مرگ طبقه متوسط لبنان

twitter sharefacebook share۱۳۹۹ خرداد ۱۰ - 2020-05-30

لبنان، با آن سابقه درخشان در زمینه تجارت، درحال فرو رفتن در فقر دائمی است.

فعالان مدنی در طرابلس -دومین شهر بزرگ لبنان- به مناطقی که محل سکونت طبقه متوسط است می روند و به جستجوی مردمی می پردازند که به کمک نیاز دارند اما از بیان آن عاجز و شرمسار هستند. تلاش سازمان های مردم نهاد، پیشتر روی کمک رسانی به پناهندگان سوری متمرکز بود، اما در چند ماه گذشته که لیره لبنان 60% از ارزش خود را از دست داده و شیوع کرونا و قرنطینه باعث تعطیلی کسب و کارها و بیکاری تعداد زیادی از مردم شده است، دامنه فقر بسیار گسترده تر شده و توجه خیریه ها را روی کمک رسانی به مردم طرابلس و سایر مناطق لبنان معطوف داشته است.

دفاتر حسابِ صاحبان فروشگاههای موادغذایی و داروخانه ها در بیشتر نقاط شهر، نشان می دهد که صدها خانوار نتوانسته اند صورت حساب های خود را بپردازند. فعالان مدنی برای تهیه اطلاعات از مردم نیازمند، به ارائه دهندگان خدمات اساسی (از جمله همین مالکان داروخانه ها و فروشندگان مواد غذایی) مراجعه می کنند و آنان، نام و آدرس خانوارهای مقروض را با این شرط که مشخصات این خانوارها محفوظ بماند، در اختیار فعالان می گذارند.

مقروض بودن، موضوع شرم آوری در میان طبقه متوسط عرب است و انتشار خبرِ کاهش دارایی یک فرد، می تواند به سقوط موقعیت اجتماعی وی بیانجامد. خیرین و مردم محلی متوجه اهمیت این امر هستند؛ لذا بی سروصدا پاکت های سفیدی را که شامل 350 یا 550 دلار است و توسط طرابلسی های ساکن در خارج از کشور اهدا شده را، به برخی از نیازمندان می دهند.

«هاله» از خیرین طرابلس، با بیان این مطلب که سازمان او تاکنون به حدود صد زن کمک کرده است، می گوید: «طبقه متوسط لبنان ثروتمند نبودند اما می توانستند اجاره خانه خود را بپردازند و بچه هایشان را به مدارس خوبی بفرستند؛ الان انجام این کارها برایشان سخت تر شده است.»

به گفته «فیدا جُندی حاج» مدیر یکی از سازمان خیریه نیز، بحران اقتصادی لبنان نه تنها سبب فشار بر فقیران و نیازمندان جامعه شده، که به طبقه متوسط نیز ضربه زده است. شاید متأثر شدن طبق متوسط از شرایط موجود را با چشم نتوان دید، اما در فریاد خشم معترضانی که حتی در شرایط قرنطینه ناشی از کرونا در میدان های شهر حاضر شده بودند را، می توان به وضوح و بلندی شنید. «طبقه متوسطی باقی نمانده است، هرجا می روید می توانید مردان بیکار را ببینید که بی هدف می گردند».

لبنان در طول تاریخ، موطن دریانوردان و بازرگانان مدیترانه بوده و در عصر کنونی نیز اکثر مردم کشور، جزء طبقه متوسط بودند و درآمد متوسطی داشتند؛ اما کشوری که تاکنون برای دو میلیون پناهنده سوری و فلسطینی بدنبال کمک های بین المللی بود، حالا 75% از جمیعت خودش نیازمند کمک هستند و اغلب انها کسانی هستند که پیش از این جزء طبقه متوسط به شمار می رفتند. طبقه متوسط می توانند نان بخرند، اما برای پرداخت صورتحساب تلفن، سوخت، مواد شوینده و سایر نیازمندی های روزانه، دچار کسری بودجه می شوند.

به گفته «بدر» اقتصاددان، تا همین اواخر 65% جمعیت لبنان را طبقه متوسط تشکیل می دادند، اما ساختار طبقاتی لبنان به سرعت در حال فروپاشی است «طبقه متوسط تقریبا دو سوم از قدرت خرید خود را از دست داده و درحال حرکت به سمت پایین هرم درآمدی و تبدیل شدن به طبقه فقیر است. وقتی طبقه متوسط در کشوری از بین می رود، کل سیستم دچار عدم تعادل و اختلال اجتماعی می شود که در نهایت ممکن است به هر نتیجه ای منجر گردد».

لبنان پیش از شیوع کرونا هم دستخوش بحران بود؛ نقطه آغازین این بحران به دهه 1990 باز می گردد؛ در آن زمان کشور باید خود را بعد از جنگ داخلی که دهه ها طول کشید بازسازی می کرد؛ اما این شرایط منتهی شد به واردات بی رویه در کنار صادرات نزدیک به صفر و در نتیجه خزانه دولت خالی شد. سال 1997 دولت با ثابت نگه داشتن نرخ ارز (هر دلار برابر با 1500 لیره لبنان) مهاجران لبنانی را ترغیب به سرمایه گذاری در لبنان کرد؛ اما با رکود اقتصاد به ویژه بعد از بهار عربی و آغاز جنگ داخلی سوریه، هزینه های دولت بیش از درآمدش شد و لذا از انجام اصلاحات باز ماند.

از طرف دیگر، ترکیب مهلک فساد و حامی پروری[1] مانع از رشد اقتصاد شد. بانک مرکزی برای ثابت نگه داشتن نرخ ارز، سود بالایی را به سپرده گذاران بزرگ اختصاص داد. با وخیم تر شدن اوضاع اقتصادی، سپرده گذاران وحشت زده شدند و برای بیرون کشیدن پولهای خود به بانک ها یورش آوردند؛ اما بانک ها سیاست کنترل سرمایه را اعمال کردند و مانع از برداشت پول شدند. حالا مردم معمولی لبنان نمی دانند که آیا می توانند پولهای خود را از بانک پس بگیرند یا نه، ضمن اینکه کمبود دلار منجر به کاهش ارزش لیره شده است و درآمد بیشتر مردم نیز لیره است.

هم اکنون لبنان در وضعیت سختی قرار دارد؛ بانک جهانی در ماه نوامبر سال گذشته هشدار داد که فقر در لبنان از 30% به 50% افزایش خواهد یافت و انتظار می رود که این رقم، به دنبال کاهش ارزش پول و بیکاری ناشی از کرونا بیشتر هم شود. در خبری دیگر، درحالیکه اقتصاد سراسر جهان، امسال شرایط انقباضی را شاهد خواهد بود، صندوق بین المللی پول این انقباض را برای اقتصاد لبنان 12% پیش بینی کرده است.

ماه مارس، لبنان برای نخستین بار از پرداخت بدهی اوراق قرضه بین المللی به مبلغ 1.2 میلیارد دلار خودداری کرد تا با آن هزینه خدمات اساسی مورد نیاز مردم را بپردازد؛ اما این ترس وجود دارد که این کار باعث کاهش اعتبار کشور بین طلبکارانش شود. در همین حال لبنان در بین کشورهایی که بالاترین بدهی را دارند در جایگاه سوم قرار دارد و این بدهی معادل 170% تولید ناخالص داخلی لبنان است.

دولت لبنان به تازگی گفتگوهایی را با صندوق بین المللی پول انجام داد به این امید که موافقت صندوق را برای پرداخت وام 9 میلیارد دلاری جلب کند. این کشور همچنین از کشورهای اروپایی می خواهد که 11 میلیارد دلار کمکی که سال 2018 وعده انجامش را داده بودند، تحقق ببخشند؛ اما با توجه به اینکه هیچگونه اصلاحی برای مقابله با فساد در سیستم صورت نگرفته و همچنان رابطه بر ضابطه حاکم است، جامعه بین الملل گامی برای اعطای این کمک های مالی بر نمی دارد. ضمن اینکه به گفته کارشناسان، هرگونه توافقی با صندوق بین المللی پول نیازمند آن است که دولت دست به اقدامات ریاضتی زند، حال آنکه موفقیت در انجام این اقدامات با توجه به اعتراضاتی که در کشور جریان دارد، بعید به نظر می رسد.

«ناصر یاسین» استاد دانشگاه آمریکایی بیروت می گوید «اقدامات ریاضتی شامل کاهش مشاغل بخش های دولتی مثل معلمان است، در نتیجه این اقدامات منجر به اعتراضات مردمی و واکنش سخت اتحادیه ها و گروههای مختلف خواهد شد». حتی اگر شرایطی که صندوق بین المللی پول برای پرداخت وام خواهد گذاشت، قابل قبول باشد و مذاکرات با موفقیت به سرانجام رسد، خیلی طول خواهد کشید تا مردم معترضِ حاضر در خیابان ها از منافع این وام بهره مند شوند.

مردم فقیر و کم درآمد، به شدت نیازمند کمک های مالی هستند. آنها شرایط سختی دارند و برخلاف طبقه متوسط نمی توانند حفظ ظاهر کنند. آنها مجبور هستند بیرون از مراکزی که غذای رایگان می دهند، صف بکشند و برای آنکه به یک لقمه نان برسند به یکدیگر تنه زنند.

مرکز شهر طرابلس با معماری های باشکوه قرن چهاردهم، یکی از فقیرنشین ترین بخش های لبنان است. 60% جمعیت این منطقه حتی قبل از بحران فعلی نیز کمتر از یک دلار در روز درآمد داشتند. ماه گذشته در پی کشته شدن یکی از معترضان، هزاران نفر به خیابان ها ریختند و فریاد «ما گرسنه ایم» سردادند. مردم طرابلس امیدوار بودند که شهر به عنوان دومین بندر بزرگ لبنان که فقط 19 مایل با مرز سوریه فاصله دارد، قطب بازسازی سوریه شود و به این ترتیب از بحران نجات یابد؛ اما هنوز هیچ چشم اندازی برای بازسازی سوریه وجود ندارد و اکنون به نظر می رسد که مردم طرابلس مثل مردم سایر مناطق کشور جز یکدیگر، کسی را برای تکیه کردن و امداد طلبیدن ندارند.

ابو سعد نزدیک بازار قدیمی مرکز شهر زندگی می کند؛ از آنجا که هیچ شغلی نیست، او نیز مثل اغلب لبنانی ها با ماشین خود مسافرکشی می کرد؛ اما چون مجوز نداشت، اتومبیلش توقیف شد. او باید 400 هزار لیره جریمه بپردازد اما هیچ پولی ندارد. پدر چهار فرزند اکنون با کمک سازمان های خیریه غذا تهیه می کند و هیچ امیدی هم به دولت ندارد «دولت برای ما مرده است؛ آنها هیچوقت به ما اهمیت نمی دادند و اهمیت هم نخواهند داد؛ ما آنها را در خیابان به چالش خواهیم کشید».

با چنین شرایطی، قطعا اعتراضات لبنان در میان چشم انداز تیره و تار کشور، سرعت خواهد گرفت.

*منبع: فارین پالیسی

مترجم: فاطمه رادمهر


[1] کلاینتالیسم ( حامی پروری ) رابطه ی ساختاری بین حامی و کارگزار است. حامی از کلمه ی اسپانیایی پاترون (patron ) به معنای بالادست ، فرد صاحب قدرت ، منزلت ، اقتدار و نفوذ ریشه گرفته است . کارگزار یا کلاینت(client ) به معنای عامل زیردست و کسی که به حامی خود خدمت می کند و در مقابلش منافع اقتصادی و سیاسی می برد می باشد