اهمیت شایسته سالاری در نظام اسلامی

317 ۱۳۹۶ مرداد ۲۶ - 2017/08/17

شايستگی مجموعه ويژگی ها، توانايی ها و مهارت های فردی و متغيرهای شخصيتی فرد است كه موجب می شود افراد در موقعيت های گوناگون، عملكردی اثربخش تر و كاراتر در جهت تحقق اهداف فرد، سازمان و جامعه از خود بروز دهند. در اصطلاح عام، شايستگی و شايسته سالاری، بيشتر در انتخاب و انتصاب مديران عالی و ميانی سازمان ها به كار می رود.

مسئوليت اداره هر كاری، از بالاترين امور، كه منصب رهبری مردمان است تا پايين ترين امور، بايد براساس شايستگی باشد. چنانچه اين اصل مهم زير پا گذاشته شود، شيرازه امور از هم می پاشد و هيچ كاری به مقصد نمی رسد

فقدان شايسته سالاری در جامعه، اتلاف استعدادهای بالقوه و به تبع آن، كاهش كارايی در بخش های مختلف را به دنبال دارد، همچنین می تواند به حذف يا فرار شايستگان و نارضايتی مشتريان منجر شود. روشن است كه موضوع شايسته سالاری برای مشاغل حساس، از اهميت بيشتری برخوردار است

با درنگی در انديشه های سياسی ـ اجتماعی اسلام، و با واكاوی آموزه های تعالی بخش اسلامی به خوبی می توان جايگاه شايسته سالاری را استخراج كرد. یکی از جلوه های عدالت، به عنوان اساسی ترين اصل دينی، شايسته سالاری است؛ چراكه با تحقق عدالت اسلامی، اصل استقرار هر چيزی در جاي خود، محقق می شود. با رجوع به آيه 105 سوره انبياء، خداوند تأكيد می كند كه حكومت و سروری بر زمين برای بندگان صالح و شايسته است. همچنين در قرآن كريم آمده است: هنگامی كه يوسف از زندان آزاد شد، عزيز مصر درصدد واگذاری مسئوليتی به او گرديد. يوسف گفت: مرا سرپرست خزائن قرار بده كه نسبت به اين مسئله آگاه هستم. یوسف اين مسئوليت را می پذيرد؛ زيرا او هم امانت دار است و هم آگاهی و تخصص كافی در اين زمينه را دارد

از نظر قرآن، سنت خداوند متعال بر اين است كه شايستگان زمام امور را به دست بگيرند (انعام 124)؛ زيرا مسئوليت ها امانات الهی هستند (نساء 58). امانت در اين آيه، مفهومی عام است كه همه امانت ها را در برمی گيرد؛ امانت مالی و يا غير آن، مانند مسئوليت ها، منصب ها و رهبری جامعه. علّامه طباطبائی معتقد است: حكومت و ولايتی كه از جانب خداوند متعال به كسی محول می گردد، يا مردم به شخصی واگذار می كنند، از بزرگ ترين امانت هاست.

مديريت امروز در غرب و كشورهای ليبرال، بر پايه دانش و علم و تجربه استوار است. اما در جامعه اسلامی علاوه بر دانش و تجربه، مسأله تعهد و شايستگی روحی و اخلاقی نیز مطرح نيست.

بررسی آيات قرآن نشان می دهد كه انبياء الهی، داراي دو سنخ شايستگی تعهد و تخصص بودند كه هر دوی اينها با هم لازم هستند. به عنوان نمونه، در جمله كوتاهی كه در آیه 26 سوره قصص از زبان دختر حضرت شعيب در مورد استخدام حضرت موسى آمده است مهم ترين و اصولى ترين شرايط مديريت به صورت كلى بيان شده که عبارتند از: قدرت و امانت. روشن است منظور از قدرت، تنها قدرت جسمانى نيست، بلكه مراد قدرت و قوت بر انجام مسئوليت است. در این آیه چنین آمده: «يكی از آن دو (دختر) گفت: پدرم! او را استخدام كن، زيرا بهترين كسی را كه می توانی استخدام كنی آن كسی است كه قوی و امين باشد»

كسانی كه در سپردن مسئوليت ها و كارها تنها به امانت و پاكى قناعت مى كنند، به همان اندازه در اشتباهند كه براى پذيرش مسئوليت، تنها داشتن تخصص را كافى بدانند. منطق اسلام اين است كه هر كار بايد به دست افرادى نيرومند و توانا و امين سپرده شود، تا نظام جامعه به سامان رسد.

بنابراين، شايستگی در اسلام و قرآن، علاوه بر تأكيد بر مهارت و تخصص، به عامل ديگری به نام تعهد نيز اشاره دارد.

در سیره نبی اکرم(ص) نیز شایسته سالاری در گزینش ها جایگاه ویژه ای داشت. در روایتی آمده است: روزی اباذر این صحابی بزرگ و وفادار و مخلص پیامبر(ص) به حضرت عرض کرد آیا مرا به مسوولیتی نمی گماری «الاتستعملنی؟» حضرت دستی بر شانه او زد و فرمود: اباذر تو را دوست می دارم و هر آن چه را که برای خود می پسندم برایت نیز می خواهم لیکن مسوولیت ها امانت است و اگر انسان درست از عهده آن برنیاید مایه خواری و پشیمانی در قیامت می باشد. من تو را درمدیریت ضعیف می بینم بنابراین هیچ گاه امارت حتی بر دو نفر را نپذیر و ولایت بر مال یتیم را بر عهده مگیر «انی اراک ضعیفا فلاتامرن علی اثنین و لاتولین مال یتیم.» این روایت هرگز دلالتی بر کم ارجی اباذر ندارد که شخص پیامبر بارها و بارها او را به بهترین خصال ستوده است. بلکه الهام بخش این درس است که شایسته سالاری به حدی از دیدگاه پیامبر(ص) مهم است که حتی در مورد شخصیتی هم چون اباذر نیز پیامبر در سپردن مسوولیت به او امتناع می کند چرا که توان کاری در او نمی بیند. نیز در سیره حضرت می خوانیم ایشان پس از فتح مکه عازم نبرد حنین شد و جوانی بیست و یک ساله به نام «عتاب بن اسید» را به فرمانداری مکه برگزید و فرمود: «لو اعلم لهم خیرا منک استعملته علیهم; اگر برای اداره مکه بهتر از تو کسی رامی شناختم او را برمی گزیدم». این انتصاب مورد اعتراض برخی قرار گرفت حضرت فرمود:

«لایحتج محتج منکم فی مخالفته بصغر سنه فلیس الاکبر هو الافضل بل الافضل هو الاکبر; نباید هیچ یک از شما به خاطر کمی سن او مخالفت کنید زیرا که هر که سن بیش تری دارد برتر نیست بلکه هر آن کس که برتر است او بزرگ تر است.»

در روایتی پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود: «لاتصلح الامامه الالرجل فیه ثلاث خصال ورع یحجزه عن معاصی الله و حلم یملک به غضبه و حسن الولایه علی من یلی حتی یکون کالوالد الرحیم; رهبری و امامت امت صالح نیست مگر برای کسی که از سه ویژگی برخوردار باشد.1. پارسایی که او را از معصیت باز دارد؛ 2. بردباری که بتواند با آن خشمش را کنترل کند؛ 3. مدیریت نیکو بر مجموعه زیر پوشش مدیریتش داشته باشد تا برای آنان همانند پدری مهربان باشد.»

این ویژگی ها در حقیقت شرطهای اساسی برای هر گزینشی است.

امام علی(ع) این بزرگ تربیت یافته مکتب نیز هم در گفتار و هم در رفتار خویش بر این ویژگی تاکید خاصی داشت. حضرت در سخنی فرمود : «ایها الناس ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلمهم بامر الله فیه...; ای مردم همانا سزاوارترین مردم به امر خلافت و رهبری امت تواناترین بر اداره آن وداناترین به فرمان خداوند در فهم مسایل می باشد.»

از این روایت باید معیار را استنباط کرد که در تمامی مسایل مربوط به حکومت از صدر گرفته که رهبری امت است تا ذیل و پایین ترین مسوولیت ها، باید بر اساس شایسته سالاری باشد.

امیرمؤمنان در سخنی دیگر فرمود: «من احسن الکفایه استحق الولایه; آن کس که درست ازعهده اداره امور برآید شایستگی رهبری بر امت را دارد.»

سفارش پیوسته مولا علی(ع) به کارگزاران خویش تاکید بر «شایسته سالاری » در گزینش هاست. در موارد متعددی از عهدنامه مالک اشتر بر این امر تاکید شده است دربخشی از آن آمده است:

«ثم انظر فی امور عمالک فاستعملهم اختبارا ولاتولهم محاباه و اثره و توفی منهم اهل التجربه والحیاء من اهل البیوتات الصالحه والقدم فی الاسلام فانهم اکرم اخلاقا و اصح اعراضا و اقل فی المطامع اشرافا و ابلغ فی عواقب الامور نظرا; سپس در امور کارگزاران ات بنگر آن ها را آزموده به کارگیر (واحدی تحت عنوان گزینش داشته باش تاصلاحیت ها را بررسی کنی) و محور گزینشت میل و گرایش شخصی تو نباشد زیرا که این دو کانونی از شعبه های جور و خیانت است، و از میان آن ها افرادی که باتجربه تر و پاک تر و پیشگام تر در اسلامند برگزین، زیرا اخلاق آن ها بهتر وخانواده آن ها پاک تر و هم چنین کم طمع تر و در سنجش عواقب امور بیناترند.»

نیز در سخنی به یکی از کارگزاران خویش فرمود: «لاتقبلن فی استعمال عمالک و امرائک شفاعه الا شفاعه الکفاله والامانه; دربه کارگیری کارمندانت که باید زیر نظر تو کار کنند واسطه و شفاعتی رانپذیر مگر شفاعت «کفایت» و امانت را» و کفایت یعنی شایسته سالاری.

پرهيز از تصدّى امور بدون شایستگی های لازم

آنان كه بدون داشتن شايستگى‌هاى لازم، خود را بر مصدر امور قرار مى‌دهند و بدون «علم» و «قوّت» لازم برای مدیریت، دست به كارى مى‌زنند، آن‌چه را تباه مى‌كنند بيش‌تر از آن چيزى است كه اصلاح مى‌كنند. از امام صادق (ع) روايت شده است كه فرمود رسول خدا (ص) فرموده است: «مَنْ عَمِلَ عَلَى غَيْرِ عِلْمٍ كَانَ مَا يُفْسِدُ أَكْثَرَ مِمَّا يُصْلِحُ؛ آن كه بدون علم كارى را انجام دهد، آن‌چه تباه مى‌كند بيش‌تر از آن چيزى است كه اصلاح مى‌كند».

به همين سبب، انسان براى حفظ خود و كارها از تباهى، بايد از تصدّى امور بدون شایستگی لازم بپرهيزد. شيخ صدوق به اسناد خود از امام صادق (ع) روايت كرده است: «لاَ يَطْمَعَنَّ الْقَلِيلُ التَّجْرِبَةِ الْمُعْجِبُ بِرَأْيِهِ فِي رِئَاسَةٍ؛ فرد كم تجربه خودرأى نبايد در رياست طمع بندد.»

و رسول خدا (ص) فرموده است:«إِنَّ الرِّئَاسَةَ لاَ تَصْلُحُ إِلاَّ لاَِهْلِهَا، فَمَنْ دَعَا النَّاسَ إِلَى نَفْسِهِ وَ فِيهِمْ مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْهُ لَمْ يَنْظُرِ اللهُ إِلَيْهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ؛ رياست شايسته نيست مگر براى شایسته اش؛ پس هر كس مردم را به خود بخواند و در ميان مردم داناتر از او وجود داشته باشد، خداوند در روز قيامت به وى نظر نخواهد افكند».

چنين افرادى كه خود را به پستى و سقوط كشانده‌اند، سبب مى‌شوند كه كار مردم و امورى كه تصدّى كرده‌اند به پستى و سقوط كشانده شود. از پيامبر اكرم نقل شده است كه فرمود: «مَنْ أَمَّ قَوْمًا وَ فِيهِمْ أَعْلَمُ مِنْهُ أَوْ أَفْقَهُ مِنْهُ لَمْ يَزَلْ أَمْرُهُمْ فِي سِفَالٍ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ؛ هر كه مدیریت و رهبرى جماعتى را به عهده‌گيرد و در ميان ايشان داناتر و فقيه‌تر از وى باشد، پيوسته كارشان تا روز قيامت در پستى و سقوط است.»

نظر شما
تغییر رمز

فیسبوک