twitter share facebook share ۱۴۰۱ تیر ۱۰ 232

یازده سپتامبر 1962 دانشمند موشکی آلمانی «هاینز کروگ» از دفتر خود در مونیخ ناپدید گشت و هرگز پیدا نشد. کروگ برای جمال عبدالناصر کار می‌کرد که دولتش دو بار با دولت تازه تشکیل اسرائیل وارد جنگ شده بود. موساد –سازمان اطلاعاتی اسرائیل- یک نازی را که زمانی به هیتلر نزدیک بود، استخدام کرده بود تا کروگ را بکشد

اما داستان ترورهای اسرائیل ادامه یافت. امسال در ماه‌های اردیبهشت و خرداد هفت تن از افراد وابسته به سپاه پاسداران از جمله دو سرهنگ در حوادثی جداگانه کشته شدند و ایران انگشت اتهام را به سوی موساد نشانه رفت

برای اسرائیل، ترور ابزاری مهم و حیاتی است. زمانی که این کشور در سال 1948 در حال شکل‌گیری بود «فولکه برنادون» مذاکره کننده سازمان ملل، توسط گروهی به نام «لیهی» کشته شد. از جمله اعضای این گروه «اسحاق شامیر» بود که بعدها به مقام نخست‌وزیری اسرائیل رسید (طرح‌هایی که برنادون داشت، مورد رضایت گروه لیهی نبود و این گروه می‌ترسید که این طرح‌ها مورد توجه جامعه بین‌الملل قرار گیرد)

شامیر در عملیات داموکلس نیز دست داشت. طی همین عملیات «اتو اسکورزینی» کماندوی سابق نازی برای کشتن کروگ استخدام شد. در این عملیات، آلمانی‌های زیادی که مشتاق ادامه جنگ هیتلر علیه یهودیان بودند، به قتل رسیدند.

اسرائیلی‌ها در عملیات‌های مخفی به‌خوبی عمل می‌کنند. البته همه عملیات‌ها موفقیت‌آمیز نبوده است؛ برای مثال یکبار مأموران موساد یک مراکشی‌ بی‌گناه را با رهبر تروریست‌ها اشتباه گرفتند و او را کشتند. اما این اشتباهات گاه‌وبیگاه، مهارت آنها را زیر سؤال نمی‌برد. سؤال این است که آیا این ترورهای غیرقانونی فایده هم دارد؟

بیایید از ایران شروع کنیم و به عقب برگردیم. اسرائیل معمولا بازیگران برنامه‌های موشکی و هسته‌ای ایران را هدف قرار داده است، گرچه استثنائاتی نیز وجود دارد و برای مثال سال 2020 موساد بنا به خواست آمریکا «عبدالله احمد عبدالله» معروف به ابومحمد المصری یکی از مقامات ارشد القاعده و مغز متفکر بمب‌گذاری در سفارت آمریکا در سال 1998 در شرق آفریقا را کشت. یکی از مهمترین عملیات‌های اسرائیل در ایران، ترور محسن فخری‌زاده دانشمند ارشد هسته‌ای ایران در سال 2020 بود

فخری‌زاده برای سازمان‌های اطلاعاتی در سراسر جهان شخصیتی شناخته شده بود و نقشی کلیدی در برنامه هسته‌ای ایران ایفا می‌کرد. وی نه تنها در بخش تولید تسلیحات هسته‌ای کار می‌کرد که در صادرات فناوری هسته‌ای نیز نقش داشت و به کره شمالی سفر می‌کرد

گرچه مقامات اسرائیلی معمولا از اظهار نظر حول قتل‌های هدفمند خودداری می‌کنند اما یکی از اعضای سازمان اطلاعاتی اسرائیل جزئیات ترور فخری‌زاده را با نیویورک‌تایمز در میان گذاشت. پیامی که سازمان اطلاعاتی اسرائیل با این کار می‌خواست به ایران برساند، این بود که «ما میدانیم شما کجا هستید، چه کار می‌کنید و می‌توانیم شما را هر زمان که بخواهیم حذف کنیم»

انتشار این جزئیات مقامات ایران را به‌هم ریخت؛ آنها کوشیدند روایت متفاوتی از این ترور ارائه دهند و وزیر اطلاعات ایران عوامل نفوذی در داخل نیروهای مسلح را دخیل دانست. تقابلی که یک سال بعد در دریای عمان بین نیروی دریایی سپاه و یک کشتی آمریکایی رخ داد، تلاشی از سوی ایران بود تا بعد از تحقیر بر سر ترور فخری‌زاده و آشکار شدن شکاف‌های امنیتی کشور، چهره خود را ترمیم کند.

اهمیت فخری‌زاده امری انکار ناشدنی است. وی در کانون برنامه هسته‌ای ایران قرار داشت و جایگزین کردن آن برای ایران آسان نبود. بسیاری بر این باور هستند که از دست دادن فخری‌زاده، سبب پسرفت برنامه هسته‌ای ایران شد. هدف قرار دادن رهبران ارشد دشمن از دید اسرائیل اقدامی منطقی است؛ به خصوص در کشورهای غیردموکراتیک که قدرت و دانش عملیاتی تنها در بین عده انگشت شماری متمرکز است و لذا از دست رفتن یکی از این افراد، ضربه سهمگینی به آن کشور متخاصم می‌زند

قتل «فتحی شقاقی» بنیانگذار جهاد اسلامی فلسطین در اکتبر 1995 تأثیر ویرانگری بر روی این سازمان داشت. همچنین کشته شدن «یحیی عیاش» سازنده بمب‌های حماس، به معنای از دست دادن مردی بود که به دلیل مهارت‌های بی‌نظیرش در ساخت بمب، لقب مهندس گرفته بود و با مرگ او حماس از این استعداد بی‌نظیر محروم شد

قتل‌های مشابه آنقدر زیاد است که همه آنها قابل ذکر نیست. پس از حمله تروریستی سپتامبر سیاه در المپیک 1972 مونیخ که منجر به کشته شدن 11 ورزشکار و مربی اسرائیلی شد، سازمان‌های دولتی اسرائیل سال‌های متمادی را صرف تعقیب و حذف عوامل این ترور کردند

بنیانگذار حماس «شیخ احمد یاسین» در حمله موشکی اسرائیل در سال 2004 کشته شد. جانشین او «خالد مشعل» نیز هدف ترور قرار گرفت –اسرائیل تلاش کرد تا او را مسموم کند- اما اردن عوامل این ترور را دستگیر کرد و اسرائیل مجبور شد در ازای آزادی نیروهایش، پادزهر را در اختیار اردن قرار دهد. «عماد مغنیه» از اعضای ارشد حزب‌الله لبنان سال 2008 در سوریه کشته شد و «محمد سلیمان» که برنامه هسته‌ای سوریه را رهبری می‌کرد، نیز توسط اسرائیل ترور شد

رونن برگمن روزنام‌نگار اسرائیلی در کتاب خود اشاره می‌کند که بین سال‌های 1948 و 2000، 500 عملیات از این دست توسط اسرائیل انجام شده و دو دهه بعد تعداد این عملیات‌ها به سه برابر رسیده است. بنابراین برنامه قتل‌های هدفمند اسرائیل آنقدر موفقیت‌آمیز بوده که این کشور روز به روز بر دامنه آن افزوده است و امروز نه تنها به دنبال حذف چهره‌های کلیدی برنامه هسته‌ای و موشکی ایران است، که حتی مقامات سطح متوسطی که روی برنامه تسلیحاتی ایران کار می‌کنند را نیز هدف قرار می‌دهد

اما اسرائیل تنها کشوری نیست که دست به کشتارهای هدفمند می‌زند. آمریکا نیز صدها نوع از این عملیات‌ها را در سال‌های پس از یازده سپتامبر انجام داده که عمدتا توسط هواپیماهای بدون سرنشین بوده است

کشتار هدفمند به ابزاری در دست دولت‌ها تبدیل شده است زیرا که نتیجه‌بخش است و می‌تواند راه رسیدن کشورها را به هدف‌شان هموار کند. با کشتار هدفمند می‌توان یک فرد کلیدی را که حضورش برای برنامه‌های دشمن مهم است، از بین برد. با حذف این شخصیت‌ها برنامه هسته‌ای ایران به پایان نمی‌رسد اما سرعتش کاهش می‌یابد؛ همچنین برنامه موشکی ایران متوقف نمی‌شود اما باعث می‌شود که بسیاری از ایرانیانی که به حضور و فعالیت در این بخش می‌اندیشند، به خطرات تصمیم خود فکر کنند

قدرت قابل توجه اسرائیل در جنگ‌های آشکار و سایه، به همسایگانش در مصر و اردن و دوستان جدیدش در خلیج فارس کمک کرده است تا اختلافات قدیمی خود را با این کشور کنار بگذارند. اما آیا این قتل‌های هدفمند اخلاقی است؟ اسرائیلی‌ها اصرار دارند که با این کشتارها از مرگ‌های بیشتر جلوگیری می‌کنند، ضمن اینکه چون بسیاری از افرادی که با هدف پاک کردن اسرائیل از روی نقشه دست به حملات تروریستی می‌زنند از سوی رژیم‌های خاورمیانه محافظه می‌شوند، راه دیگری برای مجازات آنها وجود ندارد. برای مثال نمی‌توان خواستار استرداد رهبران حزب‌الله یا حماس شد

اسرائیل و آمریکا خود را از کشورهایی همچون روسیه متمایز می‌دانند و معتقدند که اقدام‌شان برای مقابله با تهدیدات امنیتی است درحالی‌که کشورهای دیگر برای حذف مخالفان یا مقابله با سیاست خارجی دیگر کشورها دست به ترور می‌زنند. اما مهم این است که هر دو برای رسیدن به اهدافی هرچند متفاوت، از ترور استفاده می‌کنند و بنابراین نمی‌توان به راحتی اسرائیل و آمریکا را در دسته خوب‌ها و روسیه را در دسته بدها قرار داد.

کوتاه سخن اینکه تا زمانی که مزایای استفاده از کشتار هدفمند از عواقب آن بیشتر باشد، عملیات‌های این چنینی نه تنها ادامه می‌یابد که گسترش نیز پیدا می‌کند

*منبع: فارین پالیسی

مترجم: فاطمه رادمهر

نظر شما