مداخله آمریکا در جنگ حوثی ها با عربستان، ممکن است این کشور را به جنگ با ایران نیز بکشاند؛ جنگی که زمان آغاز آن را نه واشنگتن، بلکه حوثیها تعیین کرده باشند.
انتظار میرود حدود ۲۵ هزار مهمان، صدها وزیر، مدیرعامل شرکتهای نفتی و انرژی، روزنامهنگار و چهره سرشناس در کنگره جهانی انرژی شرکت کنند؛ رویدادی که روز یکشنبه در ریاض، پایتخت عربستان سعودی، آغاز میشود. با این حال، هنوز مشخص نیست چه تعداد از این افراد واقعاً به ریاض خواهند رسید یا حاضر خواهند شد در کنفرانسی شرکت کنند که برنامهریزی آن ماهها با دقت انجام شده است.
روز شنبه، حوثیها بار دیگر موجی از موشکها را به سوی فرودگاه ریاض شلیک کردند. شرکت هواپیمایی سعودی، پروازهای خود را لغو کرد. شرکتهای هواپیمایی قطر و امارات متحده نیز پروازهایشان را متوقف کردند. مقامهای عربستان اعلام کردند که در حمله روز شنبه به فرودگاه بینالمللی ریاض، دستکم ۱۲ نفر کشته و بیش از ۳۰۰ نفر زخمی شدند. این مرگبارترین حمله به عربستان در بیش از یک دهه گذشته بود.
این حمله پس از حمله دیگری از سوی حوثیها به فرودگاه ریاض در روز پنجشنبه انجام شد؛ حملهای که سه کشته بر جا گذاشت، یک هواپیمای بوئینگ را به آتش کشید و باعث شد چندین شرکت هواپیمایی بینالمللی پروازهای خود را به حالت تعلیق درآورند.
برگزارکنندگان کنگره از پیش دستورالعملهایی برای مسیرهای جایگزین سفر صادر کردهاند. یکی از این راهها، پرواز به شهر دمام در شرق عربستان و سپس طی کردن مسیری چهار ساعته با خودرو تا ریاض است. دولت عربستان هنوز اعلام نکرده که این کنگره، که قرار است تا پنجشنبه ادامه داشته باشد، لغو یا به زمان دیگری موکول خواهد شد یا نه. با این حال، به نظر میرسد حوثیها مصمماند برگزاری این رویداد را در روزهای آینده مختل کنند؛ اقدامی که نهتنها به داراییها و زیرساختهای عربستان آسیب میزند، بلکه جایگاه بینالمللی این کشور را نیز تضعیف میکند.
در فاصله حدود هزار و ۴۰۰ کیلومتری غرب ریاض، نبردهای شدیدی میان حوثیها و نیروهای دولت یمن ادامه دارد. این نیروها با محوریت تیپهای عمالقه در تلاشاند کنترل دولت را بر تنگه بابالمندب، بندر المخا و مناطق ساحلی غرب یمن دوباره برقرار کنند. گزارشهای تأییدنشده از میدان نبرد حاکی از آن است که نیروهای یمنی به برخی موفقیتها دست یافتهاند و از حمایت گسترده نیروی هوایی عربستان برخوردارند. آنها شماری از شهرهایی را که پیشتر به تصرف حوثیها درآمده بود، پس گرفتهاند؛ اما هنوز نتوانستهاند عبور و مرور دریایی را در تنگه بابالمندب و مسیر دریای سرخ به وضعیت عادی بازگردانند.
حملات حوثیها به عربستان را نمیتوان تنها واکنشی به عملیات نیروهای دولت یمن با حمایت ریاض دانست؛ این حملات صرفا بخشی از نبرد بر سر کنترل تنگه بابالمندب هم نیست. هدف حوثیها تغییر معادلات جنگ و رساندن این پیام به ریاض است که بازپسگیری مناطق یمن لزوماً امنیت عربستان را تضمین نمیکند. آنها میخواهند نشان دهند هر پیشروی در جبهه یمن ممکن است به گشوده شدن جبههای دیگر در داخل خاک عربستان منجر شود.
حوثیها برای ناکام گذاشتن اهداف عربستان نیازی ندارند ارتش این کشور را در یک نبرد مستقیم شکست دهند. کافی است هزینه جنگ را آنقدر بالا ببرند، آن را طولانی کنند و خطرهایش را افزایش دهند که ریاض دیگر نتواند از تحقق اهداف خود مطمئن باشد.
این مسئله، معضل دیگری را نیز پیش روی عربستان قرار میدهد: این کشور چگونه باید پیروزی در یمن را تعریف کند؟ آیا هدف صرفاً بازپسگیری کنترل تنگه بابالمندب و سواحل غربی یمن است، یا ریاض میخواهد نظم سیاسی تازهای در این کشور برقرار کند؛ نظمی که در آن حکومت حوثیها سقوط کند و مناطقی که در اختیار آنهاست، دوباره به کنترل دولت یمن، که از نظر بینالمللی به رسمیت شناخته شده است، بازگردد؟
در شرایط کنونی، به نظر میرسد هیچیک از این دو هدف بهآسانی دستیافتنی نیست. حتی اگر نیروهای حوثی از تنگه بابالمندب و جزیره پریم عقب رانده شوند، همچنان میتوانند از فاصله دور به کشتیهای در حال عبور از دریای سرخ حمله کنند. از سوی دیگر، سرنگونی حکومت حوثیها هدفی بسیار گستردهتر است و ظاهراً به نیروی نظامی بسیار بزرگتری از آنچه عربستان در حال حاضر در اختیار دارد، نیاز خواهد داشت.
با وجود اختلال شدید در یکی از مسیرهای حیاتی انتقال نفت در جهان از طریق دریای سرخ و خسارتهایی که این وضعیت به اقتصاد جهانی و کشورهای منطقه وارد کرده است، جنگ یمن همچنان عمدتاً بهعنوان مشکل عربستان دیده میشود.
ترکیه و پاکستان، دو شریک عربستان در یک ائتلاف راهبردی، هفته گذشته درباره چگونگی هماهنگی مشارکت خود در این درگیری گفتوگو کردند و از برنامههایشان برای اعزام نیروهای پشتیبانی به عربستان خبر دادند. با این حال، هر دو کشور تأکید کردند که نیروهایشان مستقیماً در عملیات رزمی داخل یمن شرکت نخواهند کرد.
حدود هشت هزار سرباز پاکستانی از مدتی پیش در عربستان مستقر بودهاند. به گفته دولت پاکستان، انتظار میرود چند هزار سرباز دیگر نیز طی هفتههای آینده وارد این کشور شوند. پاکستان همچنین سلاح و تجهیزات در اختیار ارتش یمن قرار داده است. ترکیه نیز مربیان نظامی، مشاوران، اپراتورهای پهپاد و تجهیزات فناورانه دیگری به منطقه فرستاده است.
دونالد ترامپ تاکنون واکنش چندان قاطعی به حملات روز پنجشنبه نشان نداده است. او تنها گفته که از هدف قرار گرفتن غیرنظامیان در عربستان «راضی نیست». ترامپ ماه گذشته، در جریان گفتوگو با ولیعهد عربستان، موضع خود را روشن کرده بود و درخواست او برای مشارکت آمریکا در حملات علیه حوثیها را نپذیرفته بود. با این حال، ترامپ روز شنبه در پاسخ به پرسشی درباره احتمال پیوستن آمریکا به حملات عربستان علیه حوثیها گفت: «شاید این کار را انجام دهیم. موضوع را بررسی میکنیم. تازه از حمله اخیر مطلع شدهایم، بنابراین تصمیم خواهیم گرفت. ما خیلی سریع عمل میکنیم.»
جنگ یمن آزمونی برای یک دیدگاه راهبردی به شمار میرود: اینکه مسئولیت تأمین امنیت منطقه به کشورهای خود منطقه واگذار شود و آمریکا بتواند از نقش همیشگی خود بهعنوان ضامن اصلی و ضروری امنیت این کشورها فاصله بگیرد.
این ایده ابتدا در ترکیه مطرح شد. هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، در ماه ژانویه طی مصاحبهای با شبکه الجزیره آن را توضیح داد. او گفت: «ما به همکاری منطقهای و ایجاد یک ساختار امنیتی منطقهای نیاز داریم. اگر قرار است با کسی بجنگیم، باید با تروریستها بجنگیم.»
فیدان از همبستگی کشورهای منطقه دفاع کرد؛ همبستگیای که علیه هیچ کشور مشخصی جهتگیری نداشته باشد، بلکه بر اعتماد متقابل میان کشورهای منطقه استوار باشد و از الگوی اتحادیه اروپا الهام بگیرد. هدف این بود که منطقه از وابستگی تقریباً کامل به حمایت آمریکا رها شود؛ حمایتی که پیش از این نیز نشان داده بود نمیتوان با اطمینان آن را پایهای پایدار برای امنیت منطقه دانست.
ائتلاف سهجانبه ترکیه، پاکستان و عربستان بر همین اساس شکل گرفت، اما تلاش برای تبدیل آن به یک سازوکار گستردهتر امنیتی در منطقه تاکنون با دشواری روبهرو بوده است. کشورهای حوزه خلیج فارس که طبیعتاً انتظار میرود متحدان ریاض باشند، از پیوستن به این ائتلاف خودداری کردهاند. برخی از آنها نگراناند که عربستان پایشان را به جنگی در منطقهای دور از خاک خود بکشاند، درگیریها را در خود خلیج فارس گسترش دهد و بار دیگر آنها را در معرض حملات ایران قرار دهد. برخی دیگر نیز تمایلی ندارند به ائتلاف نظامیای بپیوندند که کشورهای غیرعرب در آن حضور دارند.
مصر نیز با درخواست شخصی محمد بن سلمان برای پیوستن به ائتلاف مخالفت کرده است؛ آن هم با وجود اینکه باز ماندن دریای سرخ برای این کشور اهمیت حیاتی دارد. قاهره مدتهاست بر این اصل پایبند مانده که ارتش مصر نباید در جنگهای دیگر کشورها شرکت کند. این کشور حاضر است پشتیبانی لجستیکی و اطلاعاتی ارائه دهد و برای تأمین امنیت کشتیهای عبوری از دریای سرخ گشتهای دریایی انجام دهد، اما نمیخواهد با ورود مستقیم به جنگ به هدف حملات حوثیها تبدیل شود؛ بهویژه اکنون که رفتوآمد کشتیها از کانال سوئز بهتدریج در حال بهبود است. در دور قبلی جنگ که پس از آغاز جنگ غزه شعلهور شد، تردد کشتیها از کانال سوئز تقریباً متوقف شد. این کانال سالانه حدود ۹ میلیارد دلار درآمد برای مصر ایجاد میکند.
احمد الشرع، رئیسجمهور سوریه، که هفته گذشته با محمد بن سلمان دیدار کرد نیز با درخواست پیوستن به ائتلاف و اعزام نیرو روبهرو شد. با این حال، به نظر میرسد این درخواست بیش از آنکه تلاشی جدی برای دریافت کمک نظامی باشد، اقدامی برای نشان دادن همبستگی بوده است. الشرع با لحنی محترمانه درخواست را رد کرد و به ولیعهد عربستان توضیح داد که ارتش سوریه هنوز در حال بازسازی است و دولت او با چالشهای بزرگی در داخل کشور دستوپنجه نرم میکند.
تا اینجا، نتیجه آن بوده است که «ساختار امنیتی منطقهای» که قرار بود زمینهساز شکلگیری نظمی مستقل برای تأمین امنیت منطقه باشد، در معرض تکرار سرنوشت ائتلافهای پیشین به رهبری عربستان قرار گرفته است؛ ائتلافهایی که بیشتر روی کاغذ باقی ماندند و در عمل به همکاری نظامی مؤثری تبدیل نشدند.
در همین حال، واشنگتن میان دو گزینه گرفتار شده است که هر دو میتوانند راهبرد آن را با شکست روبهرو کنند. اگر آمریکا عربستان را به حال خود رها کند تا بهتنهایی از امنیتش دفاع کند، میتواند موضع حوثیها و ایران را تقویت کند. اما اگر مداخله کند، بار دیگر به جنگ یمن کشیده خواهد شد؛ جنگی که پیشتر از آن عقبنشینی کرده بود، زیرا دریافته بود برتری نظامی بهتنهایی پیروزی را تضمین نمیکند. افزون بر این، مداخله آمریکا ممکن است این کشور را به جنگ با ایران نیز بکشاند؛ جنگی که زمان آغاز آن را نه واشنگتن، بلکه حوثیها تعیین کرده باشند.
مطلب مرتبط: تشدید تنش ایران و حوثی ها ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد


دیدگاه خوانندگان