twitter share facebook share ۱۴۰۰ شهریور ۲۷ 793

هر جا شهری شکل گرفته با کثرت و اختلاف سلیقه‌ها مواجه بوده است. کوفه هم، چنین شهری است، شهری متشکل از 360 قبیله که تحت مدیریت علی ابن ابی طالب(ع) قرار داشت. کوفه شهر بزرگی بود و در آن گروه‌های بزرگی جمع شده بودند. مردمانی از ایران، حجاز، شامات و قبایلی از مصر در آنجا حضور داشتند. بنابراین کوفه به تعبیر امروز شهری چند ملیتی محسوب می‌شد.

وقتی شهر گسترده است و اختلاف دیدگاه وجود دارد، ممکن است که سه نوع کنش و رفتار در آن شکل بگیرد. یک نوع از این رفتارها از جنس اعراض هستند، یعنی برخی کوشش می‌کنند که خود را از مسائل اجتماعی دور نگاه دارند، مساله‌ای که هم اکنون هم جریان دارد. یک قسمتی از مردم شهر هم اهل اعتراض هستند و نظر و ایده، و طرحی برای اداره زندگی دارند. برای صلح یا امنیت پیشنهاد دارند و این گونه افراد ممکن است در قدرت یا ناراضی از آن باشند. از درون این شهر، گروه‌های کوچکی هم هستند که دست به خشونت می‌زنند یعنی اهل تعرض و خشونت هستند. کوفه زمان امام علی(ع) هم، چنین شهری بود.

جنگ صفین هفتاد هزار کشته داشت، یعنی شهر، زخم خورده است، و شهری است که هفتاد هزار مرد در آن کشته شده و هر کدام از آنها متوسط سرپرست حدود چهار نفر عائله هستند. امام علی(ع) حاکم چنین جامعه ای است که در آن مخالف، معاند و افراد آسیب دیده دارای توقع هستند و چنین شهری باید اداره شود.

شاید هر سیاستمداری در آن دوران شرایط ایجاد فضای امنیتی را در پیش می‌گرفت. با این حال، اسناد و روایاتی از امام علی(ع) وجود دارد که وی سیاست آزاد سازی را به جای امنیتی کردن جامعه دنبال کرد، آن هم در شهری که تازه از جنگ خلاص شده و دشمن هم پشت دروازه‌های شهر قرار داشت.

حق شهروند سه نوع است. یک نوع حق کرامت و آزادی یک شهروند است یعنی فرد احساس احترام کند. احترام بدون آزادی معنا ندارد و آزادی هم بدون آزادی عقیده بی‌پایه است و این یک نوع حق شهروندی است و مساوی حقوق بشر هم هست. دومین نوع حق شهروندی، حق بهره مندی از ثروت ملی است. در هر جامعه‌ای افراد یک ثروت شخصی دارند اما بخش بزرگی از ثروت برای همگان است، مثل نفت، و معادن. سومین نوع حق، برخورداری از منافع شهروندی است، این که آدمی بتواند با دیگران آزادانه رقابت کند در اشتغال و به دست آوردن پست‌های عمومی و پرهیز از بیکاری و فقر. این موارد از حقوق یک شهروند است. آن کسی که مخالف سیاسی حاکم جامعه است، نباید از این سه حق محروم باشد و این کاری است که امام علی علیه السلام نیز انجام داد.

مستبدان به دلیل آنکه بیت المال را «مال شخصی» خود می پندارند و برای خود حق تصرف مالکانه در آن قائل اند، بر اساس میل شخصی، بیت المال را توزیع می کنند، ثناگویان و مدّاحان از خود را صاحب آلاف و الوف می کنند، و مخالفان و معترضان را از حدّاقل روزی برای امرار معاش هم محروم می کنند. از نظر آنان بیت المال، یک منبع مهمّ مالی است که هم می توان عده ای را به وسیله آن «خرید»، و هم می توان با تهدید به قطع مستمری، عده ای را وادار به «سکوت» کرد، از این رو چه بسا با تازیانه نتوان «لب معترضی» را دوخت، ولی بتوان با «قطع نان» او را چندان در فشار قرار داد که وادار به تسلیم و یا سکوت گردد.

‏شورشیان خوارج، پیش از آن که دست به سلاح ببرند، مدت ها در برابر حکومت علوی به جنگ روانی مشغول بوده و با شیوه های مختلف علاوه بر اعتراض کردن، به توهین و اهانت پرداخته و به عالی ترین شخصیت حکومت، جسارت و فحاشی می کردند. آن ها در اجتماعات، اخلال می کردند و مردم را علیه حکومت، تحریک می نمودند.

امیرالمؤمنین در این مرحله، حقوق آنان را از بیت المال قطع نکرد، و در یک اقدام شگفت آورتر در اوج همان اعتراضات، رسماً اعلام کرد که تا در میان ما هستید، حقوقتان قطع نخواهد شد! اعلام امنیت مالی و جانی برای کسانی که علناً در برابر حکومت ایستاده اند، جداً موضوع عجیبی است.

امام به جای آنکه به زبان تهدید روی آورد و یا تلویحاً آنان را به فشار های مالی وعده دهد، به عکس امنیت مالی شان را تضمین می کند. ماجرا این است که به نقل تواریخ متعدد مانند طبری، کامل، ابن خلدون؛ امام(ع) در روز جمعه، مشغول خواندن خطبه نماز بود که یکی از خوارج از گوشه مسجد فریاد زد «لاحکم الا لله» و به این وسیله به اقدام حضرت در ماجرای حکمیت اعتراض کرد، سپس فرد دیگری از گوشه دیگر مسجد این جمله را تکرار کرد و پس از آن افراد دیگری همین اعتراض را سر دادند، امام پس از دعوت به سکوت فرمود: آگاه باشید، تا با مایید، سه حق شما را رعایت می کنیم: شما را از حضور در مساجد که نام خدا در آن ذکر می شود باز نمی داریم، و تا با مایید «فیء» را از شما منع نمی کنیم، و تا نجنگیده اید با شما نمی جنگیم.

آن زمان رسانه ای در کار نبود و مهم ترین رسانه منبر و مسجد بود. امام می فرمود شما هم می توانید در مساجد عبادت خود را انجام دهید، عقاید خودتان را داشته باشید و بر آن مبنا عمل کنید. تامین امنیت شما نیز بر دولت لازم است.

امام علی(ع) در مقابل خوارج، به دفاع از حقوق آن ها پرداخت ایشان معتقد بود که هر شهروندی حق دارد با سیاست‌های دولت خود مخالفت کند و مخالف حقوقی دارد که باید رعایت شود. ابوعبید قاسم بن سلّام، عالم بزرگ اهل سنت آورده است که شخصی نزد علی(ع) آمد و اظهار کرد که فلان کس از خوارج تو را سبّ می‌نماید. حضرت فرمود: تو نیز او را پاسخ ده. گفت: او تو را تهدید به قتل می‌کند. فرمود: من در مقابل کسی که اقدامی برای کشتن من نکرده است، اقدامی نمی‌کنم. خوارج،  اميرمؤمنان على (ع) را تهديد كردند كه اگر توبه نكند، او را خواهند كشت. امّا امام (ع) آنان را از حقوق فردى، اجتماعى و سياسى‌شان محروم  نكرد.

تحمل مخالف یکی از ویژگی‌های شاخص امام علی(ع) به شمار می‌آمد. در روایتی از امام علی(ع) آمده است که دولت، دولت است چه مومن و چه کافر. شهروندان حق دارند از خدمات دولت استفاده کنند. امام تأکید داشت که جامعه نیاز به حکومت دارد و این حکومت چه خوب و چه بد باید این کارها را انجام دهد و از آن حیث که دولت است چنین وظیفه‌ای دارد. در مقابل این دیدگاه، برخی نظریه‌پردازان ایرانی معتقدند که حکومت ملک حاکم و شخص است و او به هر کسی خواست امتیاز می‌دهد و از هر کسی هم خواست می‌گیرد. این یکی از مشکلات جدی جامعه‌ی ما هست، اما امام علی(ع) چنین نمی‌گوید.

این امام همام می‌فرماید لازم داریم حکومتی باشد که آنهایی که دین دارند راحت بتوانند به دینداری خود ادامه دهند، غیرمومنان هم بتوانند متاع خود را پیدا کرده و از زندگی بهره ببرند. امام علی(ع) اضافه می‌کند در چنین حکومتی درآمدهای عمومی باید بتواند جمع‌آوری و توزیع شود، جلوی مهاجمان به مملکت سد شود، یعنی نیروی مسلحی درست شود که نیروی مسلح حاکم در مقابل شهروندان نباشد بلکه برای دفاع از جامعه باشد، راه ها امن شود و از آنهایی که حقوق ضعیفان را می‌خورند حقوق ضعیفان پس گرفته شود. این ویژگی‌هایی است که امام در خصوص حکومت مطرح می‌کند و هر کسی که شهروند آن حکومت است این حقوق را دارد اگر چه از میان خوارج باشد.

از نظر امام علی(ع) تا زمانی که شهروند دست به سلاح و هجوم به دیگران نبرده کسی حق ندارد به حقوق وی تعرض کند. آن زمان كه به حضرت گفته شد كه خوارج بر شما خروج كرده‌اند، امام (ع) پاسخ داد: «لاَ أُقَاتِلُهُمْ حَتّى يُقَاتِلُونِي.» من با آنان جنگ را آغاز نمى‌كنم تا آنان به جنگ با من اقدام كنند. و نيز فرمود: آنان تا زمانى كه به حقوق مردمان تعدّى نكرده‌اند و خونى به ناحق نريخته‌اند آزادند و از حقوق خويش بهره‌مندند.

وی در هنگام جنگ با خوارج هم سه دستور دارد: نخست آنکه هر گروهی از خوارج هر لحظه که سلاح خود را زمین گذاشت؛ خونش محترم است. دومین دستور، هر گروهی از خوارج که تشکیلاتی ندارد که آنها را دوباره جمع کنند به آنها حمله نکنید، دستور سوم شاهکار است و در آن می فرماید این افراد کافر نیستند و بلکه قرائت متفاوتی از دین دارند و به این طریق آن حضرت از همین جا جلوی مکانیزم تکفیر را گرفتند.

پس از هجرت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از مکه به مدینه، مشرکان و یهودیان این شهر، خود را صلح دوست وانمود کردند. پیامبر نیز از این امر استقبال فرمود و با آنان معاهده‌ای را به امضا رساند که آزادی عقیده و امنیت همگان را تأمین می‌کرد. در روایات نبوی نیز بر حفظ امنیت و عدم ستم به مخالفان و حتی دشمنان سفارش شده است. هشت خصلت مؤمن از نگاه پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) چنین است: وقار در ناملایمات، شکیبایی در بلا، شکر در هنگام گشایش، قناعت به آنچه خداوند متعال به او داده است، ستم نکردن به دشمنان، عدم مزاحمت برای دوستان، در رنج بودن تن و در آسایش بودن مردم از او.

فراهم کردن امنیّت در همه وجوه آن (امنیّت فردی، اجتماعی، سیاسی، فکری، معنوی، فرهنگی، اقتصادی، شغلی، قضایی و مرزی)، از اهداف مهمّ حکومت است و جزء حقوق اساسی مردم به شمار می رود. البتّه مقصود تأمین امنیّت برای مردمی است که متجاوز به حقوق و حدود دیگران نباشند و در جامعه ستمگری و تباهکاری نکنند؛ چنان‌که امام علی (ع) فرموده است: «اللَّهُمَّ إِنَّکَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ يَكُنِ الَّذِي كَانَ مِنَّا مُنَافَسَةً فِي سُلْطَانٍ، وَ لَا الْتِمَاسَ شَيْءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ، وَ لكِنْ لِنَرِدَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِينِکَ، وَ نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِي بِلَادِکَ، فَيَأْمَنَ الْمُظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِکَ، وَ تُقَامَ الْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِکَ؛ خدایا! تو خوب می‌دانی که آنچه از ما رفته است، نه به خاطر رغبت در قدرت بوده، و نه به خاطر رسیدن به چیزی از بهره‌های ناچیز دنیا، بلکه مقصد ما آن است که نشانه‌های دین تو را به جامعه بازگردانیم، و اصلاح را در شهرهای تو آشکار نماییم، تا بندگان ستمدیده‌ات را امنیّت فراهم آید، و حدود بر زمین مانده‌ات برپا گردد».

باید در نظر داشت که وجوه مختلف امنیّت، سخت با یکدیگر پیوند دارند و هریک بر دیگر وجوه به شدّت تأثیر می‌گذارد؛ ازاین رو، باید نگاهی همه‌جانبه به امنیّت صورت گیرد؛ چنان‌که امیر مؤمنان علی (ع) در پی آن بود که امنیّتی فراگیر در جهت رشد و تعالی مردم فراهم نماید. در حکومت او، امنیّت اشخاص در بالاترین اندازه پاس داشته می‌شد، به طوری که هیچ یک از مخالفان به صرف مخالفتشان تحت فشار قرار نگرفتند و امنیّتشان تهدید یا تحدید نشد.

امیرمؤمنان علی (ع) در سخنی که بیانگر رفتار بزرگوارانه و مدارامدارانه در رویارویی با مخالفان عقیدتی و سیاسی ایشان است می فرمایند: «مَا كُلُّ مَفْتُونٍ يُعَاتَبُ؛ هر گرفتار فتنه‌ای را سرزنش نمی‌کنند.»

فضای ایراد این سخن پس از بیعت عمومی و همگانی با امام و مخالفت جمعی اندک از بیعت و همراهی با وی است. یعنی وقتی بیعتی عمومی و فراگیر با امام علی (ع) صورت گرفت، جمعی از این بیعت روی برگرداندند و از همراهی با حضرت تن زدند. از جمله سعدبن ابی وقاص، عبدالله بن عمر، اُسامة بن زید، محمد بن مَسلمة، حسّان بن ثابت، کعب بن مالک، نُعمان بن بشیر و چند نفر دیگر.

حضرت به هیچ‌وجه اجازه تعرض به اینها را نداد و در پاسخِ آن یارانی که خواهان اعمال فشار به اینها و وادار‌کردنشان به بیعت و همراهی بودند، بنابر نقل ابوحنیفه دینوری در الاخبار‌الطوال فرمود: «بَلْ أَدَعُهُمْ وَ رَأْيُهُمُ الّذى هُمْ عَلَيْهِ؛ من آن‌ها را آزاد می‌گذارم و رأی و نظر آن‌ها همان است که خود می‌خواهند و بر آنند.»

با توجه به جغرافیای سخن و سبب صدوری که اشاره شد، این سخن یعنی: «مَا كُلُّ مَفْتُونٍ يُعَاتَبُ» در مقام تعلیم بزرگواری و بزرگ منشی در روابط اجتماعی به ویژه در رویارویی با مخالفان عقیدتی و سیاسی است. همچنین این سخن مى آموزد که انسان باید زبان از سرزنش گناهکاران و نافرمانان ببندد و خیرخواه آن‌ها باشد. به بهترین روش راهنمایی‌شان کند و برای مداواشان کوشش کند.

نظر شما