پس از آنکه ایران در طول پنج هفته از جنگ، بیش از ۳۰۰۰ موشک و پهپاد علیه امارات متحده عربی پرتاب کرد، صبر این کشور حوزه خلیج فارس لبریز شد. «همسایه قلدر» — تعبیری که انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رئیس دولت امارات برای توصیف ایران به کار برد — از خط قرمز عبور کرده بود. در پاسخ، امارات تلاشهای خود را برای مقابله با شبکههای مالی غیرقانونی ایران دوچندان کرد.
تا اوایل آوریل، مقامات اماراتی دهها صراف مرتبط با تهران را بازداشت، صرافیهای آنها را پلمب و دفاترشان را تعطیل کردند. هدف اصلی این عملیات، شبکههای صرافی بود که زمانی میلیاردها دلار را به سمت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هدایت میکردند.
سرکوب صورتگرفته توسط امارات، فراتر از یک اقدام امنیتی داخلی بود. این یک چرخش استراتژیک است که اکنون به ایالات متحده مزیتی جدید و تعیینکننده در کارزار «فشار حداکثری» علیه سیستم بانکداری سایه ایران میبخشد. اگر واشنگتن به دنبال نقش پررنگتر شرکای خود در مبارزه با تروریسم بود، این همان فرصت است.
گزارش اکتبر ۲۰۲۵ شبکه مقابله با جرایم مالی وزارت خزانهداری آمریکا (FinCEN)، حدود ۹ میلیارد دلار تراکنش مشکوک را در سال ۲۰۲۴ مستند کرد که از طریق حسابهای کارگزاری آمریکا و عمدتاً به واسطه صرافیهای غیررسمی (حواله) منتقل شده بود. این جریانهای مالی به ایران اجازه میداد نفت و محصولات پتروشیمی تحریمی خود را بفروشد، فناوری نظامی تهیه کند و بودجه سپاه پاسداران و گروههای نیابتیاش مانند حزبالله لبنان را تأمین نماید. تهاجم جدید امارات علیه همین شبکهها، بازی را تغییر میدهد.
ابوظبی با اقدام عملی در صحنه — شامل بازداشتها، مسدود کردن داراییها و ابطال ویزاها — قدرت اطلاعاتی و اجرایی خود را به رخ کشید؛ قدرتی که نهادهای نظارتی آمریکا فاقد آن بودند. اکنون خزانهداری آمریکا میتواند "گزارشهای فعالیت مشکوک" خود را با اقدامات میدانی امارات پیوند بزند، حسابها را با دقت بیشتری مسدود کند و تحریمهای ثانویه را بر تسهیلگران باقیمانده اعمال نماید.
به این ترتیب، هزینه دور زدن تحریمها برای ایران به شدت افزایش یافته است. سرعت و حجم جریانهای دلاری به میزان قابلتوجهی کاهش یافته و تحلیلگران تخمین میزنند که سرکوب مداوم میتواند ایران را از دسترسی به دهها میلیارد دلار ارز در سال محروم کند.
در سال ۲۰۲۵، درآمد غیرقانونی ایران حدود ۴۵.۷ میلیارد دلار برآمد شده بود. آمریکا و امارات با کاهش همین درآمدِ اندکِ ایران، میتوانند اهرم فشار واقعی در هرگونه توافق پس از جنگ ایجاد کنند و به عنوان یک نیروی تقویتکننده برای سیاست تحریمی آمریکا عمل نمایند.
مزایای این اقدام فراتر از فشار بر تهران است؛ این حملات مستقیماً قدرتمندترین نیروی نیابتی منطقهای ایران، یعنی حزبالله لبنان را هدف قرار میدهد. نیروی قدس سپاه صدها میلیون دلار را از طریق صرافیهای مورد اعتماد و ترتیبات حوالهای به حزبالله منتقل میکرد. این وجوه صرف پرداخت حقوق جنگجویان، خرید راکت، حفر تونل و حفظ دولت موازی این گروه در بیروت میشود. زمانی که این خطوط لوله مالی مسدود شوند، حزبالله قطعاً بلافاصله طعم سختی را خواهد چشید.
عملیات گسترده امارات در ماه جاری، مکمل اقدامات ماه گذشته این کشور در انهدام شبکه های مالی ایران است. ماه مارس، اعلام شد که یک شبکه تروریستی تحت پوشش تجاری که توسط ایران و حزبالله تأمین مالی میشد متلاشی شده است. روابط صرافیِ مورد اعتمادی که در طول دههها ساخته شدهاند، به راحتی بازسازی نمیشوند. تأمین مجدد موشکها پس از پرتابهای پرهزینه علیه اسرائیل و کشورهای خلیج فارس، به مراتب دشوارتر خواهد شد.
با پول کمتر، روند عضوگیری سپاه در سراسر منطقه کند میشود، اهرمهای سیاسی در لبنان فرسوده میگردد و توانایی این گروه برای قدرتنمایی به نیابت از ایران کاهش مییابد. خشکاندن منابع مالی حزبالله صرفاً تضعیف این سازمان نیست؛ بلکه یکی از مؤثرترین ابزارهای سپاه برای بیثبات کردن شامات و تهدید منافع آمریکا از مدیترانه تا خلیج فارس را از کار میاندازد. حزبالله در کشورهای حوزه خلیج فارس مانند کویت نیز فعال بوده است؛ کشوری که از زمان آغاز جنگ ایران، چندین هسته خفته این گروه نیابتی را شناسایی و منهدم کرده است.
منتقدان ممکن است اشاره کنند که ایران پیش از این هم خود را با تحریمها وفق داده است. با این حال، انطباق با شرایط جدید اکنون هزینههای بالاتر و شرکای قابل اعتماد کمتری به همراه دارد. تغییر رویکرد امارات به سایر کشورهای خلیج فارس سیگنال میدهد که مدارا با شبکههای مالی ایران، بیش از آنکه یک سهولت تجاری باشد، یک تهدید برای امنیت ملی است. همانطور که قرقاش به وضوح بیان کرد، منطقه نمیتواند به وضعیت پیش از جنگ بازگردد که در آن برنامههای موشکی و پهپادیِ لجامگسیخته از طریق بانکداری سایه تأمین مالی میشدند. مدل قدیمیِ روابط اقتصادی ایران و کشورهای خلیج فارس به پایان رسیده است.
زمانبندی این اتفاق بسیار حیاتی است. در حالی که جنگ ایران به سمت حلوفصل پیش میرود، امارات در حال تبدیل کردنِ دیدگاههای سیاسیاش به اقدامات عملی است تا مطمئن شود دنیای پس از جنگ، دیگر مثل سابق نخواهد بود. امارات با تشدید اقدامات اجرایی در دبی، نه تنها از خود محافظت میکند، بلکه اهرم قدرتمندی به ایالات متحده میدهد تا ماشین جنگی ایران و پایگاه عملیاتی خط مقدم آن در لبنان را تضعیف کند.
سیستم بانکداری سایه که سالها تهاجمات تهران را پشتیبانی میکرد، تحت فشار مشترک در حال فروپاشی است. حزبالله، که مدتها به عنوان نگین تاجِ محور مقاومت ایران شناخته میشد، این فروپاشی را با بیشترین شدت حس خواهد کرد.
در نهایت، تجاوز خودِ ایران در طول جنگ به عنوان کاتالیزور عمل کرد. تهران با حمله بیباکانه به امارات، ابوظبی را واداشت تا تلاشهای خود را در سرکوب شبکههای غیرقانونی ایران دوچندان کند. نتیجه این امر، احتمالاً تلاش تحریمی قویتر از سوی آمریکا، و حزباللهی به مراتب ضعیفتر خواهد بود. این یک همسویی درخشان منافع است؛ فرصتی که واشنگتن قطعاً باید آن را غنیمت بشمارد.
درج این مقاله به معنی تأیید مطالب مطرح شده نبوده وصرفا به منظور آشنایی با نظرات مختلف صورت گرفته است


نظر شما