گفت‌وگوی تهران - واشنگتن؛ دشوار اما شدنی

251 ۱۳۹۷ تیر ۰۲ - 2018/06/23

دونالد ترامپ و رفتار هایش در قبال ایران و از نگاهی جهان، می تواند نفرت انگیز باشد اما این نفرت عامل تغییر رفتار او نخواهد شد. از دشمن می توان نفرت داشت، اما با نفرت نمی توان دشمن را نابود کرد. هیچ کشور و رهبری نباید وارد نبردی شوند که شکست نتیجه قطعی آن است. اگر ظرفیت شکست دشمن قدرتمند تر از خویش را نداری، باید قبل از شکست تدبیر کرده و برای آینده قوی تر در صحنه بمانی.

در جنگ جهانی دوم آلمان و ژاپن ویران و در نهایت شکست خورده و تسلیم شدند.

امپراتور ژاپن از مقام آسمانی به مقام زمینی تن داد تا ژاپن مانده و امروز یک قدرت جهانی و نمودی از توسعه گردد. هیچیگاه فجایع آمریکایی ها از عقبه ذهنی آلمانی ها و ژاپنی ها پاک نخواهد شد اما آنان بجای درجا زدن و هزینه کردن برای انتقام، به ساختن ژاپن و آلمان پرداخته و با ظهور قدرتمند خود به دستاوردهای فرا تر از جنگ رسیدند. بعضا برخی از تهدیدات و حتی شکست ها پل پیروزی می گردد، به شرطی که با تدبیر و عقلانیت و در سایه وفاق ملی با آن مواجه شد.

ترامپ با همه قوت و ضعف های خود یک پدیده در تاریخ آمریکاست. رئیس جمهوری که جهان را به چالش خوانده تا بیش از همه منافع آمریکا را تامین نماید. او معامله گری است که تنها و تنها به سود می اندیشد و از نگاه او اگر برجام نتواند برای آمریکا سود داشته باشد، به هم می خورد. ترامپ در سیاست اعلامی خود عامل برهم زدن برجام را ایران و سیاست های آن عنوان نمود، اما سادگی خواهد بود که همه ماجرا را اینگونه ارزیابی کنیم. از دید بسیاری اگر برجام نقطه شروعی در روابط تهران- واشنگتن می گردید، این توافق می توانست ادامه حیات یابد. برهم زدن برجام در بخش مهمی به هدف ایجاد گفتگوی مستقیم آمریکا با ایران است؛ البته با شرایط و مدیریت خاصی که برای آن پیش بینی شده است.

ترامپ با خروج از برجام اگرچه به اعتبار آمریکا صدمه زند اما آمریکا کشوری است که در گذشته با بمباران اتمی هروشیما و ناکازاکی نشان داد که اعتنایی به اعتبار واژه ها نداشته و برای این کشور تامین منافع استراتژیک اولویت اول است. در این سو نیز ادامه تعهد آمریکا در برجام با تداوم فریاد مرگ بر آمریکا، تاکید و مانور روی چالش ها و... با مد نظر قرار دادن روان شناسی رفتاری ترامپ، امر دور از انتظاری بود.

شرایط پس از خروج آمریکا از برجام نشان می دهد ایران با روزهای بسیار سختی مواجه می باشد. اگرچه ما عراق و سوریه نیستیم، اما ژاپن و آلمان هم نیستیم. دوری از شعار و غلبه دادن عقلانیت در تصمیم سازی ها در سایه راهبرد عزت، حکمت و مصلحت مهم ترین اولویت امروز ایران است.

غربی ها و خصوصا آمریکا دست ما را خوانده اند و فهمیده اند ما مرد عقب نشینی لحظه های آخریم. شعار ها و هزینه های گزینه های آخر را داده و کار اول را، آخر می کنیم.

اگر هنر دیپلماسی تبدیل تهدید به فرصت باشد، شاید ترامپ فرصتی برای ایران باشد تا ما تکلیف خود را با خویش و جهان مشخص نمایم. خصومت ها و دشمنی را نمی توان تا ابد ادامه داد و باید پایانی برای آن متصور شد. در بحران میان ایران و آمریکا بجای انتخاب جنگ به عنوان گزینه آخر، باید گزینه مذاکره را انتخاب کرد، زیرا فردای هر جنگی مذاکره خواهد بود.

آمریکائیان با سقوط دولت مصدق، حمایت از شاه، تحریک و تجهیز صدام برای حمله به ایران، زدن کشتی ها، ساقط کردن هواپیمای مسافربری، اعمال تحریم ها و.... ذهنیت منفی در نزد ایران و ایرانیان دارند. در عین حال اعزام مورگان شوستر برای ساماندهی به نظام مالی ایران، اخطار به مسکو برای پایان دادن به اشغال آذربایجان نیز جای مثبت در ذهنیت ایرانیان دارد. در ارتباطات میان ایران و آمریکا باید جاده دوسویه ترمیم شده و تغییر ذهنیت ها را نه بر پایه اعتماد، بلکه بر اساس تامین منافع استوار کرد.

سفارت ها همه لانه جاسوسی اند، نمی شود مرگ بر آمریکا گفت و یا تحریم کرد و در عین حال امید به تغییر فضای موجود میان تهران و واشنگتن داشت. در ارزیابی تاریخی روابط تهران- واشنگتن و فراز و نشیب های آن، می بایست با گذشته ای آشتی کرد که نه عامل جدایی، بلکه بسترساز خروج از انسداد سیاسی و عامل و راهنمایی حال و آینده مثبت گردد.

آمریکا یک واقعیت و قدرت مسلط با بالا ترین ظرفیت در جهان است که قدرتی نه تاثیرگذار، بلکه تعیین کننده در صحنه جهان و نظام بین الملل می باشد. این سخن بدنبال القای ترس و تسلیم ایران به آمریکا نیست، بلکه با هدف پرهیز از درگیریست که نتایج آن مشخص است. آمریکا نه بخاطر ایران بلکه به لحاظ ملاحظات کلان ژئوپلتیک خود در پی ایران ضعیف و ترکیه یا عربستان قوی تر از ایران، در خاورمیانه نیست. برای واشنگتن حفظ توازن استراتژیک میان قدرت های خاورمیانه یکی از مهترین اولویت ها می باشد.

ایران پس از تجربه چهل ساله و فراز و نشیب های طی شده می بایست راه و طریقتی جدید برای تعامل با جهان بیابد. جهان، ارزش ها، ذهنیت ها، نگاه ها و موازنه ها تغییر کرده و باید با نگاه و ادبیات جدیدی با آن مواجه شد. نباید در گذشته مانده و در عین زندگی در حال، نباید نگران بیش از حد آینده بود. برای همه ایرانیان، حفظ کیان ایران زمین، باید و باید، اولویت اول و در راس امور باشد. اگر ایران بماند همه و یا بخش مهمی از آرمان ها در مورد این سرزمین در بلندمدت در سایه عقلانیت قابل دستیابی خواهد بود. آب رفته به جوی باز نمی گردد، اما می تواند از آب مانده سدی ساخت که حافظ کشور در برابر سیلاب ها گردد. باید از خواب بیدار شویم و منافع و مصالح کشور را قربانی تنگ نظری ها و رقابت های جناحی نکنیم. بجای دلخوشی و یا توقع مرحمت از دیگران، امید به واسطه ها و دلال ها، باید باب گفتگو را با کسی که برجام و جام زهر را تحمیل کرده، گشوده و تغییر کنیم، قبل از آنچه از سر ناچاری تغییرمان دهند. الان در بخشی مهمی از بازی نقش آفرینیم، اما اگر امروز هوشیار نباشیم، فردا می توانند ما را موضوع دعوایی کنند که بیش از دو پایتخت، مراکز دیگری در آن دخیل شده و در آن وقت هر کس و کشور برای خود سهمی از قربانی خواهد خواست.

برجام می توانست یک آغاز و مسیر باشد، اما محدود و شاید هم مسدود شد. هنوز می توان راه یافته و از بیراهه رفتن گریخت. بعضا ترس عین تدبیر و تهور عین حماقتی می گردد که انتهای آن به شکست می انجامد. بسیاری از کسانی که مستقیم و یا غیرمستقیم خواهان گفتگوی میان تهران و واشنگتن می باشند، کهنه سربازان جنگند که بعضا روحا و جسما با زخمه های جنگ روز را شب، و شب را صبح می کنند. در مسائل میان ایران و آمریکا مذاکره و صلح خواهی از موضع عزت، مصلحتی از دریچه حکمت است، لذا اجازه داده و بگذاریم راه بهتر در فضای آزاد نظرات یافت گردد.

آزادگی و بزرگی در مبارزه با ظلم است اما باید تعمق کرد کدام راه می تواند از ظلم بزرگتر و ویرانگر تر جلوگیری نماید. به عشق ایران برای بسیاری که در جنگ جان خود را برای حفظ این کشور در طبق اخلاص قرار داده اند، گذشت از آبروی خویش و پذیرش اتهام ترس بی شک کاری دشوار نخواهد بود. باید ایران و ایرانیان با نگاه خاکستری به صحنه سیاست و معادلات آن، از نفرت و شفیتگی، خود بزرگ بینی و خودکم بینی عبور کرده و در تعامل با جهان و نقاط پیرامونی به اعتدال برساند.

نکته آنکه کمی تعمق کرده و بیاندیشیم، این نسل می تواند انتخاب و آرمان های دیگری داشته باشد. در این میان توجه داشته باشیم که شاید نگاه بخش مهمی از نسل گذشته نیز تغییر کرده باشد.

*دیپلماسی/ صادق ملکی

نظر شما
تغییر رمز