twitter share facebook share ۱۴۰۴ بهمن ۲۲ 34
در نگاه اول شاید متناقض به نظر برسد که ترکیه به عدم تضعیف بیشتر رقیب تاریخی خود علاقه‌مند باشد و در این زمینه حتی به طور فعال وارد عمل شود. آنکارا و تهران قرن‌هاست که رقبای یکدیگرند

بسیاری از داده‌ها و نشانه‌ها از این حکایت دارند که کشورهای منطقه بر اساس مصالح و منافع خود ادامه موجودیت جمهوری اسلامی‌، به خصوص ضعیف‌شده آن را بر وضعیت مبهم و احتمالا بحران‌زای ناشی از تغییر نظام به شیوه ای رادیکال ترجیح می‌دهند و از همین رو سهم عمده‌ای در تاثیرگذاری بر سیاست‌های ترامپ در مورد نوع مواجهه با جمهوری اسلامی و کاهش خطر درگیری وجنگ میان آمریکا و ایران را داشته‌اند. در میان کشورهای منطقه قطر و مصر و به خصوص ترکیه در این راستا علنی و آشکارا به میدان آمده‌اند. عربستان و امارات مواضعی داشته‌اند که زیاد با سه کشور یادشده متفاوت نیست، ولی با تناقضات، نوسان‌ها و ملاحظاتی همراه بوده است. ترک‌ها حتی ابایی نداشته‌اند که علنا به دست اسرائیل در اعتراضات دیماه اشاره کنند و تمام قد در کنار جمهوری اسلامی بایستند.

تمکین قطعی و نهایی دولت ترامپ به موضع یادشده در منطقه و تصور چشم‌اندازی نهایتا مثبت برای مذاکرات جاری البته با ابهاماتی روبرو است و هیچ قطعیتی هم در کار نیست که مثلا کاخ سفید به سوی موضع اسرائیل که مطلوب‌ترین گزینه برایش تغییر نظام، با آلترناتیو پهلوی یا دستکم یک جمهوری اسلامی بسیار تضعیف‌شده‌تر از وضعیت کنونی است، نچرخد.

این که برخی از چهره‌های قدر حامی ترامپ و دوست اسرائیل مثل سناتور پرنفوذ، لیندسی گراهام دولت‌های منطقه را به باد انتقاد شدید گرفته که چرا از ادامه موجودیت جمهوری اسلامی دفاع می‌کنند، و بر وفای به عهد ترامپ در کمک به مردم ایران تاکید می‌کند، نظری است که احتمالا اسرائیلی‌ها هم آن را تایید می‌کنند و شاید هم أصلا هماهنگ‌شده باشد.

البته کشورهای حامی ادامه موجودیت جمهوری اسلامی لزوما از یک موضع عمومی و همسان حرکت نمی‌کنند و منافع و مصالحشان درجاهایی خاص است. در زیر به نکات و منافعی اشاره می‌شود که راهنمای دولت ترکیه در موضع قاطع و بی‌تخفیفی است که در عرصه نظر و عمل به سود حفظ موجودیت جمهوری اسلامی گرفته است.

تضاد منافعی تاریخی

در نگاه اول شاید متناقض به نظر برسد که ترکیه به عدم تضعیف بیشتر رقیب تاریخی خود علاقه‌مند باشد و در این زمینه حتی به طور فعال وارد عمل شود. آنکارا و تهران قرن‌هاست که رقبای یکدیگرند؛ رقابتی که ریشه در دوران امپراتوری عثمانی و دولت صفوی دارد و در سال‌های اخیر هم اینجا و آنجا بعضا به شدت بروز داشته است.

در آذر ۱۴۰۳ که رژیم بشار اسد در سوریه سقوط کرد و گروه‌های شورشی مورد حمایت آنکار به قدرت رسیدند، عملا ضربه‌ای اساسی به جمهوری اسلامی و یک پیروزی بزرگ برای ترکیه در معادلات و رقابت‌های منطقه‌ای بود. آنکارا، تهران و مسکو سال‌ها در چارچوب موسوم به "فرمت آستانه" درباره مناطق نفوذ در سوریه مذاکره می‌کردند. با فرار اسد، این چارچوب عملاً پایان یافت و یک معادله بزرگ منطقه‌ای در وجه اصلی به سود ترکیه و به ضرر ایران رقم خورد.

قبل از آن، حل‌وفصل مناقشه قره‌باغ میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان نیز جایگاه ترکیه را در قفقاز جنوبی به ضرر ایران تقویت کرد. توافقی که در مرداد گذشته با میانجی‌گری دونالد ترامپ میان ایروان و باکو امضا شد، از جمله امکان ایجاد یک کریدور مستقیم میان آذربایجان و جمهوری خودمختار نخجوان را از طریق خاک ارمنستان فراهم می‌کند.

برای ترکیه، شکل‌گیری چنین کریدوری به معنای دسترسی مستقیم به آذربایجان، دریای کاسپین و فراتر از آن، به بازارهای آسیای مرکزی است؛ دستاوردی ژئوپلیتیک که در تهران با نگرانی عمیق نگریسته می‌شود. ایران هم در این رابطه با مانور نظامی در نزدیکی مرزهای آذربایجان واکنش نشان داده است و هم مثلا از زبان علی‌اکبر ولایتی، مشاور آقای خامنه‌ای، هشدار داده: «اجرای این ایده امنیت قفقاز جنوبی را به خطر خواهد انداخت.» گرمی نسبی کنونی در مناسبات تهران و باکو و حمایت تمام قد ترکیه از موجودیت جمهوری اسلامی درمناقشه کنونی هم بعید است که این اختلاف منافع را رفع و رجوع کند.

یکی دیگر از کانون‌های تنش میان ترکیه و ایران، نوار غزه است. اگرچه جمهوری اسلامی پیرو اسلام شیعی است، اما دهه‌هاست که از حماسِ سنی حمایت می‌کند. اردوغان نیز که خود از یک بستر اسلام‌گرای سیاسی برخاسته، اهمیت زیادی برای حمایت از نیروهای فلسطینی قائل است.

در جریان جنگ اخیر غزه، آنکارا و تهران عملاً وارد رقابتی آشکار شدند تا نشان دهند کدام‌یک با قاطعیت بیشتری از منافع فلسطینیان دفاع می‌کند. این رقابت، جاه‌طلبی هر دو کشور برای کسب رهبری در جهان اسلام را برجسته کرد. بعضا خبرهایی بود که ابراهیم رئیسی، رئیس‌جمهور وقت، سفر آذرماه ۱۴۰۲ را به دلیل اختلافات بر سر مسئله فلسطینی‌ها و تن ندادن ترکیه به قطع روابط سیاسی و تجاری با اسرائیل لغو کرده است.

ملاحظات و مصالحی که ترکیه را حامی موجودیت جمهوری اسلامی می‌کنند

با وجود همه این رقابت‌ها، سقوط جمهوری اسلامی برای آنکارا بیش از آنکه سودمند باشد، زیان‌بار خواهد بود. اردوغان در ۲۶ دی‌ماه، طی گفت‌وگویی تلفنی با همتای ایرانی خود، مسعود پزشکیان، گفت: «ترکیه برای صلح و ثبات ایران ارزش قائل است و هرگز هیچ سناریویی از مداخله خارجی در ایران را تایید نمی‌کند.»

ترکیه و ایران مرزی به طول ۵۳۴ کیلومتر با یکدیگر دارند. فروپاشی نظم دولتی در جمهوری اسلامی، می‌تواند موج‌های عظیم پناهجویی را به دنبال داشته باشد. برای بسیاری از ایرانیان، ترکیه جذاب‌ترین و امن‌ترین مقصد به شمار می‌رود. سال‌هاست که شهروندان ایرانی در میان سه خریدار بزرگ خارجی املاک در ترکیه قرار دارند و در سال ۲۰۲۵ تنها از روس‌ها عقب افتادند.

در دیماه گذشته، هم‌زمان با سرکوب خشونت‌آمیز اعتراضات در ایران، شمار زیادی از مردم در جست‌وجوی پناه یا حتی برقراری ارتباط تلفنی با خارج، به مرز ترکیه روی آوردند. این امر در پارلمان ترکیه بحث‌هایی را درباره ایجاد یک منطقه حائل برای کنترل احتمالی جریان پناهجویان برانگیخت.

نگرانی دیگر آنکارا به استان‌های شمالی ایران بازمی‌گردد که عمدتاً محل سکونت ترک‌های ایران است. در آنکارا درست یا غلط مبنا را بر این گرفته‌اند که برای بسیاری از ۳۰ میلیون شهروند ترک ایران، ترکیه حکم وطن دوم را دارد.

افزون بر این، احتمال تشدید مناقشه کُردها در ایران در صورت فروپاشی قدرت مرکزی نیز ترکیه را نگران کرده است. این تصور در آنکار وجود دارد که در صورت سقوط جمهوری اسلامی روند واگرایی هم به جریان بیافتد و مناطق کردنشین ایران به‌صورت مسلحانه وغیرمسلحانه برای خودمختاری یا جدایی تلاش کنند. ترکیه بیش از چهار دهه است که با گروه‌های مسلح کرد می‌جنگد و هم‌زمان می‌کوشد مانع تقویت خودمختاری کردها در سوریه شود.ممانعت از استقلال‌خواهی کردها در عراق هم بخشی از تلاش‌ فشرده ترکیه بوده است، مبادا که مبنع الهامی برای کردهای درون ترکیه شود. یک بحران فراگیر ناشی از خلا قدرت مرکزی در ایران از نظر آنکار می‌تواند مستقیماً عراق، سوریه و ترکیه را درگیر کند؛ کشورهایی که میلیون‌ها کرد در آن‌ها زندگی می‌کنند.

ملاحظات ژئوپلیتکی و نگاه به اسرائیل

آنکارا به خصوص نگران است که تضعیف تهران موقعیت یک رقیب ژئوپلیتیکی دیگر، یعنی اسرائیل، را تقویت کند. دو سال جنگ در غزه، تضعیف ساختارهای حزب‌اللهِ نزدیک به ایران در لبنان، حملات منظم در سوریه، جنگ دوازده‌روزه با ایران در خرداد گذشته، حمله به دفتر حماس در قطر یا اقدام بی‌سابقه تل‌آویو در شناسایی سومالی‌لند، همگی حکایت از سیاست تهاجمی اسرائیل و تحکیم هر چه بیتشر موقعیت خود درمنطقه داشته‌اند.

آنکارا بر این باور است که اسرائیل به‌دنبال تغییر نظام در تهران است. هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، در أواخر دی‌ماه موساد را متهم کرد که "آشکارا مردم ایران را به قیام تشویق می‌کند." اظهاراتی که بعدتر از رسانه‌های رسمی ترکیه حذف شد ولی از نوع نگاه آنکارا به مناقشه درونی ایران حکایت داشت.

برای ترکیه به خصوص اتحاد امنیتی میان رقیب دیرینه‌اش یعنی یونان با اسرائیل و امارات هم نگرانی‌آور است و شکل‌دادن به محور ترکیه، عربستان، پاکستان و مصر که بعدتر احتمالا ایران هم در آن ادغام شود از تلاش آنکارا برای مقابله و ایجاد توازن در این معادلات حکایت دارند.

روابط اقتصادی هم در مناسبات آنکارا و تهران بی‌تاثیر در مواضع کنونی ترکیه نیستند. حجم تجارت دوجانبه میان آنکارا و تهران سالانه حدود پنج تا شش میلیارد دلار است. اگرچه ایران شریک اقتصادی اصلی ترکیه نیست، اما همواره در میان ده تا پانزده شریک تجاری مهم آن قرار دارد. به‌ویژه در بخش انرژی، ایران برای ترکیه نقشی تقریبا غیرقابل جایگزین ایفا می‌کند.

گاز طبیعی ایران در سال ۲۰۲۴ حدود ۱۳.۵ درصد از نیاز ترکیه را تأمین کرد و این سهم در سال گذشته به نزدیک ۲۰ درصد رسید. قرارداد فعلی تأمین سالانه ۱۰ میلیارد مترمکعب گاز در نوامبر ۲۰۲۶ به پایان می‌رسد و گفت‌وگوها برای تمدید آن در جریان است.

علاوه بر این، ایران به عنوان سوآپ انرژی هم برای ترکیه اهمیت پیدا کرده است. شرکت انرژی ترکیه "بوتاش" و شرکت "ترکمن‌گاز" در فوریه ۲۰۲۵ بر سر یک توافق سوآپ گاز از طریق ایران به توافق رسیدند و از مارس سال گذشته، گاز ترکمنستان به ترکیه منتقل می‌شود.

با وجود آنکه آنکارا در بلندمدت قصد دارد وابستگی خود به گاز ایران و روسیه را کاهش دهد، اما در حال حاضر هیچ‌یک از این دو تأمین‌کننده قابل جایگزینی نیستند.

و یک نکته مهم در رویکرد کنونی ترکیه نسبت به تحولات ایران این است که نگرانی و واهمه‌ چندانی از فشار آمریکا و اروپا در این که به تغییری در این سیاست مجبور شود، ندارد. مناسبات آنکارا با اتحادیه اروپا به رغم حجم کلان تجارت میان دو طرف، چه به دلیل کاهش اهمیت اروپا درمعادلات بین‌المللی، چه به دلیل تعلل اتحادیه اروپا در بازکردن پرونده مربوط به ورود ترکیه به این اتحادیه و چه در حمایت تام و تمامی که اتحادیه از یونان در رقابتش با ترکیه دارد میزان تاثیرگذاری بروکسل بر سیاست‌ها و رویکردهای آنکارا را کاهش داده‌اند.

در واشینگتن هم مناسبات گرم ترامپ با اردوغان از مسائل تقریبا بی‌تنش میان دو کشور است. علاوه بر این ترکیه اخیراً به بازیگری مهم برای ایالات متحده در خاورمیانه تبدیل شده است؛ هم در پرونده سوریه و هم در تلاش‌ها برای تثبیت وضعیت غزه. و تحولات هفته‌های اخیر حکایت از این دارند که تا اینجای کار واشینگتن بیشتر به ملاحظات و مصالح و توصیه‌های ترکیه درمورد جمهوری اسلامی توجه نشان داده است تا بالعکس.

*منبع: صفحه فیسبوک حبیب حسینی فرد تحلیلگر امور ایران


نظر شما