نگاهی به روابط متقابل فلسطین و ایران

257 ۱۳۹۶ شهریور ۱۴ - 2017/09/05

همیشه بر سر اینکه در فلسطین اشغالی چه می گذرد و افکار عمومی در فلسطین به ما به عنوان جمهوری اسلامی چگونه نگاه می کنند در فضای مجازی و غیر آن سخنان و شایعات بسیاری وجود داشته است. تصویر ما از جامعه فلسطین تصویری کاریکاتور گونه و ناهمگون است.

برخی در جامعه شیعی بر طبل سنی گری و افراطی گری شیعی می کوبند و همه فلسطینی ها را ناصبی می دانند و برخی دیگر جامعه فلسطین را جامعه ای ارمانی و همه مردم فلسطین را مظلومانی در حال مبارزه می انگارند که با توجه به اینکه دراین چهار دهه ما از هیچ کمکی به آنان فروگذار نکرده ایم لذا به ایرانی ها با نگاه احترام و سپاس می نگرند. متاسفانه همه این تصاویر نادرست است هر چند که برخی از وجوه جامعه فلسطینی را نشان می دهد. به طور کلی در منطقه شامات و فلسطین و بخشی از اردن کنونی که زرقاوی از آن منطقه بود، گرایش های ناصبی گری و به نوعی مخالفت و عناد با شیعه وجود داشته و ریشه های عثمانی گری قدیمی با قوت باقی است. از سوی دیگر تا قبل از انقلاب اسلامی عمده گروه های مبارز و بازیگران اصلی، گروه های چپ گرای فلسطینی با گرایش های مختلف بودند. به عبارت دیگر فضای مبارزاتی در اختیار گروه های سکولار بود چه با گرایش های مارکسیستی و چه با گرایش های قومیت عربی و اصطلاحا پان عربیستی. این فضا بعد از انقلاب دچار تحول شد و گروه هایی مانند جهاد اسلامی و حماس موازنه قدرت را تغییر داده و فضای کلی که در اختیار عرفات و دیگر گروه های سکولار بود را شکستند. اکنون بخشی از فلسطنی ها تحت تاثیر افکار اخوان و دیگر جریان های اسلامی از منطلق اسلام سیاسی با اسرائیل در حال ستیز هستند. در این میان می توان گفت گروه های اسلام گرا با توجه به تقارب نظری و آرمانی، نزدیکی بیشتری به ایران دارند. اما متاسفانه رسوبات اندیشه های ضدیت با شیعه در این طیف نیز به چشم می خورد. به عنوان نمونه گروه هایی مانند عرفات در زمان جنگ در کنار صدام قرار گرفتند و حتی حماس در هنگام مرگ صدام برایش در غزه مراسم ختم گرفت و بیانیه رسمی تسلیت صادر کرد. بخشی از جامعه فلسطین به علت نفوذ افکار سلفی جهادی تحت تاثیر اندیشه های القاعده و داعش هستند و بخشی نیز تحت تاثیر اندیشه سلفی وهابی سعودی بوده و از این منطلق با ایران و شیعه در تعارض هستند. در آخرین نظر سنجی هایی که صورت گرفته است در جهان عرب و حتی در برخی نقاط فلسطین، مردم، دشمن شماره یک جهان اسلام را ایران می دانند و اسرائیل و خطر آن را برای جهان اسلام دست دوم و سوم ارزیابی می کنند.  برخی دیگر از گروه های فلسطینی به ایران به عنوان یک سکوی پرش و یک منبع مالی و یک هم پیمان موقت نگاه می کنند که به وسیله آن می توانند در عرصه منطقه بازیگر شوند و یا باقی بمانند. در هر صورت برایند کلی نگاه فلسطینی ها به جامعه ایرانی به ویژه در سالهای اخیر و بعد از بحران سوریه تغییرات اساسی نموده است. تا قبل از بحران سوریه بخش هایی از جامعه فلسطینی به علت کمک ایران به حزب الله و حماس آن را پشتوانه مقاومت می دانستد اما بعد از حضور مستقیم ایران در سوریه و عراق و فعال شدن دستگاه تبلیغی سعودی در منطقه سبب شد که ذهنیت اغلب آنان تغییر کند. اکنون ایران توسط دستگاه رسانه ای سعودی به عنوان خطر برای عرب گرایی و سنی گرایی معرفی شده است. ایران را صاحب یک پروژه نفوذ در همه کشورهای عربی می دانند که می خواهد امپراتوری ساسانی باستانی را مجددا احیا کرده و انتقام حضور اسلام در این کشور را بگیرد. واژگانی مانند فرس، مجوس و تشیع الصفوی و یا شعوبی در این سالها بارها برای توصیف ایران و سیاست های آن در سطح نخبگان و رسانه ها مطرح شده است. حضور ایران در عراق و سوریه سبب شد که ایران از یک کشور حامی مقاومت و آرمان فلسطین به یک کشور شیعه گر و حامی سنی کشی در سوریه و عراق تغییر موضع دهد. این تحولات سبب شده است مناسبات منطقه ای و مناسبات جامعه مدنی جهان عرب نیز تغییر کند لذا ضروری است که نگاه خود به جهان عرب و به خصوص به جامعه فلسطینی را ناظر به این تحولات تغییر داده و تصویر کاریکاتوری موجود را اصلاح کنیم تا در سایه این اصلاح، بتوانیم رویکرد مناسبی را در عرصه دیپلماسی عمومی و نیز سیاست های رسانه ای اتخاذ نماییم.

نظر شما
تغییر رمز

فیسبوک