کمتر بازیگری در لبنان از موقعیتی مشابه امل برخوردار است: جنبشی که هم مورد اعتماد حزبالله است، هم در ساختار دولت ریشه دارد، هم میتواند با طیفهای مختلف سیاسی لبنان ارتباط برقرار کند و هم با بازیگران مهم بینالمللی در ارتباط است.
در ماه اوت امسال، همزمان با چهلوهشتمین سالگرد ناپدید شدن موسی صدر، از چهرههای برجسته تاریخ معاصر شیعیان لبنان، نبیه بری، رئیس پارلمان لبنان، یاد او را گرامی داشت و در عین حال به هشدارهای پیشین خود به دولت لبنان درباره مذاکره مستقیم با اسرائیل اشاره کرد.
او گفت: «ما درباره پیامدهای مذاکره زیر آتش و بدون اجماع ملی هشدار داده بودیم. هفت دور مذاکره انجام شده و نتیجه چه بوده است؟ مناطق اشغالی گسترش یافته، ویرانیها بیشتر شده، شمار شهدا افزایش یافته و اسرائیل همچنان به جنگ ادامه میدهد.»
بری رهبری جنبش امل را بر عهده دارد؛ جنبشی که موسی صدر در دهه ۱۹۷۰ پایهگذاری کرد و امروز در کنار حزبالله، یکی از دو ضلع ائتلاف موسوم به «دوقطبی شیعی» لبنان را تشکیل میدهد. این ائتلاف میان دو حزب بزرگ جامعه شیعی لبنان شکل گرفته است.
تفاوت مهم امل با حزبالله این است که امل حضور ریشهداری در نهادهای دولتی و ساختار سیاسی لبنان دارد. اکنون که جنگ و اشغالگری بخش بزرگی از جنوب لبنان، یعنی کانون اصلی جمعیت شیعه این کشور، را ویران کرده است، امل میتواند به یکی از بازیگران مهم در مذاکرات جاری برای پایان دادن به درگیریها تبدیل شود.
در شرایطی که دولت لبنان برای پیشبرد مذاکرات به طرفی نیاز دارد که بتواند همزمان با واشنگتن، تهران، گروههای مخالف حزبالله در لبنان و خود حزبالله گفتوگو کند، امل یکی از معدود بازیگرانی است که امکان برقراری ارتباط با همه این طرفها را دارد.
مقامهای لبنانی اخیراً برای نخستین بار در چند دهه گذشته، با میانجیگری آمریکا، مذاکرات مستقیم با اسرائیل را آغاز کردند و در ماه ژوئن به توافقی موسوم به «توافق چارچوب» رسیدند. بر اساس مفاد این توافق، قرار است ارتش لبنان بهتدریج کنترل خود را بر تمام خاک کشور برقرار کند و اجرای این برنامه ابتدا در چند منطقه بهصورت آزمایشی آغاز شود. در مقابل، حزبالله باید سلاحهای خود را کنار بگذارد.
در تئوری، اسرائیل نیز پذیرفته است که از هرگونه ادعای ارضی در لبنان صرفنظر کند. با این حال، مقامهای ارشد اسرائیلی، از جمله اسرائیل کاتز، وزیر دفاع این کشور، همچنان خروج نیروهای اسرائیلی از لبنان را رد میکنند.
با وجود ادامه مذاکرات، مقامهای جنبش امل که با نشریه «نیولاینز» گفتوگو کردهاند، درباره اینکه این روند بتواند راهحلی پایدار برای مردم جنوب لبنان به همراه داشته باشد، تردید دارند.
یکی از اعضای دفتر سیاسی امل، گفت: «اسرائیل از هیچیک از خواستههایش عقبنشینی نکرده است؛ بنابراین، در این مذاکرات هیچ توازن واقعیای وجود ندارد. آنها سرزمین ما را اشغال کردهاند و از ما میخواهند سند تسلیممان را امضا کنیم.» او افزود که با روند کنونی، «دههها طول میکشد تا اسرائیل حتی بخش کوچکی از خاک لبنان را ترک کند».
اسرائیل در ماه ژوئیه از شهرک زوطر الغربیه عقبنشینی کرد. پس از آن، ارتش لبنان در این منطقه مستقر شد و شماری از ساکنان نیز به خانههای خود بازگشتند. این مورد، نخستین و تا امروز تنها نمونه مهم اجرای طرح استقرار آزمایشی ارتش لبنان در مناطق مورد توافق بوده است.
امل همچنین به این موضوع اعتراض دارد که توافق چارچوب، بدون فراهم کردن فرصت بحث و بررسی، به دولت لبنان ابلاغ شده است. یکی از اعضای دفتر سیاسی این جنبش درباره چگونگی اطلاع آنها از مذاکرات گفت: «موضوع برای بحث به دولت ارائه نشد، چون مذاکرات از قبل آغاز شده بود. دولت فقط مطلع شد که مذاکرات در واشنگتن در جریان است.»
با این حال، مخالفت مقامهای امل با روند کنونی به معنای مخالفت آنها با اصل مذاکره نیست. همین مقام تأکید کرد: «مذاکرات باید غیرمستقیم باشد و به عقبنشینی دشمن اسرائیلی تا مرزهای بینالمللی و استقرار ارتش لبنان در جنوب رود لیتانی منجر شود.»
امل، برخلاف حزبالله، از این موضع نیز حمایت میکند که پس از عقبنشینی اسرائیل، انحصار سلاح در اختیار دولت لبنان باشد. به همین دلیل، خواستههای این جنبش در این زمینه به مواضع دیگر گروههای حاضر در دولت لبنان نزدیکتر است.
نبیه بری بارها نشان داده است که با دستیابی به توافق موافق است. او پیش از امضای توافق چارچوب، پیشنهاد دیگری به جوزف عون، رئیسجمهور لبنان، ارائه کرده بود: اسرائیل و حزبالله بهطور همزمان از مناطق جنوب رود لیتانی عقبنشینی کنند و سلاحهای حزبالله نیز زیر کنترل دولت قرار گیرد.
از نظر امل، چنین رویکردی بهتر میتواند اجماع داخلی مورد نیاز برای دستیابی به توافقی پایدار را فراهم کند. یکی از مقامهای این جنبش در این باره گفت: «لبنان به گفتوگویی ملی نیاز دارد که همه برای آن آمادگی داشته باشند و همگی به نتایج آن پایبند بمانند.»
میراث موسی صدر؛ گفتوگو بهجای اختلافات فرقهای
جنبش امل را موسی صدر در سال ۱۹۷۴ با نام «جنبش محرومان» تأسیس کرد. هدف این جنبش، برقراری عدالت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برای اقشار بهحاشیهراندهشده لبنان، بهویژه شیعیان، بود.
صدر معتقد بود بسیاری از مشکلات و نابرابریهای جامعه لبنان نه از اختلافات فرقهای، بلکه از نبود یک دولت مرکزی قدرتمند ناشی میشود. او برای تحقق ایده خود درباره دولت قدرتمند، با گروههای مختلف از فرقههای گوناگون ارتباط برقرار میکرد؛ رویکردی که هم پیش از آغاز جنگ داخلی لبنان در سال ۱۹۷۵ و هم پس از شروع آن ادامه یافت. این نوع گفتوگوی فراتر از مرزبندیهای مذهبی، بهسرعت به یکی از ویژگیهای اصلی فرهنگ سیاسی و تشکیلاتی جنبش امل تبدیل شد.
موسی صدر در سال ۱۹۷۸ برای گفتوگو با معمر قذافی، رهبر وقت لیبی، درباره وخامت اوضاع لبنان به این کشور سفر کرد، اما حکومت قذافی او را ناپدید کرد. از آن زمان تاکنون، صدر به چهرهای اسطورهای در میان شیعیان لبنان تبدیل شده است.
در حومه جنوبی بیروت یا شهرهای جنوب لبنان که قدم بزنید، تصویر او را تقریباً در همهجا میبینید. در برخی تصاویر لبخند میزند و در برخی دیگر با قامتی استوار و لباس روحانیت دیده میشود. گاهی تصاویرش بهتنهایی نصب شدهاند و گاهی در کنار تصاویر حزبالله یا رهبران ایران، مانند روحالله خمینی و علی خامنهای، قرار دارند. حضور گسترده تصاویر موسی صدر یادآور این واقعیت است که او، با گذشت چندین دهه از ناپدید شدنش، همچنان جایگاه مهمی در ذهن و حافظه جمعی شیعیان لبنان دارد.
میراث صدر همچنین در اندیشه و رفتار مقامهای جنبش امل نیز حضور پررنگی دارد. اعضای دفتر سیاسی و شورای ریاست این جنبش، که از مهمترین نهادهای تشکیلاتی آن هستند، اغلب در مصاحبهها و مقالات خود به دیدگاههای صدر استناد میکنند و آنها را راهنمایی برای عبور از بحرانهای سیاسی لبنان میدانند.
یکی از اعضای دفتر سیاسی امل در گفتوگو با نیولاینز بر اهمیت تأکید صدر بر گفتوگو و حفظ وحدت ملی اشاره کرد و گفت: «او بر اصولی تکیه داشت که هدفشان متحد کردن مردم بود، نه دامن زدن به اختلافات.» به گفته او، این اصول همانقدر که در دوران جنگ داخلی لبنان اهمیت داشتند، امروز نیز برای این کشور ضروریاند. او افزود: «صدر معتقد بود نبود وحدت ملی تنها به سود دشمن صهیونیستی است و میگفت صلح لبنان بهترین شکل جنگ با اسرائیل است.»
البته صدر در جنگ داخلی لبنان نیز نقش داشت و از درگیریهای مسلحانه کاملاً فاصله نگرفت. نام «امل» در زبان عربی به معنای «امید» است، اما این واژه همچنین از حروف نخست عبارت «افواج المقاومه اللبنانیه» به معنای «گردانهای مقاومت لبنان» تشکیل شده است؛ نامی که صدر در سال ۱۹۷۵ برای گروه مسلح تحت رهبری خود انتخاب کرد. یکی از جملههای مشهور او نیز این بود: «سلاح، زینت مردان است.»
پس از ناپدید شدن صدر، این فرهنگ تشکیلاتی همچنان در جنبش امل باقی ماند. نبیه بری در سال ۱۹۸۰ رهبری جنبش را بر عهده گرفت و در جریان جنگ داخلی، ضمن تقویت جایگاه امل در ساختار سیاسی لبنان، تلاش برای گفتوگو با دیگر گروههای لبنانی و بازیگران بینالمللی را ادامه داد.
رقابت خونین امل و حزبالله
با قدرت گرفتن حزبالله در اواسط دهه ۱۹۸۰، امل با رقیبی قدرتمند روبهرو شد که میتوانست بخشی از پایگاه اجتماعی آن را به خود جذب کند. از سال ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۰، در آخرین مرحله جنگ داخلی لبنان، دو جنبش وارد درگیریهای خونینی شدند که بعدها به «جنگ برادران» معروف شد.
حزبالله که از حمایت ایران برخوردار بود، نظم سیاسی موجود در لبنان را نمیپذیرفت؛ در حالی که امل با حمایت سوریه میخواست در همین ساختار سیاسی مشارکت کند. این درگیریها صدها کشته بر جای گذاشت.
پس از پایان جنگ داخلی، امل و حزبالله دریافتند که ادامه درگیری میان آنها، هر دو را تضعیف خواهد کرد. به همین دلیل، اختلافات را کنار گذاشتند و به نوعی تقسیم نقش رسیدند: امل جایگاه خود را در نهادهای سیاسی لبنان تثبیت کرد و حزبالله نقش اصلی را در مبارزه با اسرائیل بر عهده گرفت.
در سال ۱۹۹۲، نبیه بری به ریاست پارلمان لبنان رسید؛ بالاترین مقام سیاسی در دسترس شیعیان در ساختار سیاسی این کشور. او از آن زمان تاکنون این سمت را حفظ کرده است. ریاست پارلمان به بری قدرت سیاسی قابل توجهی میدهد؛ از جمله امکان اثرگذاری بر یک فراکسیون مهم پارلمانی و تأثیرگذاری بر انتصاب اعضای دولت.
در سوی دیگر، حزبالله که تنها گروه مسلح لبنانی بود که پس از جنگ داخلی اجازه یافت سلاحهای خود را حفظ کند، هدایت مبارزه با اسرائیل را بر عهده گرفت؛ اسرائیلی که تا سال ۲۰۰۰ بخشهایی از جنوب لبنان را در اشغال داشت.
با وجود سابقه خونین روابط این دو جنبش، مقامهای امل تأکید میکنند که آن اختلافات مدتهاست پشت سر گذاشته شده است. یکی از آنها گفت: «اگرچه روابط ما با حزبالله در گذشته رو به افول گذاشته بود، اکنون این روابط تثبیت شده و به ائتلافی فراگیر تبدیل شده است.» او افزود: «امل و حزبالله در خط مقدم مقاومت در لبنان قرار دارند. گاهی اختلافنظرهایی داریم، اما در جهتگیری راهبردی کلی با یکدیگر موافقیم. این ائتلاف به ما امکان میدهد اختلافات داخلی خود را حلوفصل کنیم، از جامعه شیعه محافظت کنیم و زمینه تعامل با دیگر گروههای جامعه لبنان را فراهم آوریم.»
تأکید بر تعامل با دیگر گروههای جامعه لبنان، که میراث موسی صدر است، همچنان یکی از اصول اصلی هویت سیاسی امل به شمار میرود. همین مقام گفت: «روابط ما با دیگر جوامع مذهبی و فرقهای اهمیت زیادی دارد.» او ادامه داد: «حتی مخالفان سیاسی امل در لبنان نیز نبیه بری را عامل حفظ ثبات و کاهش تنش میدانند؛ زیرا او میتواند گروههای مختلف را دور یک میز جمع کند.»
بری سال گذشته نیز چنین نقشی ایفا کرد؛ زمانی که تنش میان حزبالله و نواف سلام، نخستوزیر لبنان، افزایش یافت. سلام از روابط حزبالله با ایران انتقاد کرده و خواستار توقف کامل فعالیتهای نظامی این جنبش شده بود. در اوج این تنشها، بری با سلام دیدار کرد و توانست اختلافات را تا حد زیادی فروبنشاند.
امل؛ واسطه میان حزبالله و قدرتهای خارجی
بری و جنبش امل در بحرانهای بینالمللی نیز بارها نقش واسطه را ایفا کردهاند. امل گاهی راهی برای برقراری ارتباط غیرمستقیم دولتهای خارجی با حزبالله فراهم میکند.
در جریان حمله اسرائیل به لبنان در سال ۲۰۰۶، بری بهصورت غیررسمی و از طرف حزبالله با کاندولیزا رایس، وزیر خارجه وقت آمریکا، دیدار کرد. در سال ۲۰۲۴ نیز، زمانی که حزبالله هنوز در حال بازیابی توان خود پس از ترور حسن نصرالله، رهبر دیرینه این جنبش، بود، نعیم قاسم، جانشین او، از بری حمایت کرد و او را «برادر بزرگتر» حزبالله خواند و مسئولیت مذاکره با آمریکا را به او سپرد.
اگرچه آتشبس سال ۲۰۲۴ به توافقی پایدار منجر نشد، این تجربه نشان داد که فرهنگ سیاسی امل و تأکید آن بر گفتوگو میتواند زمینهساز نقشی مهم در روندی باشد که هم حزبالله و هم دولت لبنان بتوانند آن را بپذیرند. در چنین بستری، یعنی سابقه گفتوگوهای امل با طیفهای مختلف سیاسی لبنان و طرفهای بینالمللی، باید پیشنهاد جایگزین نبیه بری برای مذاکرات کنونی را درک کرد.
مذاکرهکنندگان لبنانی که زیر فشار شدید آمریکا قرار داشتند، پیشنهاد بری را نپذیرفتند. با این حال، امل تصمیم گرفت بهجای خروج از دولت نواف سلام و رویارویی با آن از بیرون، مخالفتهای خود را از درون دولت پیگیری کند.
مصطفی الفوعانی، رئیس شورای اجرایی امل، در اظهارات عمومی اخیر خود گفت اولویت اصلی این جنبش، جلوگیری از بیثباتی و حفاظت از نهادهای دولتی است؛ حتی اگر برخی از تصمیمهای همین نهادها کاملاً برخلاف مواضع امل باشند.
این رویکرد در بحران کنونی قابل مشاهده بود است. برای نمونه، هنگامی که از یکی از مقامهای امل درباره تصمیم کابینه در ماه مارس برای ممنوع کردن فعالیتهای مسلحانه حزبالله پرسیده شد، او گفت: «وزرای ما در آن جلسه قاطعانه با این رویکرد مخالفت کردند»، زیرا در این تصمیم، عقبنشینی قبلی اسرائیل شرط نشده بود. با این حال، پس از آنکه کابینه تصمیم خود را تصویب کرد، مخالفت امل به استعفای اعضایش از دولت منجر نشد. وزیران وابسته به حزبالله نیز از کابینه خارج نشدند.
بهطور کلی، بری و امل انتقادهای خود از تصمیمهای دولت را بیشتر در قالب ابراز تأسف از نادیده گرفته شدن هشدارهایشان مطرح میکنند، نه از طریق رویارویی آشکار با دولت.
امل در ارائه دیدگاه جایگزین خود برای مذاکرات، حتی ضرورت نقش محوری آمریکا در این روند را نیز پذیرفته است. بری چند هفته پیش گفت: «آمریکا و دونالد ترامپ، رئیسجمهور این کشور، تنها طرفهایی هستند که میتوانند اسرائیل را به عقبنشینی وادار کنند.»
رهبران امل از تجربه مشارکت در مذاکرات با آمریکا در سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۲۴ دریافتهاند که واشنگتن در میانجیگری میان اسرائیل و حزبالله نقشی تعیینکننده دارد.
رابطه همزمان امل با آمریکا و ایران
با وجود اعتقاد امل به نقش مهم آمریکا در حل بحران سیاسی لبنان، این موضع به معنای فاصله گرفتن جنبش از ایران نیست. یکی از مقامهای امل در این باره گفت: «روابط ما با جمهوری اسلامی ایران عالی است.» این روابط پیشینهای تاریخی دارد. در اواسط دهه ۱۹۷۰، بسیاری از انقلابیون ایرانی با جنبش امل ارتباط برقرار کردند و حتی به جبل عامل، منطقهای در جنوب لبنان که امل در آن شکل گرفت، سفر کردند. این مقام با اشاره به همین سابقه، حتی مدعی شد: «ریشههای انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی در جبل عامل قرار دارد؛ منطقهای که میزبان رهبران ایرانی مخالف شاه بود.»
با اینکه حزبالله متحد اصلی ایران در لبنان است، امل نیز تا امروز روابط نزدیکی با تهران حفظ کرده است. این مقام توضیح داد: «امروز امل دفتر نمایندگی رسمی در تهران دارد که هماهنگیهای اصلی میان دو طرف را انجام میدهد. همچنین یکی از اعضای شورای ریاست جنبش، بهطور مشخص مسئول پرونده روابط با ایران است.»
ارتباط امل با هر دو کشور آمریکا و ایران از آن جهت اهمیت دارد که این جنبش آینده لبنان را از تحولات گستردهتر منطقه جدا نمیداند. یکی دیگر از مقامهای امل به نیولاینز گفت: «هر ابتکاری که صرفاً در داخل لبنان دنبال شود، کاملاً بیاثر خواهد بود.» او در ادامه تأکید کرد: «توافق میان آمریکا و ایران بیش از هر راه دیگری میتواند حقوق لبنان را تضمین کند. فقط آمریکا قادر است اسرائیل را به عقبنشینی وادار کند.»
این مقام با اشاره به مذاکرات ماه آوریل در پاکستان میان جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، گفت این مذاکرات با درخواستهایی برای پایان دادن به جنگ در لبنان همراه شد. او افزود: «ما به تلاشها برای احیای توافق پاکستان امید بستهایم.» به گفته او، جنبش امل همین دیدگاه را مستقیماً با قالیباف نیز در میان گذاشته است: اینکه توافق میان آمریکا و ایران بهترین راه برای تضمین امنیت لبنان خواهد بود.
اختلاف بر سر سلاحهای حزبالله
امل و حزبالله با وجود اتحاد سیاسی و راهبردی، همچنان اختلافنظرهایی دارند؛ هرچند امل معمولاً میکوشد این اختلافات را کمرنگ نشان دهد. یکی از مقامهای امل گفت: «حزبالله اعلام کرده است که به شرط عقبنشینی دشمن [اسرائیل] تا مرزهای بهرسمیتشناختهشده بینالمللی، آماده است در منطقه جنوب رود لیتانی با ارتش لبنان همکاری کند.»
اما اختلاف اصلی دو جنبش بر سر خلع سلاح است. حزبالله با خلع سلاح کامل در مناطق شمال رود لیتانی مخالفت میکند؛ در حالی که دولت لبنان و امل خواهان آن هستند که در نهایت، کنترل همه سلاحها در اختیار دولت قرار گیرد. این اختلاف همچنان جدی است؛ بهویژه از آن رو که اسرائیل اصرار دارد خروج نیروهایش از لبنان به کنار گذاشتن کامل سلاحهای حزبالله وابسته باشد.
هنوز مشخص نیست که بتوان این فاصله را کاهش داد یا نه. با این حال، مداخله بری برای آرام کردن تنش میان نواف سلام و حزبالله در سال گذشته، که دقیقاً بر سر همین مسئله شکل گرفته بود، نشان میدهد امل توانایی کمک به گفتوگوی میان دولت و حزبالله را دارد. پرسش اصلی این است که آیا شرایط سیاسی کنونی اجازه خواهد داد این جنبش از چنین ظرفیتی استفاده کند یا خیر.
آیا شرایط امروز به امل اجازه نقشآفرینی میدهد؟
شرایط امروز لبنان با سال ۲۰۲۴ تفاوت زیادی دارد؛ زمانی که امل فضای بیشتری برای تأثیرگذاری بر روابط حزبالله با دولت لبنان و همچنین تعامل این کشور با جامعه بینالمللی داشت. در آن زمان، بری خود را چهرهای معرفی میکرد که آمریکا نیز میتوانست با او کنار بیاید و او میتوانست از منافع جامعه شیعه لبنان دفاع کند؛ جامعهای که پس از ترور حسن نصرالله و آشفتگی ناشی از آن در حزبالله، همچنان در شوک و سردرگمی به سر میبرد.
در سال ۲۰۲۴، به نظر میرسید اسرائیل آمادگی دارد آتشبسی را بپذیرد که محور اصلی آن دور کردن نیروهای حزبالله از مرزهای شمالی اسرائیل بود. اما اکنون به نظر میرسد اسرائیل به چیزی کمتر از نابودی کامل حزبالله رضایت نمیدهد.
از سوی دیگر، امل در مقایسه با دورههای گذشته، ظاهراً تمایل کمتری دارد که خود را در مرکز روند مذاکرات قرار دهد. مقامهای این جنبش در گفتوگو با نیولاینز تأکید کردند که در شرایط کنونی و با توجه به موازنه قدرت در منطقه، فعلاً خود را میانجی مذاکرات، آنگونه که در سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۲۴ بودند، نمیدانند. آنها بیشتر خود را بازیگری میبینند که تواناییاش برای تأثیرگذاری بر تحولات لبنان، تا حد زیادی به پیشرفت مذاکرات گستردهتر میان آمریکا و ایران بستگی دارد.
با وجود همه این موانع، کمتر بازیگری در لبنان از موقعیتی مشابه امل برخوردار است: جنبشی که هم مورد اعتماد حزبالله است، هم در ساختار دولت ریشه دارد، هم میتواند با طیفهای مختلف سیاسی لبنان ارتباط برقرار کند و هم با بازیگران مهم بینالمللی در ارتباط است.
اینکه امل بتواند یا بخواهد از چنین موقعیتی برای تأثیرگذاری بر تحولات استفاده کند، تا حدی به رویدادهای ایران و تا حدی به سرنوشت مذاکرات مربوط به توافق چارچوب میان اسرائیل و دولت لبنان بستگی خواهد داشت. اگر لبنان بخواهد راهی برای خروج از بحرانهای سیاسی و امنیتی کنونی پیدا کند، دشوار است بتوان نقشی برای امل در نظر نگرفت یا این جنبش را از معادلات کنار گذاشت.


messages.add_comment