twitter share facebook share ۱۴۰۵ فروردین ۲۵ 50
دولت سیسی ممکن است بهای موضع‌گیری‌های اخیر و سرعت پایینِ همراهی با متحدان خلیج فارس را بپردازد. این امر می‌تواند منجر به خسارات مالی ناشی از کاهش سرمایه‌گذاری‌ها و سپرده‌های سعودی و اماراتی در مصر شود.

سال‌ها پیش، زمانی که عبدالفتاح السیسی، رئیس‌جمهور مصر، عبارت معروف خود «مسافة السکة» (به معنای: به فاصله یک قدم/به‌سرعت برق و باد) را در اشاره به آمادگی کشورش برای دفاع از امنیت ملی اعراب به کار برد، انتظار نداشت که با یک آزمون واقعی و معمایی دشوار روبرو شود که می‌تواند برای او هزینه گزافی داشته باشد.

تنش‌ها در روابط مصر و کشورهای خلیج فارس، در پس‌زمینه جنگ علیه ایران و حملات ایران به کشورهای منطقه، از نارضایتی به بدگمانی، اختلاف نظر و احتمالاً بازنگری در روابط در آینده‌ای نزدیک، شدت یافته است. ارزیابی‌ها در محافل حاکم در پایتخت‌های خلیج فارس، بازتاب‌دهنده دیدگاه‌های منفی نسبت به موضع مصر است؛ آن هم در شرایطی که از آن به عنوان «رها کردن متحد» و عدم همبستگیِ شریکی استراتژیک یاد می‌شود که ده‌ها میلیارد دلار پول و حمایت‌های سیاسی و دیپلماتیک گسترده‌ای را به‌ویژه از سوی ریاض و ابوظبی دریافت کرده بود تا پایه‌های قدرت خود را پس از تحولات ۳ ژوئیه ۲۰۱۳ تثبیت کند.

مسافة السکة

«وقتی امنیت ملی اعراب با تهدیدی واقعی روبرو شود و از ما کمک بخواهند، ما آنجا خواهیم بود؛ ما فقط یک قدم فاصله داریم.» این یکی از برجسته‌ترین اظهارات سیسی در مه ۲۰۱۴، زمان کاندیداتوری وی برای ریاست‌جمهوری بود. این عبارت در سخنرانی‌ها و بیانیه‌های بعدی نیز تکرار شد و انتظارات را از این متحد استراتژیک که اکنون سومین دوره ریاست‌جمهوری خود را تا سال ۲۰۳۰ سپری می‌کند، بالا برد.

وقتی جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران در ۲۸ فوریه آغاز شد و به سرعت در همان روز به حملات ایران به پایگاه‌های آمریکا در پایتخت‌های خلیج فارس گسترش یافت، قاهره آشفته به نظر می‌رسید و احتمالاً از کشیده شدن به این درگیری واهمه داشت؛ یا شاید هم موضع «صبر و انتظار» را در پیش گرفت تا جهت‌گیری و نتایج جنگ را بسنجد. این مسئله در سفرِ با تأخیرِ رئیس‌جمهور مصر به امارات و قطر در ۱۹ مارس، و سپس به عربستان سعودی و بحرین در ۲۱ مارس مشهود بود؛ سفری که به دلایل نامعلوم شامل کویت و عمان نشد.

وضعیت با خطبه نماز عید فطر که رئیس‌جمهور مصر در آن حضور داشت، پیچیده‌تر شد. این خطبه به دلیل در بر داشتن دعایی با لحن شیعی، جنجال گسترده‌ای برانگیخت: « للهم بحق فاطمة وأبیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها...مصر را محتاج مخلوقات فرومایه و پست خود مگردان.» این اقدام به عنوان چراغ سبزی برای نزدیکی به ایران (کشوری با اکثریت شیعه) تلقی شد و عبدالله غانم القحطانی، افسر سابق ارتش عربستان، در گفتگو با بی‌بی‌سی آشکارا از آن انتقاد کرد و گفت: «موضع برادران ما در مصر عجیب و غیرمنتظره بود و برخی اقدامات مانند خطبه عید فطر، هم از نظر زمان‌بندی و هم از نظر محتوا، نامناسب بود.»

تنش‌ها زمانی بیشتر شد که خالد عماره، دستیار وزیر امور خارجه و رئیس سابق دفتر حفاظت منافع مصر در تهران، اظهاراتی داشت که دور از احتیاط تلقی شد. او در مصاحبه با پلتفرم مستقل «المنصه» گفت: «ایران حق دارد به پایگاه‌های آمریکا در خلیج فارس حمله کند و هدف قرار دادن این پایگاه‌ها با قوانین بین‌المللی سازگار است، زیرا ایران حق دفاع از خود را دارد.» در پاسخ به این سوال که آیا مصر در حمایت از خلیج فارس کوتاهی کرده است، رسانه‌های مصری پرسش‌های متقابلی را مطرح کردند: کشورهای خلیج فارس از مصر چه می‌خواهند؟ چه کسی به دنبال کشاندن مصر به جنگ است؟

رویکردهای متفاوت

تصمیم‌گیرندگان در مصر آگاه هستند که این کشور طرفِ درگیر در نزاع با ایران نیست و هرگونه مداخله ارتش مصر در فعالیت‌های نظامی مرتبط با جنگ، نقش قاهره را به عنوان میانجی بی‌طرف از بین می‌برد. همچنین این کار می‌تواند مصر را در معرض اقدامات تلافی‌جویانه ایران قرار دهد که بحران اقتصادی این کشور را وخیم‌تر کرده و ناوبری بین‌المللی در کانال سوئز را مختل می‌کند.

به گفته محمد جمال، پژوهشگر سیاسی، موضع مصر را نمی‌توان به معنای گسست از کشورهای خلیج فارس دانست، بلکه این موضع بازتاب‌دهنده تفاوت در تعریف تهدید، اولویت‌های امنیت ملی، ملاحظات استراتژیک و مدیریت ریسک با هدف جلوگیری از گسترش جنگ است. کشورهای خلیج فارس، ایران را تهدیدی مستقیم می‌بینند که باید خنثی یا مهار شود، در حالی که قاهره از دریچه هزینه تنش‌زایی و تأثیر آن بر ثبات اقتصادی و منطقه‌ای به بحران می‌نگرد.

قاهره نگران گسترش سلطه اسرائیل در منطقه در صورت فروپاشی ایران است. مصر جنگ اسرائیل و آمریکا را بخشی از طرحی برای پیشبرد اهداف دولت بنیامین نتانیاهو می‌بیند که به دنبال بازسازی خاورمیانه تحت رهبری تل‌آویو و با حمایت واشینگتن است؛ امری که تهدیدی برای امنیت ملی مصر و اعراب محسوب می‌شود.

معادله‌ای دشوار

قاهره در حال حفظ موضع تعادل استراتژیک است؛ در حالی که خارج از جنگ ایستاده، بخشی از یک معادله دشوار باقی مانده است. مصر در کنار ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی در حال میانجی‌گری است، زیرا درک می‌کند که شکست ایران به معنای آغاز دوران رهبری اسرائیل در منطقه خواهد بود. علاوه بر این، شهاب عزالدین، تحلیلگر سیاسی، به تأثیرات جنگ بر ناپایداری بازار، فرار سرمایه، اختلال در تأمین انرژی، کاهش ارزش پول ملی و افت حواله‌های ارزی ۱۲ میلیون مصری شاغل در خارج (که اکثر آن‌ها در خلیج فارس هستند) اشاره می‌کند.

پایتخت‌های خلیج فارس، به‌ویژه ریاض و ابوظبی، انتظار واکنشی از سوی مصر را داشتند که متناسب با ابعاد موقعیت باشد؛ واکنشی که شاید شامل اعزام نیروهای پشتیبانی نظامی، مواضع سیاسی شفاف و حمایت‌های لجستیکی و اطلاعاتی می‌شد. اما رویکرد مصر انتظارات آن‌ها را برآورده نکرد.

با متضرر شدن اقتصاد جهانی از بسته ماندن تنگه هرمز، موضع قاهره و ملاحظات پیچیده آن درباره وضعیت ژئوپلیتیک منطقه ممکن است موجه‌تر به نظر برسد. با این حال، این موضعِ حساب‌شده با خشم کشورهای خلیج فارس روبرو شد. فؤاد الهاشم، نویسنده کویتی، نوشت که آن‌ها مصر را به مثابه مادری می‌دیدند که از فرزندانش دفاع می‌کند، اما ثابت شد که او «نامادری» است که حتی به آن‌ها دلداری هم نمی‌دهد.

دولت سیسی ممکن است بهای موضع‌گیری‌های اخیر و سرعت پایینِ همراهی با متحدان خلیج فارس را بپردازد. این امر می‌تواند منجر به خسارات مالی ناشی از کاهش سرمایه‌گذاری‌ها و سپرده‌های سعودی و اماراتی در مصر شود. با این حال، ممکن است قاهره با ظرافت سیاسی، به گزینه‌های دیگری برای کاهش تنش با ریاض و ابوظبی و جلب رضایت دو متحد خود، یعنی محمد بن سلمان و محمد بن زاید، متوسل شود.

منبع: میدل ایست مانیتور


نظر شما