twitter share facebook share ۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۷ 90
برخلاف عربستان سعودی و امارات متحده عربی که خطوط لوله‌ای برای دور زدن تنگه هرمز دارند، قطر عملاً پشت این آبراه گرفتار شده است.

در قطر، شبه‌جزیره‌ای بیابانی در حاشیه خلیج فارس، گاز طبیعی، این کشور را از سرزمینی کوچک و وابسته به صید مروارید به یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان تبدیل کرد.

قطر طی سه دهه شبکه‌ای عظیم برای صادرات گاز طبیعی مایع‌ ایجاد کرد و هر سال ده‌ها میلیارد دلار گاز را از طریق تنگه هرمز به بنادر آسیا و اروپا فرستاد.

دولتی که بیش از ۶۰ درصد درآمدش از گاز و صادرات مرتبط با آن تأمین می‌شود، با همین ثروت چهره کشور را دگرگون کرد. جاده‌های خاکی بیابانی جای خود را به آسمان‌خراش‌های عظیم دادند؛ برج‌هایی که در پای آن‌ها سیستم‌های آبیاری، چمنزارها و گل‌های همیشه‌شکفته را در دل کویر زنده نگه می‌دارند.

ثروت گازی همچنین هزینه ساخت شبکه مترویی را تأمین کرد که دوحه، پایتخت کشور، را به شهر لوسیل در شمال وصل می‌کند؛ شهری که در آن مرکز خریدی به سبک پاریس و شهربازی‌ای با برف مصنوعی ساخته شده است.

این ثروت همچنین صرف برگزاری گران‌ترین جام جهانی فوتبال تاریخ شد و به ایجاد صندوق ثروت ملی ۶۰۰ میلیارد دلاری قطر انجامید؛ صندوقی که در فرودگاه هیترو لندن تا ساختمان امپایر استیت نیویورک سرمایه‌گذاری کرده است.

اما در ماه فوریه، دروازه قطر به جهان ناگهان بسته شد.

بسته شدن تنگه هرمز باعث شده در بیش از دو ماه گذشته تقریباً هیچ گازی از سواحل قطر صادر نشود. این کشور همچنین از مسیرهای دریایی‌ای که از طریق آن‌ها همه‌چیز، از خودرو گرفته تا مواد غذایی، وارد می‌کرد، محروم شده است. نگرانی‌ها از بی‌ثباتی منطقه نیز به صنعت گردشگری ضربه زده و فضای کسب‌وکار را تضعیف کرده است.

راس لفان، مرکز صنعتی تولید گاز قطر، تعطیل شده و جاده‌های منتهی به آن مسدود است. در این بندر عظیم در جنوب دوحه، جرثقیل‌های بارگیری بی‌حرکت مانده‌اند. در سراسر پایتخت نیز سکوتی محسوس بر هتل‌ها و فروشگاه‌های لوکس حاکم است.

در پی توقف تجارت گاز مایع، پیش‌بینی رشد اقتصادی قطر به‌شدت کاهش یافته است.

احمد هلال، مدیر ارشد شرکت مشاوره راهبردی «آسیا گروپ»، در گفت‌وگویی در دوحه گفت: «صادرات گاز برای قطر چیزی کمتر از ستون فقرات کشور نیست.»

او افزود: «هیچ‌کدام از چیزهایی که امروز اینجا می‌بینید بدون ثروت حاصل از انرژی ممکن نبود. به همین دلیل قطر خیلی سریع وارد وضعیت مالی بسیار دشواری شده است.»

تحول اقتصادی قطر از دهه ۱۹۹۰ آغاز شد؛ زمانی که این کشور تصمیم گرفت روی پروژه‌ای بزرگ سرمایه‌گذاری کند: تبدیل گاز میدان شمالی — بزرگ‌ترین میدان گازی جهان در شمال‌شرق قطر — به گاز مایع از طریق سرد کردن آن تا منفی ۱۶۲ درجه سانتی‌گراد.

این فرایند گاز را به مایع تبدیل می‌کرد و به قطر اجازه می‌داد بدون وابستگی به خطوط لوله منطقه‌ای، سوخت خود را به سراسر جهان صادر کند.

این آغاز ظهور یک ابرقدرت انرژی بود.

پس از نخستین محموله ۶۰ هزار تنی گاز مایع به ژاپن در سال ۱۹۹۶، ظرفیت تولید قطر تا سال ۲۰۱۰ به ۷۷ میلیون تن رسید. در بیشتر سال‌های دهه بعد، قطر از نظر درآمد سرانه ثروتمندترین کشور جهان بود.

ساکنان آن دوره را که شاهد تغییراتی برق‌آسا بود، به یاد می‌آورند.

در شمال دوحه، شهر صنعتی راس لفان که از دل بیابان ساخته شد، بیش از ۲۶۰ کیلومتر مربع وسعت دارد و پر از تأسیسات فرآوری و مایع‌سازی گاز است.

در جنوب پایتخت نیز کیلومترها مجتمع صنعتی در امتداد ساحل ساخته شد که آمونیاک و کود شیمیایی تولید می‌کنند؛ محصولاتی که از گاز انتقال‌یافته از راس لفان به دست می‌آید.

از دهه ۱۹۹۰ تا دهه ۲۰۱۰، اقتصاد قطر به‌طور متوسط سالانه حدود ۱۳ درصد رشد کرد.

برای تأمین نیروی انسانی این توسعه عظیم، قطر به کارگران خارجی متکی شد. امروز حدود ۹۰ درصد جمعیت ۳.۲ میلیونی این کشور را اتباع غیرقطری تشکیل می‌دهند.

قطر برای ادامه این روند، در سال ۲۰۱۹ اعلام کرد که ظرفیت تولید گاز مایع میدان شمالی را تا سال ۲۰۲۷ به ۱۲۶ میلیون تن در سال افزایش خواهد داد. پیش از جنگ، ظرفیت این کشور حدود ۷۷ میلیون تن بود.

این پروژه یکی از بزرگ‌ترین طرح‌های انرژی تاریخ به شمار می‌رفت.

اما در اواخر فوریه، بخش بزرگی از این فعالیت‌ها ناگهان متوقف شد.

برخلاف عربستان سعودی و امارات متحده عربی که خطوط لوله‌ای برای دور زدن تنگه هرمز دارند، قطر عملاً پشت این آبراه گرفتار شده است.

کمتر از ۲۴ ساعت پس از آغاز محاصره ایران، شرکت دولتی قطر انرژی اعلام کرد دیگر قادر به اجرای قراردادهایش نیست.

دو هفته بعد، موشک‌ها و پهپادهای ایرانی به تأسیسات راس لفان حمله کردند و به تجهیزات حیاتی آسیب زدند؛ حمله‌ای که باعث شد ظرفیت تولید قطر ۱۷ درصد کاهش یابد.

این خسارت به این معناست که حتی اگر تنگه فردا باز شود، بازگشت به سطح تولید پیش از جنگ سال‌ها زمان خواهد برد.

تحلیلگران می‌گویند قطر انرژی از زمان آغاز جنگ تاکنون میلیاردها دلار ضرر کرده و هر روزی که تنگه بسته بماند، صدها میلیون دلار دیگر از درآمد فروش و هزینه‌های حمل‌ونقل از دست می‌رود.

صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی کرده اقتصاد قطر امسال ۸.۶ درصد کوچک شود و سپس در سال ۲۰۲۷ دوباره رشد کند.

پیر-اولیویه گورینشا، اقتصاددان ارشد صندوق بین‌المللی پول، در نشستی خبری گفت: «برای کشورهایی مانند قطر، هر روزی که تنگه بسته بماند، چشم‌انداز اقتصادی تیره‌تر می‌شود.»

جنگ همچنین نوع دیگری از آسیب‌پذیری قطر را آشکار کرده است.

این کشور سال‌ها تلاش کرده بود وابستگی خود به سوخت‌های فسیلی را کاهش دهد و خود را به مقصد گردشگری و مرکز تجارت و مالی بین‌المللی تبدیل کند.

در سال ۲۰۱۹، قطر الزام حضور شریک محلی برای شرکت‌های خارجی را لغو نمود و هم‌زمان برای مسافران ترانزیتی، اقامت در هتل‌های لوکس را یارانه‌ای کرد.

از مسابقات فرمول یک گرفته تا رقابت‌های شمشیربازی، ساکنان می‌گویند پیش از جنگ تقریباً هیچ ماهی بدون یک رویداد ورزشی بزرگ بین‌المللی سپری نمی‌شد.

اما از زمان آغاز جنگ، تعداد گردشگران خارجی به‌شدت کاهش یافته است؛ موضوعی که ناشی از هشدارهای سفر آمریکا و دیگر کشورهاست.

بسیاری از شرکت‌های چندملیتی نیز به دلیل نگرانی از بی‌ثباتی منطقه، کارکنان خود را از قطر خارج کرده‌اند.

شورای جهانی سفر و گردشگری در ماه مارس برآورد کرد که خاورمیانه روزانه ۶۰۰ میلیون دلار از درآمد گردشگری خود را از دست می‌دهد.

در قطر، تغییر فضای عمومی کاملاً محسوس است.

در سوق واقف، بازار سنتی دوحه، فروشندگان می‌گویند در هفته‌های پایانی فصل اوج گردشگری، تعداد گردشگران خارجی به‌مراتب کمتر شده است.

در شهر لوسیل، نمایش هماهنگ فواره‌های مرکز خرید «پلاس واندوم» در بعدازظهر یکی از روزهای چهارشنبه فقط یک تماشاگر داشت.

طبق گزارشی از فردریک اشنایدر، پژوهشگر ارشد شورای خاورمیانه در امور جهانی، راهبرد تنوع‌بخشی اقتصادی قطر به سه عامل وابسته است: سرمایه خارجی پایدار، حضور مداوم نیروی کار مهاجر و مهم‌تر از همه، تصور ثبات و امنیت.

او نوشت تصاویری از فرودگاه قطر در شرایط هشدار حمله هوایی و تأسیسات راس لفان زیر حملات موشکی، که در سراسر جهان پخش شد، «با این تصویر از ثبات سازگار نیست و ترمیم آن زمان زیادی می‌برد.»

به گفته او: «جنگ هم‌زمان هم پایه‌های اقتصاد نفت و گاز قطر و هم چشم‌انداز اقتصاد پسانفتی آن را تضعیف کرده است.»

دولت قطر تلاش می‌کند در عین کنترل پیامدهای بحران، تصویری باثبات از کشور ارائه دهد و مردم را از شوک‌های فوری این رویارویی دور نگه دارد.

از آنجا که قطر حدود ۹۰ درصد مواد غذایی خود را وارد می‌کند، اختلال در مسیرهای دریایی باعث شده زنجیره تأمین کشور کاملاً بازطراحی شود. محصولات تازه اروپایی و غلات آمریکایی که پیش‌تر از راه دریا وارد می‌شدند، حالا یا با پروازهای گران‌قیمت هوایی منتقل می‌شوند یا از طریق عربستان سعودی با کامیون به قطر می‌رسند.

چنین تغییری معمولاً باعث جهش شدید تورم می‌شود، اما به گفته کارکنان فروشگاه‌ها، قیمت کالاهای وارداتی — مانند آووکادوهایی که اکنون از کشورهایی مثل تانزانیا با هواپیما آورده می‌شوند — فقط حدود ۵ تا ۱۰ درصد افزایش یافته است؛ نتیجه یارانه‌های گسترده دولتی برای کنترل هزینه زندگی.

ساکنان می‌گویند در مجموع احساس امنیت می‌کنند، اما حمله به راس لفان همچنان منبع اضطراب است.

برخی از مردم دوحه می‌گویند شب حمله، ستون عظیمی از آتش را در افق دیدند؛ شعله‌هایی که از پایتخت نیز قابل مشاهده بود و بوی دود تند و خفه‌کننده‌ای در هوا پیچیده بود.

اقتصاددانان پیش‌بینی می‌کنند حتی اگر درآمد گاز مایع برای سال‌ها از بین برود، ذخایر عظیم مالی قطر به این کشور اجازه خواهد داد همچنان حقوق‌ها را پرداخت و خدمات اساسی را حفظ نماید.

مؤسسه «اس‌اندپی گلوبال ریتینگز» که این ماه رتبه اعتباری قطر را حفظ کرد، به «دارایی‌های عظیم مالی و خارجی انباشته‌شده» این کشور اشاره کرده است.

با این حال، مقام‌های قطری شرکت‌های بین‌المللی را تحت فشار گذاشته‌اند تا برای جلوگیری از فرار سرمایه و نیروی انسانی به کشور بازگردند.

احمد هلال گفت نگرانی اصلی این است که اگر شرکت‌ها یکی پس از دیگری از پا بیفتند، نیروی کار خارجی که ستون اصلی اقتصاد قطر است، به‌سرعت کشور را ترک کنند.

او گفت: «اگر موج مهاجرت از کشور آغاز شود، اوضاع واقعاً ترسناک می‌شود.»

به گفته او، مقام‌های قطری تاکنون «در حفظ آرامش و مدیریت بحران عملکرد خوبی داشته‌اند.»

اما در پایان افزود: «آیا یک شکاف مالی بزرگ در حال شکل‌گیری است؟ قطعاً. همه‌چیز بستگی به این دارد که تنگه هرمز چه مدت بسته بماند.»

منبع: نیویورک تایمز

برای مطالعه بیشتر در این زمینه رجوع کنید به: تداوم بن بست میان تهران و واشنگتن؛ کابوس تازه اقتصاد خلیج فارس


نظر شما