twitter share facebook share ۱۴۰۵ فروردین ۲۳ 85
تصمیم‌گیران پاکستانی سرمایه سیاسی خود را بر این ابتکار گذاشته‌اند زیرا می‌دانند تداوم یک درگیری طولانی‌مدت در همسایگی‌شان پیامدهای جدی سیاسی، اقتصادی و امنیتی برای پاکستان خواهد داشت

هیجان و امید نسبت به میانجی‌گری پاکستان برای ایجاد صلح میان ایالات متحده و ایران طی چند هفته به‌تدریج افزایش یافته بود. رئیس ارتش پاکستان با دونالد ترامپ و معاون او جی‌دی ونس در تماس مستقیم و مستمر بود، و نخست‌وزیر این کشور نیز با رهبران کشورهای اروپایی و خاورمیانه‌ای تماس‌های تلفنی متعدد برقرار می‌کرد.

اما این هیجان تنها چند دقیقه پس از آغاز روز یکشنبه فروکش کرد؛ زمانی که آقای ونس پس از ۲۱ ساعت مذاکره با هیئت ایرانی در پایتخت پاکستان، اسلام‌آباد، با جمع‌بندی‌ای صریح و قاطع ظاهر شد.

او در هتل سرنا، محل برگزاری مذاکرات، به خبرنگاران گفت: «ما به‌طور کاملاً روشن گفته‌ایم خطوط قرمز ما چیست و در چه مواردی حاضر به انعطاف هستیم.»

او افزود: «آن‌ها تصمیم گرفته‌اند شروط ما را نپذیرند.»

با توجه به اینکه آتش‌بس اکنون در وضعیت نامشخصی قرار گرفته، پاکستان با یک چالش فوری روبه‌روست: آیا می‌تواند دو طرف را دوباره به میز مذاکره بازگرداند؟

سایمون ولفگانگ فوکس، استاد اسلام در جنوب آسیا در دانشگاه عبری اورشلیم، گفت: «پاکستان نمی‌تواند در کوتاه‌مدت بر این بحران غلبه کند یا هر دو طرف را مجبور به پذیرش نماید.»

او افزود: «اما می‌تواند از ۹ روز باقی‌مانده از آتش‌بس استفاده کند تا یک پیشنهاد درباره برنامه هسته‌ای ایران ارائه دهد؛ پیشنهادی که بتواند در قالب دور دوم گفت‌وگوهای اسلام‌آباد، درست پیش از پایان مهلت، مورد بحث قرار گیرد.»

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، روز یکشنبه گفت که ایالات متحده در این دور از مذاکرات «نتوانسته اعتماد هیئت ایرانی را جلب کند»، اما در عین حال افزود: «اکنون زمان آن است که تصمیم بگیرد آیا می‌تواند اعتماد ما را به دست آورد یا نه.»

اسحاق دار، وزیر خارجه پاکستان، نیز اندکی پس از مذاکرات اعلام کرد که کشورش به «تسهیل ارتباط و گفت‌وگو» میان ایالات متحده و ایران ادامه خواهد داد.

با این حال، سرنوشت تنگه هرمز همچنان نامشخص است؛ همان‌طور که وضعیت لبنان نیز روشن نیست؛ جایی که حملات اسرائیل به گفته مقامات لبنانی بیش از ۲۰۰۰ نفر را کشته و محله‌هایی در جنوب و بیروت را ویران کرده است.

شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، در روزهای منتهی به مذاکرات اسلام‌آباد تلاش کرده بود لبنان—که در آن شبه‌نظامیان حزب‌الله مورد حمایت ایران نفوذ قابل توجهی دارند—نیز در توافق آتش‌بس گنجانده شود. اما اسرائیل صراحتاً اعلام کرد که لبنان بخشی از این توافق نیست.

اسلام‌آباد برای برگزاری این مذاکرات عملاً در وضعیت قرنطینه امنیتی قرار داشت و مقام‌های پاکستانی نقش مهمی در میزبانی نخستین دیدارهای سطح بالای آمریکا و ایران از سال ۱۹۷۹ ایفا کردند. فیلد مارشال عاصم منیر، رئیس ارتش پاکستان، مذاکرات رو در رو میان آقای ونس و آقای قالیباف را هدایت کرد. آقای شریف نیز پیش‌تر در روز شنبه با هر دو طرف دیدارهای دوجانبه برگزار کرده بود.

بسیاری از ساکنان اسلام‌آباد شب شنبه را با امید اعلام یک توافق صلح یا دست‌کم ادامه گفت‌وگوها در روز دوم به پایان رساندند.

مؤید یوسف، مشاور پیشین امنیت ملی پاکستان، گفت: «در بیشتر ساعات روز گذشته، نوعی خوش‌بینی وجود داشت، تا زمانی که همه چیز فروپاشید.»

آقای ونس و تیمش بامداد یکشنبه، پس از نزدیک به یک روز کامل مذاکره در اتاق‌هایی که اطلاعات کمی از آن‌ها منتشر می‌شد، از خیابان‌های خلوت اسلام‌آباد عبور کردند. در همین حال، کارکنان شهری بیلبوردهای «گفت‌وگوهای صلح اسلام‌آباد» را که در سطح شهر نصب شده بود جمع‌آوری کردند؛ گویی نشانه‌های ملموس صلح و نقش پاکستان در آن نیز در حال محو شدن است.

خیابان‌های منتهی به هتل سرنا و دفاتر مهم دولتی نیز همچنان در بعدازظهر یکشنبه بسته باقی ماندند.

مشارکت پاکستان در این روند، هم از اهداف کوتاه‌مدت و هم بلندمدت آن ناشی می‌شود. اقتصاد این کشور به‌شدت نیاز دارد که جنگ در خاورمیانه پایان یابد و کشتی‌ها بتوانند به‌طور امن از تنگه هرمز عبور کنند؛ جایی که پیش از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه، ۸۵ درصد واردات نفت و گاز پاکستان از آن عبور می‌کرد.

مدارس پاکستان برای چند هفته تعطیل بوده‌اند و کارمندان دولتی نیز تنها چهار روز در هفته کار می‌کنند، زیرا دولت تلاش دارد در هزینه‌های انرژی صرفه‌جویی کند.

جاه‌طلبی تبدیل شدن از یک میانجی به یک بازیگر تعیین‌کننده آتش‌بس، تسهیل‌کننده مذاکرات و—آن‌گونه که مقام‌های پاکستانی امیدوارند—قدرتی صلح‌ساز، جذابیت خاص خود را نیز دارد. پاکستان، به‌عنوان یک قدرت هسته‌ای با ۲۵۰ میلیون جمعیت اما اقتصادی گرفتار بدهی، تلاش می‌کند خود را به‌عنوان مقصدی برای سرمایه‌گذاری بازتعریف کند. این کشور همچنین در پی دریافت کمک‌های مالی بیشتر از صندوق بین‌المللی پول و تقویت همکاری‌ها با ایالات متحده و کشورهای خاورمیانه است.

رهبری پاکستان طی یک سال گذشته رابطه نزدیکی با ترامپ ایجاد کرده و همچنین روابط عمیقی با ایران دارد که ناشی از مرز مشترک ۵۶۵ مایلی، دهه‌ها چالش‌های امنیتی مشترک و گاه درگیری‌های مسلحانه است. به گفته تحلیلگران، کمتر کشوری توانسته چنین موقعیت بی‌طرفانه‌ای میان دو طرف حفظ کند.

مؤید یوسف، مشاور پیشین امنیت ملی، گفت پاکستان به تلاش‌های میانجی‌گری ادامه خواهد داد، اما این کار همچنان دشوار خواهد بود، زیرا عوامل متعددی خارج از کنترل آن قرار دارند.

او افزود: «ممکن است چین در مرحله بعدی برای تأثیرگذاری بر ایران نقش مهمی داشته باشد، اما سؤال اصلی این است که آیا فاصله میان مواضع آمریکا و ایران اساساً قابل پر کردن هست یا نه. همچنین کاملاً روشن نیست که اسرائیل با روند صلح همراهی کند، زیرا تاکنون نشانه‌ای از تمایل آن برای پایان دادن به عملیاتش در لبنان دیده نشده است.»

منبع: نیویورک تایمز


انگیزه‌ها و محدودیت‌های پاکستان در میانجی‌گری میان آمریکا و ایران

در هفته‌های اخیر، پاکستان به‌عنوان یکی از بازیگران مهم در تلاش برای پایان‌دادن به درگیری‌های شدید میان ایالات متحده و ایران ظاهر شده است.

هرچند موفقیت این تلاش‌ها همچنان نامشخص است و آتش‌بسی شکننده در حال آزمایش شدن است، پاکستان نقش محوری در انتقال پیام‌ها میان دو طرف ایفا کرده و همراه با مصر و ترکیه تلاش کرده است آن‌ها را به میز مذاکره بکشاند. تصمیم‌گیران پاکستانی سرمایه سیاسی خود را بر این ابتکار گذاشته‌اند و تلاش دارند اسلام‌آباد را به‌عنوان محل گفت‌وگوها معرفی کنند، زیرا می‌دانند تداوم یک درگیری طولانی‌مدت در همسایگی‌شان پیامدهای جدی سیاسی، اقتصادی و امنیتی برای پاکستان خواهد داشت. با این حال، این ابتکار تحت‌تأثیر محدودیت‌های سیاسی خود پاکستان در برابر هر دو طرف، یعنی ایران و ایالات متحده، قرار دارد.

تلاش پاکستان برای نزدیکی به دونالد ترامپ در دوره دوم ریاست‌جمهوری او آغاز خوبی نداشت. پس از انتخاب او، برخی نزدیکان ترامپ با مخالفان سیاسی در پاکستان ارتباط گرفتند و خواستار آزادی نخست‌وزیر پیشین، عمران خان، شدند. اما نقطه عطف اصلی پس از یک درگیری چهارروزه میان هند و پاکستان در ماه مه ۲۰۲۵ رقم خورد. پاکستان از نقش ترامپ در کمک به توقف درگیری‌ها با هند قدردانی کرد و بعداً او را رسماً برای دریافت جایزه صلح نوبل نامزد نمود. پس از آن، پاکستانی‌ها پیشنهادهایی در حوزه ارزهای دیجیتال به رئیس‌جمهور آمریکا و نزدیکان او ارائه دادند و همکاری‌هایی نیز برای تأمین مواد معدنی حیاتی مورد نیاز آمریکا آغاز شد. دو کشور همچنین همکاری قوی ضدتروریسمی خود را حفظ کرده‌اند. مجموعه این تحولات در نهایت به دعوت ترامپ از رئیس ستاد ارتش پاکستان، فیلد مارشال عاصم منیر، برای سفر به واشنگتن انجامید. این نخستین بار بود که یک فرمانده نیروهای مسلح پاکستان بدون همراهی یک مقام غیرنظامی وارد کاخ سفید می‌شد.

پاکستان همچنین روابط راهبردی دیرینه‌ای با عربستان سعودی دارد و چند ماه پیش «توافق دفاع راهبردی متقابل» با ریاض امضا کرد که بر اساس آن، هرگونه تجاوز به عربستان، تجاوز به پاکستان تلقی خواهد شد. به همین ترتیب، روابط پاکستان با همسایه غربی‌اش ایران نیز بهبود یافته است. پس از تبادل حملات متقابل در ژانویه ۲۰۲۴ ــ در پی بمب‌گذاری‌های تروریستی در کرمان که ایران آن‌ها را به شبه‌نظامیان مستقر در پاکستان نسبت داد ــ نهادهای امنیتی دو طرف کانال‌های ارتباطی خود را باز نگه داشته‌اند. پس از آغاز عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه، پاکستان تنها کشور منطقه بود که این حملات علیه ایران را محکوم کرد، هرچند به‌طور مشخص به کشته‌شدن رهبر جمهوری اسلامی ایران، علی خامنه‌ای، اشاره‌ای ننمود و تنها از نقض حقوق بین‌الملل ابراز نگرانی کرد.

این تحولات، پاکستان را در موقعیتی منحصربه‌فرد قرار داد؛ کشوری که همزمان کانال‌های ارتباطی با واشنگتن، تهران و ریاض دارد و می‌تواند نقش میانجی را ایفا کند. تماس تلفنی میان ترامپ و فرمانده ارتش پاکستان نیز این نقش را تقویت کرد، به‌طوری که رئیس‌جمهور آمریکا گفت پاکستان ایران را به‌خوبی می‌شناسد. البته باید توجه داشت که دولت‌های پاکستان پیش‌تر نیز پیشنهاد میانجی‌گری میان ایران و عربستان را مطرح کرده بودند، اما آن تلاش‌ها با استقبال روبه‌رو نشد. از آنجا که پاکستان پس از ایران بیشترین جمعیت شیعه را در جهان دارد، انگیزه داخلی نیز برای تلاش در جهت آتش‌بس میان آمریکا و ایران وجود دارد. اعتراضات در پاکستان پس از کشته‌شدن آیت‌الله خامنه‌ای به خشونت انجامید؛ ده‌ها نفر کشته شدند و در شهرهای شمالی گلگت و اسکردو مقررات منع رفت‌وآمد برقرار شد. شیعیان حدود ۲۰ درصد جمعیت پاکستان را تشکیل می‌دهند و تمرکز آن‌ها در مناطق شمالی هم‌مرز با چین است.

با وجود اینکه روابط پاکستان با تهران بهتر از روابط بسیاری از همسایگان ایران است، اما باید توجه داشت که مقام‌های پاکستانی در روندهای دیپلماتیک اخیر عمدتاً با رئیس‌جمهور ایران، مسعود پزشکیان، و وزیر خارجه عباس عراقچی در ارتباط بوده‌اند و تاکنون نتوانسته‌اند کانال ارتباطی مستقیمی با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایجاد کنند؛ نهادی که به‌ویژه پس از ترور خامنه‌ای، عملاً قدرت اصلی در تصمیم‌گیری‌های ایران تلقی می‌شود. ارتش پاکستان از حملات ایران به مجتمع پتروشیمی الجبیل عربستان نگران شد و آن را تلاشی برای برهم‌زدن مذاکرات دانست. در محافل راهبردی پاکستان، این باور وجود دارد که حملات موشکی ژانویه ۲۰۲۴ ایران به پاکستان با تأیید فرماندهان سپاه انجام شده، نه دولت غیرنظامی ایران. همچنین اسلام‌آباد سپاه را مسئول جذب شیعیان پاکستانی برای جنگ در سوریه تحت عنوان «تیپ زینبیون» می‌داند. اخیراً نیز رسانه نزدیک به سپاه، خبرگزاری تسنیم، در حال بازتاب مواضع تبلیغاتی طالبان افغانستان است که با پاکستان درگیر است.

هرچند به نظر می‌رسد ریاض از ابتکار دیپلماتیک پاکستان در قبال ایران حمایت کرده، اما اگر حملات ایران علیه عربستان از سر گرفته شود، ریاض طبق توافق دفاعی انتظار خواهد داشت پاکستان فعالانه در دفاع از عربستان مشارکت کند. به نظر می‌رسد این موضوع در ذهن فرمانده ارتش پاکستان نیز بوده است.

اخیراً در دیدار با علمای شیعه پاکستانی هشدار داده که خشونت داخلی به‌خاطر رخدادهای خارجی تحمل نخواهد شد؛ اشاره‌ای به اعتراضاتی که پس از کشته‌شدن رهبر ایران رخ داد. این سخنان با انتقاد شدید برخی گروه‌های شیعه و نیروهای نزدیک به ایران در پاکستان مواجه شد.

تعامل اخیر میان پاکستان و چین و بیانیه مشترک آن‌ها در ۳۱ مارس، که شامل طرحی پنج‌مرحله‌ای برای پایان‌دادن به جنگ علیه ایران بود، محدودیت‌های پاکستان در نقش میانجی و نیاز به حمایت یک قدرت جهانی بزرگ را آشکار کرد.

با وجود یک صلح سرد در مرز شرقی با هند و درگیری‌های مکرر با افغانستانِ تحت حاکمیت طالبان در غرب، پاکستان تلاش می‌کند وضعیت آرام را در مرزهای خود با ایران حفظ کند و از فروپاشی اقتدار مرکزی در استان سیستان و بلوچستان ایران جلوگیری نماید؛ زیرا چنین وضعیتی می‌تواند به بلوچستان ناآرام پاکستان نیز سرایت کند.

برای مطالعه بیشتر در این زمینه رجوع کنید به: جنگ ایران و بازآرایی شبکه‌های شورشی در بلوچستان

افزون بر این، روابط پاکستان با امارات متحده عربی نیز به‌دلیل این بحران آسیب دیده و امارات خواستار بازپرداخت یک وام بزرگ شده است. اگر آتش‌بس شکننده میان آمریکا و ایران فروبپاشد، حفظ توازن میان واشنگتن، تهران و ریاض برای پاکستان تقریباً غیرممکن خواهد شد.

منبع: استیمسون

 

در میانجی‌گری مذاکرات صلح آمریکا و ایران، پاکستان در حال نمایش قدرت ژئوپولیتیکی خود است

خبر آتش‌بس شکننده میان ایالات متحده، اسرائیل و ایران، نخستین بار در پیامی از سوی نخست‌وزیر پاکستان، شهباز شریف، در شبکه اجتماعی «ایکس» اعلام شد.

دستیابی به چنین موفقیت دیپلماتیکی برای پاکستان اهمیت زیادی دارد، حتی با وجود اینکه این توافق پس از آن با چالش‌هایی روبه‌رو شده است.

اما پاکستان چگونه توانست طرف‌ها را دور یک میز جمع کند؟ پاسخ در استفاده از روابط قدیمی، پیشینه مشترک و توافق‌های امنیتی برای اعمال نفوذ دیپلماتیک نهفته است.

پیشینه روابط پاکستان و ایران

پاکستان و ایران با بیش از ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک، سابقه‌ای طولانی در دوستی و همکاری دارند. دو کشور از زمان تأسیس پاکستان در سال ۱۹۴۷ در حل اختلافات یکدیگر نقش میانجی داشته‌اند.

در دوران حکومت پادشاهی در ایران، که تا سال ۱۹۷۹ ادامه داشت، پاکستان برای حل اختلافات خود با افغانستان از میانجی‌گری ایران بهره می‌برد و ایران نیز در جنگ‌های پاکستان با هند در سال‌های ۱۹۶۵ و ۱۹۷۱ از اسلام‌آباد حمایت فعال داشت.

اما این رابطه همیشه بدون تنش نبوده است. برخی منابع می‌گویند نخست‌وزیر وقت پاکستان، ذوالفقار علی بوتو، از رفتار تحکم‌آمیز شاه ایران دل خوشی نداشت.

با این حال، نزدیکی دو کشور پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی نیز ادامه یافت. با توجه به اینکه نزدیک به ۲۰ درصد جمعیت پاکستان را شیعیان تشکیل می‌دهند ارتباط نزدیکی میان این جامعه در پاکستان و حکومت ایران وجود داشته است.

ایران از این پیوندها برای ترویج دیدگاه‌های مذهبی و سیاسی خود استفاده کرده، اما همواره با احتیاط عمل کرده است؛ چرا که اگر تنش‌ها از حدی فراتر رود، دولت پاکستان ممکن است آن را تهدیدی برای ثبات و امنیت خود بداند.

به دلیل همین سابقه مشترک و نزدیکی جغرافیایی، حکومت ایران دست‌کم حاضر است به پاکستان گوش دهد.

ملاحظات امنیتی منطقه‌ای و داخلی

این امر به‌ویژه به دلیل وضعیت امنیتی خود پاکستان اهمیت دارد؛ زیرا تضعیف یا تجزیه احتمالی ایران می‌تواند به شکل‌گیری چند کشور کوچک‌تر در منطقه منجر شود.

ایالت بلوچستان، که از نظر مساحت بزرگ‌ترین استان پاکستان است، در سال‌های اخیر با افزایش فعالیت‌های گروه جدایی‌طلب «ارتش آزادی‌بخش بلوچستان» روبه‌رو بوده است. این گروه بارها به اهداف نظامی، نیروهای امنیتی و کارمندان دولت، به‌ویژه کسانی که از استان پنجاب آمده‌اند، حمله کرده است.

در پاکستان نگرانی فزاینده‌ای وجود دارد که تضعیف یا فروپاشی ایران ممکن است به تقویت ایدئولوژی جدایی‌طلبان بلوچ کمک کند. دولت پاکستان نمی‌خواهد شرایطی به‌وجود آید که شعار «بلوچستان بزرگ» شامل مناطقی در هر دو سوی مرز ایران و پاکستان شود.

عامل مهم دیگر این است که پاکستان دارای برنامه هسته‌ای است. از این رو، دولت پاکستان ممکن است نگران باشد که در صورت افزایش تنش‌ها در منطقه، زرادخانه هسته‌ای‌اش هدف حملات خارجی قرار گیرد؛ بنابراین به دنبال کاهش تنش‌هاست.

همچنین موقعیت جغرافیایی حساس پاکستان نیز در این میان اهمیت دارد. قرار گرفتن در میان یک ایران تحت کنترل اسرائیل از یک سو و هندِ نزدیک به اسرائیل از سوی دیگر، سناریویی است که اسلام‌آباد تمایل دارد از آن اجتناب کند.

احتمالاً حکومت ایران نیز از این نگرانی‌ها آگاه است و می‌داند که میانجی‌گری پاکستان ریشه در دغدغه‌های امنیتی خود این کشور دارد. از نگاه ایران، این موضوع نکته منفی‌ای نیست، بلکه می‌تواند به یافتن راهی برای آتش‌بس و توافق کمک کند.

دوستانی در حلقه حامیان ترامپ

پاکستان نزد دولت ترامپ اعتبار زیادی دارد. دلیل اصلی این امر، نقش پررنگ ارتش پاکستان در شکل‌دهی به سیاست خارجی این کشور است. این نقش نزدیک به ۸۰ سال سابقه دارد، اما در سال‌های اخیر پررنگ‌تر شده است.

در سال ۲۰۲۲، ژنرال عاصم منیر به عنوان رئیس ستاد ارتش منصوب شد. او پس از درگیری کوتاه‌مدت میان پاکستان و هند در مه ۲۰۲۵ به درجه فیلد مارشالی ارتقا یافت.

او که اکنون سمت فرمانده کل نیروهای مسلح را برعهده دارد و دست‌کم تا پنج سال آینده – با احتمال تمدید تا سال ۲۰۳۵ – در رأس ارتش باقی خواهد ماند، قدرتمندترین ژنرال پاکستانی در دهه‌های اخیر به شمار می‌رود.

منیر روابطی دوستانه با دونالد ترامپ برقرار کرده است. او دو بار به واشنگتن سفر کرده و حتی در کاخ سفید دیدار داشته است؛ آن هم در زمانی که نخست‌وزیر استرالیا، آنتونی آلبانیزی، هنوز حتی تماس تلفنی با رئیس‌جمهور آمریکا برقرار نکرده بود.

منیر همچنین نقش کلیدی در شکل‌دادن به سیاست خلیج‌فارس پاکستان داشته است؛ از جمله امضای «توافق دفاع متقابل راهبردی» با عربستان سعودی در سپتامبر ۲۰۲۵. این توافق بر پایه همکاری دفاعی چند دهه‌ای میان دو کشور استوار است و تصریح می‌کند که حمله به یکی، حمله به هر دو محسوب می‌شود.

هرچند پاکستان تأکید دارد که این توافق به معنای ارائه چتر هسته‌ای به عربستان نیست، اما پیام بازدارندگی و همکاری راهبردی روشنی به منطقه ارسال می‌کند.

پس از آن، در جریان سفر محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، به واشنگتن در نوامبر ۲۰۲۵، یک توافق دفاعی راهبردی نیز میان عربستان و آمریکا امضا شد.

در عمل، نوعی اتحاد سه‌جانبه میان آمریکا، عربستان و پاکستان شکل گرفته است.

و در کنار همه این‌ها، چین

در عین حال، پاکستان روابط نظامی، اقتصادی و سیاسی نزدیکی با چین دارد. پکن به دلیل وابستگی به نفت منطقه خلیج‌فارس، خواهان کاهش تنش‌ها در این منطقه است.

این تمایل در جریان سفر اسحاق دار، وزیر خارجه پاکستان، به چین در ۳۱ مارس به‌وضوح مطرح شد.

این سفر پس از نشست چهارجانبه پاکستان با وزرای خارجه عربستان، مصر و ترکیه انجام شد. این تحرکات جایگاه پاکستان را به عنوان کشوری که از حمایت چند دولت مهم مسلمان برخوردار است، تقویت کرد. همراه با پشتیبانی چین، پاکستان اکنون در موقعیتی قرار گرفته که می‌تواند به دنبال راه‌حل‌هایی برای بحران باشد، بدون اینکه ترامپ احساس کند در موضع ضعف قرار گرفته است.

منبع: conversation

برای مطالعه بیشتر در این زمینه رجوع کنید به: چگونه پاکستان خود را به عنوان میانجی صلح در بحران ایران معرفی کرد


نظر شما