در دهههای نخست پس از تأسیس اسرائیل، ارتش این کشور تحت سلطه نیروهای سکولار بود. اما طی ۲۰ سال گذشته، نفوذ این گروه در ارتش بهتدریج با چالش روبهرو شده و جامعه صهیونیستهای مذهبی اسرائیل نقش بسیار پررنگتری پیدا کرده است.
در آستانه یکی از اعیاد یهودی در سال گذشته، خاخام آبراهام زربیف تصمیم گرفت برای پیروانش پیامی بفرستد. اما محل ضبط این پیام یک کنیسه نبود؛ او در میان ویرانههای غزه ایستاده بود.
زربیف که از نیروهای ذخیره ارتش اسرائیل است، در ویدئویی یکدقیقهای رو به دوربین فریاد میزد: «ما اینجا هستیم؛ تا آخر! تا پیروزی! تا شهرکسازی!» پشت سر او، یک بیل مکانیکی در میان زمینی پوشیده از تکههای بتنِ خردشده مشغول کار بود.
این ویدئو یکی از دهها فیلمی بود که زربیف از عملیات تخریب در غزه منتشر کرده است. او سال گذشته مدعی شد که در دوران خدمتش بهعنوان راننده بولدوزر در ارتش اسرائیل، هر هفته حدود ۵۰ ساختمان را تخریب میکرده است.
ترکیب شعارهای مذهبی با تصاویر فروریختن ساختمانها باعث شده زربیف در اسرائیل به چهرهای شناختهشده تبدیل شود. حتی هوادارانش به او لقبی داده اند که معنی «صاف کردن و با خاک یکسان کردن» دارد. اوایل امسال نیز دولت راست افراطی اسرائیل از او در مراسم روز استقلال این کشور تقدیر کرد.
برخی از رهبران مخالف دولت این اقدام را محکوم کردند، اما تقدیر از زربیف نشانه تغییر گستردهتری است: "نفوذ فزاینده ملیگرایان مذهبی در ارتشی که زمانی عمدتاً سکولار بود و تبدیلشدن ایدئولوژیای که زمانی حاشیهای و افراطی محسوب میشد، به بخشی از جریان اصلی جامعه اسرائیل. "
نیر آویشای کوهن، فعال حقوق بشر که نزدیک به دو دهه در نیروهای ذخیره خدمت کرده و تجربههای خود را در کتاب خاطراتی شرح داده است، میگوید: «وقتی در دهه ۲۰۰۰ بهعنوان یک افسر جوان شروع کردم، واقعاً چنین چیزی را احساس نمیکردید. اما در پنج تا هفت سال گذشته، این نفوذ مدام بیشتر و بیشتر شده است.»
در دهههای نخست پس از تأسیس اسرائیل در سال ۱۹۴۸، ارتش این کشور، موسوم به ارتش دفاعی اسرائیل، تحت سلطه نخبگان عمدتاً سکولاری بود که اداره کشور را نیز در دست داشتند. اما طی ۲۰ سال گذشته، نفوذ این گروه در ارتش بهتدریج با چالش روبهرو شده و جامعه صهیونیستهای مذهبی اسرائیل نقش بسیار پررنگتری پیدا کرده است.
صهیونیستهای مذهبی که به آنها «ملیگرایان مذهبی» نیز گفته میشود، معتقدند از نظر دینی وظیفه دارند در «سرزمین اسرائیل» سکونت ایجاد کنند؛ سرزمینی که از نگاه آنها شامل مناطق اشغالی فلسطینی در کرانه باختری و غزه نیز میشود. این گروه حدود ۱۵ درصد از یهودیان اسرائیل را تشکیل میدهد، اما طی سالهای اخیر نفوذ آنها در عرصه عمومی بسیار بیشتر از اندازه جمعیتیشان شده است.
برای مثال، طبق مطالعهای که در سال ۲۰۲۱ منتشر شد، در سال ۲۰۱۸ حدود ۳۴.۸ درصد از دانشجویان دوره آموزش افسران پیادهنظام از جامعه ملیگرایان مذهبی بودند؛ در حالی که این رقم در سال ۱۹۹۰ تنها ۲.۵ درصد بود. امروز نیز اعضای این جریان در برخی از مهمترین جایگاههای نظامی قرار دارند؛ از جمله آوی بلوت که فرماندهی عملیات اسرائیل در کرانه باختری را بر عهده دارد و دادو بار کالیفا که ریاست اداره نیروی انسانی ارتش را عهده دار است.
خاخام اوری چرکی، یکی از رهبران معنوی شناختهشده جریان ملیگرای مذهبی، درباره این تغییر میگوید: «ارتش از تغییراتی که در جامعه رخ میدهد جدا نیست. فضای حاکم بر ارتش هم در حال تغییر است و امروز صحبتکردن بر اساس ارزشهای سنتی یهودی، در مقایسه با ارزشهای سکولار، مشروعیت بیشتری پیدا کرده است.»
کوهن میگوید در دو دههای که در ارتش خدمت کرده، در ابتدا فقط نشانههای کوچکی از افزایش نفوذ مذهبی را میدید. برای مثال، در غذاخوریهای ارتش پیامهایی نصب میشد که از سربازان میخواست در روز شنبه از تلفن همراه یا آبگرمکن استفاده نکنند؛ محدودیتهایی که بسیاری از یهودیان مذهبی به آنها پایبند هستند. اما بهتدریج تغییرات جدیتر شد.
به گفته او، یکی از مهمترین تغییرات این بود که خاخامها، نه افسران، بیشتر و بیشتر برای سربازان پیش از رفتن به میدان نبرد سخنرانیهای انگیزشی میکردند. کوهن میگوید: «کمکم بیشتر میشنیدید که سربازان میگفتند دلیل حضورشان در میدان نبرد این است که میخواهند در خدمت ارتش خدا باشند، نه اینکه فقط از کشورشان دفاع کنند.»
به گفته او، در جریان جنگ غزه این ادبیات مذهبی حتی شدیدتر شد: «دهها بار شنیدم که افراد، از جمله افسران ارشد، میگفتند ما به نام خدا اینجا هستیم و این یک جنگ مذهبی است. بیست سال پیش چنین حرفهایی را نمیشنیدید. گفتن چنین چیزهایی یک تابو بود.»
یکی از دلایل افزایش نفوذ ملیگرایان مذهبی، مشارکت بیشتر آنها در نیروهای ذخیره است. پژوهشهای مؤسسه دموکراسی اسرائیل نشان میدهد که این گروه بسیار بیشتر از اسرائیلیهای سکولار در دورههای خدمت ذخیره شرکت میکنند.
شلومیت راویتسکی تور-پاز از مؤسسه دموکراسی اسرائیل میگوید یکی از دلایل این مسئله آن است که: «آموزش در بخش مذهبی، آموزشی بسیار ایدئولوژیک است و جایگاه بسیار بالایی برای ارتش قائل میشود.» او همچنین به حمایت گسترده جوامع مذهبی از نیروهای ذخیره اشاره میکند؛ از جمله کمک در نگهداری از کودکان و تأمین غذا برای خانوادهها تا افراد مذهبی بتوانند راحتتر به خدمت ذخیره بروند.
اما افزایش نفوذ مذهبی در ارتش فقط نتیجه حضور بیشتر این افراد در نیروهای نظامی نیست. بخشی از جامعه ملیگرای مذهبی، که به حردالیم معروف است، سالهاست تلاش میکند نفوذ خود را در ساختار ارتش افزایش دهد. این تلاش بهویژه پس از خروج اسرائیل از غزه در سال ۲۰۰۵ شدت گرفت؛ اقدامی که این گروه آن را نوعی خیانت میدانست.
یاگیل لوی، رئیس مؤسسه مطالعات روابط غیرنظامیان و نظامیان در دانشگاه آزاد اسرائیل، میگوید ابزار اصلی این جریان برای افزایش نفوذ در ارتش، شبکهای از مدارس و آکادمیهای پیش از خدمت سربازی بوده است. در این مراکز، جوانان پیش از ورود به ارتش با ارزشها و دیدگاههای مذهبی این جریان تربیت میشدند. بهتدریج تعداد سربازان مذهبی افزایش یافت و جامعه مذهبی نیز بهطور فعال برای ارتقای این افراد در ساختار ارتش تلاش کرد.
به گفته لوی، یکی از پیامدهای این تغییر، رواج تدریجی چیزی بود که او آن را «فرهنگ انتقام» در ارتش مینامد؛ روندی که در جنگ غزه به اوج خود رسید؛ جنگی که پس از حمله حماس به اسرائیل در سال ۲۰۲۳ آغاز شد. یک کمیسیون سازمان ملل، سازمانهای حقوق بشری و شماری از پژوهشگران حوزه نسلکشی، اسرائیل را به ارتکاب نسلکشی علیه فلسطینیان در غزه متهم کردهاند. اسرائیل بهشدت این اتهام را رد میکند.
لوی میگوید: «فرماندهان و خاخامهای نظامی از انتقام سخن میگفتند. سربازان از کارهایی مثل تخریب خانهها فیلم میگرفتند و در شبکههای اجتماعی آنها را منتشر میکردند و به این اقدامات افتخار میکردند و از انجامشان لذت میبردند.» او میگوید ساکنان غزه در این ادبیات با «عمالیق» مقایسه میشدند؛ دشمن افسانهای یهودیان در کتاب مقدس عبری.
به گفته لوی، در روایتهای مذهبی مربوط به عمالیق، نهتنها کشتن آنها، بلکه کشتن زنان و کودکانشان نیز مجاز و حتی نوعی تکلیف دینی تلقی شده است. از نظر او، استفاده از این تشبیه میتوانست این تصور را تقویت کند که «در غزه هیچ غیرنظامی بیگناهی وجود ندارد».
خاخام چرکی این برداشت را رد میکند. او میگوید نابودی «تروریسم» یک «مأموریت اخلاقی» است، اما تأکید میکند که این به هیچوجه به معنای نابودی افرادی نیست که در جنگ دخالتی ندارند. او میگوید: «ما اخلاقیترین ارتش جهان هستیم، چون از ارزشهای اخلاقی در برابر دشمنانی دفاع میکنیم که از همه تهاجمیتر و بربرتر هستند. ما در خط مقدم یک رویارویی بزرگ میان تمدنها قرار داریم.»
با این حال، نشانههای افزایش افراطگرایی مذهبی در میان نیروهای نظامی نگرانیهایی را ایجاد کرده است. در ماه آوریل، ایال زمیر، رئیس ستاد ارتش اسرائیل، نسبت به تضعیف انضباط در ارتش هشدار داد. این هشدار پس از آن مطرح شد که یک سرباز اسرائیلی با پتک، مجسمه عیسی مسیح را در لبنان شکست و این اقدام در سطح بینالمللی با واکنش شدید روبهرو شد.
زمیر همچنین از سربازانی که نشانهایی با پیامهای مسیحایی یا راست افراطی روی لباس خود نصب میکردند انتقاد کرد و گزارشهای مربوط به غارت گسترده اموال در جنوب لبنان توسط نیروهای اسرائیلی را نیز محکوم نمود.
ناداو وایمن، سرباز سابق ارتش اسرائیل و رئیس سازمان «شکستن سکوت» که شهادتهای سربازان اسرائیلی درباره اقداماتشان در مناطق اشغالی فلسطینی را جمعآوری میکند، میگوید: «جنگ غزه نخستین جنگی بود که نیروهای ذخیره در آن نه فقط بهعنوان سرباز، بلکه بهعنوان فعال سیاسی برای خدمت حاضر شدند.»
به گفته او، نیروهای ذخیرهای که از شهرکنشینان بودند، با خود پرچمهای نارنجی و نشانههایی میآوردند که یادآور شهرکهای اسرائیلی برچیدهشده در غزه در سال ۲۰۰۵ بود. برخی از آنها همچنین قوطیهای رنگ اسپری همراه داشتند تا روی دیوارها «شعارهای نژادپرستانه یا سیاسی» بنویسند.
همزمان، گروههای حقوق بشری از نیروهای ارتش اسرائیل در کرانه باختری نیز انتقاد کردهاند. در این منطقه که بسیاری از نیروهای نظامی آن از جامعه ملیگرای مذهبی میآیند، ارتش بارها در جلوگیری از حملات مداوم شهرکنشینان به فلسطینیان ناکام مانده است.
کوهن معتقد است نفوذ جریانهای مذهبی در ارتش همچنان بیشتر خواهد شد؛ بهخصوص از آنجا که ارتش برای جبران کمبود نیرو قصد دارد تعداد بیشتری از یهودیان فوقارتدوکس را به خدمت بگیرد. او میگوید: «جهتی که ارتش اسرائیل در آن حرکت میکند، کاملاً روشن است: ارتش مذهبیتر خواهد شد. فکر نمیکنم جریان سکولار در اسرائیل هنوز متوجه شده باشد که این روند تا چه اندازه مهم و عمیق است.»


دیدگاه خوانندگان