twitter share facebook share ۱۳۹۷ آبان ۲۳ 124

آیین‌سازی تشیع ایرانی، در مسیر عجیبی افتاده که در طول تاریخ تشیع بی‌سابقه است. آخرین محصول شگفت این روند، برگزاری «آیین شکرگزاری اقامه عزای در ماه‌های محرم و صفر» است که (20 آبان 97) در حرم حضرت معصومه قم برگزار شد. بانی این مراسم بی‌سابقه تولیت آستان حضرت معصومه بود.

یک نکته مهم در روند آیین‌سازی‌های اخیر همین است که در بسیاری موارد، ابداع‌کننده‌ی آن‌ها، متولیان سازمان‌ها و اماکن مذهبی اند. و هرچه مکان مذهبی مهمتر و سازمان و دستگاه تولیت وسیع‌تر و برخوردارتر باشد، متولیان آن در آیین‌سازی فعال‌تر بوده‌اند. چنین است که در سال‌های اخیر و در بین مؤسسات مذهبی، «آستان قدس رضوی» و «آستان مقدس حضرت معصومه» بالاترین سهم را در آیین‌سازی داشته‌اند.

 آستان قدس رضوی در دوره‌ی تولیت جدید تحولات و تغییرات مهمی را پشت سر می‌گذارد که ازجمله در توسعه‌ی سازمانی و آیین‌سازی نمود داشته است. نظام مدیریتیِ سنتی حرم که تا تولیت پیشین استمرار داشت، میراث نظام شاهنشاهی و متناسب با شئون همان نظام بود. موج انقلاب و تحولات انقلابی، در ورودی باب‌های حرم متوقف ماند. تولیت پیشین، گرچه خود از رهبران جریان انقلاب در شهر مشهد محسوب می‌شد، اما در مقام تولیت، چندان مشی انقلابی نداشت و بی‌جهت نبود که در افواه عامه‌ی مردم حتی با پیشوند «شاه» از او یاد می‌شد. در زمان او، تحفظ می‌شد که فضای حرم، صرفاً به مباحث دینی و اعتقادی که مابه‌الاشتراک همه زایران است، آنهم با رویکرد «تشیع سنتی» پرداخته شود. تنها استثنا، ظهرهای جمعه (به جهت اقامه نماز جمعه) و موسم آیین‌های سیاسی مانند راهپیمایی‌ها بود که موقتاً به ادبیات انقلابی اذن دخول به حرم داده می‌شد. اما تولیت جدید که شخصیتی سیاسی است و سابقه‌ی حضور در بالاترین عرصه رقابت‌های سیاسی (یعنی انتخابات ریاست‌جمهوری) را هم در کارنامه‌‌اش دارد، ظاهرا قصد دارد گفتمان مذهبی آستان قدس را متحول کند. حرم امام‌رضا(ع) ـ که به طور تاریخی مانند حرم دیگر امامان ملجأ همه اصناف شیعیان و حتی غیرشیعیان بوده ـ در دوره‌ی جدید، عملاً در حال تبدیل‌شدن به میدانی برای تشیع سیاسی و حکومتی است. از‌همین‌روست که مثلاً مسایل سیاسی روز کشور و موضوعاتی چون «اقتصاد مقاومتی» و «برجام» هم به داخل صحن‌ها و منبر وعاظ حرم کشیده شده و «پاسخگویی به شبهات سیاسی» به یکی از سرفصل‌های فعالیت روحانیان مبلغ داخل حرم افزوده شده است.

اما به موازات تحول در گفتمان مذهبی حرم، تولیت تازه آستان قدس در آیین‌سازی هم به‌شدت فعال بوده است. یک نمونه‌ی مهم و بی‌سابقه، آیین پرچم‌گردانی و حضور خادمان حرم با تشریفاتی خاص در بیمارستان‌ها و خیریه‌ها و برخی مراسمات است. این خادمان گویی به‌مثابه‌ی نمایندگان امام‌رضا و وکلای امر قدسی با هدف «تبرک‌بخشی» مردم خصوصاً فرودستان و مبتلایان (بیماران) در مکان‌ها و مراسمات ظاهر می‌شوند و پرچمی که مدتی بر فراز قبه‌ی حرم در اهتزاز بوده (و لذا «متبرک» شده است) را برای تبرک بین حاضران می‌گردانند و یا در مراسم رژه می‌روند. تهیه و توزیع بسته‌های نمک با عنوان «نمک تبرکی» و «نبات تبرکی» ـ تولیدشده در شرکت‌های اقتصادی رضوی (وابسته به آستان قدس) ـ از دیگر اقدامات تولیت جدید در جهت توسعه‌ی مفهوم و آیین «تبرک» آن‌هم در اشکال جدید است. توسعه‌ی پیاده‌روی امام‌رضا در روزهای پایانی صفر با الگوبرداری از پیاده‌روی اربعین و راه‌اندازی گارد مخصوص حرم (پلیس مذهبی) را نیز باید به فهرست اقدامات آیینی آستان قدس در زمان حاضر افزود.

پس از آستان قدس رضوی، «آستان مقدس حضرت معصومه» در رقابت سازمان‌های مذهبی ایران در رتبه‌ی دوم قرار دارد. این آستان هم در سال‌های اخیر به‌موازات توسعه‌ی مساحت حرم حضرت معصومه و سازمان تولیت آن، اقدام به آیین‌سازی‌هایی‌‌ کرده که «شکرگزاری اقامه عزای در ماه‌های محرم و صفر» جدیدترین آن‌هاست. گرامی‌داشت روز 23 ربیع‌الاول به‌عنوان روز ورود حضرت معصومه به قم و برگزاری گسترده‌ی آیین‌های ولادت و وفات آن حضرت از دیگر تلاش‌های تولیت مذکور در این راستا بوده است. این تولیت همچنین در راه‌اندازی آیین‌های پیاده‌روی‌ غدیر و نظایر آن بین حرم حضرت معصومه با مسجد جمکران با همکاری «تولیت مسجد مقدس جمکران» نیز فعال بوده است. (رقابت بین دو تولیت مذکور در این سال‌ها، شهر قم را به یکی از مراکز تولید آیین‌های جدید تبدیل کرده است.)

مشابه آیین‌سازی دو آستان مشهد و قم را در سطوح محدودتر، در کارنامه‌ی فعالیت‌ متولیان دیگر امام‌زاده‌ها و بقاع متبرکه نیز می‌توان دید. برای آن‌ها، این تولیت‌های «مادر» و مرکزی، حکم الگو و سرمشق را دارند. این توسعه‌ی آیینی را نباید صرفاً به عنوان یک پدیده‌ی مذهبی یا حتی فرهنگی ـ اجتماعی بررسی کرد؛ بلکه فواید و آورده‌های اقتصادی و سیاسی این آیین‌سازی‌ها برای متولیان‌شان گاه به‌مراتب بیشتر و وسیع‌تر از فواید مذهبی است. بازار «فروش قبر در مکان‌های مقدس» با ارقام سرسام‌آور تنها یک مورد از فواید اقتصادی مذکور است.

چنانکه گفته شد «توسعه» کلیدواژه‌ی محوری و دغدغه‌ی اصلی متولیان اماکن شیعی در زمان حاضر است. از قِبَل توسعه‌ی فضای مقدس، متولیان درواقع خود و دایره‌ی نفوذ و قدرت خود را توسعه می‌دهند. از قِبَل گرامی‌داشت و ارتقای جایگاه شخصیت‌های مقدس، درواقع در ارتقای موقعیت و جایگاه خود می‌کوشند. به بیان دیگر ما با وجود نوعی «بازار مذهبی» مواجه‌ایم؛ بازاری که در عرصه‌ی تقاضا کشش و ظرفیت محدود و مشخصی را دارد و همین امر، عرضه‌کنندگان را به تلاش بیشتر و رقابت با هم وا می‌دارد تا سهم خود (و به تبعِ آن: سود و بهره‌ی خود) را از این بازار افزایش دهند. مناسک و آیین‌های شیعی در این میان، بارِ برندینگ این مؤسسات مذهبی را بر دوش می‌کشند. میدانی شده‌اند برای پرزنت و نمایش کالا و خدمات مذهبی و جلب مشتری. جلب مشتریِ بیشتر (در اینجا: زایر) یعنی رونق مکان مقدس و متولیانش.

از آن‌جا که این رونق منحصر به مکان مقدس نمی‌ماند و جغرافیای پیرامونش را نیز بهره‌مند می‌سازد، در رقابت تولیت‌ها، مدیران و مسئولان دولتی و دیگر ذی‌نفوذان و صاحبان منافع هر منطقه نیز مشارکت دارند. و به این ترتیب، دامنه‌ی رقابت مکان‌های مقدس به‌تدریج افزایش می‌یابد: از رقابت مکان‌ها (مثلا حرم حضرت معصومه و مسجد جمکران) تا رقابت محلات، تا رقابت مناطق، و تا رقابت روستاها و شهرها. نه فقط تولیت یک مکان، بلکه متولیان هر روستا یا شهر می‌کوشند سهم بیشتری از توریسم مذهبی را به خود اختصاص دهند. رقابتی که مشابه آن را هرساله در تلاش‌ اهالی شهرهای مختلف برای «نمایش» آیین‌های عزاداری محرم به افکار عمومی و تبدیل سنت آیینی مذهبی به کالای رسانه‌ای شاهدیم؛ میان شهرهای مختلف: زنجان، یزد، مشهد، قم، کاشان، تبریز و...

آیا دامنه‌ی این رقابت از محدوده‌ی شهرها نیز فراتر خواهد رفت؟ به گمان من به احتمال زیاد: بله. با رشد شتابنده‌ای که تشیع و سازمان شیعی در عراق پساصدام در پیش گرفته است، و در صورت تثبیت و استمرار شرایط سیاسی موجود (نظیر حضور شیعیان عراق در رأس قدرت) هیچ بعید نیست در آینده شاهد رقابت میان دو دولت ایران و عراق بر سر افزایش سهم خود از مصرف مذهبی (صنعت زیارت و صنعت عزاداری) باشیم. رقابتی که همین امروز هم کمابیش بین سازمان‌های مذهبی مشهود است؛ به‌صورت نرم‌افزاری بین حوزه‌ی قم و حوزه‌ی نجف و به‌صورت سخت‌افزاری مثلاً بین آستان قدس رضوی و «العتبة الحسینیة المقدسة»؛ و هیچ بعید نیست در آینده در بستر آیین‌های شیعی هم نمود پیدا کند؛ مثلاً بین پیاده‌روی اربعین و پیاده‌روی امام‌رضا، یا حتی بین زیارت امام‌رضا و زیارت عتبات.

بله؛ در حال حاضر ممکن است تصور چنین رقابتی دور از ذهن به نظر برسد. اما از منظر منطق تحولات مذهبی چندان دور از ذهن نیست. هرچه باشد سرمشق نانوشته‌ی دولت شیعی جمهوری اسلامی (در دوره‌ی رهبری آیت‌الله خامنه‌ای)، دولت شیعی صفویان است و کیست که نداند توسعه‌ی زیارت رضوی و ادبیات «حج فقرا» محصول رقابت مذهبی صفوی / عثمانی و یکی از سیاست‌های مذهبی موفق صفویان بوده است. خلاصه اگر روزی پای منابر یا از رسانه‌های رسمی، از وعاظ و مداحان احادیثی در فضیلت و تقدم زیارت امام‌رضا بر زیارت امام‌حسین شنیدید، تعجب نکنید. فراموش نکنید که سیالیت، خصلت دینداری است و نه فقط فهم‌ گزاره‌های دینی، بلکه بالاتر خود گزاره‌های دینی هم (تا حدی) محصول تعامل وضعیت دینداران و مجموعه شرایط محیط پیرامونی آن‌هاست.

هر لحظه به شکلی بت عیار درآمد، دل برد و نهان شد.

* محسن حسام مظاهری

نظر شما