twitter share facebook share ۱۴۰۰ شهریور ۲۲ 135

چین فقر مطلق را از بین برده و این دستاورد بزرگی است اما علل اصلی فقر همچنان پابرجا است

در فوریه 2021 در میانه همه گیری کرونا و رکود اقتصادی جهان، رئیس جمهور چین شی جین پینگ اعلام کرد که چین در سال 2020 موفق شده فقر را از بین ببرد. ریشه کن کردن فقر یکی از مهمترین سیاست های ملی آقای شی بود؛ از زمان به قدرت رسیدن وی در سال 2012 بیش از 100 میلیون نفر از جمعیت روستایی چین از فقر خارج شدند. شی این دستاورد را «معجزه ای برای بشریت»، یک «پیروزی کامل» و کمک بزرگ چین به جهان نامید. رسانه های چینی نیز کسب این موفقیت را به رهبری حزب کمونیست چین نسبت دادند و رسیدن به چنین موفقیتی را مدیون نظام سیاسی کشور دانستند

دولت چین کارزار حذف فقر را در سال 2015 به راه انداخت؛ از آن زمان بیش از 80 میلیارد دلار برای رسیدن به این هدف هزینه کرده و میلیون ها خانوار را از مناطق دورافتاده روستایی به روستاهای جدیدی که از نظر اقتصادی توسعه یافته تر است منتقل کرده است. احداث جاده، ساخت خانه و دیگر پروژه های زیربنایی از دیگر اقدامات دولت چین برای پایان دادن به فقر می باشد

پکن بیش از 775,000 گروه را برای بررسی تمام خانوارهای روستایی اعزام کرده تا مشخص شود که کدامیک از آنها در فقر زندگی می کنند. بعد از آن هم برای هر خانواده فقیر یک کادر تعیین کرد تا بر روند حذف فقر در آن خانواده نظارت داشته باشند. در کارزار حذف فقر، بسیاری از شهروندان عادی با اهدای پول و کالا به خانوارهای روستایی و کمک به کشاورزان برای فروش محصولات خود، نقش آفرینی کردند. همچنین در این کارزار برخی از روش های قدیمی زمان مائو همچون اعزام کادر بهداشت و درمان به مناطق روستایی برای معاینه و درمان بیماران احیا شد

در کارزار حذف فقر، معیشت دهقانان فقیر بسیاری در روستاهای چین بهبود یافت. یکی از کشاورزان ساکن در مناطق دورافتاده در استان یونان بعد از آنکه خانه جدید خود را که با کمک های دولتی و وام بدون بهره ساخته شده بود تحویل گرفت گفت: «سه سال پیش ما این خانه های زیبا را نداشتیم ولی الان مکان خوبی برای زندگی و مراقبت های بهداشتی داریم»

پیشرفت فوق العاده ای که در سطح زندگی مردم ایجاد شده، باعث مشروعیت بخشی به دولت و حزب کمونیست چین و افزایش حمایت مردمی از آنها نیز می شود. گزارشی که به تازگی توسط مرکز نوآوری و حکمرانی دموکراتیک دانشگاه هاروارد منتشر شد، نشان می دهد که بیشترین افزایش رضایتمندی مردم چین از دولت در مناطق کم درآمد و جاهایی بوده که کارزار حذف فقر در آنجا فعالیت داشته است. بسیاری از اهالی روستاها بهبود سطح زندگی خود را مدیون آقای شی می دانند و از این رو در سال 2018 از طرح وی برای حذف محدودیت زمانی ریاست جمهوری حمایت کردند. حتی یکی از دهقانان می گفت: «اینکه شی بیست سال رئیس جمهور باشد بهتر از ده سال است»

اما کارزار حذف فقر با وجود دستاوردهای فوق العاده ای که داشته، نتوانسته به علت اصلی فقر در روستاها بپردازد: این علت عبارت است از سرمایه انسانی توسعه نیافته روستایی. تحصیلات پایین مردم در روستاها مدتها است که به دردسری برای چین بدل شده است. تحقیقات نشان می دهد 63% دانش آموزان روستایی قبل از فارغ التحصیلی از دبیرستان ترک تحصیل می کنند؛ ضمن اینکه مشکل روستاها تنها تحصیل را شامل نمی شود بلکه در این مناطق سوء تغذیه و مشکلات سلامتی زیاد است که باعث عدم رشد مناسب کودکان می شود. بیش از نیمی از نوزادان روستایی در چین با سوء تغذیه روبرو هستند؛ بیش از نیمی هم به دلیل فقدان آموزش اولیه در دوران کودکی، از اختلال رشد رنج می برند و ضریب هوشی آنها کمتر از نود است. 40% دانش آموزان روستاها کرم روده دارند و بیش از 30% مشکل بینایی دارند اما فاقد عینک هستند

شکست چین در توسعه سرمایه انسانی تأثیرات منفی عمیقی بر آینده این کشور خواهد گذاشت. در حال حاضر حدود 70% از نیروی کار چین نه تنها تحصیلات دبیرستانی ندارند که فاقد پتانسیل توسعه سرمایه انسانی هستند. این افراد تنها مناسب مشاغلی همچون کارگری در خط مونتاژ می باشند و چون توان یادگیری آنها کم است، نمی توانند برای مشاغلی که ارزش افزوده بیشتری دارد آموزش ببینند

با حرکت چین به سمت اقتصادی که مبتنی بر نوآوری است و از دست دادن مزیت نسبی خود در مشاغل پرمشقت و با درآمد کمتر، ممکن است بین 200 تا 300 میلیون چینیِ در سن کار بیکار شوند، از رشد سریع اقتصاد چین عقب بمانند و به زودی به فقر بیافتند. در ادامه این روند، افزایش بیکاری ممکن است به هرج و مرج اجتماعی منجر شود، افراد بیکار از وضعیت موجود ناراضی گردند و خواهان ایجاد تغییراتی در کشور شوند؛ خشم این مردم می تواند برای رژیم دردسر ساز باشد

دولت چین به اندازه کافی برای حل مشکل توسعه سرمایه انسانی در روستاها تلاش نمی کند. کمپین حذف فقر در گام نخست بر بالاکشیدن خانوارهای فقیر از زیر خط فقر و تأمین نیازهای اساسی انها همچون غذا، پوشاک، خدمات پزشکی و مسکن تمرکز دارد و از توسعه سرمایه انسانی غافل مانده است. البته آموزش نیز یکی از 22 هدفی است که دولت برای گروههایی که به مناطق روستایی می فرستد تعیین کرده است؛ اما تأمین نیازهای اساسی الزامی است حال آنکه آموزش الزامی نیست. ضمن اینکه موفقیت گروهها در رسیدن به اهداف الزامی قابل اندازه گیری بوده و در ارزیابی عملکردشان وزن بیشتری دارد

نکته دیگر اینکه آموزشی که امروزه در مناطق روستایی داده می شود، بیش از کیفیت بر کمیت تمرکز دارد. تصمیم سال 2015 حزب کمونیست مبتنی بر توسعه مدارس متوسطه و ثبت نام تمام دانش اموزانی است که نمی توانند در دبیرستان های آکادمیک حضور یابند. در ارزیابی عملکرد کادرها آنچه مورد بررسی قرار می گیرد تعداد دانش آموزانی است که در دبیرستان ها ثبت نام می کنند و نتایج آموزش و عملکرد دانش اموزان اغلب بررسی نمی شود

تحقیقات نشان می دهد 91% دانش آموزان این مدارس، پس از یک سال آموزش، در امتحان ریاضی نمرات بدتری در مقایسه با سایر دانش آموزان کسب کردند. اکثر آنها حتی آموزش های شغلی مناسبی نمی بینند و لذا علیرغم دریافت دیپلم همچنان با بیکاری مواجه هستند. کوتاه سخن اینکه بدون توسعه سرمایه انسانی، از بین بردن فقر ممکن است زودگذر باشد

*منبع: دیپلمات

مترجم: فاطمه رادمهر

نظر شما