نقش آیت الله بهبهانی در کودتای 28 مرداد

173 ۱۳۹۶ مرداد ۲۸ - 2017/08/19

نزدیک به شصت‌وچهار سال از کودتای بیست‌وهشتم مرداد و سقوط دولت مصدق می‌گذرد و در تمام این سال‌ها آنچه در این روز گذشت و آنچه به منجر به وقوع این اتفاق شد؛ یکی از مهمترین بحث‌های جامعه ایرانی بوده است. اسناد تازه منتشر شده از سوی آمریکا درباره کودتای ۲۸ مرداد نیز بار دیگر گفت‌وگوها و نظرات مختلف درباره این واقعه مهم تاریخ معاصر ایران را داغ کرد و سؤالاتی را پیرامون نقش افراد مختلف در کودتا در اذهان ایجاد نمود

یکی از این شخصیت ها ابوالقاسم کاشانی یکی از پرنفوذترین روحانیان تاریخ معاصر ایران است. انتشار مجموعه اسناد کودتای ۲۸ مرداد نشان می دهد وی پیش از کودتا چندین بار با مقامات آمریکایی در تهران دیدار داشته اما این اسناد به وضوح نشان نمی دهد که آیا ایشان از طرح کودتا خبر داشته و از آن حمایت نموده است یا خیر

طبق اسناد منتشر شده، ابوالقاسم کاشانی به طور فروتنانه با مقامات آمریکایی صحبت نمی‌کرده و در پنهان کردن نیاتش تبحر نداشته؛ کاشانی خود را رهبر معنوی مسلمانان جهان می‌خواند و از قصدش برای تشکیل یک ارتش میلیونی مسلمین برای مبارزه با امپریالسیم خبر می‌داد؛ آمریکایی‌ها هم به حرف‌هایش گوش می‌کردند و پشت سر، او را فردی می دانستند که باید در راه سرنگونی محمد مصدق جذب یا خنثی می‌شد.

نقش بحث برانگیز

نقش ابوالقاسم کاشانی در کودتای ۲۸ مرداد همواره یک موضوع تاریک و بحث برانگیز بوده. کاشانی که با بریتانیا سابقه مبارزه طولانی داشت در کارزار ملی شدن صنعت نفت متحد مصدق بود، اما در دوره دوم نخست وزیری مصدق، به مخالف او تبدیل شد. اختلافات به حدی اوج گرفته بود که چند هفته بعد از کودتا در مصاحبه‌ای با روزنامه اخبارالیوم مصر در مورد مجازات مصدق گفت: «طبق شرع شریف اسلامی مجازات کسی که در فرماندهی و نمایندگی کشورش در جهاد خیانت کند، مرگ است.»

خبرنگار مصری همچنین سوال کرد که آیا در آن چه اتفاق افتاده «انگشت بیگانه» می‌بیند یا نه؟ کاشانی می‌گوید: «ما خیلی ساده هستیم. خیلی ساده. وضع خوبیست و خطر برطرف شده. این مصدق راه را گم کرده و مستحق این عاقبت بود.»

کاشانی می‌افزاید: «اما در مورد انگشت خارجی، تا آنجایی که من می‌دانم چنین چیزی نبوده. مصدق علیه شاه شورید و موقعیت و نفوذ شاه را در بین مردم فراموش کرد.»

طرفداران کاشانی بعدها گفتند که وی در سرنگونی نخست وزیر ملی‌گرا نقشی نداشت و حتی در روز ۲۷ مرداد به مصدق نامه نوشت که کودتا نزدیک است، ولی مصدق هشدار را جدی نگرفت و هزینه‌ لجبازی‌اش را داد.

این در حالیست که برخی معتقدند که او در پشت صحنه به براندازی مصدق کمک کرد؛ حتی گفته می‌شد که وقتی تلاش اولیه برای عزل مصدق با فرمان شاه شکست خورد، مأموران سیا برای کاشانی پول نقد فرستادند تا دسته‌های آشوبگر را به خیابان بفرستد.

اسناد جدید ثابت نمی‌کند که کاشانی به طور مستقیم در کودتا شرکت داشته یا از‌ سازمان سیا پول دریافت کرده باشد، ولی این اسناد برای اولین بار جزئیات تعدادی از تماس‌های او با مقامات آمریکایی را روشن می‌کند  از جمله این که از ماه‌ها پیش از کودتا نه فقط با سفیر آمریکا، بلکه با مأموران سیا دیدارها و گفتگوهایی داشته است.

تطمیع یا تخریب شخصیت

بنا بر اسناد، سیا از حدود دو سال و نیم قبل از کودتا، کاشانی را به عنوان یک «هدف اطلاعاتی» در تیررس خود داشته تا «ائتلاف نامقدس گروه مصدق و آیت الله کاشانی» را بر هم بزند. مقامات سیا در اسفند ۱۳۲۹ (مارس ۱۹۵۱) دو گزینه را پیشنهاد کردند: تطمیع کاشانی با پول یا تخریب شخصیتش با حملات تبلیغاتی.

در ۱۴ دی ۱۳۳۰ مأموران سیا در خانه‌ای در شمیران تهران به دیدار کاشانی می‌روند. آنها می‌گویند درخواست خاصی ندارند بلکه فقط می‌خواهند که به طور «صریح، غیررسمی و دوستانه با او تبادل نظری داشته باشد». معلوم نیست کاشانی مطلع بوده که بازدیدکنندگان مأموران سیا هستند یا نه. او حمایت آمریکا از بریتانیا را به چالش می‌کشد و می‌گوید که هدف از فعالیت‌هایش جلوگیری از درگیر شدن خاورمیانه در یک جنگ جهانی سوم و جلوگیری از گسترش کمونیسم در ایران است.

مأموران سیا پس از دیدار در ارزیابی از شخصیت کاشانی به واشنگتن گزارش دادند که این روحانی بانفوذ متحد مصدق، برخلاف اکثر ایرانی‌ها، رک است؛ اول به آمریکا حمله تندی می‌کند بعد لحنش نرم‌تر می‌شود تا این برداشت را ایجاد نکند که با آمریکا خصومت شدید دارد. به گفته آنها، کاشانی برعکس اکثر سیاستمداران ایرانی که به فکر موقعیت داخلی خود بودند، بلندپروازی‌های منطقه‌ای داشته و «فردی است که بسیار سخت می‌شود با او صحبت کرد».

اسناد جدید نشان می‌دهد که آمریکا به قدرت رسیدن ابوالقاسم کاشانی را خطرناک می‌دانست زیرا معتقد بود که دولتش همان خط‌مشی محمد مصدق را دنبال خواهد کرد.

در ۲۰ مرداد ۱۳۳۱ ویلیام وارن، رئیس برنامه کمک‌های فنی آمریکا معروف به اصل چهار، به ملاقات کاشانی می‌رود. آن نشست چند هفته بعد از آغاز دور دوم نخست وزیری مصدق برگزار می‌شد؛ کاشانی ریاست مجلس شورای ملی را در دست گرفته و جنگ قدرت بین او و مصدق تازه در حال شروع شدن بود.

با عمیق‌تر شدن شکاف بین این دو رهبر جبهه ملی، آمریکایی‌ها تماس با کاشانی را به سطح سفیر ارتقا دادند.

لوی هندرسون، سفیر آمریکا در تهران - که به طور مستقیم در طراحی نقشه کودتا نقش ایفا کرد - حداقل دو مرتبه با کاشانی گفتگوی مستقیم داشته است. بنا بر یک سند، در دیدار ۱۷ آبان ۱۳۳۱ کاشانی گلایه کرد که سیاست‌های آمریکا نه فقط منافع ایران که سلامت او را به خطر انداخته و اگر ادامه پیدا بکند می‌تواند به جنگ جهانی سوم و نابودی تمدن بشر منجر شود.

کاشانی به هندرسون می‌گوید که می‌خواهد جهان اسلام را در برابر کمونیسم، امپریالیسم و استعمار متحد کند. او خواهان کمک آمریکا برای نیل به این هدف شد. بنا بر گزارش سفیر آمریکا، کاشانی درخواست کمک مالی نکرد بلکه خواست که آمریکا همان‌طور که با کمونیسم مبارزه می‌کند، علیه امپریالیسم و استعمار هم بایستد.

سفیر آمریکا در گزارش خود به واشنگتن می‌گوید که گفتگویش با کاشانی به جایی نرسید و «معلوم نیست که او چرا می‌خواست من را ببیند، به غیر از این‌که این برداشت را در بین دوستان و دشمنانش ایجاد کند که با آمریکا در تماس است».

دو روز بعد هندرسون و کاشانی دو ساعت دیگر ملاقات کردند که بنا بر گزارش سفیر، کاشانی بعد از گلایه‌های همیشگی به هندرسون گفته که قصد دارد در آینده - به موازات ارتش ایران - ارتش دیگری متشکل از میلیون‌ها مسلمان تأسیس کند، ارتشی که سربازانش آماده باشند جان خود را فدای اسلام کنند.

هنوز سندی که ثابت کند کاشانی از آمریکایی‌ها پول گرفته منتشر نشده. یرواند آبراهامیان معتقد است که آمریکایی‌ها برای تضعیف مصدق به کاشانی نزدیک شدند و به اختلافاتش با مصدق دامن زدند ولی به احتمال زیاد در لحظه آخر از او استفاده نکردند.

او می‌گوید: «من خیلی تردید دارم که کاشانی در کودتا شرکت داشته باشه، به این خاطر که بریتانیایی‌ها و آمریکایی‌ها آنقدر به کاشانی اعتماد نداشتند که بخواهند او را وارد جوانب فنی طرح کودتا بکنند.»

این استاد تاریخ می‌افزاید: «آنها همچنین به کاشانی احتیاجی نداشتند. برگ برنده اصلی کاشانی دسته‌های چاقوکشان بود که عوامل ایرانی سازمان‌های جاسوسی بریتانیا و آمریکا یعنی برادران رشیدیان و برادران بوسکو هر کدام به طور جداگانه با آنها در ارتباط مستقیم بودند.»

آمریکایی‌ها همچنین محمد بهبهانی را داشتند، یکی دیگر از روحانیان بانفوذ تهران که به دربار و بریتانیا نزدیک بود و بنا بر یک سند فوق‌سری از حالت طبقه بندی خارج شده، در آستانه کودتا مبالغ زیادی پول از آمریکا دریافت کرده و از دستاندرکاران اصلی نقشه کودتای صبح ۲۸ مرداد بوده است.

محمد مصدق در بین روحانیان سیاسی تهران به غیر از ابوالقاسم کاشانی یک دشمن سرسخت دیگر داشت: محمد بهبهانی، فرزند‌ آیت‌الله عبدالله بهبهانی از رهبران نهضت مشروطیت.

ولی اسناد در مورد عملکرد محمد بهبهانی صراحت بیشتری دارد. یک سند فوق‌سری که مدتهاست در آرشیو ملی ایالات متحده از حالت طبقه بندی بیرون آمده حکایت از ‌آن دارد که چند روز قبل از تلاش نافرجام شب ۲۴-۲۵ مرداد برای کنار زدن مصدق با فرمان شاه، سفارت آمریکا در تهران مبالغ زیادی پول به عوامل خود از جمله محمد بهبهانی پرداخت کرده بود.

بنا بر سند «مرور بحران اخیر» مورخ ۱۱ شهریور ۱۳۳۲ محمد بهبهانی همچنین یکی از دستاندرکاران اصلی عملیات نهایی سرنگونی مصدق در صبح روز ۲۸ مرداد بود.

دلارهای بهبهانی

اصطلاح «دلارهای بهبهانی» را اولین بار یک مأمور سابق سازمان سیا در کتاب خود آورد. مأمور مذکور کسی نبود غیر از ریچارد کاتم - استاد روابط بین الملل دانشگاه پیتسبورگ و نویسنده کتاب «ناسیونالیسم در ایران» - در زمان کودتای ۲۸ مرداد ریچارد کاتم تازه به استخدام سیا در آمده و از واشنگتن در پشت صحنه فعال بود. او چند سال بعد از ترک سیا و آغاز کار دانشگاهی در کتاب خود به اختصار نوشت که در جریان کودتا «دلارهای بهبهانی» بود که بین روحانیون و دسته‌های جنوب شهر تهران تقسیم می‌شد.

بنا بر سند «مرور بحران اخیر» منبع دست‌کم بخشی از «دلارهای بهبهانی» سفارت آمریکا در تهران بوده است. در این سند آمده: «بنا بر گزارش های موثق که در روز ۱۰ اوت (۱۹ مرداد) دریافت شد، سفارت آمریکا به طور پنهانی به اشخاص بانفوذ خاصی از جمله آیت الله بهبهانی، روحانی معروف، مبالغ کلانی پول پرداخت کرده بود».

در سند نیامده که بهبهانی یا دیگران احتمالا چقدر از سفارت آمریکا دریافت کرده یا پول‌ها را دقیقا بین چه کسانی تقسیم کرده‌اند.

سند همچنین می‌گوید که بهبهانی یکی از معدود افرادی بود که از طرح کودتای صبح ۲۸ مرداد با خبر بوده است - موضوعی که اعتماد کامل سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا به محمد بهبهانی را نشان می‌دهد. یک چنین اعتمادی درباره ابوالقاسم کاشانی که به شدت با بریتانیا خصومت داشت به احتمال زیاد وجود نداشته است.

شاید به همین خاطر باشد که برخی کارشناسان معتقدند آمریکا برای تضعیف محمد مصدق، خط مشی تعامل با کاشانی را در پیش گرفت ولی او را وارد جزئیات نقشه کودتا نکرد.

در سند «مرور بحران اخیر» درباره هویت کسانی که صبح ۲۸ مرداد به خیابان‌ها ریختند آمده‌است: «بیشتر این مردان هرچند احتمالا از احساسات طرفدار نظام پادشاهی الهام گرفته بودند،‌ واضح بود که برای آن هدف استخدام شده بودند».

بنا بر این سند، فقط چند نفر از نقشه کودتا خبر داشتند: فرماندهان چند یگان نظامی، رئیس شهربانی و «آیت الله بهبهانی که مسئول سازماندهی تظاهرات بود».

اسناد جدید آمریکا همچنین حکایت از آن دارد که پس از سرنگونی مصدق، پرداخت پول به محمد بهبهانی ادامه یافته است. در یک گزارش سیا به نقل از منابع نزدیک به سرلشکر زاهدی - نخست وزیر جدید - نوشته شده که زاهدی در روز چهارم مهر ۱۰ هزار تومان (حدود یک هزار دلار) و یک هفته بعد پنج هزار تومان (حدود ۵۰۰ دلار) به بهبهانی داد «تا حسن‌نیت بهبهانی را حفظ کند و او را حامی دولت نگه دارد».

*بی بی سی

 

 

نظر شما
تغییر رمز

فیسبوک