twitter share facebook share ۱۴۰۵ خرداد ۰۳ 38
بخشی از ترس از مرگ ریشه در برداشت‌های فرهنگی ما از سالمندی و پایان زندگی دارد. وقتی نسل‌های جوان ارتباطی با سالمندانی که زندگی فعال و پرنشاط دارند نداشته باشند، سال‌های پایانی عمر به‌عنوان دوره‌ای از درد، ضعف و فقدان، تصویر می‌شود.

کارا سویشر، روزنامه‌نگار مشهور آمریکایی، هر روز جملاتی درباره مرگ می‌خواند.

او این کار را از روی افسردگی انجام نمی‌دهد؛ بلکه از سنتی در کشور بوتان الهام گرفته که هدفش افزایش شادی و کاهش اضطراب درباره مرگ است، آن هم با روزی پنج بار فکر کردن به مرگ.

شاید تصور کنید فکر کردن به مرگ، شما را از زندگی طولانی، سالم و خوشحال دور می‌کند؛ اما پژوهش‌ها نشان می‌دهند که این کار می‌تواند نقش مهمی در کمک به همین مسیر داشته باشد.

یک مطالعه در سال ۲۰۰۷ نشان داد فکر کردن به مرگ باعث می‌شود افراد بهتر بتوانند احساسات مثبت را تجربه کنند.

پژوهش دیگری در سال ۲۰۱۷ نیز نشان داد صحبت کردن درباره مرگ می‌تواند اضطراب ناشی از آن را کاهش دهد.

مشکل اینجاست که بسیاری از مردم از پذیرفتن، فکر کردن یا صحبت درباره مرگ و مردن اجتناب می‌کنند؛ و همین مسئله باعث می‌شود هم ترس بیشتری از مرگ داشته باشند و هم آمادگی کمتری برای مواجهه با پایان اجتناب‌ناپذیر زندگی.

برایان کارپنتر، استاد علوم روان‌شناسی و مغز در دانشگاه واشنگتن در سنت‌لوئیس، می‌گوید: «وقتی مرگ را می‌پذیرید، این پذیرش باعث تقویت حس معنا و ارتباط با دیگران می‌شود.»

کارا سویشر هم می‌گوید: «شما قرار نیست تا ابد اینجا باشید. پس می‌خواهید با زمانی که دارید چه کار کنید؟»

آیا همه ما از مرگ می‌ترسیم؟

ممکن است به‌نظر برسد ترس از مرگ بخشی ذاتی از روان انسان است و همه آن را تجربه می‌کنند؛ اما الزاماً این‌طور نیست.

ارین تیبورسیو، روان‌شناس سالمندی و استاد روان‌پزشکی دانشگاه راش در شیکاگو، می‌گوید: «اینکه بگوییم همه انسان‌ها از مرگ می‌ترسند دقیق نیست، چون خیلی‌ها در واقع از پایان زندگی نمی‌ترسند. بیشتر ما از رنج و دردِ نزدیک به پایان زندگی می‌ترسیم.»

او اضافه می‌کند بخشی از این ترس ریشه در برداشت‌های فرهنگی ما از سالمندی و پایان زندگی دارد.

وقتی نسل‌های جوان ارتباطی با سالمندانی که زندگی فعال و پرنشاط دارند نداشته باشند، سال‌های پایانی عمر فقط به‌عنوان دوره‌ای از درد، ضعف و فقدان، تصویر می‌شود.

به گفته او، هرچه افراد بیشتر باور کنند سالمندی فقط جنبه‌های منفی دارد، تجربه‌شان از آن هم بدتر خواهد شد.

او می‌گوید: «اگر فقط روی ترس تمرکز کنم، احتمال کمتری دارد که از خودم مراقبت نمایم. تمرکز روی چیزهایی که می‌توانیم کنترل کنیم، خیلی کمک می‌کند.»

در مقابل، داشتن نگاه مثبت به سالمندی می‌تواند به زندگی سالم‌تر و طولانی‌تر منجر شود.

یک پژوهش مهم در سال ۲۰۰۲ نشان داد افرادی که نگرش مثبت‌تری به روند پیر شدن خود داشتند، بیشتر عمر می‌کردند.

نگاه مثبت به سالمندی به معنی انکار سختی‌ها نیست

داشتن نگرش مثبت به پیری به این معنا نیست که بیماری، کاهش توانایی‌ها یا از دست دادن عزیزان را نادیده بگیریم.

بلکه یعنی تجربه کامل و پیچیده زندگی را بپذیریم.

تیبورسیو می‌گوید: «سوگواری قطعاً دردناک است و دیدن رنج عزیزان هم سخت است، اما در عین حال فرصتی است برای گفتن حرف‌هایی که می‌خواهید بگویید.»

او ادامه می‌دهد: «همچنین فرصتی است برای اینکه میراثی از خود به جا بگذارید و چیزهایی را که دیگر برایتان مهم نیست رها کنید.»

با این حال، لازم نیست ترس از مرگ کاملاً از بین برود تا بتوانید درباره آن فکر کنید.

کارپنتر می‌گوید: «اینکه از مرگ یا مردن بترسید اشکالی ندارد. مرحله بعد این است که بپرسید: با این احساس چه کنم؟ چطور می‌توانم این ترس را به چیزی مثبت تبدیل کنم؟»

به‌جای فرار کردن، به سمت آن بروید

ترس از فکر کردن یا حرف زدن درباره مرگ باعث می‌شود افراد ــ چه از نظر عملی و چه از نظر ذهنی ــ برای آن آماده نباشند.

کارپنتر می‌گوید آمادگی می‌تواند شامل مرتب کردن امور شخصی، صحبت با عزیزان درباره خواسته‌هایتان پس از مرگ و استفاده معنادار از زمانی باشد که در اختیار دارید.

چرا؟ چون می‌پذیرید که زمان نامحدود نیست.

برخی فرهنگ‌ها و سنت‌ها، شیوه‌های مشخصی برای صحبت درباره مرگ، پرسش‌های مربوط به زندگی پس از مرگ و سوگواری دارند؛ برخی دیگر نه.

کارپنتر می‌گوید تجربه سوگواری در کنار جامعه و روبه‌رو شدن با احساسات سخت ــ به‌جای پنهان کردنشان ــ می‌تواند درس‌های مهمی درباره زندگی به انسان بدهد.

به همین دلیل مراسم خاکسپاری و یادبود اهمیت زیادی دارند.

او می‌گوید: «این مراسم در فرهنگ‌های مختلف شکل‌های متفاوتی دارند، اما هدفشان یکی است: پذیرفتن واقعیت مرگ، واقعی کردن آن، و گرد هم آوردن آدم‌ها برای بزرگداشت فرد از دست‌رفته و حمایت از یکدیگر در دوران سخت.»

او اضافه می‌کند از دست دادن عزیزان، هرچند دردناک، می‌تواند یادآور اهمیت روابط، انگیزه‌ای برای عمل کردن و فرصتی برای بازنگری در چیزهایی باشد که واقعاً مهم‌اند.

چطور بدون فرو رفتن در اضطراب، به مرگ فکر کنیم؟

یکی از راه‌ها این است که دیگر از آن فرار نکنید.

اگر عزیزی را از دست داده‌اید، به‌جای انزوا به سمت جامعه و اطرافیانتان بروید، درباره تجربه‌تان حرف بزنید و حتی به گروه‌های حمایتی سوگ بپیوندید.

اگر هم هنوز فقدان نزدیکی را تجربه نکرده‌اید، کارپنتر پیشنهاد می‌کند در «کافه‌های مرگ» شرکت کنید؛ گردهمایی‌هایی عمومی که افراد در آن آزادانه درباره مرگ و میر صحبت می‌کنند.

در عین حال، مهم است که در لحظه حال بمانید.

تیبورسیو می‌گوید بخش زیادی از اضطراب درباره مرگ و پیری ناشی از تلاش برای پیش‌بینی آینده‌ای نامعلوم است.

به‌جای تمرکز بر آنچه ممکن است رخ دهد، از این آگاهی استفاده کنید تا لحظه اکنون را بیشتر قدر بدانید؛ چه فقط با تغییر زاویه نگاه، چه با تمرین‌های ذهن‌آگاهی.

منبع: سی ان ان


نظر شما