صحنههای مراسم تاسوعای سال ۲۰۲۵ در شهر مارنئولی بهسادگی از ذهن پاک نمیشود؛ نه فقط به خاطر جمعیت عظیمی که در آن حضور داشتند. بالای سر عزاداران، که بسیاری از آنها پیراهنهای مشکی با تصویر حسن نصرالله بر تن داشتند، بنرهای بزرگی نصب شده بود که دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو را با دستانی آغشته به خون نشان میداد.
شعارها نیز هیچ ابهامی نداشت؛ حمایت آشکار از جمهوری اسلامی و دشمنی با «شیطان بزرگ» و «شیطان کوچک»؛ آمریکا و اسرائیل.
اگر چنین راهپیماییای در تهران یا یکی از مناطق شیعهنشین لبنان برگزار میشد، کسی تعجب نمیکرد. اما مارنئولی، شهری آرام با حدود ۲۰ هزار نفر جمعیت، در گرجستان قرار دارد؛ کشوری مسیحی که اسرائیلیها سالهاست آن را مقصدی دوستداشتنی و عاری از یهودستیزی میدانند و روابط تاریخی یهودیان با آن به حدود ۲۶۰۰ سال پیش بازمیگردد.
این پرسش مطرح میشود که چگونه هواداران جمهوری اسلامی و دشمنان اسرائیل توانستهاند در گرجستان چنین حضوری پیدا کنند؟ و آیا این نمایشِ حمایت از تهران یک اتفاق استثنایی بود؟
پاسخ، گزارش مفصلی است که اخیراً توسط اندیشکده آمریکایی هادسون منتشر شد؛ گزارشی که بازتاب گستردهای در خارج از مرزهای گرجستان داشته است.
نویسندگان گزارش، لوک کافی و جورجی کاندلاکی، تأکید میکنند که یافتههایشان حتی خود آنها را نیز غافلگیر کرده و تصویری را که سالها از گرجستان بهعنوان کشوری غربگرا و دوستدار اسرائیل وجود داشت، زیر سؤال برده است.
از برج تفلیس تا سفارت ایران
به گفته کافی، راهپیمایی مارنئولی تنها یکی از نشانههای نفوذ رو به گسترش ایران در گرجستان است.
در ۱۱ فوریه امسال، تنها دو هفته پیش از آغاز عملیات شیر خیزان علیه ایران، برج تلویزیونی تفلیس با رنگهای پرچم جمهوری اسلامی نورپردازی شد تا چهلوهفتمین سالگرد انقلاب اسلامی گرامی داشته شود.
این تنها نماد حمایت نبود. معاون وزیر خارجه گرجستان نیز در مراسم سفارت ایران شرکت کرد و سالگرد انقلاب را به مقامات جمهوری اسلامی تبریک گفت. سفیر ایران در آن مراسم با اعتمادبهنفسی چشمگیر ظاهر شد؛ گویی در کشوری حضور دارد که کاملاً از نفوذ و جایگاه خود مطمئن است.
این در حالی بود که گرجستان طی دههها روابط نزدیکی با غرب و اسرائیل برقرار کرده بود و اکنون نیز تلاش میکند روابط خود را با دولت ترامپ ترمیم نماید.
پس از آغاز حملات مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران، صدها شهروند گرجستانی با تبار آذربایجانی مقابل سفارت ایران در تفلیس تجمع کردند.
آنها تصاویر آیتالله خامنهای را در دست داشتند و آمادگی خود را برای اجرای دستورات رهبر جمهوری اسلامی اعلام میکردند.
این تصاویر شباهت زیادی به صحنههای مارنئولی در سال ۲۰۲۵ داشت؛ تصاویری که کمتر کسی انتظار دارد در کشوری ببیند که یکی از محبوبترین مقاصد گردشگری اسرائیلیها محسوب میشود.
همه اینها در کشوری رخ میدهد که تا همین چند سال پیش عضویت در ناتو را هدف استراتژیک خود میدانست و از متحدان نزدیک آمریکا به شمار میرفت.
سؤال اصلی این است که چگونه ایران توانسته در کشوری که نه هممرز آن است و نه شریک اصلی تجاریاش، چنین شبکهای از نفوذ ایجاد کند؟
شبکهای چندلایه
گزارش مؤسسه هادسون از شکلگیری یک ساختار نفوذ گسترده و چندبعدی سخن میگوید؛ شبکهای که حوزههای اقتصادی، مذهبی، آموزشی و حتی عملیاتی را در بر میگیرد و عمدتاً بر جامعه آذربایجانیهای گرجستان بنا شده است.
جمعیت آذربایجانیهای گرجستان حدود ۳۳۰ هزار نفر است؛ یعنی نزدیک به ۱۰ درصد از جمعیت ۳.۷ میلیون نفری کشور.
به اعتقاد نویسندگان گزارش، این شبکه نه تنها در سایه بیتوجهی دولت گرجستان شکل گرفته، بلکه در برخی موارد از حمایت ضمنی مقامات نیز برخوردار بوده است.
در مرکز این شبکه، جامعه المصطفی قرار دارد؛ نهادی که سه شعبه در شهرهای گاردابانی، مارنئولی و تفلیس دارد.
وزارت خزانهداری آمریکا این نهاد را به دلیل همکاری با نیروی قدس سپاه پاسداران تحریم کرده است.
طبق ارزیابی واشنگتن، نیروی قدس از برنامههای آموزشی و تبادل دانشجوی این دانشگاه برای جذب نیرو، آموزش ایدئولوژیک و شناسایی افراد مستعد استفاده میکند.
به گفته نویسندگان گزارش، دولت گرجستان اجازه داده نهادی که آمریکا آن را ابزار جذب نیروی سپاه میداند، آزادانه در خاک این کشور فعالیت کند؛ آن هم در شرایطی که همزمان فشارهایی علیه دانشگاههای غربگرا در گرجستان اعمال شده است.
در میان چهرههای مرتبط با شبکه جهانی المصطفی، نامهایی دیده میشود که برای اسرائیلیها کاملاً آشنا هستند.
از جمله محسن ربانی که از متهمان اصلی طراحی بمبگذاری مرکز یهودیان آمیا در بوئنوسآیرس در سال ۱۹۹۴ است و سید مجتبی حسینینژاد که در پرونده تلاش برای ترور سفیر اسرائیل در مکزیک نقش داشته است.
به گفته لوک کافی، جامعه المصطفی دانشجویان گرجستانی را، بهویژه از میان آذربایجانیهای این کشور، جذب کرده و برای ادامه تحصیل به قم میفرستد.
او میگوید تعداد گرجیهایی که در قالب سفرهای زیارتی و آموزشی به ایران و عراق اعزام شدهاند از حدود ۲۰۰ نفر در سال ۲۰۲۲ به هزار نفر در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است.
به اعتقاد او، سپاه پاسداران از این سفرها ــ بهویژه سفرهای اربعین به کربلا ــ برای شناسایی نیروهای مستعد، جمعآوری اطلاعات و آموزش ایدئولوژیک استفاده میکند.
در یکی از نمونههای مطرحشده، یک شهروند گرجستانی آذربایجانیتبار که اکنون در آلمان زندگی میکند، به رادیو اروپای آزاد گفته است در جریان یکی از این سفرها مأمور سپاه از او پرسیده بود آیا حاضر است برای آیتالله خامنهای جان خود را فدا کند یا نه.
علاوه بر جامعه المصطفی، سازمان دیگری نیز در گرجستان فعالیت میکند: «مجمع جهانی اهل بیت».
این نهاد زیر نظر مستقیم رهبر جمهوری اسلامی فعالیت میکند و ارتباط نزدیکی با حزبالله لبنان دارد. حسن نصرالله نیز در گذشته عضو هیئت مدیره آن بود.
این سازمان چهار مدرسه دینی، چند مؤسسه خیریه و مجموعهای از سازمانهای جوانان را در گرجستان اداره میکند.
رئیس این مجمع، آیتالله علی رمضانی، طی سفری پنج روزه به گرجستان آشکارا اعلام کرد که این کشور باید به مرکز منطقهای فعالیتهای مجمع تبدیل شود.
نکته قابل توجه این است که رمضانی پیشتر مدیر مرکز اسلامی هامبورگ بود؛ مرکزی که دولت آلمان آن را به دلیل ترویج افراطگرایی اسلامگرا، یهودستیزی و ارتباط با حزبالله تعطیل کرد. با وجود این سوابق، او در گرجستان آزادانه فعالیت می کند.
نفوذ ایران تنها به حوزه مذهبی محدود نیست.
بر اساس گزارش، بیش از ۱۲ هزار و ۸۰۰ شرکت ایرانی در گرجستان ثبت شدهاند.
همچنین بین سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵، هفتاد و دو شرکت ثبتشده در گرجستان محصولات نفتی و سوخت از ایران وارد کردهاند.
واردات رسمی گرجستان از ایران در سال ۲۰۲۴ به رکورد ۲۸۵ میلیون دلار رسید.
نویسندگان گزارش معتقدند بخش مهمی از مبادلات مالی میان دو کشور هرگز ثبت نمیشود و از مسیرهای غیررسمی صورت میگیرد.
در سال ۲۰۲۰، سرویس امنیتی گرجستان یک شبکه حوالهای مرتبط با ایران را کشف کرد که برای انتقال پول و دور زدن تحریمها مورد استفاده قرار میگرفت.
شبکه نفوذ ایران در گرجستان دارای یک بازوی رسانهای نیز هست.
طی یک دهه گذشته مجموعهای از رسانههای آذریزبان طرفدار ایران در این کشور شکل گرفتهاند که روایتهای تهران را در میان جامعه آذربایجانی ترویج میکنند.
یکی از مهمترین آنها وبسایت 24news.ge است که ظاهراً یک رسانه خبری عادی به نظر میرسد اما در عمل روایتهای همسو با جمهوری اسلامی را برجسته میکند و به طور منظم مطالب رسانههای رسمی ایران را بازنشر میدهد.
از بروکلین تا کرت
یکی از هشدارهای اولیه درباره ابعاد شبکه نفوذ ایران در گرجستان، زمانی مطرح شد که پولاد عُمَراُف، شهروند گرجستان، در آمریکا به اتهام مشارکت در طرح سپاه برای ترور روزنامهنگار و فعال ایرانی، مسیح علی نژاد، محکوم شد.
به گفته گزارش، او در همین شبکههای نفوذ رشد کرده بود.
در نمونهای دیگر، در مارس ۲۰۲۶ یک شهروند گرجستانی آذربایجانیتبار در فرودگاه آتن به اتهام جاسوسی برای ایران بازداشت شد. او متهم بود اطلاعاتی درباره پایگاه دریایی آمریکا در جزیره کرت جمعآوری کرده است.
در تلفن همراه وی تصاویر جنگندههای آمریکایی پیدا شد و گفته میشود ماهها تحت نظر سرویسهای امنیتی یونان قرار داشت.
چرا این موضوع برای اسرائیل مهم است؟
به اعتقاد لوک کافی، مهمترین مزیت این شبکه برای جمهوری اسلامی آن است که نیروهایی با گذرنامه گرجستانی در اختیار تهران قرار میدهد.
دارندگان این گذرنامهها راحتتر از ایرانیها یا لبنانیها میتوانند وارد کشورهای غربی یا حتی اسرائیل شوند و حساسیت کمتری برمیانگیزند.
او هشدار میدهد افرادی که از طریق این شبکهها جذب و رادیکال شدهاند میتوانند بسیار آسانتر به تلآویو، وین، نیکوزیا یا بوئنوسآیرس سفر کنند و در مأموریتهای اطلاعاتی یا عملیاتی علیه اهداف اسرائیلی مشارکت داشته باشند.
به گفته او، پس از حملات سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ به ایران و تضعیف شبکههای نیابتی تهران، تمایل سپاه برای انتقامگیری افزایش یافته و احتمال دارد این انتقام از طریق کانالهای مخفی و کمسر و صدا دنبال شود.
کافی معتقد است فعالیت ایران در گرجستان بخشی از تلاش گستردهتر تهران برای مقابله با نفوذ اسرائیل در قفقاز جنوبی است.
اسرائیل طی سالهای گذشته روابط نزدیکی با جمهوری آذربایجان برقرار کرده و باکو را شریک مهم انرژی و اطلاعاتی خود میداند.
اکنون ایران میکوشد با نفوذ در گرجستان، این موقعیت را تضعیف کند.
از نگاه نویسندگان گزارش، اگر گرجستان به پایگاهی برای شبکههای وابسته به سپاه تبدیل شود، زیرساختهای مهمی مانند خط لوله باکو–تفلیس–جیهان و مسیر تجاری «کریدور میانی» نیز در معرض نفوذ و نظارت ایران قرار خواهد گرفت.
اگر تحریمها کاهش یابد
در پاسخ به این پرسش که توافق احتمالی میان ایران و آمریکا چه تأثیری بر این شبکه خواهد داشت، لوک کافی هشدار میدهد که هرگونه کاهش تحریمها منابع مالی بیشتری در اختیار تهران قرار خواهد داد.
به گفته او، جمهوری اسلامی این شبکه را یک سرمایهگذاری راهبردی میداند و صرفنظر از هر توافق هستهای یا سیاسی، تلاش خواهد کرد آن را حفظ و گسترش دهد.
او در پایان میگوید: «اسرائیل بهای سنگینی برای نادیده گرفتن زیرساختهای نفوذ ایران پرداخت. گرجستان اکنون به نقطهای رسیده که این درس مستقیماً درباره آن صدق میکند. اگر مقامات گرجستان میخواهند حسن نیت خود را به واشنگتن نشان دهند، باید بهطور واقعی و نه نمادین، شبکههای وابسته به سپاه را برچینند. زیرا وجود این شبکهها نه به سود آمریکا است و نه به سود خود گرجستان.»


نظر شما