پیش‌آمدهای قبل از ظهور

از مجموعه درس گفتارهای ایت الله سید مرتضی شیرازی

254 ۱۳۹۶ شهریور ۲۹ - 2017/09/20

روایات زیادی از حوادث قبل از ظهور سخن میگویند: گسترش جنگ و کشتار، پرده دری در گناه و معصیت، رواج بی قیدی و فحشا. این نشانه ها به چه معناست؟ بیان آنها چه هدفی را دنبال میکند؟ چه وظیفه ای را برای ما ایجاب مینمایند؟

خداوند سبحان در قرآن کریم می‌فرماید: «وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا؛ و زمین به نور پروردگارش روشنایی می‌یابد.» در آیه دیگر می‌خوانیم:«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛ ای کسانی که ایمان آوردید؛ صبر پیشه کنید و ایستادگی ورزید و از مرزها پاسداری نمایید و از خداوند پروا کنید، امید است که رستگار شوید.»

در ادامه تفسیر آیات فوق، سخن درباره عناوین سه‌گانه پیش از ظهور است؛ پیش‌آمدها، مقدمه‌ها و زمینه‌ساز‌ها. همچنین عناوین دیگری در چارچوب بحث پاسداشت(مرابطه)  وجود دارد که به آنها نیز اشاره خواهد شد.

 

پیش‌آمد، مقدمه و زمینه‌

بحث نشانه‌های ظهور حضرت حجت بن الحسن(صلوات الله وسلامه عليه) یکی از مباحث دامنه‌داری است که اکنون قصد پرداختن به آن را نداریم اما به اختصار از عنوان‌های سه گانه‌ای سخن می‌گوییم که برای روشن شدن بحث پیش‌رو پرداختن به آن لازم است.

اصطلاح مشهور مقدمه(مقدمه، مقدمات و مقدمیه) عنوان‌ شناخته شده‌‌ای است که با اصطلاح پیش‌آمدها(متقدمات) تفاوت داشته و بیان آن در کنار عنوان «مقدمه» ضرورت دارد. همچنین اصطلاح دیگری نیز با عنوان «زمینه‌سازها»(ممهدات) وجود دارد که در بحث پیش‌رو به تفاوت‌های میان این سه؛ «زمینه‌ساز‌»، «مقدمه»، «پیش‌آمد» و پیامدهای حاصل از آن  اشاره خواهد شد.

تفاوت میان پیش‌آمد، مقدمه و زمینه‌ساز

عنوان مقدمه بر امور بسیاری صدق می‌کند زیرا برخی کارها مقدمه دستیابی به اهداف دیگر می‌باشند. همانند راه رفتن به سوی مسجد یا بازار که مقدمه رسیدن به آن مکان‌هاست. اما امور دیگری نیز وجود دارند که علی رغم مقدم شدن، با مقدمه متفاوتند؛ گاهی اوقات دو چیز بدون هیچ اقتضا و علیتی یا سبب و مسببیتی در پی هم رخ می‌دهند و یکی از آنها بر دیگری پیشی می‌گیرد به صورتی که رخداد اولی لازمه و مقدمه رویداد ثانوی نیست بلکه صرفاً پیش‌آمدی است که قبل از رویداد پسینی رخ می‌دهد. گاه این دو رویداد مقارن، متلازمند و گاه کاملاً اتفاقی با هم رخ داده‌اند.

مقدمه  با زمینه نیز‌تفاوت دارد زیرا مقدمه، راه رسیدن به مقصد است اما زمینه‌، مقصد را مهیا و فراهم می‌سازد.

مثلاً زمانی که شما به قصد رفتن به مسجد از منزلتان خارج می‌شوید، اگر در نیمه راه فرد زورگویی به شما پس‌گردنی بزند، این رویداد «پیش‌آمدی» در راه رسیدن به مسجد است اما این پیش‌آمد مقدمهٔ رسیدن به مسجد نیست بلکه راه رفتن شما به سوی مسجد، مقدمه رسیدن به آن یا به بیان دیگر علت مُعدّه رسیدن به مسجد است.اما همین راه رفتن، زمینه‌ساز ایجاد و ساخت مسجد نیست بلکه افراد و عوامل دیگری مانند بنّا، مهندس، کارگران و ... زمینه‌ساخت مسجد را فراهم می‌کنند.

در این بحث به برخی از پیش‌آمدهای قبل از ظهور مبارک ولی اللّه الاعظم (صلوات الله تعالى عليه) اشاره می‌شود. این پیش‌آمدها با وجود فراوانی، نه مقدمه و نه زمینه‌ساز ظهور هستند و برخی به اشتباه آنها را چنین پنداشته‌اند.

از جملهٔ این پیش‌آمدها که کمترین دلیلی برای مقدمه بودن یا زمینه سازی آنها برای ظهور وجود ندارد، مواردی است که در کتاب شریف کافی آمده است. صرف نظر از حجیت روایات کتاب کافی به طور عام، برخی از این روایات که در ادامه بحث به آنها می‌پردازیم، در درجه بالای اعتبار قرار دارند.

 

پیش‌آمدهای قبل از ظهور

مرحوم کلینی (رحمه الله) در حدیثی از امام صادق علیه السلام  پیش‌آمدها و شرایط قبل از ظهور را تصویر می‌کند. در اینجا به برخی از فرازهای برگزیده آن اشاره می‌کنیم.

در فرازهایی از این روایت آمده است: « فَإِذَارَأَيْتَ الْحَقَّ قَدْ مَاتَ‏ وَ ذَهَبَ أَهْلُه‏، وَ رَأَيْتَ الْجَوْرَ قَدْ شَمِلَ الْبِلَادَ؛ پس هرگاه دیدی حق از میان رفت و حق جویان رخت بربستند و ناحق همه جا را فراگرفت.» گاه پیش میآید که ظلم برخی نقاط زمین را فرامیگیرد، گاهی بر این گستره افزوده می‌شود اما گاه از هر کوی و برزن و خانه سر بر میآورد و بر هر خاندان، خانواده و فردی ستم میشود. این شرایط از جمله پیشآمدهای قبل از ظهور است و نه مقدمه، که در ادامه به پیامدهای تفاوت این دو بیشتر می‌پردازیم.

در ادامه روایت، درباره دیگر پیشآمدها میفرماید: « وَ رَأَيْتَ الْقُرْآنَ قَدْ خَلُقَ‏ وَ أُحْدِثَ فِيهِ مَا لَيْسَ فِيهِ، وَ وُجِّهَ عَلَى الْأَهْوَاءِ، وَ رَأَيْتَ الدِّينَ قَدِ انْكَفَأَ كَمَا يَنْكَفِئُ الْمَاءُ؛ و هر گاه دیدی قرآن کهنه و ناکارآمد انگاشته شد و به آن چیزهایی نسبت داده شد که درونش نیست و آن را بنابر امیال و خواستههای افراد توجیه کردند و دیدی دین همچون ظرف آبی وارونه گشت.» اگر دین و تعالیم دینی را به آب و ظرف آن تشبیه کنیم، در صورتی که ظرف دین یکباره وارونه شود دیگر چیزی از آن جز قطراتی اندک باقی نخواهد ماند؟ آیا این خطر هر یک از ما را تهدید نمی کند؟

امام در فرازهای دیگر روایت میفرماید: « وَ رَأَيْتَ أَهْلَ الْبَاطِلِ قَدِ اسْتَعْلَوْا عَلى‏ أَهْلِ الْحَقِّ؛ و هر گاه دیدی اهل باطل بر اهل حق برتری و چیرگی یافتهاند.» و این حال و روز جهان امروز است که از شرق تا غربش اهل باطل بر حق جویان حکم می‌رانند.

« وَ رَأَيْتَ الشَّرَّ ظَاهِراً لَايُنْهى‏ عَنْهُ وَ يُعْذَرُ أَصْحَابُهُ‏، وَ رَأَيْتَ الْفِسْقَ قَدْ ظَهَرَ، وَ اكْتَفَى الرِّجَالُ بِالرِّجَالِ وَ النِّسَاءُ بِالنِّسَاءِ، وَ رَأَيْتَ الْمُؤْمِنَ صَامِتاً لَايُقْبَلُ قَوْلُهُ، وَ رَأَيْتَ الْفَاسِقَ يَكْذِبُ وَ لَا يُرَدُّ عَلَيْهِ كَذِبُهُ وَ فِرْيَتُهُ‏، وَ رَأَيْتَ الصَّغِيرَ يَسْتَحْقِرُ الْكَبِيرَ، وَ رَأَيْتَ الْأَرْحَامَ قَدْ تَقَطَّعَتْ، وَ رَأَيْتَ مَنْ يَمْتَدِحُ‏ بِالْفِسْقِ يَضْحَكُ‏ مِنْهُ‏ وَ لَا يُرَدُّ عَلَيْهِ قَوْلُهُ، وَ رَأَيْتَ الْغُلَامَ يُعْطِي مَا تُعْطِي الْمَرْأَةُ، وَ رَأَيْتَ النِّسَاءَ يَتَزَوَّجْن‏ النِّسَاءَ، وَ رَأَيْتَ الثَّنَاءَ قَدْ كَثُرَ؛ و هرگاه دیدی شرّ و بدى آشكار شده است و کسی آن را زشت نمیشمارد و بدكاران بخشوده می‌شوند و فساد هويدا می‌شود و مردان به مردان و زنان به زنان بسنده میكنند و انسان مؤمن لب فرو مى‏بندد و سخن او پذيرفته نمى‏شود و انسان فرومایه دروغ میگویدو بر گفته‌اش واکنشی نشان داده نمی‌شود و كوچكتر، بزرگتر را خوار مى‏شمارد و پيوند خويشى گسسته مى‏شود و از ستاینده فساد شادمان میشوند و سخنان او را ناپسند نمیدانند و پسران خود را به جای زنان عرضه می کنند و و زنان با زنان ازدواج مى‏كنند و ستايش بی مورد و مبالغهآمیز فزونی مییابد.» 

ستایش ناپسند و بیجا، اگرچه بستگی به حکم و موضوع ستایش دارد، معمولاً همان تعریف و تمجید بیهوده و خلاف واقع است؛ چنین ستایشی غالباً در مواقعی صورت میگیرد که فرد مورد نظر شایستگی چندانی ندارد اما گوینده بیش از اندازه او را دارای شایستگی جلوه میدهد.

امام علیه السلام در ادامه می‌فرماید: «وَ رَأَيْتَ الرَّجُلَ يُنْفِقُ الْمَالَ فِي غَيْرِ طَاعَةِ اللَّهِ، فَلَا يُنْهى‏ وَ لَا يُؤْخَذُ عَلى‏ يَدَيْهِ؛ و هر گاه دیدی فرد، ثروت خود را در راه نافرمانی خداوند خرج میکند و کسی او را از این کار باز نمیدارد.» در جهان امروز برای احداث سالن سینماهای فاسد، مشروب فروشی، قمارخانه، شبکه‌های ماهوارهای منحرف و یا احزاب فاسد و گمراه کننده هزینههای میلیونی بلکه میلیاردی میشود و هیچ کس آنها را از انجام این کار بازنمیدارد. در چنین شرایطی، باید نهی از منکر  بدون هیچ سستی و کرختی انجام گیرد بلکه سزاور است با قدرت هر چه بیشتر برای دورکردن خطر فساد و تباهی، این افراد را از انجام چنین کارهایی بر حذر داریم.

«وَ رَأَيْتَ الْجَارَ يُؤْذِي جَارَهُ وَ لَيْسَ لَهُ مَانِع‏؛ و هرگاه دیدی فرد همسایهاش را میآزارد بی آنکه بر این کار مؤاخذه شود.» چه بسا دامنه این سخن، کشورهای همسایه را نیز در بر گیرد؛ مانند کشوری که با دخالت‌های بیجا در امور داخلی کشور همجوار، از تروریسم و بمبگذاری‌ حمایت کرده، در ایجاد نابسامانی در وضعیت اقتصادی و اجتماعی آن کشور تلاش نماید.

«وَ رَأَيْتَ الْكَافِرَ فَرِحاً لِمَا يَرى‏ فِي الْمُؤْمِنِ مَرِحاً لِمَا يَرى‏ فِي الْأَرْضِ مِنَ الْفَسَادِ؛ و هر گاه دیدی کافر از وضعیت نابسامان مومنان و از گسترش فساد در زمین خوشحال است.» امروزه کفار خوشحالند از اینکه در سرزمین‌های اسلامی، جنگ‌های داخلی ادامه دارد و خون‌های زیادی ریخته میشود و حاکمان نسبت به مردمشان ستم می ورزند. کفار، از شورش ملت‌ها بر حاکمانشان، استبداد، خودکامگی، عقبماندگی و نابودی کشاورزی و صنعت در گسترهٔ  سرزمینهای اسلامی به وجد آمده‌اند. آنچه اکنون کشورهای خزان زده عربی با آن دست و پنجه نرم میکنند، عیش خوش کفار را دوچندان نموده است.

«وَ رَأَيْتَ الْخُمُورَ تُشْرَبُ عَلَانِيَةً، وَ يَجْتَمِعُ عَلَيْهَا مَنْ لَايَخَافُ اللَّهَ تعالی، وَ رَأَيْتَ الْآمِرَ بِالْمَعْرُوفِ ذَلِيلًا؛ و هر گاه دیدی شرابخواری علنی و آشکار شد و کسانی که از خداوند متعال نمیهراسند برای نوشیدنش گرد هم میآیند و دیدی امرکننده به معروف، خوار شمرده میشود.» امروزه چه کسی جرأت دارد به بالادست خود انتقاد کند؟ اگر در این راه قدمی بردارد، به شیوههای گوناگون او را خوار و ذلیل میسازند.

«وَ رَأَيْتَ الْفَاسِقَ فِيمَا لَا يُحِبُّ اللَّهُ قَوِيّاً مَحْمُوداً وَ رَأَيْتَ أَصْحَابَ الْآيَاتِ يُحْتَقَرُونَ وَ يُحْتَقَرُ مَنْ يُحِبُّهُمْ‏ وَ رَأَيْتَ سَبِيلَ الْخَيْرِ مُنْقَطِعاً وَ سَبِيلَ الشَّرِّ مَسْلُوكاً وَ رَأَيْتَ بَيْتَ اللَّهِ قَدْ عُطِّلَ وَ يُؤْمَرُ بِتَرْكِهِ؛ و هنگامی که دیدی انسان فاسق امور خداناپسند را با تمام توان به همراه تعریف و تمجید دیگران انجام می‌دهد و دیدی اهل قرآن و دوستدارانشان خوار شمرده می‌شوند و دیدی راه خیر بسته و راه شر پر رفت و آمد است و دیدی زیارت خانه خدا تعطیل شده و فرمان به ترک زیارتش می‌دهند.»

«وَ رَأَيْتَ الرَّجُلَ يَقُولُ مَا لَايَفْعَلُهُ؛ و هر گاه دیدی افراد چیزی را میگویند که به آن عمل نمیکنند.» به عنوان مثال برخی افراد با دیگران از صبر و بردباری سخن می‌گویند اما خودشان در کمترین مصیبت و سختی صبر پیشه نمیکنند؛ یا اینکه با دیگران از رویگردانی گناه سخن می‌گویند اما خودشان از موارد محتمل گناه رویگردان نیستند.

«وَ َرَأَيْتَ الرِّجَالَ يَتَسَمَّنُونَ‏ لِلرِّجَالِ وَ النِّسَاءَ لِلنِّسَاءِ وَ رَأَيْتَ الرَّجُلَ مَعِيشَتُهُ مِنْ دُبُرِهِ وَ مَعِيشَةُ الْمَرْأَةِ مِنْ فَرْجِهَا وَ رَأَيْتَ النِّسَاءَ يَتَّخِذْنَ الْمَجَالِسَ كَمَا يَتَّخِذُهَا الرِّجَالُ وَ رَأَيْتَ التَّأْنِيثَ فِي وُلْدِ الْعَبَّاسِ قَدْ ظَهَرَ وَ أَظْهَرُوا الْخِضَابَ وَ امْتَشَطُوا كَمَا تَمْتَشِطُ الْمَرْأَةُ لِزَوْجِهَا وَ أَعْطَوُا الرِّجَالَ الْأَمْوَالَ عَلَى فُرُوجِهِمْ وَ تُنُوفِسَ فِي الرَّجُلِ‏ وَ تَغَايَرَ عَلَيْهِ الرِّجَالُ وَ كَانَ صَاحِبُ الْمَالِ أَعَزَّ مِنَ الْمُؤْمِنِ وَ كَانَ الرِّبَا ظَاهِراً لَا يُعَيَّرُ وَ كَانَ الزِّنَا تُمْتَدَحُ بِهِ النِّسَاءُ وَ رَأَيْتَ الْمَرْأَةَ تُصَانِعُ زَوْجَهَا عَلَى نِكَاحِ الرِّجَالِ وَ رَأَيْتَ أَكْثَرَ النَّاسِ وَ خَيْرَ بَيْتٍ مَنْ يُسَاعِدُ النِّسَاءَ عَلَى فِسْقِهِنَّ وَ رَأَيْتَ الْمُؤْمِنَ مَحْزُوناً مُحْتَقَراً ذَلِيلًا وَ رَأَيْتَ الْبِدَعَ وَ الزِّنَا قَدْ ظَهَرَ وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَعْتَدُّونَ بِشَاهِدِ الزُّورِ وَ رَأَيْتَ الْحَرَامَ يُحَلَّلُ وَ رَأَيْتَ الْحَلَالَ يُحَرَّمُ؛ و وقتی دیدی که مردان به هم‌جنس خود می‌گرایند و زنان به زنان و دیدی که درآمد مردان و زنان از خودفروشی است و  دیدی که زنان به سان مردان گردهمایی و انجمن داشته باشند و دیدی بنی‌عباس آشکارا رفتار زنانه را پیشه ساختند و همچون زنان سرخاب سفیداب کرده، مانند شانه کردن زن برای همسرش موی شانه سازند و برای لذت‌جویی جنسی مردان از آن‌ها یا از ناموسشان، به مردان پول دهند و بر سر لذت‌جویی جنسی از مرد رقابت شود و مردان برای این کار غیرت ورزند و دیدی که انسان پولدار و مرفه عزیزتر از انسان مؤمن باشد و ربا آشکار شود و برآن خرده نگیرند و زنان برای انجام زنا ستوده شوند و دیدی که زن با لذت‌جویی جنسی همسرش از مردان موافقت نماید و دیدی که بیشتر مردم و بهترین خانه‌ها آن‌هایی باشند که زنان را در هرزگی کردن یاری رسانند و دیدی انسان مؤمن خوار و ذلیل گردد و دیدی که بدعت و زنا آشکار شود و دیدی که مردم به گواهی دروغ اعتماد کنند  و دیدی حرام حلال شود و حلال حرام گردد.»

« وَ رَأَيْتَ الدِّينَ بِالرَّأْي‏؛ و هر گاه دیدی از دین برداشت‌های شخصی شود.» همچنان‌که «قیاس» یکی از مصادیق چنین برداشت‌هایی است. امروزه قیاس رواج یافته و از آن با اصطلاح پر طمطراق «تاریخی بودن احکام شرعی» و «نسبی بودن معرفت» نام میبرند.

«وَ عُطِّلَ الْكِتَابُ وَ أَحْكَامُهُ؛ و هر گاه دیدی قرآن و احکامش بر زمین مانده است.» مانند اینکه به بهانهها و عناوین مختلفی از جمله اهم و مهم یا تعدد برداشت‌ها، به دستورات الهی عمل نمیشود.

«وَ رَأَيْتَ اللَّيْلَ لَايُسْتَخْفى‏بِهِ مِنَ الْجُرْأَةِ عَلَى اللَّهِ؛ و هر گاه دیدی مردم چنان گستاخ میشوند که حتی در شب هنگام، که زمان آسایش و استراحت است، به گناه مشغولند.» امروزه در همه جای دنیا، شب بهترین زمان برای انجام کارهای ناشایست شده است چنان‌که شنیدهایم فیلم‌های مستهجن نیز پس از نیمه شب پخش میشوند. جای تعجب دارد که برخی کشورهای اسلامی نیز ماه رمضان و شبهای آن را بهترین زمان برای پخش فیلم‌ها و سریال‌ها می‌دانند. در حالی که نیمه شب، به ویژه شب‌های ماه مبارک رمضان بهترین زمان برای مناجات و راز و نیاز با خداوندگار هستی است نه وقت گذران عمر به لهو و لعب.»

«وَ رَأَيْتَ الْمُؤْمِنَ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُنْكِرَ إِلَّا بِقَلْبِهِ‏ وَ رَأَيْتَ الْعَظِيمَ مِنَ الْمَالِ يُنْفَقُ فِي سَخَطِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏؛ و زمانی که دیدی مؤمن نمی‌تواند چیزی را جز در قلب خویش انکار کند و دیدی مال فراوانی در امور خداناپسند صرف می‌شود.»

«وَ رَأَيْتَ الْوُلَاةَ يُقَرِّبُونَ أَهْلَ الْكُفْرِ وَ يُبَاعِدُونَ أَهْلَ الْخَيْر؛ و هر گاه دیدی حاکمان، کفار را به دستگاه حکومتی خویش فرا میخوانند و نیکوکاران را از خود دور میسازند.» چنان‌که امروزه دولت‌ها و شرکت‌های وابسته به موسسهها یا شخصیت‌های غربی و کافر، بارزترین کارشناسان و مستشاران کشورهای اسلامی در زمینههای گوناگون هستند.

«وَ رَأَيْتَ الْوُلَاةَ يَرْتَشُونَ فِي الْحُكْمِ‏، وَ رَأَيْتَ الْوِلَايَةَ قَبَالَةًلِمَنْ زَادَ؛ و هر گاه دیدی حاکمان برای انجام امورحکومتی رشوه می‌گیرند و حکومت همچون بنچاق به مزایده گذارده میشود.» اخیراً در برخی زد و بندهای سیاسی، خرید و فروش منصب‌های حکومتی متعارف شده است.

«وَ رَأَيْتَ ذَوَاتِ الْأَرْحَامِ يُنْكَحْنَ وَ يُكْتَفَى بِهِنَّ وَ رَأَيْتَ الرَّجُلَ يُقْتَلُ عَلَى التُّهَمَةِ وَ عَلَى الظِّنَّةِ وَ يَتَغَايَرُ عَلَى الرَّجُلِ الذَّكَرِ فَيَبْذُلُ لَهُ نَفْسَهُ وَ مَالَهُ وَ رَأَيْتَ الرَّجُلَ يُعَيَّرُ عَلَى إِتْيَانِ النِّسَاءِ وَ رَأَيْتَ الرَّجُلَ يَأْكُلُ مِنْ كَسْبِ امْرَأَتِهِ مِنَ الْفُجُورِ يَعْلَمُ ذَلِكَ وَ يُقِيمُ عَلَيْهِ وَ رَأَيْتَ الْمَرْأَةَ تَقْهَرُ زَوْجَهَا وَ تَعْمَلُ مَا لَا يَشْتَهِي وَ تُنْفِقُ عَلَى زَوْجِهَا وَ رَأَيْتَ الرَّجُلَ يُكْرِي امْرَأَتَهُ وَ جَارِيَتَهُ وَ يَرْضَى بِالدَّنِيِّ مِنَ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ وَ رَأَيْتَ الْأَيْمَانَ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ كَثِيرَةً عَلَى الزُّورِ وَ رَأَيْتَ الْقِمَارَ قَدْ ظَهَرَ وَ رَأَيْتَ الشَّرَابَ يُبَاعُ ظَاهِراً لَيْسَ لَهُ مَانِعٌ وَ رَأَيْتَ النِّسَاءَ يَبْذُلْنَ أَنْفُسَهُنَّ لِأَهْلِ الْكُفْرِ وَ رَأَيْتَ الْمَلَاهِيَ قَدْ ظَهَرَتْ‏ يُمَرُّ بِهَا لَا يَمْنَعُهَا أَحَدٌ أَحَداً وَ لَا يَجْتَرِئُ أَحَدٌ عَلَى مَنْعِهَا وَ رَأَيْتَ الشَّرِيفَ يَسْتَذِلُّهُ الَّذِي يُخَافُ سُلْطَانُهُ وَ رَأَيْتَ أَقْرَبَ النَّاسِ مِنَ الْوُلَاةِ مَنْ يَمْتَدِحُ بِشَتْمِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ وَ رَأَيْتَ مَنْ يُحِبُّنَا يُزَوَّرُ وَ لَا تُقْبَلُ شَهَادَتُهُ وَ رَأَيْتَ الزُّورَ مِنَ الْقَوْلِ يُتَنَافَسُ فِيهِ وَ رَأَيْتَ الْقُرْآنَ قَدْ ثَقُلَ عَلَى النَّاسِ اسْتِمَاعُهُ وَ خَفَّ عَلَى النَّاسِ اسْتِمَاعُ‏ الْبَاطِلِ وَ رَأَيْتَ الْجَارَ يُكْرِمُ الْجَارَ خَوْفاً مِنْ لِسَانِهِ وَ رَأَيْتَ الْحُدُودَ قَدْ عُطِّلَتْ وَ عُمِلَ فِيهَا بِالْأَهْوَاءِ وَ رَأَيْتَ الْمَسَاجِدَ قَدْ زُخْرِفَتْ وَ رَأَيْتَ أَصْدَقَ النَّاسِ عِنْدَ النَّاسِ الْمُفْتَرِيَ الْكَذِبَ‏ وَ رَأَيْتَ الشَّرَّ قَدْ ظَهَرَ وَ السَّعْيَ بِالنَّمِيمَةِ؛  و هنگامی که دیدی مردان با زنان محارم همبستر شوند و به آنها بسنده کنند و دیدی مردم را صرفاً به جهت یک اتهام یا سوء‌ظن به قتل برسانند و دیدی که نسبت به لذت‌جویی جنسی از مردان غیرت ورزند و بر سر این کار جان و مال خویش را بدهند و دیدی که مرد برای آمیزش با زنان سرزنش شود و دیدی که مرد از هرزگی همسرش امرار معاش می‌کند و آگاهانه به آن تن می‌دهد و دیدی که زن بر همسرش چیره شده و کارهایی بر خلاف میلش انجام می‌دهد و مخارج مردش را تأمین می‌کند و دیدی که مرد همسر و کنیزش را برای هرزگی کرایه می‌دهد و بابت آن به خوراکی و نوشیدنی پست و ناچیز راضی می‌شود و دیدی که سوگندهای ناروا به نام خداوند فراوان گردد و قماربازی آشکار شود و شراب آزادانه خرید و فروش شود  و دیدی که زنان خود را در اختیار کافران می‌گذارند و دیدی که سرگرمی‌های غافل کننده آشکار شود و هر کسی بی‌تفاوت از کنارش گذرکرده و دیگران را از آن باز نمی‌دارد و کسی جرأت نمی‌یابد تا از آن جلوگیری کند و دیدی که کسانی که مردم از حکمرانی‌شان واهمه دارند، افراد با شرافت را خوار سازند و دیدی که نزدیکترین افراد به حکمرانان کسانی هستند که به ستیزه‌جویی و دشنام‌گویی به ما اهل بیت ستایش می‌شوند و دیدی که دوستدار ما را دروغگو پندارند و شهادتش را نپذیرند و دیدی که بر سر گفتن سخن دروغ و ناروا رقابت شود و دیدی که شنیدن قرآن برای مردم سخت و گران و شنیدن سخن باطل برایشان آسان باشد و دیدی که همسایه همسایه‌اش را از ترس زبانش گرامی می‌دارد و دیدی که حدود خداوند تعطیل شود و بنا به دلخواه خویش عمل کنند و دیدی که مساجد آراسته و نگارین شود و دیدی که راستگوترین فرد نزد مردم دروغگوترینشان است و دیدی که شر آشکار گشته و در سخن‌چینی تلاش فراوان شود.»

«وَ رَأَيْتَ الْبَغْيَ قَدْ فَشَا؛ و هر گاه دیدی ستم گسترش و فزونی یافته است.» امروزه شاهدیم که جز در میان افراد خداترس، جفاکاری در میان اقوام و خویشاوندان، بازارها، دانشگاهها و حوزههای علمیه رواج یافته است. گاهی ظلم از افراد پاییندست نسبت به افراد بالادست صورت می‌گیرد؛ گاهی نیز بر خلاف این حالت از بالا به پایین و گاه نیز در مرتبه مساوی، افراد نسبت به یکدیگر ستم میکنند.

«وَ رَأَيْتَ الْغِيبَةَ تُسْتَمْلَحُ‏ وَ يُبَشِّرُ بِهَا النَّاسُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً وَ رَأَيْتَ طَلَبَ الْحَجِّ وَ الْجِهَادِ لِغَيْرِ اللَّهِ؛ و دیدی که غیبت، خوشمزگی انگاشته شود و مردم یکدیگر را به شنیدن آن مژده دهند و دیدی که برای غیر خدا به حج و جهاد بشتابند.»

«وَ رَأَيْتَ السُّلْطَانَ يُذِلُّ لِلْكَافِرِ الْمُؤْمِنَ‏؛ و هر گاه دیدی حاکم، انسان مومن را نزد کافر خوار میسازد.» به بیان دیگر حاکم برای جلب رضایت کافر، انسان مومن را خوار میسازد. امروزه درحکومت‌های سرزمینهای اسلامی، چنین رفتاری بسیار به چشم میخورد.

« وَ رَأَيْتَ الْخَرَابَ قَدْ أُدِيلَ مِنَ الْعُمْرَانِ؛ و هر گاه دیدی ویرانی بیش از آبادانی است.» آیا فراوانی زمینهای ویران و خشک و لمیزرع را در سرزمینهای اسلامی نمیبینید؟ مگر نه اینکه عراق پیشتر از شدت حاصلخیزی و سرسبزی به  أرض سواد مشهور بود؟ پس چرا امروز اینگونه ویران است؟

« وَ رَأَيْتَ الرَّجُلَ مَعِيشَتُهُ مِنْ بَخْسِ الْمِكْيَالِ وَ الْمِيزَانِ؛ و دیدی که درآمد مرد از کم‌فروشی تأمین می‌شود.»

«وَ رَأَيْتَ سَفْكَ‏ الدِّمَاءِ يُسْتَخَفُّ بِهَا؛ و هر گاه دیدی کشت و کشتار را آسان و سبک میشمارند.» این وضعیتی است که در دوران کنونی شاهد آن هستیم و چه بسا در تاریخ نیز نظیر آن یافت نشود. امروزه می‌بینیم که فرماندهان جنگهای خانمانسوز و عوامل انفجارهای انتحاری و حامیان آنها ، هزاران و صدها هزار نفر را میکُشند و برخی از آنها از کشتار و ریختن خون مردم بیگناه به ویژه پیروان اهل بیت علیهمالسلام لذت فراوان میبرند. نقل می‌کنند که یکی از تروریست‌ها اشتهای خود را به مدت سه روز از دست داده بود اما زمانی که از موفقیت‌آمیزبودن بمبگذاری‌هایش با خبر شد گفت: اکنون اشتهایم باز شد! غذا را بیاورید!!!

«وَ رَأَيْتَ الرَّجُلَ يَطْلُبُ الرِّئَاسَةَ لِغرَضِ‏ الدُّنْيَا؛ و هر گاه دیدی افراد برای مطامع دنیوی در پی ریاست بودند.»

«وَ يَشْهَرُ نَفْسَهُ بِخُبْثِ اللِّسَانِ لِيُتَّقَى وَ تُسْنَدَ إِلَيْهِ الْأُمُورُ وَ رَأَيْتَ الصَّلَاةَ قَدِ اسْتُخِفَّ بِهَا؛ و افراد خویشتن را به بدزبانی شهره سازند تا دیگران از آنها بهراسند و کارها به او واگذار شود و دیدی که نماز را سبک بشمارند.»

«وَ رَأَيْتَ الرَّجُلَ عِنْدَهُ الْمَالُ الْكَثِيرُلَمْ يُزَكِّهِ مُنْذُ مَلَكَهُ‏؛ و هر گاه دیدی افراد ثروتمند زکات داراییشان را تا به حال نداده باشند.» درباره این فراز حکایت عبرت‌آموزی را نقل میکنیم. روزی یکی از علما در سرزمینی اسلامی به دیدار تاجری رفت و به او پیشنهاد داد تا در یک پروژه خیریه مشارکت کند. تاجر نیز حدود 2000 دلار وعده مشارکت داد اما تا شش ماه وعده خود را به تاخیر انداخت. با وجود این‌که او تاجر بزرگ و میلیونر بلکه میلیاردری بود و 2000 دلار در میان ثروت هنگفت او به چشم نمیآمد. خداوند به او مهلت نیکوکاری داده بود اما نسبت به او اهمال نکرد. پس از مدتی آقای تاجر در یک معامله بزرگ تجاری حدود 24 میلیون دلار ضرر کرد. این چنین است که بلا و گرفتاری در پی گناه وسهلانگاری دامن انسان را میگیرد.

« وَ رَأَيْتَ الْهَرْجَ قَدْ كَثُرَ وَ رَأَيْتَ الرَّجُلَ يُمْسِي نَشْوَانَ‏  وَ يُصْبِحُ سَكْرَانَ لَا يَهْتَمُّ بِمَا النَّاسُ فِيهِ وَ رَأَيْتَ الْبَهَائِمَ تُنْكَحُ وَ رَأَيْتَ الْبَهَائِمَ يَفْرِسُ بَعْضُهَا بَعْضاً؛ و دیدی که آشوب بسیار شود و مرد شبانه‌روز مست باشد و دیدی که انسان‌ها با حیوانات آمیزش کنند و دیدی که چهارپایان همدیگر را بدرند.»

« وَ رَأَيْتَ قُلُوبَ النَّاسِ قَدْقَسَتْ، وَ جَمَدَتْ أَعْيُنُهُمْ؛ و هر گاه دیدی مردم سنگدل شده‌اند و اشک‌هایشان خشکیده است.» چه بسیار افرادی که گناهان را میبینند ولی بی توجه از کنار آنها میگذرند. در روزگاران پیشین وقتی خبر دستبرد یا تبهکاری را میشنیدیم قلبهایمان به درد میآمد اما امروزه انواع گناهان و جرایم هولناک به ویژه انفجارهای تروریستی را میبینیم و میشنویم و بی‌ تفاوت از کنار آنها می‌گذریم زیرا سنگدل شدهایم. امیرمومنان صلوات الله تعالى عليه درباره سنگدلی مردم روزگارش می‌فرماید: «شنیدهام مردی از لشكر شام به خانه زنى مسلمان و زن غير مسلمانی در پناه اسلام هجوم برده و گردنبند و دستبند و گوشواره و خلخال‏ آنها را غارت کرده است و آنها براى دفاع، جز گریه و زاری و التماس سلاحی نداشته‏اند. لشكريان غارتگر شام با غنائم فراوان برگشتند بی آنکه حتی یک کشته یا زخمی بر جای نهند.  اگر مرد مسلمانی در اندوه چنین رویداد اسفناکی بمیرد ملامت نخواهد شد و به نظرم همین سزاوار است.» حال در روزگار ما با این سنگدلی مردمان، چگونه میخواهیم خداوند متعال بر ما ترحم کند؟ به نظر میرسد ما با چنین شرایطی هرگز شایستگی ظهور امام زمان علیه السلام را نخواهیم داشت؟! زیرا جایگاه آن مظهر نورانیت و سرچشمه عصمت و طهارت کجا و موقعیت این بشر پست و فرومایه کجا؟ 

« وَ ثَقُلَ الذِّكْرُ عَلَيْهِمْ‏؛ و یادکردن خداوند بر آنها گران است.» وقتی به مردم میگویی در هنگام طی مسیر و قدم زدن یا هنگام راه رفتن در بازار یا هنگام درس یا در هر موقعیت و سمتی که قرار گرفتی، «به یاد خدا باش» این سخن برایشان گران و سنگین است.

«وَ رَأَيْتَ الْفَقِيهَ يَتَفَقَّهُ لِغَيْرِ الدِّينِ يَطْلُبُ الدُّنْيَا وَ الرِّئَاسَةَ؛ و دیدی که فقیه نه برای شناخت احکام دین بلکه برای حب دنیا و جاه‌طلبی به دنبال فقه می‌رود.»

«و رَأَيْتَ النَّاسَ مَعَ مَنْ‏ غَلَبَ؛ و هر گاه دیدی مردم با فردی که چیرگی یافته همراه هستند.» در هر زمانی مردم با فردی همراه هستند که نفوذ بیشتری دارد و بر دیگران غلبه یافته است.

«وَ رَأَيْتَ طَالِبَ الْحَلَالِ يُذَمُّ وَ يُعَيَّرُ وَ طَالِبَ الْحَرَامِ يُمْدَحُ وَ يُعَظَّمُ وَ رَأَيْتَ الْحَرَمَيْنِ يُعْمَلُ فِيهِمَا بِمَا لَا يُحِبُّ اللَّهُ لَا يَمْنَعُهُمْ مَانِعٌ وَ لَا يَحُولُ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْعَمَلِ الْقَبِيحِ أَحَدٌ وَ رَأَيْتَ الْمَعَازِفَ ظَاهِرَةً فِي الْحَرَمَيْنِ‏ وَ رَأَيْتَ الرَّجُلَ يَتَكَلَّمُ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْحَقِّ وَ يَأْمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ فَيَقُومُ إِلَيْهِ مَنْ يَنْصَحُهُ فِي نَفْسِهِ فَيَقُولُ هَذَا عَنْكَ مَوْضُوعٌ وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَنْظُرُ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ وَ يَقْتَدُونَ بِأَهْلِ الشُّرُورِ وَ رَأَيْتَ مَسْلَكَ الْخَيْرِ وَ طَرِيقَهُ خَالِياً لَا يَسْلُكُهُ أَحَدٌ وَ رَأَيْتَ الْمَيِّتَ يُهْزَأُ بِهِ فَلَا يَفْزَعُ لَهُ أَحَدٌ وَ رَأَيْتَ كُلَّ عَامٍ يَحْدُثُ فِيهِ مِنَ الشَّرِّ وَ الْبِدْعَةِ أَكْثَرُ مِمَّا كَانَ وَ رَأَيْتَ الْخَلْقَ وَ الْمَجَالِسَ لَا يُتَابِعُونَ إِلَّا الْأَغْنِيَاءَ وَ رَأَيْتَ الْمُحْتَاجَ يُعْطَى عَلَى الضَّحِكِ بِهِ وَ يُرْحَمُ لِغَيْرِ وَجْهِ اللَّهِ وَ رَأَيْتَ الْآيَاتِ فِي السَّمَاءِ لَا يَفْزَعُ لَهَا أَحَدٌ وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَتَسَافَدُونَ‏ كَمَا يَتَسَافَدُ الْبَهَائِمُ لَا يُنْكِرُ أَحَدٌ مُنْكَراً تَخَوُّفاً مِنَ‏ النَّاسِ وَ رَأَيْتَ الرَّجُلَ يُنْفِقُ الْكَثِيرَ فِي غَيْرِ طَاعَةِ اللَّهِ وَ يَمْنَعُ الْيَسِيرَ فِي طَاعَةِ اللَّهِ وَ رَأَيْتَ الْعُقُوقَ قَدْ ظَهَرَ وَ اسْتُخِفَّ بِالْوَالِدَيْنِ وَ كَانَا مِنْ أَسْوَإِ النَّاسِ حَالًا عِنْدَ الْوَلَدِ وَ يَفْرَحُ بِأَنْ يَفْتَرِيَ عَلَيْهِمَا وَ رَأَيْتَ النِّسَاءَ وَ قَدْ غَلَبْنَ عَلَى الْمُلْكِ وَ غَلَبْنَ عَلَى كُلِّ أَمْرٍ لَا يُؤْتَى إِلَّا مَا لَهُنَّ فِيهِ هَوًى وَ رَأَيْتَ ابْنَ الرَّجُلِ يَفْتَرِي عَلَى أَبِيهِ وَ يَدْعُو عَلَى وَالِدَيْهِ وَ يَفْرَحُ بِمَوْتِهِمَا وَ رَأَيْتَ الرَّجُلَ إِذَا مَرَّ بِهِ يَوْمٌ وَ لَمْ يَكْسِبْ فِيهِ الذَّنْبَ الْعَظِيمَ مِنْ فُجُورٍ أَوْ بَخْسِ مِكْيَالٍ أَوْ مِيزَانٍ أَوْ غِشْيَانِ حَرَامٍ أَوْ شُرْبِ مُسْكِرٍ كَئِيباً حَزِيناً يَحْسَبُ أَنَّ ذَلِكَ الْيَوْمَ عَلَيْهِ وَضِيعَةٌ مِنْ عُمُرِهِ‏ وَ رَأَيْتَ السُّلْطَانَ يَحْتَكِرُ الطَّعَامَ وَ رَأَيْتَ أَمْوَالَ ذَوِي الْقُرْبَى تُقْسَمُ فِي الزُّورِ وَ يُتَقَامَرُ بِهَا وَ تُشْرَبُ بِهَا الْخُمُورُ وَ رَأَيْتَ الْخَمْرَ يُتَدَاوَى بِهَا وَ يُوصَفُ لِلْمَرِيضِ وَ يُسْتَشْفَى بِهَا وَ رَأَيْتَ النَّاسَ قَدِ اسْتَوَوْا فِي تَرْكِ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تَرْكِ التَّدَيُّنِ بِهِ وَ رَأَيْتَ رِيَاحَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ أَهْلِ النِّفَاقِ قَائِمَةً وَ رِيَاحَ أَهْلِ الْحَقِّ لَا تَحَرَّكُ وَ رَأَيْتَ الْأَذَانَ بِالْأَجْرِ وَ الصَّلَاةَ بِالْأَجْرِ وَ رَأَيْتَ الْمَسَاجِدَ مُحْتَشِيَةً مِمَّنْ لَا يَخَافُ اللَّهَ- مُجْتَمِعُونَ فِيهَا لِلْغِيبَةِ وَ أَكْلِ لُحُومِ أَهْلِ الْحَقِّ وَ يَتَوَاصَفُونَ فِيهَا شَرَابَ الْمُسْكِرِ وَ رَأَيْتَ السَّكْرَانَ يُصَلِّي بِالنَّاسِ وَ هُوَ لَا يَعْقِلُ وَ لَا يُشَانُ‏ بِالسُّكْرِ وَ إِذَا سَكِرَ أُكْرِمَ وَ اتُّقِيَ وَ خِيفَ وَ تُرِكَ لَا يُعَاقَبُ وَ يُعْذَرُ بِسُكْرِهِ وَ رَأَيْتَ مَنْ أَكَلَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى يُحْمَدُ بِصَلَاحِهِ وَ رَأَيْتَ الْقُضَاةَ يَقْضُونَ بِخِلَافِ مَا أَمَرَ اللَّهُ وَ رَأَيْتَ الْوُلَاةَ يَأْتَمِنُونَ الْخَوَنَةَ لِلطَّمَعِ وَ رَأَيْتَ الْمِيرَاثَ قَدْ وَضَعَتْهُ الْوُلَاةُ لِأَهْلِ الْفُسُوقِ وَ الْجُرْأَةِ عَلَى اللَّهِ‏ يَأْخُذُونَ مِنْهُمْ وَ يُخَلُّونَهُمْ وَ مَا يَشْتَهُونَ‏ وَ رَأَيْتَ الْمَنَابِرَ يُؤْمَرُ عَلَيْهَا بِالتَّقْوَى وَ لَا يَعْمَلُ الْقَائِلُ بِمَا يَأْمُرُ وَ رَأَيْتَ الصَّلَاةَ قَدِ اسْتُخِفَّ بِأَوْقَاتِهَا وَ رَأَيْتَ الصَّدَقَةَ بِالشَّفَاعَةِ لَا يُرَادُ بِهَا وَجْهُ اللَّهِ وَ يُعْطَى لِطَلَبِ النَّاسِ وَ رَأَيْتَ‏ النَّاسَ هَمُّهُمْ بُطُونُهُمْ وَ فُرُوجُهُمْ لَا يُبَالُونَ بِمَا أَكَلُوا وَ مَا نَكَحُوا وَ رَأَيْتَ الدُّنْيَا مُقْبِلَةً عَلَيْهِمْ وَ رَأَيْتَ أَعْلَامَ الْحَقِّ قَدْ دَرَسَتْ‏ فَكُنْ عَلَى حَذَرٍ وَ اطْلُبْ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ النَّجَاةَ وَ اعْلَمْ أَنَّ النَّاسَ فِي سَخَطِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِنَّمَا يُمْهِلُهُمْ لِأَمْرٍ يُرَادُ بِهِمْ فَكُنْ مُتَرَقِّباً وَ اجْتَهِدْ لِيَرَاكَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي خِلَافِ مَا هُمْ عَلَيْهِ‏ فَإِنْ نَزَلَ بِهِمُ الْعَذَابُ وَ كُنْتَ فِيهِمْ عَجَّلْتَ إِلَى رَحْمَةِ اللَّهِ وَ إِنْ أُخِّرْتَ ابْتُلُوا وَ كُنْتَ قَدْ خَرَجْتَ مِمَّا هُمْ فِيهِ مِنَ الْجُرْأَةِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اعْلَمْ أَنَ‏ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ‏ وَ أَنَ‏ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ‏؛

و دیدی که جوینده روزی حلال مورد سرزنش و جوینده حرام مورد ستایش و احترام قرار می‌‌گیرد و دیدی که در حرمین (مکه و مدینه) کارهای خداناپسند انجام می‌شود بی آنکه کسی از انجام آن‌ها جلوگیری کند یا مردم را از آن عمل ناشایست دور کند و دیدی که خوانندگی و نوازندگی در حرمین رواج یابد و دیدی آنکه سخن حق می‌گوید و امر به معروف و نهی از منکر می‌کند با لحنی ملامت‌آمیز به او می‌گویند: «به تو ارتباطی ندارد» و هنگامی که دیدی مردم چشم و هم‌چشمی می‌کنند و دنباله‌رو زشت‌کرداران می‌شوند و دیدی که راه خیر بی رهرو مانده و هیچ کس در مسیر خیر گام نمی‌نهد و دیدی که مردگان را مسخره کنند و برایشان اندوهگین نشوند و دیدی که هر سال بیش از گذشته بدعتی تازه نهاده شود و دیدی که مردم و اجتماعات فقط از توانگران پیروی کنند و دیدی که دلسوزی و کمک به فقیر از روی خنده و خوشگذرانی است نه برای جلب رضای خداوند و دیدی که هیچ کس از نشانه‌های پدیدآمده در آسمان نهراسد و دیدی که مردم همچون حیوانات با همدیگر درگیر شوند و هیچ کس از ترس حرف مردم، کار بد را زشت نشمارد و دیدی که برای نافرمانی خداوند خرج‌های فراوان شود ولی در اطاعتش از کمترین هزینه هم دریغ گردد و دیدی که ناسپاسی پدر و مادر آشکار گشته، احترامشان را سبک بشمارند و آنها بدترین موقعیت را نزد فرزندانشان داشته باشند و فرزند از دروغ‌بستن به آنها خرسند می‌گردد و دیدی که زنان بر حکومت چیره شده‌اند و زمام هر کاری را به دست گرفته‌اند و کارها جز با خواست آنها انجام نشود و دیدی که افراد به پدر و مادر خویش افترا زده، آنها را نفرین می‌کنند و از مرگشان خوشحال می‌شوند و دیدی که اگر روزی بر مرد بگذرد و در آن روز گناهی بزرگ مانند هرزگی یا کم‌فروشی یا میخوارگی نکرده باشد، غمگین و ناخرسند گشته، عمرش را تلف شده به حساب می‌آورد و دیدی که حاکم غذا را احتکار می‌کند و دیدی که سهم امام علیه السلام و سادات (خمس) به ناحق تقسیم شده با آن قمار و میخواری کنند و دیدی که بیماری‌ها را با شراب درمان کنند و برای بیماران تجویزش کرده از آن بهبودی و سلامتی بجویند و دیدی که مردم در مورد ترک امر به معروف و نهی از منکر و بی اعتقادی نسبت به آن متفق شوند و دیدی که منافقان و اهل نفاق هیاهو کنند و اهل حق خاموش باشند و دیدی که برای اذان گفتن و اقامه نماز اجرت طلب کنند و دیدی که مساجد از انسان‌های خداناترس آکنده شده و برای بدگویی و خوردن گوشت اهل حق در مسجد گرد هم آمده و از شراب مدهوش کننده سخن می‌‌گویند و دیدی که پیشنماز مردم مست و لایعقل باشد و بر مستی ایراد نگیرند و چون مست شود گرامیش داشته، ملاحظه حالش را کنند و بی هیچ بازخواستی رهایش کرده و مستی‌اش را نادیده انگارند و دیدی آنکه مال یتیم بخورد شایستگیش را می‌ستایند و دیدی که در قضات بر خلاف فرمان خدا حکم رانند و دیدی که زمامداران از روی طمع، فرد خائن را امین خویش سازند و دیدی که حکمرانان اختیار مال و میراث مردم را به دست افراد بدکار و خداناترس سپرده‌، از آنها بهره‌ می‌جویند و آنها را در انجام این کار آزاد می‌گذارند و دیدی که بالای منبرها توصیه به تقوی می‌شود ولی گوینده هم به گفته خویش عمل نمی‌کند و دیدی که وقت نمازها را سبک بشمارند و دیدی که صدقات را به سفارش دیگران و پافشاری مردم پرداخت می‌کنند نه برای کسب رضای خداوند و دیدی که مردم فقط به شکم و زیر آن اهتمام ورزند و برایشان فرقی نمی‌کند که چه بخورند یا با که هم‌بستر شوند و دیدی که دنیا به مردم روی آورد و دیدی که نشانه‌های حق کهنه و پوسیده شده‌اند در چنین زمانی مراقب باش و از خداوند درخواست نجات کن و بدان که مردم گرفتار خشم خداوند شده‌اند و خداوند آنها را بنا به مصلحتی مهلت داده است پس تو مراقب باش و تلاش کن خداوند تو را بر خلاف شیوه آنها ببیند پس اگر عذابی فرستاد و تو در میانشان بودی به سوی رحمت خداوند خواهی شتافت و اگر از آنان جدا شوی آنها گرفتار عذاب می‌شوند و تو از گستاخی آنها نسبت به خداوند برون رفته باشی و بدان که خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمی‌سازد و همانا رحمت خداوند به نیکوکاران نزدیک است.

در روایت دیگری امیرالمومنین علیه السلام میفرماید: «يدرس الاسلام كما يدرس وشي الثوب فعند ذلك اخذ الباطل ماخذه، ولبس الاسلام لبس الفرو مقوبا؛  اسلام همچون طرح روی لباس کهنه می‌شود و در آن هنگام باطل جایگاه می‌یابد و اسلام همچون پوستینی توخالی می‌شود.»افرادی هستند که عمل نامشروعی را انجام می‌دهند و در پاسخ به اعتراض دیگران، با پسندیده جلوه دادن عمل نامشروع خویش و با استدلال و استناد دروغین آن را به شریعت نسبت می‌دهند.

بر همین اساس امام علیه السلام می‌فرماید:« إِنَّ الْإِسْلَامَ‏ بَدَأَ غَرِيباً وَ سَيَعُودُ غَرِيباً كَمَا بَدَأَ؛ اسلام غریبانه آغاز شد و دوباره همچون آغازش غریب می‌شود.»

در روایت دیگری نیز در مکارم الاخلاق آمده است: «پس از من کسانی خواهند آمد كه غذاهای لذيذ و رنگارنگ مى‏خورند و سوار مرکبهای آنچنانی میشوند و همچون زنى كه خود را براى شوهرش مى‏آرايد آرايش مى‏كنند و لباسشان همچون لباس پادشاهان ستمگر است. آنها منافقان این امت در آخرالزمان هستند. آنها شراب می‌نوشند، تخته نرد بازی میکنند و سوار بر شهوات میتازند. در نمازهای پنجگانه کوتاهی، رخوت، سستی و خوابآلودگی دارند. خداوند متعال درباره آنها میفرماید« فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا؛ پس از آنان جانشينانى بر جاى ماندند كه نماز را تباه ساختند و از هوسها پيروى كردند و به زودى سزاى‏ گمراهىِ خویش را خواهند ديد.» ای پسر مسعود آنها همانند گل خرزهره هستند که گلهای زیبا و بوی تلخی دارد؛ گفتارشان به ظاهر زیباست و کردارشان بیماری لاعلاج است.»   بسیارند افرادی که رفتارشان حسودانه، کینهورزانه و جفاکارانه اما گفتارشان شیرین و آراسته است.

در روایت دیگری نیز نقل شده است: « يَظْهَرُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ أَقْوَامٌ وُجُوهُهُمْ وُجُوهُ الْآدَمِيِّينَ وَ قُلُوبُهُمْ قُلُوبُ الشَّيَاطِين؛ در آخرالزمان افرادی هستند که صورتهایشان همچون انسان‌ها و دلهایشان همانند شیطان‌هاست.»  همچنان‌که برخی استاد تزویر و نیرنگ و حیله‌گری هستند تا جایی که شیطان از ایشان درس می‌گیرند.

حکمرانی به شیوه معاویه

یکی از حاکمان سرزمین‌های اسلامی، مدتی پیش گروهی را گرد آورد تا کیفیت چیرگی طولانی مدت معاویه بر سرزمین‌های اسلامی را بررسی کنند؛ او می‌خواست بداند که معاویه چه ترفندهای سیاسی را برای دوام حکومت خویش به کار بست؟ او چگونه افراد را ترور می‌کرد؟ چگونه سرزمین‌های اسلامی را با فریب و نیرنگ، فرمانبر حکومت خودکامه خویش ساخته بود؟

بنده زندگی سیاسی آن حاکم را از دیدگاه متدولوژی بررسی کردم و برخی شیوه‌های کنونی او را همانند شیوه و روش معاویه و برگرفته از آن یافتم.

فایدهٔ هشدارهای پیش از ظهور

آنچه در روایت مذکور از رویدادهای قبل از ظهور بیان شد، همگی «پیش‌آمد» هستند نه «مقدمه»، حال سخن اینجاست که این دو اصطلاح با هم چه تفاوتی دارند و آیا این تفاوت پیامدی نیز در پی خواهد داشت؟

این پیش‌آمدها در ظهور مبارک حضرت هیچ علیت و تاثیری ندارند، جهتی را برای ظهور هموار نمی‌سازند و در نتیجه ضرورتی برای حصول آن فراهم نمی‌کنند پس مقدمه نیستند تا علت دستیابی و رسیدن به شرایط ظهور باشند. از دیگر سو آنها حتی زمینه‌ساز‌ ظهور نیز به شمار نمی‌آیند تنها پیش‌آمد و رویدادهایی هستند که پیش از ظهور رخ می‌دهند؛ -همانند تقدم مکانی و از این قبیل- ویژگی بیان آنها در گوشزد کردن و بازدارنده بودنشان است، همچون زنگ خطری که وقتی این هشدارهای هولناک را می‌شنویم در ژرفای وجود خویش حس می‌کنیم که امام علیه السلام نمی‌خواهد صرفاً اخبار غیبی بیان کند بلکه هدف بازداشتن ما از خطرات پیش روست. این هشدارها بر سنگدل و  بی‌اعتنانبودن نسبت به گناه تاکید می‌ورزد.

فراوان پیش آمده که شبکه‌های ماهواره‌ای، روزنامه‌ها و نشریات به ساحت مقدس اهل بیت علیهم السلام اهانت و هتک حرمت روا می‌دارند اما بسیاری از کنار چنین توهینی آهسته و بی‌اعتنا می‌گذریم. بنده شخصاً یکی از علما را می‌شناسم که وقتی شنید سخن ناشایستی را به امیرالمومنین علیه السلام نسبت داده‌اند به شدت برآشفت و روزگاری چند این عالم ولایتمدار پریشان خاطر بود از این که چطور ممکن است فردی درباره حضرت امیر (صلوات الله تعالی علیه) چنین سخن فرومایه‌ای بگوید!!! سپس او برای جلوگیری از تکرار چنین توهین‌هایی، تدابیری ویژه‌ اندیشید و اقداماتی انجام داد.

اما بسیاری از ما از کنار سخنان توهین‌آمیز اشخاص نسبت به مقدساتمان گذرا رد می‌شویم. این بی‌اعتنایی نتیجه تیرگی باطن است. پیش‌آمدهای قبل از ظهور زنگ خطری است تا ما را از خواب غفلت بیدار کند اما آیا کسی هشیار می‌شود؟

شبهه ضرورت گستردن فساد پیش از ظهور

برخی افراد نادان تصور کرده‌اند که ظهور مبارک حضرت، مبتنی بر همین نشانه‌های پیش گفته است و به این جهت آگاهانه، ناآگاهانه یا از روی دشمنی، پیش‌آمدهای قبل از ظهور را مقدمه یا ‌زمینه‌ساز آن پنداشته‌اند زیرا در روایات متواتر آمده است که «امام مهدی عج الله تعالی فرجه زمین را آکنده از عدل و داد می‌کند پس از آن که از ظلم و ستم پر شده باشد» این افراد نادان تصور کرده‌اند که باید گناهان، پلیدی‌ها، ستم و هر آنچه در روایات آمده را بگسترند تا زمینه‌ساز و تعجیل کننده ظهور امام علیه السلام باشند.

برخی افراد مغرض، علما را به داشتن چنین اعتقادی متهم ساخته‌اند. یکی از این عالمان عامل و پاک نهاد، مرحوم شیخ محمود حلبی است؛ او ده‌ها هزار فرد از بهترین جوانان تحصیل‌کرده و فرهیخته را تربیت کرد. بسیاری از تربیت‌یافتگان مکتب او در کشورهای مختلف از بهترین افراد متدین هستند. اما متاسفانه برخی بدخواهان او را متهم کرده‌اند که مردم را به  گسترش ظلم، فساد و دیگر رذایل اخلاقی، فرامی‌خوانده تا این موارد هموارکننده و تعجیل کننده ظهور مبارک حضرت باشند.

سخن در دفاع از آن عالم پاک‌نهاد نیست اگرچه احقاق حق او سزاوار است، بحث در شبهه ای است که ظهور را متوقف بر گسترش فساد می‌داند و برای تعجیل در ظهور حضرت عجل الله فرجه می کوشد فساد را گسترش دهد. بدیهی است که چنین شبهه‌ای از اساس توهمی باطل و مخالف ضروریات دین و اصول مسلم کتاب و سنت است.

 

وظیفه اصلی ما در دوران غیبت

اکنون به روشنی دریافته شد که در جهان پیش از ظهور پیش‌آمدهایی رخ می‌دهند. اما همچنان این پرسش بسیار مهم پابرجاست که چه وظیفه‌ای در دوران غیبت و روزگار پیش از ظهور بر عهده ما گذارده شده است؟ در پاسخ می‌گوییم وظیفه ما در این دوران پاسداری از مرزهای ایمانی است. در این باره پیشتر سخن گفته‌ایم و در اینجا به قاعده مهمی مرتبط با موضوع بحث اشاره می‌کنیم.

 

بینش آگاهانه و افزایش آمادگی

بر اساس این قاعده هر چه انسان از خطرات پیش رو آگاهی و بینش صحیحتری داشته باشد، آمادگی او برای مقابله با آنها بیشتر خواهد شد. طبیعی است هر چه انسان از شدت و میزان خطر یک افعی، درک روشنتری داشته باشد بهتر می‌تواند خود را از آن محفوظ دارد. مشکل اساسی اینجاست که ما تصور روشنی از تهدیدهای مخاطرهآمیز دوران غیبت نداریم اگرچه برخی از آنها یا پیامدهای آن را درک می‌کنیم، متاسفانه در کشاکش اشتغالات و سرگرمیهای روزمرهمان آنها را نیز از یاد برده‌ایم. بنابراین آگاهی یافتن از پیشآمدهای مختلفی که بیان شد، سودمند و ضروری است. به طور کلی اگر انسان درباره این موضوع، روزانه دست کم یک روایت بخواند، بیگمان آمادگی بیشتر و بهتری خوهد یافت.

سخن را با ذکر نمونهای از این دست روایات خاتمه میدهیم. امام باقر علیه السلام می‌فرمایند:  روزی پیامبر خدا صلى الله عليه واله نزد یاران خویش دو مرتبه فرمود: خداوندا برادرانم را به من بشناسان. یکی از یارانش گفت: ای پیامبر خدا، مگر ما برادرانت نیستیم؟ او فرمود: نه شما یاران من هستید و برادرانم افرادی در آخرالزمان هستند که به من ایمان میآورند بی آن که مرا ببینند و خداوند آنها را با نامشان و نام پدرانشان به من شناساند پیش از آن که از پشت پدرانشان و شکم مادرانشان زاده شوند. هر یک از آنها بر دین خود چنان استوارند که گویی در شب تاریک خرط قتاد میکنند.»

خرط القتاد مَثَلی  است که درباره میزان تحمل سختی و درد در هنگام روبروشدن با خطرات سهمگین به کار میرود. فرو رفتن یک خار به دست بسیار دردناک است پس چگونه ممکن است انسان شاخهای پر از خار را در دست بگیرد و دستش را از بالا تا پایین بر خلاف جهت رویش خارها بکشد. انجام این کار چه اندازه صبر و تحمل نیاز دارد؟

بی گمان روبرو شدن با آزمونهای دنیوی از قبیل دنیادوستی، پست و مقام، ثروت و خطراتی از این دست انسان مومن را در تعارض و درگیری با دینش در شرایطی همچون خرط قتاد قرار میدهد یا « همچون فردی که زغال گداخته در دست گرفته است. » « چنین افرادی ستارگان شبهای تاریک هستند. خداوند آنها را از هر فتنۀ تیره گون تاریکی میرهاند. »

از خداوند متعال و سبحان می‌خواهیم ما و شما را از جمله افرادی قرار دهد که پیامبر خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) به آنها اشاره کرد؛ کسانی که چنین صفات پسندیده و شایستگی برادری پیامبر خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) را دارند. 

نظر شما
تغییر رمز

فیسبوک