در حالی که محاصره دریایی آمریکا صادرات نفت ایران را عملاً قفل کرده و مذاکرات پایان جنگ هم به بنبست خورده است، ایران با حجم زیادی از نفت فروشنرفته روبهرو شده و در تلاش برای جلوگیری از توقف کامل تولید، رو به سوی ذخیرهسازی این نفت انباشته شده در محلهای متروکه ای که به آنها «انبارهای اسقاطی» میگویند آورده است.
ایران همچنین از مخازن موقت و حتی روشهای غیرمعمول استفاده میکند و تلاش دارد بخشی از نفت خام را از طریق خطوط ریلی به چین منتقل کند. این اقدامات غیرعادی بیشتر برای خریدن زمان است؛ تا هم از بروز بحران زیرساختی جلوگیری شود و هم فشار آمریکا در کشمکش بر سر تنگه هرمز کاهش یابد.
در واقع، جنگ میان آمریکا و ایران به رقابتی تبدیل شده است: اینکه کدامیک زودتر تحت فشار، ازهم فرومیشکند؛ صنعت نفت ایران یا مصرفکنندگان جهانی انرژی. هر بشکه نفتی که امکان صادرات ندارد، باید جایی ذخیره شود: در مخازن، روی نفتکشها، در تأسیسات موقت یا در نهایت زیر زمین باقی بماند.
ایران میخواهد به هر قیمتی از بستن چاهها و توقف تولید جلوگیری کند، چون این کار هم درآمدش را کاهش میدهد و هم میتواند به زیرساختها آسیب بزند. به گفته کارشناسان، همین فشار میتواند در نهایت طرفین را به سمت مذاکره سوق دهد.
دور اول مذاکرات میان ایران و آمریکا در اوایل ماه نتیجه قابلتوجهی نداشت و هفته گذشته هم وقتی ایران از ادامه گفتوگو خودداری کرد، عملاً متوقف شد. در عوض، تهران پیشنهادی تازه از طریق میانجیهای منطقهای ارائه داده: توقف حملات در تنگه هرمز در برابر پایان کامل جنگ و رفع محاصره بنادرش از سوی آمریکا. در این پیشنهاد، بحث درباره برنامه هستهای ایران به زمان دیگری موکول میشود.
دونالد ترامپ روز دوشنبه این پیشنهاد را با تیم امنیت ملی خود بررسی کرده است. کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، اعلام کرد که خطوط قرمز ترامپ در قبال ایران همچنان پابرجاست.
در آغاز جنگ، ایران با حمله به دهها کشتی، عبور و مرور در این گذرگاه حیاتی را مختل کرد. با این حال، تا مدتی توانست نفت خود را صادر کند؛ اما از ۱۳ آوریل، آمریکا با اعمال محاصره بر رفتوآمد کشتیها به بنادر ایران، فشار را بهشدت افزایش داد.
نتیجه این محاصره، کاهش چشمگیر صادرات نفت ایران بوده است. طبق دادههای شرکت «کپلر»، صادرات نفت خام و میعانات ایران از میانگین روزانه ۲.۱ میلیون بشکه در فاصله ۱ تا ۱۳ آوریل، به حدود ۵۶۷ هزار بشکه در روز بین ۱۴ تا ۲۳ آوریل سقوط کرده است. در این بازه تنها پنج محموله ثبت شده است.
پیش از جنگ، در ماه فوریه، ایران بهطور متوسط روزانه ۲ میلیون بشکه نفت صادر میکرد.
به همین دلیل، شرکت ملی نفت ایران ناچار شده تولید را کاهش دهد. معمولاً کاهش تولید حتی پیش از پر شدن کامل مخازن آغاز میشود، چون باید از ایجاد گلوگاههای خطرناک در سیستم جلوگیری کرد.
برآوردها نشان میدهد اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، تولید نفت ایران ممکن است تا اواسط ماه مه به حدود نصف کاهش یابد و به حدود ۱.۲ تا ۱.۳ میلیون بشکه در روز برسد.
در همین حال، محدود شدن صادرات ایران و دیگر کشورهای خلیج فارس باعث افزایش قیمت جهانی نفت شده و هزینه سوخت را برای مصرفکنندگان بالا برده است. قیمت نفت برنت به بیش از ۱۰۸ دلار در هر بشکه رسیده، هرچند هنوز به اوج حدود ۱۲۰ دلاری اوایل جنگ نرسیده است.
یکی از نگرانیهای اصلی این است که ایران بهزودی به نقطهای برسد که دیگر جایی برای ذخیره نفت نداشته باشد؛ وضعیتی که در صنعت به آن «پر شدن کامل مخازن» میگویند. برخی تحلیلگران معتقدند این اتفاق ممکن است ظرف کمتر از دو هفته رخ دهد.
ترامپ روز یکشنبه گفت تنها حدود سه روز تا پر شدن زیرساختهای نفتی ایران باقی مانده است. در مقابل، یک مقام انرژی ایران در شبکههای اجتماعی هشدار داد اگر به چاههای نفت ایران در جریان محاصره آسیبی وارد شود، این کشور واکنش نشان خواهد داد.
در حال حاضر، ذخایر نفتی ایران به حدود ۴۹ میلیون بشکه رسیده و ظرفیت کل ذخیرهسازی آن بین ۸۶ تا حداکثر ۹۵ میلیون بشکه برآورد میشود. اما محدودیتهای فنی، مسائل ایمنی و پراکندگی جغرافیایی باعث میشود همه این ظرفیت قابل استفاده نباشد.
ایران علاوه بر مخازن زمینی، از نفتکشهای خالی در دریا هم برای ذخیره نفت استفاده میکند. با این حال، چون این کشتیها هم امکان حرکت به بازارهای جهانی را ندارند، این راهحل هم محدود است.
به همین دلیل، ایران به گزینههای اضطراریتری روی آورده: استفاده از مخازن قدیمی و حتی فرسوده در مناطق نفتی جنوب مانند اهواز و عسلویه، که پیشتر به دلیل شرایط نامناسب کنار گذاشته شده بودند.
همچنین تلاش میکند نفت را از طریق راهآهن به چین بفرستد. مسیرهای ریلی میان تهران و شهرهایی مانند «ییوو» و «شیآن» وجود دارد، اما این انتقال ممکن است هفتهها طول بکشد و از نظر هزینه هم بهصرفه نیست؛ بهویژه برای پالایشگاههای کوچک چین که معمولاً خریداران اصلی نفت ایران هستند و به تخفیفهای بالا وابستهاند. به همین دلیل، این گزینه بیشتر نشانه فشار و اضطرار است تا یک راهحل واقعی. اریکا داونز، کارشناس سیاست انرژی چین در دانشگاه کلمبیا، میپرسد:«آیا این پالایشگاهها که به تخفیف نفت ایران عادت دارند، حاضر خواهند بود هزینههای بالاتر حمل ریلی را بپردازند؟» او میافزاید: «وقتی شرایط بحرانی میشود، اقدامات ناامیدانه هم اجتنابناپذیر است.»
در کنار همه اینها، توقف ناگهانی تولید میتواند به میادین نفتی، بهویژه میادین قدیمی و کمفشار ایران، آسیب بزند. حدود نیمی از میادین نفتی کشور در این دسته قرار دارند و قطع تولید میتواند به کاهش بلندمدت ظرفیت آنها منجر شود.
هرچند همه توقفها الزاماً به نابودی چاهها نمیانجامد و مهندسان ایرانی تجربه مدیریت شرایط تحریمی را دارند، اما فرسودگی تجهیزات و قدمت میادین باعث شده ریسک این وضعیت برای ایران بالاتر باشد.


نظر شما