twitter share facebook share ۱۳۹۹ اسفند ۱۹ 232

دهه هاست که ایران و سعودی در رقابتی تلخ با یکدیگر هستند؛ رقابت بر سر اینکه، زنان در کدام کشور محدودیت های بیشتری دارند؟

اما این رقابت از سپتامبر 2017 که ملک سلمان در عربستان بر سر کار آمد تغییر کرد. وی در سلسله تغییراتی که از ژوئن آن سال آغاز شد، به زنان حق رانندگی داد. از آن زمان، پادشاهی عربستان به ابتکار محمد بن سلمان ولیعهد کشور، اصلاحات گام به گامی را آغاز کرد که تا کنون ادامه دارد. برای نمونه زنان می توانند بدون آنکه نیاز به اجازه قیم مرد خود داشته باشند، گذرنامه بگیرند، مسافرت کنند و کسب و کار به راه بیاندازند. در آخرین دستوری که ماه گذشته توسط دولت داده شد، زنان می توانند به ارتش ملحق شوند. همه این تغییرات در حالی صورت می گیرد که حکومت ایران به ایجاد ممنوعیت برای حضور در استادیوم ها و دوچرخه سواری ادامه می دهد؛ حتی آیت الله خامنه ای اخیرا در سخنانی گفت که شخصیت های زن انیمیشن، باید حجاب داشته باشند.

گفتمان رسانه ای

رسانه های فارسی زبان نزدیک به عربستان، پیشرفت عربستان در اعطای آزادی بیشتر به زنان را برای بینندگان ایرانی پررنگ می کنند و برای مثال از این می گویند که لیلا فروهر خواننده ایرانی ساکن کالیفرنیا در جشنواره زمستانی طنطوره برنامه اجرا کرد و هیچ محدودیتی هم بر سر شکل پوشش وجود نداشت. اما از رسانه ها که فاصله بگیریم، ایرانیان واکنش های متفاوتی به تغییرات در عربستان دارند و می توان تقابل سنی و شیعه یا فارس و عرب را در بسیاری از این نظرات دید.

برای مثال بعد از آنکه اعلام شد زنان سعودی می توانند رانندگی کنند، خبرگزاری ایسنا با زدن این تیتر که «زنان سعودی می توانند رانندگی کنند اما نمی توانند نام داشته باشند» به این عرف اجتماعی عربستان که زنان را در اماکن عمومی با نامشان صدا نمی زنند، طعنه زد. علاوه بر پیام هایی که حاوی تبریک و اظهار شادمانی بود، بسیاری از کاربران شبکه های اجتماعی شروع به ارسال عکس گواهینامه رانندگی خود کردند تا نشان دهند که زنان ایران از سال 1940 رانندگی می کردند. جالب آنکه بعد از استقرار انقلاب اسلامی، نخستین گواهینامه رانندگی به زنی داده شد که دو سمبل ناسازگار رژیم سابق و فعلی را همزمان با خود داشت: اسم فامیلش حزب اللهی بود و تصویر گواهینامه اش، بی حجاب و درحالیکه موهای خود را مطابق مد اواخر دهه هفتاد آرایش کرده بود، گرفته شده بود.

اما در همین رسانه ها، وقتی موضوعِ صحبت به سمت دولت ایران می رود، واکنش ها هم تغییر می کند. برای نمونه روزنامه همدلی با اشاره به خبر پخش سرودهای ام کلثوم در تلویزیون سعودی، نوشت «به نظر می رسد که دیگر کشوری در جهان نمانده که وقتی پای نابرابری و تبعیض جنسیتی علیه زنان به میان می آید، بخواهیم خود را با آن مقایسه کنیم»

رو دررو با مشکلات مشترک

ایران و عربستان بافت اجتماعی، عرف و عادات فرهنگی و سیر تاریخی متفاوتی دارند؛ اما وضعیت زنان در هر دو کشور بسیار بد است. در شاخص جهانیِ شکاف جنسیتی، هر دو کشور در رده های پایین قرار دارند؛ سال 2020 از بین 153 کشور، ایران در جایگاه 148 ام قرار گرفت و عربستان 146 ام شد. سال 2016 قبل از آنکه اصلاحات عربستان آغاز شود، این کشور رتبه 151 را داشت و ایران در رده 149 بود. دو کشور در شاخص جهانی صلح و امنیت زنان نیز وضعیت مشابهی دارند و ایران در جایگاه 118 و عربستان در رده 120 قرار دارد.

در عین حال زنان در هر دو کشور در تلاش برای غلبه بر محدودیت های سیاسی و اجتماعی هستند. دو دهه قبل زنان در ایران 60% دانشجویان دانشگاه را تشکیل می دادند، اما امروزه این میزان کاهش یافته و به کمتر از 50% رسیده است. یک دهه قبل 58% دانشجویان عربستان زن بودند اما امروزه این میزان به 55.8% رسیده است. در هر دو کشور، زنان اگر رشته هایی که مردانه شناخته می شود را انتخاب کنند با تبعیض جنسیتی روبرو خواهند شد و ساختار اقتصادی کشور اجازه حضور بسیاری از زنان تحصیل کرده را به بازار کار نمی دهد. طبق آخرین داده های بانک جهانی، زنان تنها 15.8% بازار کار عربستان و 19.5% بازار کار ایران را تشکیل می دهند.

رفتار حکومت های ایران و عربستان در قبال فعالان حقوق زنان نیز مشابه است. لجین هذلول یکی از شناخته شده ترین فعالان عربستانی که برای حق رانندگی زنان مبارزه می کرد، پس از 1001 روز زندان، با فشاری که جامعه بین الملل، بر حکومت عربستان گذاشت، به طور مشروط آزاد شد؛ اما هنوز چندین فعال حقوق زنان در عربستان زندان هستند. در ایران به تازگی حکم زندان دو فعالی که به زنان در مورد حقوقی که ضمن عقد ازدواج دارند آموزش می دادند، تأیید شد. اتهامی که علیه این فعالان مطرح می شود نیز در هر دو کشور مشابه است؛ ایران فعالان حقوق زن را متهم به توطئه و همکاری با دشمن خارجی می کند و در سعودی نیز دادستان مدعی است که فعالان حقوق زن، مجری دستورات و طرح های خارجی ها هستند. رسانه های عربستان تا آنجا پیش رفتند که این زنان را عناصر تروریستی وابسته به ایران نامیدند که برای هدف قرار دادن پادشاهی سعودی آموزش دیده اند.

رسانه های وابسته به جمهوری اسلامی، غالبا نقض حقوق بشر و سرکوب جنبش های اجتماعی در غرب را با ذکر جزئیات پوشش می دهند اما دستگیری و شکنجه فعالان زن سعودی، در اخبار آنها جایی ندارد. دلیل این امر شاید این باشد که این رسانه ها می دانند اگر این زنان در ایران نیز چنین فعالیت هایی داشتند، با واکنش های مشابهی مواجه می شدند.

فمنیست های ایران از گذشته تاکنون مبارزات زنان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به ویژه عربستان را نادیده گرفته و از کنار آن بی توجه گذشته اند. فرض غالب آنها این بوده است که جامعه عربستان نمی تواند شاهد جنبش فمیستی پویا و پایداری باشد. تنها زمانی که صحبت از بدتر شدن اوضاع می شد، عربستان به عنوان شاهد مثال مورد استناد قرار می گرفت. برای مثال سال 2012 وقتی نمایندگان تندروی مجلس، پیش نویس طرحی را برای جلوگیری از خروج زنان کمتر از 40 سال از کشور بدون اجازه ولی به بحث گذاشتند، الهه کولایی نماینده اصلاح طلب سابق مجلس در مخالفت با آن طرح گفت «می خواهند سبک زندگی عربستان را بر زنان ایران تحمیل کنند»

تغییر نگرش ها

اما با توجه به پیشرفت های اخیری که در زمینه آزادی های اجتماعی در عربستان ایجاد شده، نگرش فمنیست های ایرانی نیز تغییر کرده است. آنها علاقه بیشتری به زیرنظر گرفتن تحولات عربستان پیدا کرده اند و می کوشند که در دام مقایسه و تلاش برای بدتر جلوه دادن وضعیت طرف مقابل نیافتند.

سردبیران سایت «بیدارزنی» (از وبسایت های فمنیستی ایرانی) نسبت به اصلاحات از بالا به پایین که در پادشاهی عربستان در حال انجام است، بدبین هستند. به گفته آنها «وقتی این اصلاحات را در کنار زندانی کردن فعالان حقوق زن که برخی از آنها شکنجه جسمی و جنسی نیز شدند می گذاریم، می بینیم که چیزی جز ظاهرسازی نیست».

سردبیران وبسایت «دیگری» که توسط گروهی از فعالان حقوق زنان اداره می شود و تمرکزش روی تبعیض علیه زنان اقلیت قومی و مذهبی و مهاجرین است نیز معتقدند که «دستور پادشاه نمی تواند تفکرات مردان سعودی را تغییر دهد؛ لذا این دستور به همان آسانی که وضع شده، می تواند تغییر پیدا کند و معکوس شود». آنان در اثبات این گفته خود، به تجربه اصلاح از بالا به پایینی که زنان ایران چندین دهه پیش داشتند اشاره کردند؛ زمانی که رضا شاه سال 1936 به عنوان بخشی از پروژه مدرن سازی خود، زنان را از داشتن حجاب منع کرد.

موانع ارتباطی

گرچه تجربه فعالان حقوق زنان در هر دو کشور از زندگی تحت حکومت های مذهبی، مشابه است؛ اما روابط کمی با یکدیگر دارند. گذشته از مانعی که زبان بین دو طرف ایجاد کرده، کلیشه هایی که بین دو کشور به طور مداوم باز تولید می شود و تصویری تحریف شده از زنان ایرانی در نظر زنان سعودی ایجاد می کند و بالعکس، باعث شده است که دو طرف تمایلی به شناخت واقعی یکدیگر نشان ندهند.

اما عامل اصلی در عدم ارتباط بین دو طرف را می توان شرایط امنیتی بین دو کشور و وضعیت پرمخاطره فعالان حقوق زنان و زیرنظر بودن آنان دانست. در این خصوص، سردبیران سایت «دیگری» نگرانی خود را بابت شرایط فعالان سعودی ابراز می کنند و می گویند «دولت های غربی به خاطر رویکردی که نسبت به ایران دارند، غالبا در مورد سرکوب فعالان حقوق زن در ایران سروصدا به پا می کنند، اما این کار را در مورد سعودی انجام نمی دهند؛ این امر نگرانی ها را در مورد امنیت فعالان حقوق زن در سعودی افزایش می دهد».

منبع: مؤسسه خاورمیانه

مترجم: فاطمه رادمهر

نظر شما