twitter share facebook share ۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۲ 25
محتمل‌ترین سناریو فعلاً ادامه همین وضعیت مبهم و معلق است. هم واشنگتن و هم تهران هنوز تلاش می‌کنند از طریق مذاکره، به اهداف حداکثری برسند؛ اهدافی که در خود جنگ نتوانستند به آن دست پیدا کنند.

آمریکا و ایران بر سر مسائلی که سال‌هاست روابط دو کشور را مسموم کرده، در یک بن‌بست دیپلماتیک گرفتار شده‌اند؛ وضعیتی خاکستری که نه می‌توان آن را جنگ نامید و نه صلح.

آتش‌بس اکنون وارد دومین ماه خود شده و با وجود خشونت‌های پراکنده، تقریباً به اندازه خود جنگی که پیش از آن جریان داشت دوام آورده است. هیچ نشانه جدی‌ای وجود ندارد که آمریکا یا ایران آماده عقب‌نشینی و مصالحه باشند، اما در عین حال هیچ‌کدام هم تمایلی به ازسرگیری جنگ ندارند.

دونالد ترامپ روز دوشنبه هشدار داد که آتش‌بس با ایران «زیر دستگاه تنفس مصنوعی» قرار دارد و تأکید کرد که از هدف خود برای وادار کردن ایران به کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای عقب‌نشینی نخواهد کرد. او در کاخ سفید به خبرنگاران گفت ایران تصور می‌کند که او به‌مرور از این درگیری خسته یا دل‌زده می‌شود، یا به دلیل افزایش قیمت انرژی تحت فشار قرار خواهد گرفت تا جنگ را پایان دهد.

ترامپ گفت: «اما هیچ فشاری وجود ندارد. ما به یک پیروزی کامل خواهیم رسید.»

در مقابل، ایران همچنان خود را پیروز جنگ معرفی می‌کند؛ کشوری که نظام سیاسی‌اش پابرجا مانده و برنامه موشکی و هسته‌ای‌اش همچنان تهدیدی جدی محسوب می‌شود. محمدباقر قالیباف، از مقام‌های ارشد ایرانی، روز دوشنبه در شبکه اجتماعی ایکس به آمریکا هشدار داد: «نیروهای مسلح ما آماده‌اند به هرگونه تجاوز، پاسخی درخور بدهند.»

اما به‌جای بازگشت به میدان جنگ، دو طرف عملاً وارد مرحله‌ای از محاصره و فشار متقابل شده‌اند؛ وضعیتی که خروج از آن دشوار است، مگر اینکه یکی از طرفین عقب‌نشینی کند. دولت ترامپ محاصره بنادر و کشتی‌های ایرانی را تشدید کرده و در مقابل، ایران نیز کنترل و فشار خود بر تنگه هرمز ــ شاهراه حیاتی انتقال انرژی جهان ــ را حفظ نموده است.

آلیسون ماینور، مقام پیشین آمریکایی در حوزه سیاست خاورمیانه که اکنون در اندیشکده شورای آتلانتیک فعالیت می‌کند، می‌گوید: «در وضعیتی قرار گرفته‌ایم که تقریباً فقط گزینه‌های بد باقی مانده‌اند.»

به گفته او، اگر دولت آمریکا بخواهد سریع‌تر به این بن‌بست پایان دهد، ممکن است ناچار شود از برخی اهداف اصلی خود کوتاه بیاید. «دولت ترامپ ناچار خواهد شد انتخاب کند.»

تنها یک هفته پیش، فضای خوش‌بینی نسبت به دیپلماسی شدت گرفته بود. مقام‌های آمریکایی و برخی افراد درگیر در مذاکرات می‌گفتند دو طرف به چارچوبی برای توافق نزدیک شده‌اند؛ توافقی که می‌توانست زمینه‌ساز صلحی پایدار باشد.

اما این خوش‌بینی تا حد زیادی فروکش کرده است. افرادی نزدیک به مذاکرات می‌گویند همچنان اختلافات عمیقی میان مواضع آمریکا و ایران درباره نحوه مدیریت آینده تنگه هرمز و همچنین محدودیت‌هایی که تهران حاضر است بر برنامه و زیرساخت هسته‌ای خود بپذیرد، وجود دارد.

سوزان مالونی، معاون و مدیر برنامه سیاست خارجی در مؤسسه بروکینگز، می‌گوید: «گمان نمی کنم که آمریکا بتواند ایران را متقاعد کند علاوه بر باز کردن دوباره مسیر عبور در تنگه هرمز، امتیازهای بزرگی هم درباره برنامه هسته‌ای‌اش بدهد.»

هرچند در داخل حکومت ایران شکاف‌هایی بر سر میزان خسارت اقتصادی جنگ پدیدار شده، اما پیشنهاد اخیر تهران ــ که ترامپ آخر هفته گذشته فوراً آن را رد کرد ــ نشان می‌دهد ایران معتقد است تهدیدهای ترامپ برای تشدید درگیری چندان جدی نیست و تهران برای تحمل یک بن‌بست طولانی، صبر بیشتری نسبت به کاخ سفید دارد.

به گفته تحلیلگران، پیشنهاد ایران تقریباً هیچ نشانه‌ای از انعطاف در برابر خواسته اصلی واشنگتن ــ یعنی تعطیلی بلندمدت برنامه هسته‌ای ایران ــ نداشت.

ایران می‌خواهد مسائل هسته‌ای تنها زمانی بررسی شود که سایر شروط پایان جنگ ابتدا نهایی و اجرا شده باشند. تهران همچنین روشن کرده که انتظار دارد بخش مهمی از تحریم‌ها در همان مراحل اولیه برداشته شود و در مقابل، بازگشایی تدریجی تنگه هرمز را پیشنهاد داده؛ در حالی که از آمریکا انتظار دارد سریع‌تر محاصره اقتصادی علیه ایران را کاهش دهد.

مقام‌های ایرانی همچنین اصرار دارند که تهران، با مشارکت برخی بازیگران منطقه‌ای، در تعیین قوانین جدید عبور و مرور در تنگه هرمز نقش اصلی را داشته باشد. ایران حتی مطرح کرده که ممکن است برای عبور از این آبراه عوارض یا سازوکارهایی مشابه وضع شود تا آنچه را «غرامت جنگ» می‌نامد دریافت کند.

تهران همچنین خواهان آن است که پایان جنگ به یک آتش‌بس پایدار در لبنان گره بخورد؛ جایی که نیروهای اسرائیلی همچنان با حزب‌الله درگیرند. اما آمریکا و اسرائیل این پیوند را رد کرده‌اند.

راز زیمت، مدیر برنامه مطالعات ایران در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، می‌گوید اعتمادبه‌نفس ایران برای شکل دادن به توافق صلح در هفته‌های اخیر افزایش یافته است؛ زیرا مقام‌های دولت ترامپ مرتب درباره پایان جنگ صحبت کرده‌اند و آمریکا نیز نتوانسته با استفاده از زور نظامی تنگه هرمز را باز کند.

او می‌گوید: «ایران حاضر نیست به وضعیت پیش از جنگ بازگردد و خواهان تضمین‌های بلندمدت اقتصادی و امنیتی است؛ تضمین‌هایی که مطمئن شود جنگ دوباره آغاز نخواهد شد و ایران می‌تواند از این وضعیت منافع اقتصادی به دست آورد.»

ترامپ این هفته راهی چین می‌شود و انتظار می‌رود از پکن بخواهد برای خروج از بن‌بست مذاکرات با تهران کمک کند. چین که بزرگ‌ترین خریدار انرژی ایران است، نفوذ قابل‌توجهی بر تهران دارد، اما هرگونه کمک پکن برای کاهش تنش‌ها احتمالاً بهایی برای آمریکا خواهد داشت.

در داخل آمریکا نیز فشارها بر ترامپ برای یافتن راهی جهت خروج از این بن‌بست افزایش یافته است.

برخی جمهوری‌خواهان بانفوذ در کنگره علناً از ترامپ خواسته‌اند پروژه «آزادی» ــ عملیات کوتاه‌مدتی که هدفش اسکورت کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز بود ــ دوباره آغاز شود، یا حتی درگیری نظامی با ایران از سر گرفته شود.

در مقابل، جمهوری‌خواهانی که نسبت به مداخله‌های خارجی بدبین‌ترند، از ترامپ خواسته‌اند با توجه به افت محبوبیتش در نظرسنجی‌ها و نگرانی‌ها درباره وضعیت اقتصادی، هرچه سریع‌تر پایان جنگ را اعلام کند. برخی متحدان عرب آمریکا در خلیج فارس نیز به کاخ سفید فشار می‌آورند که درگیری را دوباره آغاز نکند.

مقام‌های آمریکایی با تجربه گسترده در خاورمیانه می‌گویند دولت ترامپ در این جنگ به موفقیت‌های تاکتیکی مهمی دست یافته؛ از جمله آسیب جدی به رهبری ایران، صنایع دفاعی و نیروی دریایی این کشور. اما تا اینجا هیچ‌یک از اهداف راهبردی اصلی واشنگتن محقق نشده است؛ اهدافی مانند وادار کردن تهران به کنار گذاشتن کامل برنامه هسته‌ای یا موشک‌های بالستیک و همچنین قطع حمایت از گروه‌های نیابتی منطقه‌ای.

کاخ سفید می‌گوید محاصره بنادر و تجارت ایران، اهرم فشاری مهم برای آمریکاست. مقام‌های دولت همچنین معتقدند پشت لحن تهاجمی و اعتمادبه‌نفس ظاهری ایران، حکومتی قرار دارد که در آستانه فاجعه اقتصادی است و خودش هم به دنبال راه خروجی از بحران می‌گردد.

مقام‌های ارشد دولت ترامپ مقایسه جنگ با ایران با مداخلات پرهزینه آمریکا در عراق یا افغانستان را رد کرده‌اند و می‌گویند جنگ کنونی یک عملیات کوتاه و قاطع بوده که هنوز هم می‌تواند ایران را وادار به دادن امتیازهای مهم کند.

با این حال، این بن‌بست ممکن است هر لحظه تغییر کند. ممکن است کاخ سفید در نهایت به توافقی رضایت دهد که کمتر از اهداف اصلی‌اش را تأمین کند، یا ترامپ به این نتیجه برسد که فقط فشار نظامی می‌تواند ایران را وادار به عقب‌نشینی نماید.

اما سوزان مالونی معتقد است محتمل‌ترین سناریو فعلاً ادامه همین وضعیت مبهم و معلق است.

او می‌گوید: «به نظر من هم واشنگتن و هم تهران هنوز تلاش می‌کنند از طریق مذاکره، به اهداف حداکثری ــ یا چیزی نزدیک به آن ــ برسند؛ اهدافی که در خود جنگ نتوانستند به آن دست پیدا کنند.»

منبع: وال استریت ژورنال


ترامپ در تله‌ای که خود درباره ایران ساخته گرفتار شده؛ و فقط دو گزینه پیش رو دارد

دونالد ترامپ در دام جنگی با ایران گرفتار شده که تا حد زیادی خودش آن را ساخته است. او طی هفته‌های گذشته آشکارا مشتاق دستیابی به توافقی بوده که بتواند با آن اعلام پیروزی کند. در مقابل، به نظر می‌رسد به‌شدت نگران آن است که مبادا به توافق هسته‌ای‌ای شبیه توافق باراک اوباما تن دهد و بعد با موجی از انتقادهای اجتناب‌ناپذیر روبه‌رو شود. راه‌حل‌های خوب هم چندان در دسترس به نظر نمی‌رسند و همین، بر سرخوردگی او افزوده است.

این وضعیت روز یکشنبه کاملاً مشهود بود؛ زمانی که ترامپ در فضای مجازی، پاسخ ایران به چارچوب پیشنهادی آمریکا برای پایان جنگ را «کاملاً غیرقابل قبول!» توصیف کرد. او احتمالاً اکنون احساسی شبیه جورج اچ. دبلیو. بوش دارد؛ کسی که زمانی خود را در کاخ سفید «یک آدم تنها» توصیف کرده بود.

بخش زیادی از این تله، نتیجه کارهایی است که ترامپ انجام نداد.

پیش از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران، او هرگز برای مردم آمریکا توضیح نداد چرا استفاده از نیروی نظامی ضروری است؛ آن هم برای رسیدن به اهدافی مانند تغییر رژیم، نابودی برنامه هسته‌ای و تهدیدهای تروریستی تهران یا از کار انداختن توان نظامی ایران. ظاهراً او حتی اعضای کنگره را هم در جریان کامل قرار نداد. همچنین به نظر می‌رسد با متحدان آمریکا ــ نه در ناتو، نه در خلیج فارس و نه با شرکای آسیایی واشنگتن که به نفت خاورمیانه وابسته‌اند ــ مشورت جدی نکرد. این در حالی است که جورج بوش پدر پیش از آغاز عملیات «طوفان صحرا» در سال ۱۹۹۱ همه این اقدامات را انجام داده بود.

علاوه بر این، اگر تغییر رژیم واقعاً یکی از اهداف جنگ بوده، ترامپ ظاهراً هیچ تلاشی برای هماهنگی با مخالفان حکومت در داخل ایران انجام نداده است. سال‌ها مشکلات اقتصادی، نارضایتی گسترده‌ای در سراسر ایران ایجاد کرده بود؛ نارضایتی‌ای که در اعتراضات سراسری ژانویه ــ که حکومت به‌شدت سرکوبشان کرد ــ آشکار شد.

نیمی از جمعیت ایران زیر ۳۰ سال سن دارند و بسیاری از این جوانان اساساً ایدئولوژی تندروانه حکومت روحانیون را رد می‌کنند. از زمان کشته شدن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد در سال ۲۰۲۲، بسیاری از زنان ایرانی آشکارا مشروعیت ایدئولوژیک حکومت را به چالش کشیده‌اند. گروه‌های قومی ایران، به‌ویژه کردها و بلوچ‌ها، نیز به سطوح تازه‌ای از نارضایتی رسیده‌اند.

با وجود نبود چنین آمادگی‌هایی، ترامپ جنگی را آغاز کرد که از نظر نظامی بسیار موفق بوده است؛ هرچند هنوز نه آن‌قدر که بتوان آن را کاملاً موفق دانست، اما قطعاً نه جنگی که بتوان آن را شکست‌خورده توصیف کرد. از جمله این اقدامات، پروژه «آزادی» بود؛ عملیاتی که اکنون متوقف شده و هدفش بازگشایی تنگه هرمز برای صادرات نفت کشورهای عربی بود.

مشکل ترامپ این نیست که حمله را آغاز کرد؛ مشکل این است که کار را تمام نکرد.

وینستون چرچیل زمانی درباره استراتژی شکست‌خورده آنتونی ایدن، نخست‌وزیر بریتانیا، در بحران کانال سوئز ۱۹۵۶ گفته بود: «نمی‌دانم آیا جرئت می‌کردم آن را آغاز کنم یا نه؛ اما قطعاً هرگز جرئت نمی‌کردم متوقفش کنم.»

اما ترامپ متوقف شد و حالا به نظر می‌رسد سردرگم مانده است؛ گویی امیدوار است سپاه پاسداران راه خروجی دیپلماتیک در اختیارش بگذارد، چیزی که تا این لحظه رخ نداده است.

در عوض، بقایای حکومت ایران در پی آن‌اند که زمان بخرند، از زیر آوار جنگ بیرون بیایند، دوباره قدرت خود را تثبیت کنند و توان نظامی‌شان ــ از جمله برنامه هسته‌ای، موشک‌های بالستیک و شبکه‌های نیابتی منطقه‌ای ــ را بازسازی کنند.

آن‌ها به‌درستی تشخیص داده‌اند که مشکلات سیاسی داخلی ترامپ، بسیار بیشتر از تهدید بازگشت یک حکومت نظامی-مذهبی در ایران، ذهن او را مشغول کرده است. بنابراین حتی اگر تهران ظاهراً آتش‌بس پیشنهادی ترامپ را مبنایی برای مذاکرات آینده بپذیرد، حکومت ایران برای هر اقدام جدی وقت‌کشی خواهد کرد؛ از جمله درباره بازگشایی تنگه هرمز.

ترامپ فقط دو گزینه دارد که با منافع امنیت ملی آمریکا سازگار است.

گزینه نخست این است که اعلام کند آتش‌بسی که بارها نقض شده پایان یافته و دوباره حملات برای نابودی ابزارهای قدرت حکومت ایران را آغاز کند.

منتقدان حملات آمریکا و اسرائیل ــ حتی شاید خود سازمان سیا ــ معتقدند هنوز کار زیادی باقی مانده تا توان نظامی ایران واقعاً نابود شود. بسیار خوب، پس باید این کار را ادامه داد؛ به‌ویژه حالا که نیروهای آمریکایی از قبل در منطقه مستقر شده‌اند.

اما اگر ترامپ نتواند چنین گام بزرگی بردارد، گزینه دوم این است که آمریکا با استفاده از نیروی نظامی، تنگه هرمز را برای تجارت کشورهای عرب خلیج فارس باز نگه دارد، در حالی که محاصره ایران ادامه یابد.

موضوع فقط ایران نیست؛ مسئله آزادی کشتیرانی است، اصلی که ۲۵۰ سال ستون سیاست خارجی آمریکا بوده و برای مناطق حساس دیگری مثل دریای جنوبی چین هم اهمیت حیاتی دارد.

افزون بر آن، بازگشت نفت خلیج فارس به بازار جهانی می‌تواند بخش مهمی از مشکلات اقتصادی کنونی را کاهش دهد. ادامه محاصره ایران ــ و حتی گسترش آن از طریق فشار هوایی بر بنادر ایران در دریای خزر ــ نیز فشار اقتصادی بر تهران را افزایش خواهد داد.

اما مهم‌تر از همه، اقدام نظامی برای بازگرداندن بازدارندگی ضروری است.

تهران باید بفهمد که اگر بار دیگر بخواهد تنگه هرمز را ببندد، با پیامدهای سنگینی روبه‌رو خواهد شد. اگر این بحران صرفاً از راه دیپلماتیک پایان یابد ــ به‌ویژه با روند «تدریجی»ای که ظاهراً در پیشنهاد اخیر ترامپ مطرح شده ــ این مسئله سابقه‌ای خطرناک ایجاد خواهد کرد.

در آن صورت، حکومت ایران که اکنون جسورتر شده، احتمالاً به این نتیجه می‌رسد که برای بستن دوباره تنگه فقط با واکنش دیپلماتیک مواجه خواهد شد، نه نظامی. نتیجه هم کاملاً قابل پیش‌بینی است: تهران می‌تواند هر زمان که بخواهد، تنگه را مانند یک کلید برق باز و بسته کند و فشار را بالا یا پایین ببرد.

ساعات اولیه پروژه «آزادی» ــ زمانی که ارتش آمریکا کشتی‌های تجاری را از تنگه عبور می‌داد ــ بسیار امیدوارکننده بود. اما روشن است که این گزینه محدود کافی نیست.

باز نگه داشتن خلیج فارس و تنگه هرمز نمی‌تواند صرفاً یک عملیات دفاعی باشد. این کار نیازمند اقدام فعال برای نابودی قایق‌های تندرو ایران، موشک‌های ضدکشتی و توان پهپادی تهران علیه تجارت دریایی است.

سلطه منطقه‌ای ایران برای کشورهای عرب خلیج فارس کاملاً غیرقابل قبول است و باید برای واشنگتن هم غیرقابل قبول باشد.

راه خروج ترامپ از این تله‌ای که خودش ساخته کاملاً روشن است. در نهایت، این خود ترامپ است که تصمیم خواهد گرفت آیا می‌خواهد در تاریخ به‌عنوان «آنتونی ایدنِ آمریکا» شناخته شود یا نه.

منبع: واشنگتن پست


نظر شما