مشورت در اندیشه سیاسی امام علی(ع)

533 ۱۳۹۶ تیر ۱۰ - 2017/07/01

مشورت در همه امور خصوصا در امور سیاسی و پرهیز از خودرأیی، از تأکیدات اساسی امام علی(ع) در نهج البلاغه است که با وجود عقل و خردی که در اختیارش بود باز خود را بی نیاز از مشورت نمی دید. به گفته حجت الاسلام کاظم قاضی زاده، هر قدر بتوانیم مشورت را در حوزه حکومت نهادینه کنیم و خصوصا از متخصصان واقعی در عرصه‌های تخصصی و همه مردم در عرصه‌های عمومی استفاده کنیم می‌توانیم خود را به الگوی حکومت امام علی(ع) نزدیک‌تر بدانیم.

در روش عملی امام علی(ع) و نحوه اداره جامعه، به مساله مشورت و آثار خوبی که دارد بسیار تاکید شده است. حضرت در این رابطه فرمودند «هر کس خود را از رأی مشورت دهندگان مستغنی دید هلاک می‌شود و هر کس با افراد صاحب نظر مشورت کرد در عقل آنان شریک می‌گردد» یا در تعبیر دیگری فرمودند «در کارهای خود با افراد خدا ترس مشورت کن تا راه درست را پیدا کنی». از موارد متعدد بیانات علی(ع) در باب مشورت تاکیدهایی است که حضرت در مساله مشورت در زندگی اجتماعی داشتند و در بیانات متعددی هم به مساله مشورت در حکومت پرداختند.

از لحاظ عملی هم سیره امام علی(ع) اینگونه بود که در دوره خلافت خود به جای اینکه بر رأی خودشان استبداد داشته باشند، مردم را به دادن مشورت دعوت می‌کردند و در خطبه مفصلی که حضرت در صفین ایراد داشتند به مردم توصیه کردند که با من مثل پادشاهان عرفی دنیا برخورد نکنید و طوری نباشید که حالت فخر و تکبر برای من در نظر بگیرید و با من مانند سخن گفتنی که با جباران و پادشاهان دارید سخن نگویید. همچنین در تعبیر بلندی فرمودند «فَلَا تَکُفُّوا عَنْ مَقَالَهٍ بِحَقٍّ أَوْ مَشُورَهٍ بِعَدْلٍ فَإِنِّی لَسْتُ فِی نَفْسِی بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ وَ لَا آمَنُ ذَلِکَ مِنْ فِعْلِی إِلَّا أَنْ یَکْفِیَ اللَّهُ مِنْ نَفْسِی؛ مردم از اینکه در حوزه حکومت حقی را بیان کنید یا مشورت عادلانه‌ای دهید دوری نگزینید و مرا از این مشورت عادلانه و گفتار حق خود محروم نکنید». یعنی به تعبیری با اینکه امام علی(ع) به لحاظ عنایت الهی و بصیرت از خیلی از انسان‌های زمانه خودشان متفاوت بودند اما با این حال می‌فرمایند «اینطور نیست که من هم به عنوان یک انسان از خطا کردن بری باشم و خطا کردن از فعل و کار من دور نمی‌شود مگر اینکه خداوند که مالک نفس من است مرا باز دارد».

پس به طور کلی اگر بخواهیم به مشورت در حوزه اندیشه اسلامی به ویژه در سیره و گفتار امام توجه کنیم باید بگوییم مشورت هم در زندگی شخصی و تصمیم گیری‌هایی که در حوزه حریم خصوصی است و هم در زندگی جمعی امری بسیار مطلوب است و شاید بتوان گفت در زندگی جمعی مشورت کردن در بعضی از موارد نه تنها مستحب که به صورت امری لازم و واجب برای کسانی است که اداره کارهای مردم را بر عهده می‌گیرند.

در بررسی مشی عملی امام علی(ع) و عملگرایی ایشان مشاهده می شود که حضرت عمل و نظر واحد و به عبارت دیگر وحدیت رویه دارند. یکی از مصادیق صداقت در زندگی همین است که گفتار و رفتار انسان هماهنگ باشد. تفاوت در نظر و عمل به شدت در قرآن نکوهش شده است. قرآن در این زمینه به افراد با ایمان می‌فرماید «یَاأَیُّهَاالَّذِین آَمَنُوا لِمَ تَقُولُو نَمَا لَاتَفْعَلُونَ؛ چرا چیزی می‌گویید که به آن عمل نمی‌کنید».

روشن است که مؤمن باید همواره در عرصه عمل و گفتار یکسان باشد و بالاخره حضرت علی(ع) به عنوان امیرالمومنین و کسی که مقتدای اهل ایمان است باید بیش از همه به این اوصاف و گفتار عمل کند و آن اوصاف را در زندگی خود داشته باشد و عملا هم همینطور بوده که ایشان سعی می‌کردند در روش حکومت‌داری خود به مشورت توجه بسیار نشان دهند. حتی در موارد متعدد با افراد خاصی که صاحب نظر بودند مشورت می‌کرد.

تصمیم‌گیر‌ی‌ها در باب حکومت به حقوق مردم باز می‌گردد و در اثر تصمیم‌گیری حاکمان، جامعه یا متضرر می‌شود یا منتفع، پس نمی‌شود تصمیم‌گیری نسبت به سرنوشت مردم را بدون دخالت آنها انجام داد. اینکه شخص با مردم و نمایندگان آنها مشورت کند یا تصمیم‌گیری‌ها بر اساس یک سازمان‌دهی در حوزه مشورت مردم باشد، ولو اینکه نتیجه مشورت در بعضی از موارد صحیح نباشد اما بالاخره حق مردم در اثر این نوع مشورت خواهی‌ها برآورده می‌شود. در مواردی هم ممکن است مشورت به نتیجه‌ای نرسد اما در مجموع چنین روشی، روش پسندیده‌ای است که در صدر اسلام در روش پیامبر(ص) و علی(ع) وجود داشته است.

برداشتی در بعضی از بحث‌های نظری مطرح شده است یعنی بعضی از مفسرین و اندیشه‌وران حوزه علوم سیاسی وقتی به آیه «وشاورهم فی الامر» در سوره مبارکه آل عمران برخورد کردند برداشتی از این آیه شریفه داشتند. به عقیده آنها این آیه می‌فرماید «وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ؛ خدا به پیامبر امر می‌کند که با مومنین مشورت کن ولی وقتی خودت تصمیم گرفتی توکل بر پروردگار عالم کن و انجام بده». پس از این مساله استفاده کردند که مشورت حداکثر در حدی است که بتواند جلوی پای مسوول را روشن کند و لازم نیست که حاکم و مسوولی به نظر مشورتی عمل کند چون در این آیه شریفه کلمه «عزمت» با صیغه مفرد آمده است یعنی با همه مردم مشورت کن اما تصمیم را خودت بگیر.

اما اصولا این برداشت به لحاظ نظری برداشت صحیحی نیست. به نظر من در این آیه دو نکته قابل طرح است یکی اینکه گفته می‌شود با مردم مشورت کن ولی وقتی خودت تصمیم گرفتی آن را اجرا کن. این روشن است که تصمیم را معمولا باید یک نفر اجرا کند. یعنی مشورت جمعی توسط یک نفر صورت بگیرد و این آیه می‌خواهد به این نکته اشاره کند که در تصمیم‌گیری در مشورت بر خدا توکل و آن را انجام بده. یکی از مفسرین نکته جالب دیگری دارد که می‌گوید در این آیه شریفه بعد از اینکه پیامبر(ص) را امر به مشورت می‌کند می فرماید وقتی تصمیم گرفتی، ولی نمی‌گوید تصمیم بر چه چیز گرفتی، آیا تصمیم بر مشورت گرفتی، تصمیم بر تنفیذ اکثریت آرا یا همه مشاورین گرفتی، یا تصمیم بر رأی خودت گرفتی و نمی توان گفت آیه شریفه می‌خواهد به مساله خودرأیی بعد از مشورت تاکید کند.  

داستان این آیه این است که پیامبر(ص) پیش از جنگ با مسلمانان مشورت کرد در اینکه داخل مدینه بمانند و با دشمن که از مکه قصد حمله داشت بجنگند یا خارج از مدینه و در کنار کوه جنگ کنند. جوانان نظرشان این بود که به خارج از مدینه رفته و در آنجا بجنگیم و نظرمسن‌ترها و تجربه‌دارها این بود که داخل مدینه بمانیم. در آن موقع بین مدینه و کوه احد یک فرسخ فاصله بود و نظر پیامبر(ص) هم این بود که داخل مدینه باشند اما با پذیرش نظر اکثریت که جوانان بودند به خارج از شهر رفتند که نتیجه این مشورت عملا به ضرر مسلمان‌ها شد و در جنگ احد مسلمان‌ها شکست سنگینی خوردند و افراد با ارزشی از آنها به شهادت رسید. اما بعد از این حادثه خدا به پیامبر(ص) دوباره امر می‌کند از اینکه یک بار مشورت کردی و نتیجه آن مناسب نبود دلخور نباش بلکه باز هم در کارها مشورت کن.

«فَبِمَا رَحْمَهٍ مِّنَ اللّهِ لِن تَلَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِل اَنفَضُّواْ مِنْحَوْ لِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ؛ ای پیامبر به رحمت الهی با مردم نرم خو شدی و اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده می‌شدند آنها را مورد عفو قرار ده و برای آنها طلب آمرزش کن و باز هم با آنها مشورت کن». یعنی اگر مشورت آنها نتیجه نامناسبی داد آن را نادیده بگیر و از خدا هم بخواه که آنها را ببخشد ولی باز هم با آنها مشورت کن. در مجموع از آیات قرآن کریم اینطور استفاده می‌شود که مشورت یک امر تزیینی نیست بلکه مشورت برای دور شدن از استبداد است. کسانی که در زندگی خصوصا در زندگی اجتماعی مشورت نمی‌کنند مبتلا به استبداد می‌شوند و طبق بیان امیرالمومنان هر کسی استبداد به خرج دهد و رأی خود را پیاده کند هلاک می‌شود و بالطبع جامعه را هم هلاک می‌کند.

اینکه بعضی از افراد با مشورت سر و سری ندارند و مشورت را محور اساسی تصمیم‌گیری خود نمی‌بینند می‌تواند به دلیل نداشتن تحلیل مناسب از اندیشه دینی باشد یعنی اعتقاد به این دارند که مشورت یک امر فرعی است و به آن عمل شود یا نه مهم نیست و بعد از اینکه مشورت کردی باید به نظر خودت عمل کنی.

نکته دیگر این است که گاهی اوقات تن دادن به مشورت بیش از آنکه به خاطر امر نظری و علمی باشد بیشتر به خاطر هوی و هوس، خوی قدرت طلبی و رسیدن به آرا و دیدگاه‌هایی است که شخص آنها را برای خودش مفید و سودمند می‌بیند. در هر صورت هر قدر بتوانیم مشورت را در حوزه حکومت نهادینه کنیم و خصوصا از متخصصان واقعی در عرصه‌های تخصصی و همه مردم در عرصه‌های عمومی استفاده کنیم می‌توانیم خود را به الگوی حکومت امام علی(ع) نزدیک‌تر بدانیم.

وقتی قرار باشد یک نفر همه جا بر اساس نظر شخصی تصمیم بگیرد قاعدتا تصمیم گیری‌ها را سریع تر انجام می‌دهد و یک نوع انسجام بیشتری بین آن نظر وجود دارد و اگر بخواهد مشورتی صورت بگیرد باید مشاورین جمع شوند صحبت کنند و اختلاف نظر ها حل شود و تصمیم گیری کنند و شاید در بعضی از موارد هماهنگی لازم بین تصمیم های مشاورین و اخذ شورا وجود نداشته باشد. اما نکته‌ای که باید به آن توجه کرد این است که نتیجه‌ای که در مشورت هست، امری است که می‌تواند ما را به مشورت وادار کند ولو اینکه چنین ضررهای اجمالی هم در کنار مشورت وجود داشته باشد. وقتی مشورت می‌کنیم تصمیم‌گیری ما بر اساس عقل جمعی و دیدگاه‌های چندین نفر شکل می‌گیرد. شاید در حوزه‌های پیچیده‌ای یک شخص نتواند قدرت و تحلیل دقیقی را ارایه دهد ولی وقتی جمع قابل توجهی باشند می‌توانند یافته‌ها و عقل خود را به تعبیر عرفی روی هم بگذارند و به نتیجه بهتر برسند.

حضرت علی(ع)در فایده مشورت هم به اوصاف مشاورین و هم کسانی که باید از مشورت با آنها در حذر باشیم مطالب متعددی بیان فرموده‌اند. مثلا در فایده مشورت می‌فرماید «هر کسی با افراد دیگر مشورت کند در عقلشان شریک می‌شود و هیچ وحدت وحشتناکی بیشتر از خودپسندی وجود ندارد و هیچ معاونت و پشت گرمی محکم تر از مشورت نیست». باز در بیان دیگری می‌فرمایند «هر کس از افکار دیگران استفاده کند موارد خطا را می‌شناسد». اما در مورد اوصاف مشاورین تاکید می‌کند که افرادی باشند عاقل و خیرخواه و دارای ضعف‌های اخلاقی و شخصیتی نباشند. مثلا مشورت کردن با بخیل، حریص و ترسو از مواردی است که حضرت انسان را از آنها باز داشته و سعی کردند تابلوی مناسبی را در حوزه مشورت برای ما به ارمغان بگذارند.

*شفقنا/ حجت الاسلام کاظم قاضی زاده

نظر شما
تغییر رمز

فیسبوک