که این دو مخاصم قدیمی بر سر اداره کشور مستقل کردستان به توافق برسند و پای متحدان منطقه ای خودــ ایران ٬‌عربستان ٬‌اسراییل ٬ امارات و ترکیه و آمریکا ــ را به جنگ در این منطقه باز نکنند. بخصوص که سعودی ها و اماراتی ها برای وارد شدن به این منطقه آماده واگذاری کمک های میلیاردی به کردستان مستقل هستند.

۴ــ خطر فرصت سوزی برای استقلال کردستان و بحران آوارگان:

از دست رفتن فرصت ایجاد یک کردستان مستقل به علت فقدان زیر ساخت های لازم و نیز به علت حاد بودن درگیری های منطقه ای نه تنها اقلیم کردستان را به سرزمین سوخته تر تبدیل می کند٬ بلکه توان ملی عراق را نیز به یغما می برد. دولت عراق نه توانایی ممانعت ازمستقل شدن اقلیم کردستان را دارد و نه وحدت لازم را دارد تا با کردها وارد مذاکرات جدی شود. به همین دلیل خطاهای استراتژیک در اقلیم کردستان بسادگی کشور عراق را به سوریه دیگری تبدیل می کند. حداقل عوارض این خطا برای ایران ورود صدها هزار آواره کرد یا شیعه است که طی چهل سال گذشته به صورت ادواری به مرزهای ایران سرازیر شده اند. اما این بار دولت ایران نه توانایی تحمل بحران آوارگان کردها یا شیعیان عراق را دارد و نه بحران کم آبی و ریزگردها در بخش مهمی از اقلیم ایران اسکان آوارگان در ایران را امکان پذیر می کند.

۵ـــ استقلال کردستان و دلار سعودی ها:

خطای محاسباتی در اقلیم کردستان عراق و اینکه دلارهای عربستان سعودی می تواند در جهت گیری های سیاسی کردستان عراق تاثیر بگذارد عملا زمینه ساز ادامه جنگ نیابتی ایران و سعودی درمرزهای غربی ایران خواهد شد. فعال شدن کاربران فضای مجازی سعودی ها با هشتگ # tandiarabiakordessau حاکی از این است که همه پرسی در اقلیم کردستان عراق منافع خاصی را برای ریاض تعریف می کند که به احتمال زیاد رقابت با تهران بخش مهمی از این تعریف است.

چندی پیش محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی در همان روزهای اول انتصاب به ولایتعهدی اعلام کرد که مذاکره نکردن با ایران بخشی از برنامه او خواهد بود و تاکید کرد که قصد دارد جنگ را به خاک ایران خواهد بکشاند. اندکی بعد حمله داعش به مجلس ایران صورت گرفت اما این تهدید بزرگتر از خطری است که داعش ممکن است صحنه گردان آن باشد.

بخش اعظم همه ارتباط های منطقه ای سعودی ها را باید از این منظر مورد ارزیابی قرار داد که سعودی ها در پی یافتن جای پایی برای تسویه حساب با ایرانی هستند که بر اساس بسیاری از محاسبات با تغییر رژیم یا بدون تغییر رژیم بزرگترین بازیگر منطقه در آینده است. سعودی ها در لبنان٬‌ عراق  و سوریه به لابی نفوذ ایران باختند. داعش قرار بود همه باخت های سعودی ها به ایران را یک جا با هم جبران کند اما بشار اسد ماندگار شد و مقاومت ایران و روسیه داعش را به زانو درآورد و روند تحولات برخلاف برنامه سعودی ها پیش رفت. بدون کمترین شکی٬ داعش ساخته و پرداخته تشکیلاتی بود که پول آن از حساب شیخ نشین های جنوب خلیج فارس تامین شد اما سعودی ها نفوذ قابل توجهی در آن داشتند. با اعلام استقلال اقلیم کردستان عراق٬ سعودی ها متحد بلافصل همسایه غربی ایران خواهند بود. سعودی ها پای تل آویو را نیز به این بازی باز می کنند و آنگاه شاید بتوان علت خرید های کلان تسلیحاتی سعودی ها را توضیح داد. این تئوری بد بینانه به علل مختلف شاید هیچگاه محقق نشود٬ اما از هر زاویه ای موضوع را ارزیابی کنیم ریاض استقلال اقلیم کردستان را یک غنیمت به حساب می آورد.

*فرزانه روستایی/ زیتون

نظر شما
تغییر رمز

فیسبوک