چین؛ از مرزهای ملی فراتر می‌رود

1295 ۱۳۹۶ اسفند ۲۸ - 2018/03/19

36 سال پیش وقتی به استخدام دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در آمدم، درس «حکومت و سیاست در چین» به من واگذار شد. درسی اختیاری و طبعا نزد دانشجویان درسی مهم تلقی نمی شد و نزد اکثریت آنها به نسب دروس اجباری از اهمیت کمتری برخوردار بود و استقبال از آن به سلیقۀ آنان بستگی داشت و به عبارت ساده‌تر در حاشیه بود.

در آن زمان من به تازگی دوره دکترا را در چین شناسی گذرانده بودم و از کشور چین بازگشته بودم. دوره دکترا را قبلاً در دانشگاه کمبریج انگلستان در همین رشته خوانده و زبان چینی را به عنوان بخش اجباری آن دوره طی کرده بودم و برای آموزش در زمینه سیاست، اقتصاد و زبان چینی در چین مطالعات تکمیلی این رشته را در چین هم دنبال کردم و به دریافت مدرک عالی چین شناسی نایل آمدم و با این پیشینه به تدریس درسی مشغول شدم که در آن زمان اهمیت چندانی برای آن قایل نبودند. 

به گواه دانشجویان آن موقع این درس - که برخی از آنان هم‌اکنون استاد دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی‌اند - این جمله را هر روز گوشزد می کردم که چین قدرت آینده جهان خواهد بود و مطالعه آن را باید به جد دنبال کنیم. حالا بماند که این باور یا توصیه تا چه حد گوش شنوا داشت.

در همان ترم نخست مقاله‌ای را با عنوان «چین؛ قدرتی فراتر از مرزهای ملی»  به چاپ رساندم. این مقاله اما در ارزیابی‌های همکاران و صاحبان نظر بیشتر به عنوان یک داستان تخیلی دیده شد. حال آن که چین در آن دوران سیاست اصلاحات را  با هدایت و مدیریت دنگ شیا پینگ آغاز کرده بود. (26سال پس از شروع اصلاحات اقتصادی دنگ، کتابی با عنوان «چین نو – دنگ شیا پینگ و اصلاحات» از من به چاپ رسید). باری، اغلب تحلیل‌گران جهان در موفقیت آن اصلاحات شک و تردید روا می داشتند و باور نمی کردند یک کشور روستایی- کشاورزی و ورشکسته و بر جای مانده از دوران مائو ز دونگ / مائو تسه دونگ می تواند سبب این اصلاحات در مسیری دیگر گام نهد

امروز هم بر این باورم که چین بلاشک قدرت برتر آینده جهان خواهد شد و به عنوان قدرت اول اقتصادی جهان (بر اساس معیار قدرت خرید و برخورداری از تولید نا‌خالص داخلی 22 تریلیون دلاری و پیش بینی افزایش آن در سال 2050 به 110 تریلیون دلار) در حال تثبیت قدرت به دست آمده است و آن را می‌گستراند.

در پایان سال گذشته مسیحی (نوامبر 2017)  و در نوزدهمین گنگره حزب کمونیست چین بر دو هدف تاکید شد: تبدیل کشور در سال 2021 -مقارن با یکصدمین سالگرد تاسیس حزب کمونیست - به یک کشور نسبتا پیشرفته به لحاظ اقتصادی و تبدیل کشور در سال 2049 -مقارن با تشکیل نظام جمهوری خلق چین- به یک کشور تمام عیارِ پیشرفته.

پکن یا آن گونه که خود چینی ها تلفظ می کنند و چین شناسان دنیا به کار می برند بیجینگ در طول چهار دهه گذشته البته از همکاری و همراهی واشنگتن بهره گرفته و بر باور است که تا آینده قابل پیش‌بینی باید این روابط که چینی ها آن را کلید کلیدها در روابط خارجی خود می دانند حفظ کنند و تداوم یابد.

حزب کمونیست چین با 87 میلیون عضو  قدرتمندانه تر از همیشه سکان رهبری این کشور یک میلیارد و چهار صد میلیونی را در اختیار دارد و قاطعانه اهداف کشور را دنبال می کند و پیش بینی ها حاکی از این است که رشد اقتصادی چین ادامه خواهد یافت. نظام موثر و کارآمد در عصر جدید توانسته ثبات لازم همراه با قدرت را در کشور ایجاد و از هر خطرتهدید آفرینی پرهیز کند. چین دیدگاهی بلند مدت - برنامه پنجاه ساله- را در نظر دارد و عملا به دنبال درد‌سرهایی که رشد و توسعه اقتصادی این کشور را کُند کنَد نیست و به عبارت دیگر نظامی ریسک پذیر نیست.

خویشتن داری و سیاست اعتدال گرایانه همراه با عمل گرایی سبب شده چین در چهل سال گذشته با آمریکا به عنوان شریک اول تجاری خود بالغ بر 660 میلیارد دلار تجارت داشته باشد در حالی که 247 میلیارد دلار به نفع چین است و جالب است بدانیم تجارت چین با ایالات متحده 18 در صد کل تجارت جهانی را در بر می گیرد.

 سیاست فوق موتور که برخی ها آن را حرکت با چراغ پایین دانسته اند، رهیافت چین در گذشته نزدیک بوده است. همان سیاستی که امروزه چین را در بام دنیا قرار داده و می توان پیش بینی کرد تاریخ بشر در 50 سال دیگر عصر حاضر را با ظهور چین تعریف خواهد کرد. این واقعه که کمتر از یک معجزه بشری نیست در مقابل چشمان ما رخ داده است. معجزه‌ای که زندگی بیش از یک میلیارد نفر انسان را متحول کرده است. اما چرا از معجزه و تحول سخن می گوییم؟ زیرا طبق آمار موجود بانک جهانی در سال 1978 میلادی مصادف با شروع اصلاحات در چین قریب به 99 در صد مردم در فقر زندگی می کردند- 10/3 دلار دستمزد خط فقر تلقی می شود- حال آن که امروز به 11 درصد کاهش یافته و مبارزه با آن و حذف فقر بالاترین اولویت چین به شمار می رود. در آغاز اصلاحات اقتصادی تولید ناخالص سرانه کشور بالغ بر تنها 200 دلار در سال بود و امروز به 15 هزار دلار رسیده است. مرگ و میر کودکان از 48 نفر در هر هزار نفر به 9 نفر در هر هزار نفر رسیده و اکنون قریب به یک میلیارد نفر از مردم چین را می توان در زمره طبقه متوسط دانست.

نمونه بارز همراهی و همزیستی با جهان در راستای تحقق برنامه‌های تدوین شدۀبلند مدت، حضور 545 هزار دانشجو در موسسات علمی جهان از دبیرستان تا آموزش عالی است و 330 هزار نفر از آنها تنها در ایالات متحده تحصیل می‌کنند.

کنفوسیوس، فیلسوف بزرگ چین که 500 سال قبل از میلاد مسیح می زیسته تأکید دارد در کشورهای ناموفق با مدیریت ضعیف، ثروتمند بودن و ثروتمند شدن امری پلید و زشت تلقی می شود حال آن که در کشورهای با مدیریت و موفق، این فقر است که پدیده ای پلید و شرم آور جلوه میکند. دنگ نیز می گفت ثروتمند‌شدن با شکوه است؛ پس بگذارید همه پولدار شوند. هم اکنون از 2034 نفر میلیاردر در جهان 719 در آسیا – 631 نفر در ایالات متحده امریکا – 559 نفر در اروپا و 319 نفر در چین قاره ای (جمهوری خلق چین منهای هنگ کنگ و تایوان) هستند.

اولین بار که به چین رفتم ایران ایر تنها دو مسافر به چین داشت. چینی ها اصلا قدرت مالی سفر داخلی و خارجی نداشتند و برای سفر داخلی هم باید مجوز می گرفتند. استطاعت فعلی آنها اما امروز چنان است که در سال 2017 شاهد بودیم 135 میلیون چینی به خارج از کشور سفر و بالغ بر صد میلیون شغل ایجاد کرده اند. هزینه سفر چینی ها در سال گذشته مسیحی سر به 261 میلیارد دلار می زند و به 155 کشور جهان رفته اند و برابر آمارهای رسمی جهانی، مخارج گردشگری خارجی مردم چین در سال 2017 میلادی 31% از صنعت توریسم جهانی بوده است. در عید بهاری (چون یون) امسال هم قطعا تعداد سفرهای داخلی و خارجی چینی‌ها نجومی بوده و همین نشانی است از تمکن مالی آنها و کافی است با فقر فراگیر قبل از 1980 و شروع برنامه اصلاحات دنگ مقایسه شود.

طرح یک کمربند – یک جاده که به ابتکار شی جین پینگ رییس جمهوری و دبیر کل حزب کمونیست چین نسبت داده می شود و امسال چهارمین سال اجرای آن است 63% جمعیت جهان را در بر می‌گیرد و بودجه آن بالغ بر 1100 تریلیون دلار است. عظیم ترین طرح عمرانی که پنج قاره جهان را پوشش می دهد. گستردگی این طرح به گونه ای است که نه تنها چین بلکه دنیا را با سرمایه گذاری در زیر ساخت های کشورهای متعدد- هم اکنون هشتاد کشور - دگرگون می کند. محور اصلی این ابتکار شراکت است و طی آن بافت های فرسوده اقتصادی کشورهای بسیاری نوسازی می شود و  به چرخه اقتصادی منفعل آنها جان تازه ای می بخشد. در این ابتکار، بازی برد- برد قاعده کار است.

لی کوان یو بنیان گذار معجزه سنگاپور - که کشورش را ظرف بیست و پنج سال 1965- 1990 از یک جزیره آکنده از فقر و مصیبت به عضویت  او ای سی دی (باشگاه کشورهای متمول) درآورد و عملا معلم دنگ در اصلاحات چین بود بر این اعتقاد تاکید داشت که راز موفقیت چین بر محورهای زیر استوار است:

- دید بلند مدت (چشم انداز بلند‌مدت) و صبر و خویشتن داری که ظهور صلح آمیز چین و تبدیل شدن به یک قدرت جهانی را رقم زده است

- به جای رویارویی و منازعه با آمریکا به بهره گیری از برتری تکنولوژیک آن توجه کرده زیرا ایالات متحده را نخستین کشوری می دانستند و می دانند که می تواند فناوری مورد نیاز چین را تامین کند و به بیان دیگرعمل گرایی در مواجهه با آمریکا

- تاکید بر قدرت نرم به خصوص تجارت برای مراوده (نفوذ) بر کشورهای آسیایی

- بهره‌گیری از نیروهای تحصیل‌کرده در پیش‌برد مقاصد اقتصادی به گونه ای که هم‌اکنون از ده دانشگاه طراز اول آسیا 5دانشگاه در چین و هنگ کنگ (منطقه ویژه اداری چین) واقع شده‌اند به اضافه اعزام بیش از 545 هزار دانشجو به خارج در حالی که 330 هزار نفر از انان در ایالات متحده مشغول تحصیل هستند و آن هم در تمام رشته های دانشگاهی

- بسنده کردن به مشارکت با امریکا در رهبری جهان در قرن بیست و یکم و این که برای جایگزینی آن کشور نمی کوشد

- بر این باور است که اشتباه بزرگ آلمان و ژاپن به چالش گرفتن قدرت های موجود بود و همین منجر به شکست شان شد.

آری،چین سال 2018 بالغ بر 648 میلیارد دلار با امریکا مراوده تجاری دارد و 342 میلیارد آن به نفع چین است. تجارت این کشور با امریکا دو میلیون و ششصد هزار شغل در امریکا ایجاد و حمایت می‌کند. قروض امریکا به چین هم اکنون 2/1 تریلیون است بالغ بر 19 % سهام قرضه جهانی امریکا(3/6 تریلیون دلار). هم اکنون جمهوری خلق چین با برخورداری از 23/3 تریلیون دلار بزرگترین ذخایر ارزی جهان را دارا است.

ما راه درازی در مطالعه چین در پیش داریم و من بر این باور راسخم که چین درجهان آتی بلاشک بازی‌گر عمده جهان خواهد بود پس جا دارد مراکز پژوهشی موجود که همگی در خور حمایت اند توسعه یابند تا چرایی و چگونگی این تحول عظیم بر همگان شناسانده شود و در راستای توسعه میهن خودمان مورد استفاده قرار گیرد.

سخن آخر نیز این که گزاف نیست اگر بگوییم امروزه بدون حضور چین هیچ توافق‌نامه جهانی به سر‌انجام نمی‌رسد. کما این که پیمان آب و هوا (محیط زیست) در سال 2016 در پاریس فرانسه زمانی منعقد شد که چین و امریکا به آن پیوستند و حال با عقب نشینی دولت آمریکا از اجرا، این پکن است که سکان عملیاتی کردن آن را بر عهده گرفته است. ایفای بخشی از همان مسؤولیت جهانی که چین آمادگی رهبری آن را پذیرفته و در عمل اعلام کرده است.

*دکتر بهزاد شاهنده؛ استاد دانشگاه تهران/ عصر ایران

نظر شما
تغییر رمز

فیسبوک