twitter share facebook share ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۲ 27
در حالی که بسیاری از کشورهای عربی از رفتار تهاجمی اسرائیل ناراضی‌اند و آن را عامل کشیده شدن آمریکا به جنگ می‌دانند، امارات برعکس، روابط خود با اسرائیل را بیش از پیش تقویت کرده است

تصمیم امارات برای خروج از اوپک فقط یک شوک به این کارتل نفتی نبود؛ بلکه نشانه‌ای از آغاز نظم ژئوپولیتیکی تازه‌ای است که جنگ با ایران در حال شکل دادن به آن در خاورمیانه است.

این آرایش جدید، خطوط سنتی تقابل میان جهان عرب و اسرائیل را—که دهه‌ها منطقه را تعریف می‌کرد—دگرگون می‌کند. در این میان، امارات که هم یک مرکز مالی مهم در خلیج فارس است و هم قدرتی نظامی، همکاری امنیتی خود با اسرائیل را تقویت کرده است؛ دو کشوری که در صورت لزوم، برای تغییر موازنه منطقه حتی به استفاده از نیروی نظامی هم فکر می‌کنند.

بر اساس گزارش‌ها، اسرائیل اخیراً سامانه دفاع موشکی «گنبد آهنین» و نیروهایی برای استفاده از آن را به امارات اعزام کرده است؛ اقدامی که در بسیاری از کشورهای عربی دیگر قابل تصور نیست.

این جنگ فرصتی برای امارات فراهم کرده تا از سایه همسایه بزرگ‌تر خود، عربستان، خارج شود و جاه‌طلبی‌هایش برای تبدیل شدن به یک قدرت منطقه‌ای را نشان دهد.

امارات با اعلام خروج از اوپک دقیقاً در زمانی که رهبران خلیج فارس در عربستان برای نمایش وحدت گرد هم آمده بودند، عملاً اولویت‌های جدید خود را به‌صورت آشکار اعلام کرد. اوپک تنها نهاد مهمی بود که کشورهای عربی می‌توانستند از طریق آن قدرت جمعی خود را در بازار جهانی نفت اعمال کنند.

به گفته مقام‌های اماراتی، این تصمیم عمداً در زمانی اتخاذ شد که بیشترین تأثیر را داشته باشد و پیامی روشن بدهد: منافع ملی امارات در اولویت است. همچنین این کشور در حال بازنگری در روابط خود با نهادهایی مانند اتحادیه عرب و سازمان همکاری اسلامی است، هرچند فعلاً برنامه‌ای برای خروج از آن‌ها اعلام نشده است.

دلایل اقتصادی و استراتژیک خروج از اوپک

امارات دلایل مهمی برای این تصمیم دارد. سهمیه‌های تولید اوپک، حدود ۳۰ درصد از ظرفیت تولید این کشور را محدود کرده بود؛ در حالی که امارات می‌تواند از افزایش تولید نفت برای جبران فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ (مثلاً کاهش درآمد گردشگری و تجارت) استفاده کند.

خروج از اوپک به این کشور اجازه می‌دهد آزادانه تولید نفت خود را افزایش دهد و همزمان در مسیرهای صادراتی، سرمایه‌گذاری بیشتری کند؛ به‌ویژه خطوط لوله‌ای که وابستگی به تنگه هرمز را کاهش می‌دهند.

تغییر نگاه امارات به تهدیدها و متحدان

این جنگ نگاه امارات را نسبت به تهدیدها و حتی متحدانش تغییر داده است. ایران حدود ۲۸۰۰ پهپاد و موشک به سمت امارات شلیک کرد؛ بیش از هر هدف دیگری، حتی اسرائیل. در حالی که امارات آماده واکنش شدید بود، بسیاری از کشورهای خلیج فارس واکنش کند و محتاطانه‌ای داشتند.

در چنین شرایطی، امارات که از حملات ایران آسیب دیده و از کمبود حمایت همسایگانش ناراضی بود، بیش از پیش به اتحاد با آمریکا و رابطه‌اش با اسرائیل تکیه کرد.

عبدالخالق عبدالله، تحلیلگر سیاسی اماراتی، می‌گوید: «این تصمیم نتیجه یک بازنگری عمیق پس از ۴۰ روز حملات پهپادی و موشکی بود. یکی از نتایج این بازنگری این است که اوپک دیگر با اماراتِ جدید—جسور، مستقل و قاطع—همخوانی ندارد.»

امارات اعلام کرده که این تصمیم بر اساس منافع ملی و برای تأمین نیاز بازار جهانی نفت اتخاذ شده است.

دونالد ترامپ در کاخ سفید از این تصمیم استقبال کرد و گفت: «در نهایت این تصمیم به کاهش قیمت نفت و بنزین کمک می‌کند.» او همچنین رئیس‌جمهور امارات را «رهبر بزرگی» توصیف کرد.

از شیخ‌نشین‌های کوچک تا قدرت منطقه‌ای

امارات در دهه ۱۹۵۰ مجموعه‌ای از شیخ‌نشین‌های کوچک بود تا اینکه نفت کشف شد. پس از تشکیل کشور در ۱۹۷۱، با استفاده از درآمد نفت، به یکی از مراکز مهم مالی، گردشگری و فناوری جهان—به‌ویژه در دبی و ابوظبی—تبدیل گشت.

در سال‌های اخیر، رهبر این کشور محمد بن زاید(معروف به MBZ) تلاش کرده امارات را به یک قدرت نظامی فعال تبدیل کند؛ کشوری که از استفاده از نیروی نظامی و حتی به‌کارگیری نیروهای مزدور برای گسترش نفوذ خود ابایی ندارد.

با وجود اینکه ارتش امارات از نظر تعداد نیرو دهمین ارتش منطقه است، این کشور با خرید تسلیحات پیشرفته، صادرات سلاح و استفاده از نیروهای نیابتی—مثلاً در یمن—قدرتی فراتر از اندازه واقعی خود نشان داده است.

جیم متیس، وزیر دفاع سابق آمریکا، به همین دلیل امارات را «اسپارت کوچک» نامیده بود.

امارات در سال ۲۰۱۳ در مصر از کودتای نظامی علیه دولت منتخب اسلام‌گرا حمایت کرد. در لیبی نیز سال‌ها از یک فرمانده شبه‌نظامی پشتیبانی نظامی نمود.

امارات این مداخلات را بخشی از تلاش برای مقابله با جریان‌های اسلام‌گرا، به‌ویژه اخوان‌المسلمین، معرفی می‌کند.

نزدیکی بی‌سابقه با اسرائیل

امارات در اواخر دوره اول ریاست‌جمهوری ترامپ، روابط دیپلماتیک خود با اسرائیل را در چارچوب توافقات ابراهیم عادی کرد؛ حرکتی که یکی از مهم‌ترین تحولات در شکستن انزوای منطقه‌ای اسرائیل از زمان صلح با مصر بود.

این توافق زمینه همکاری‌های نظامی و فناوری را فراهم کرد. به‌عنوان نمونه، شرکت دفاعی اسرائیلی Elbit Systems در امارات شعبه تأسیس نمود و بعداً سامانه‌های دفاعی پیشرفته‌ای نیز در اختیار این کشور قرار گرفت.

در جریان جنگ اخیر، اسرائیل سامانه گنبد آهنین را برای دفاع از امارات مستقر کرد؛ این اولین بار بود که این سیستم در خارج از اسرائیل استفاده شد.

به گفته Yoel Guzansky، «این همکاری بسیار عمیق و بی‌سابقه است. برای اولین بار یک سامانه اسرائیلی در جنگ از یک کشور عربی دفاع می‌کند.»

شکاف با عربستان

این روابط، فاصله میان امارات و برخی همسایگانش—به‌ویژه عربستان—را افزایش داده است. اگرچه دو کشور متحد محسوب می‌شوند، اما در عمل رقابت شدیدی دارند؛ هم در سیاست منطقه‌ای و هم در اقتصاد.

محمد بن سلمان تلاش دارد وابستگی عربستان به نفت را کاهش دهد و با دبی رقابت کند. از سوی دیگر، اختلافات سیاسی و رقابت بر سر نفوذ در مناطقی مانند دریای سرخ نیز میان دو کشور وجود دارد.

تنش‌ها تا جایی پیش رفت که در سال ۲۰۲۳ رهبران دو کشور برای بیش از شش ماه با یکدیگر صحبت نکردند.

نقش جنگ در تعمیق شکاف‌ها

ایران تلاش کرد از این اختلافات بهره‌برداری کند و حتی پیش از جنگ به برخی کشورهای منطقه هشدار داده بود که حملاتش امارات را هدف خواهد گرفت.

پس از آغاز جنگ، ایران با حملات گسترده موشکی و پهپادی و بستن تنگه هرمز، هزینه اقتصادی جنگ را برای جهان افزایش داد.

امارات بیش از دیگران هدف حملات قرار گرفت؛ از تأسیسات نفتی گرفته تا بنادر و حتی هتل‌های لوکس. این حملات اقتصاد این کشور را تحت فشار شدید قرار داد.

در همین حال، کشورهایی مانند عربستان و عمان بیشتر به‌دنبال راه‌حل دیپلماتیک بودند، که این موضوع شکاف میان آن‌ها و امارات را بیشتر کرد.

پایان همگرایی خلیج فارس؟

کشورهای خلیج فارس سال‌ها تلاش کردند در برابر ایران سیاست مهار را دنبال کنند و در عین حال به حمایت نظامی آمریکا تکیه داشتند. اما این جنگ نشان داد که آن‌ها در عمل هماهنگی چندانی ندارند.

حتی پس از اعلام آتش‌بس توسط ترامپ، مقام‌های اماراتی از کمبود حمایت همسایگانشان انتقاد نمودند.

انور قرقاش گفت: «همبستگی کشورهای خلیج فارس در ضعیف‌ترین وضعیت تاریخی خود قرار دارد.»

جاه‌طلبی امارات برای نقش مستقل

در نهایت، این تحولات فرصتی برای امارات ایجاد کرده است تا نقش مستقل‌تری در سیاست منطقه‌ای و حتی جهانی ایفا کند.

Gregory Gause می‌گوید: «محمد بن زاید به‌دنبال ایفای نقشی بزرگ و مستقل در سیاست منطقه‌ای و بین‌المللی است. این یک جاه‌طلبی جدی است.»

منبع: وال استریت ژورنال


سکوت معنادار: راهبرد عربستان برای مدیریت اوپک

سکوت ریاض خود به‌تنهایی پیام روشنی دارد. چند روز پس از آنکه امارات متحده عربی با اعلام خروج فوری از اوپک شوک بزرگی به همسایگانش وارد کرد، نه این کارتل نفتی و نه رهبر غیررسمی آن، عربستان، به شکل علنی هیچ واکنشی نشان ندادند.

این سکوت نشان می‌دهد که هم تصمیم امارات غافلگیرکننده بوده و هم عربستان، به‌عنوان بزرگ‌ترین صادرکننده نفت جهان، در موقعیت حساسی قرار گرفته است. هرچند اختلاف ریاض و ابوظبی سال‌هاست وجود دارد، اما زمان اعلام این تصمیم—در میانه یک جنگ منطقه‌ای—بسیاری را غافلگیر کرد.

به گفته افراد آگاه، ریاض از این تصمیم اطلاع قبلی نداشت و حتی فرصتی برای مذاکره به وزیر نفت عربستان، عبدالعزیر بن سلمان، داده نشد.

یکی از منابع نزدیک به مقامات سعودی گفت: «آن‌ها می‌دانستند چنین اتفاقی ممکن است بیفتد، اما ناراحت هستند که از قبل در جریان قرار نگرفتند.»

Helima Croft، تحلیلگر نفت، این اقدام را «تصمیمی جالب در میانه جنگ» توصیف کرد.

علی شهابی نیز معتقد است این اقدام امارات بیشتر انگیزه سیاسی دارد تا اقتصادی. به گفته او، امارات شاید بخواهد از زیر سلطه عربستان خارج شود، اما همان چالشی را دارد که عربستان هم دارد: افزایش تولید می‌تواند قیمت نفت را کاهش دهد. او می‌گوید: «با فاصله گرفتن از بلوک تولیدکنندگان خلیج فارس، امارات ممکن است استقلال بیشتری به دست آورد، اما بخشی از نفوذ خود را از دست می‌دهد.»

واکنش عربستان: سکوت و مدیریت بحران

در حال حاضر اولویت عربستان مهار پیامدهای این تصمیم است. مقامات سعودی نگران‌اند که هرگونه واکنش تند، بازارهای نفت را که از قبل هم ناپایدار هستند، بیشتر دچار آشوب کند یا بر دیگر اعضای اوپک پلاس اثر بگذارد.

در عوض، ریاض تلاش می‌کند آرامش و ثبات را نشان دهد و به متحدان خود اطمینان دهد که همچنان توانایی مدیریت بازار نفت را دارد. قرار است در نشست روز یکشنبه میان هفت عضو اوپک درباره افزایش تولید تصمیم‌گیری شود.

یک منبع نزدیک به مقامات سعودی گفت: «آن‌ها باید اکنون ثبات را نشان دهند.» و Helima Croft اضافه کرد که «همه نگاه‌ها به نمایش وحدت در نشست یکشنبه دوخته شده است.»

طبق پیش‌بینی محمد رمادی، در روزهای آینده وزیر نفت عربستان تلاش خواهد کرد از قطع رابطه کامل با امارات جلوگیری کند و در عین حال ممکن است سهمیه تولید عربستان کمی کاهش یابد تا به سطح روسیه نزدیک‌تر شود.

در پی اعلام خروج امارات، دبیرکل اوپک، هیثم قیس، تلاش کرد به بازار اطمینان دهد که سایر اعضا قصد خروج ندارند و این سازمان با وجود خروج امارات همچنان پابرجاست.

چرا امارات اکنون تصمیم گرفت؟

اگرچه تصمیم امارات ناگهانی به نظر می‌رسد، اما زمان‌بندی آن حساب‌شده بوده است. امارات مدت‌هاست خواهان تولید بیشتر از سهمیه اوپک بوده است.

اما با اقدام در شرایطی که جریان نفت در خلیج فارس به‌دلیل جنگ مختل شده، امارات توانسته اثر فوری این تصمیم را کاهش دهد و احتمال واکنش تلافی‌جویانه را پایین بیاورد.

یکی از منابع سعودی گفت: «آن‌ها نگران بودند که عربستان تولید را افزایش دهد و با پایین آوردن شدید قیمت‌ها، آن‌ها را تنبیه کند. اما انجام این تصمیم در این مقطع زمانی باعث شد خطر واکنش تلافی‌جویانه علیه امارات تا حد زیادی از بین برود».

جیم کرین، کارشناس انرژی، می‌گوید عربستان در حال حاضر گزینه‌های محدودی برای واکنش دارد، چون عبور نفت از تنگه هرمز محدود شده است.

او توضیح می‌دهد که ابزار اصلی عربستان برای اعمال نظم در اوپک، تهدید به جنگ قیمتی بوده است، اما در شرایط فعلی این گزینه عملاً روی میز نیست.

پیامدهای احتمالی در آینده

با این حال، کارشناسان معتقدند در بلندمدت پیامدهایی وجود خواهد داشت. یکی از نقاط فشار می‌تواند مرز زمینی گسترده میان دو کشور باشد که مسیر مهم تجارت است. امارات به شدت به عربستان برای تأمین کالاهای غذایی، به‌ویژه لبنیات، وابسته است.

هرگونه اختلال در این مسیر می‌تواند به معنای تشدید جدی تنش باشد.

به گفته جیم کرین امارات ممکن است بتواند سالانه ۵۰ میلیارد دلار درآمد اضافی نفتی خارج از اوپک کسب کند، اما این فرایند زمان‌بر است و ممکن است بخشی از ظرفیت تولید خود را برای اهداف استراتژیک نگه دارد.

فشارهای داخلی اوپک

در کوتاه‌مدت، عربستان ممکن است با چالش‌های بیشتری در داخل اوپک مواجه شود. خروج امارات می‌تواند سایر کشورها را تشویق کند که خواهان سهمیه‌های تولید بالاتر شوند، به‌ویژه پس از جنگ ایران که کشورهای خلیج فارس به دنبال بازپس‌گیری سهم بازار هستند.

به گفته یک ناظر قدیمی اوپک: «آن‌ها از این موضوع برای فشار استفاده خواهند کرد. می‌گویند ما عربستان را دوست داریم، اما می‌خواهیم سهمیه‌هایمان را دوباره بررسی کنیم.»

Frederic Lasserre از گروه گن‌وور می‌گوید چالش اصلی، کنترل کشورهایی مانند روسیه، عراق و قزاقستان است که گاهی بیش از سهمیه تولید می‌کنند، اما تأکید می‌کند عربستان سابقه طولانی در مدیریت این اختلافات دارد.

یک مقام سابق سعودی نیز گفت که هنوز برای ارزیابی دقیق پیامدها زود است: «در شرایط جنگی و بی‌ثباتی هستیم. بعد از جنگ هم عدم قطعیت ادامه خواهد داشت. تا زمانی که تنگه هرمز باز نشود، هیچ چیز روشن نیست.»

با این حال، او تأکید کرد که عربستان به بقای اوپک اطمینان دارد: «اوپک به خاطر خروج یک کشور از بین نمی‌رود. این سازمان ادامه خواهد داشت.»

منبع: فایننشال تایمز


شیخی که معادلات خلیج فارس را تغییر داد

یک هفته پس از آغاز جنگ میان آمریکا و اسرائیل علیه ایران، محمد بن زاید رئیس امارات ، به بیمارستانی رفت تا از غیرنظامیانی که در حملات موشکی ایران زخمی شده بودند، عیادت کند. او دست بیماران را در دست می‌گرفت و حتی خم شد و پیشانی یکی از آن‌ها را بوسید؛ تلاشی برای آرام کردن کشوری که ناگهان خود را در خط مقدم یک جنگ دید. اما همزمان پیامی هشدارآمیز هم برای دشمنان داشت: «فریب ظاهر امارات را نخورید»، و با بلند کردن انگشتش تأکید کرد: «ما پوست کلفت و جانی سخت داریم، شکار آسانی نیستیم.»

محمد بن زاید، دهه‌ها صرف تقویت ارتش و توان دفاعی امارات کرده بود و این جنگ سخت‌ترین آزمون برای این ساختار بود. طی پنج هفته، ایران حدود ۲۸۰۰ موشک و پهپاد به سوی این کشور کوچک‌ شلیک کرد؛ بیشتر از هر کشور خلیج فارس یا حتی اسرائیل. بخش عمده این حملات توسط پدافند هوایی امارات رهگیری شد. با این حال، جنگ تا حدی تصویر امارات به‌عنوان «پناهگاهی امن»—که پایه رشد آن به‌عنوان قطب تجارت و گردشگری خاورمیانه بود—را خدشه‌دار کرد.

برای بن زاید، این یک لحظه سرنوشت‌ساز است: جنگی که سال‌ها برای آن آماده شده بود، اما همزمان آزمونی برای سنجش این‌که کدام‌یک از متحدان سنتی کشورش در شرایط بحران واقعاً قابل اتکا هستند. و امارات به‌وضوح نشان داده که از عملکرد برخی از آن‌ها راضی نیست.

این کشور به‌طور علنی از واکنش سرد و کم‌رمق شرکای عرب و مسلمان خود انتقاد نمود و با اعلام خروج از اوپک شوک بزرگی ایجاد کرد؛ حرکتی که به‌نوعی بی‌اعتنایی مستقیم به عربستان، رهبر غیررسمی این کارتل نفتی، محسوب می‌شود. ابوظبی سال‌ها از محدودیت‌های سهمیه‌ای اوپک که مانع افزایش صادرات نفتش می‌شد، ناراضی بود. اما جنگ به آن انگیزه داد تا تهدیدی را که قبلاً فقط مطرح می‌کرد، عملی کند و شکاف قدیمی با ریاض را عمیق‌تر سازد؛ شکافی که ریشه در رقابت اقتصادی و اختلاف دیدگاه درباره مدیریت بحران‌های منطقه دارد.

یکی از منابع آگاه از دیدگاه ابوظبی می‌گوید: «الان مهم‌ترین مسئله این است که چه کسی واقعاً شریک قابل اعتمادی است. خروج از اوپک فقط درباره نفت نیست، بلکه درباره همین موضوع هم هست.» او می‌افزاید: «این تصمیم نگاه به آینده است—اقتصاد جدید، اقتصاد مبتنی بر دانش—این‌که امارات می‌خواهد بگوید من مثل این کشورهای نفتی عقب‌مانده یا شکست‌خورده نیستم، مسیر متفاوتی دارم.»

Nadim Koteich، مدیر رسانه‌ای لبنانی-اماراتی، می‌گوید: «بن زاید نگاه ایدئولوژیک به هویت ندارد—این‌که ما عرب هستیم یا مسلمان—او دنیا را از این زاویه نمی‌بیند.»

این رویکرد نشان‌دهنده روحیه تهاجمی و جسورانه‌ای است که امروز در ابوظبی دیده می‌شود. در حالی که بسیاری از کشورهای عربی در خفا از رفتار تهاجمی اسرائیل ناراضی‌اند و آن را عامل کشیده شدن آمریکا به جنگ می‌دانند، امارات برعکس، روابط خود با اسرائیل را بیش از پیش تقویت کرده است. این همکاری از زمانی شتاب گرفت که بن زاید در سال ۲۰۲۰ روابط با اسرائیل را عادی‌سازی کرد؛ حرکتی که اجماع چند دهه‌ای جهان عرب را شکست.

بن زاید که فارغ‌التحصیل آکادمی نظامی سندهرست بریتانیاست، به‌شدت تحت تأثیر پیشینه نظامی خود است و اگر احساس کند منافع امارات در میان است، هرگز از تقابل با متحدان—چه کشورهای عربی، چه بریتانیا یا آمریکا—هراس به دل راه نمی دهد. نگاه سیاست خارجی او بر این باور عمیق استوار است که هم ایران و هم جریان‌های اسلام‌گرا تهدیدی جدی برای ثبات منطقه هستند. نفرت او از اخوان‌المسلمین نیز از همان دوران جوانی و تحصیل نزد یک استاد اسلام‌گرای مصری شکل گرفت.

او پس از فارغ‌التحصیلی از سندهرست در سال ۱۹۷۹—هم‌زمان با انقلاب اسلامی ایران—کار بازسازی ارتش امارات را آغاز کرد؛ ارتشی که پیش‌تر به نیروهای پاکستانی و مصری متکی بود. با حمایت پدرش، زاید بن سلطان آل نهیان، بنیان‌گذار امارات، در سراسر کشور پرواز می‌کرد و فرزندان دوم خانواده‌های بانفوذ را جذب می‌نمود تا به آکادمی‌های نظامی فرستاده شوند. او همچنین سرمایه‌گذاری گسترده ای در تسلیحات آمریکایی—از جنگنده‌ها تا سامانه‌های دفاعی—کرد و ارتشی ساخت که امروز به‌طور بسیار تحسین می‌شود.

برای حامیانش، او رهبری عمل‌گرا و آینده‌نگر است؛ اما منتقدانش او را حاکمی اقتدارگرا و سخت‌گیر می‌دانند. او بیش از دو دهه مسیر امارات را هدایت کرده و با استفاده از ثروت عظیم نفتی ابوظبی، پایتختی نسبتاً آرام را به شهری مدرن با پروژه‌های عظیم تبدیل نموده است تا اقتصاد کشور را متنوع و جایگاه آن را در سطح جهانی تثبیت کند.

اما جاه‌طلبی‌های او به داخل مرزهای امارات محدود نماند. او تلاش کرد با استفاده از قدرت نرم و سخت، کل منطقه را مطابق دیدگاه خود شکل دهد. در جریان خیزش‌های عربی سال ۲۰۱۱، این تحولات را فرصتی خطرناک برای اسلام‌گرایان می‌دید. به همین دلیل، در داخل کشور سرکوب‌هایی علیه اسلام‌گرایان و فعالان آغاز کرد و فضای عمومی را بیش از پیش محدود ساخت.

او خدمت سربازی اجباری را برای شهروندان اماراتی برقرار کرد—اقدامی بی‌سابقه برای شهروندان مرفه خلیج فارس—و تلاش نمود حس ملی‌گرایی را تقویت کند. همچنین در درگیری‌های منطقه‌ای مداخله کرد: ابتدا در لیبی، سپس در یمن، جایی که امارات در سال ۲۰۱۵ به ائتلاف تحت رهبری عربستان برای مقابله با حوثی‌های مورد حمایت ایران پیوست؛ جنگی که بعدها خود به یکی از منابع اختلاف با ریاض تبدیل شد.

این رویکرد تهاجمی، نفوذ امارات را در آفریقا گسترش داد و بن زاید را به یکی از قدرتمندترین رهبران جهان عرب تبدیل کرد. اما در عین حال، انتقادهایی را نیز برانگیخت؛ به‌ویژه از سوی کسانی که معتقدند امارات تلاش می‌کند فراتر از وزن واقعی خود عمل کند و همان کاری را انجام می‌دهد که دیگران را به‌خاطرش سرزنش می‌کند: دخالت در امور دیگر کشورها برای پیشبرد منافع خود.

یکی از مقامات سابق آمریکایی می‌گوید: «او نگاه بسیار سیاه و سفیدی به قدرت و نحوه مقابله با تهدیدها در خارج دارد.»

در سال‌های اخیر، حمایت امارات از نیروهای «پشتیبانی سریع» در جنگ داخلی سودان نیز انتقادهای گسترده‌ای برانگیخته است. ابوظبی ارسال سلاح به این گروه را انکار می‌نماید، اما نگرانی خود از نفوذ اسلام‌گرایان در ارتش سودان –نیروهای برهان- را پنهان نمی‌کند.

با این حال، بن زاید کسی نیست که از ایجاد تنش یا ناراضی کردن دیگران بترسد. کوتیش می‌گوید: «ما در منطقه‌ای بسیار سخت زندگی می‌کنیم و این جنگ برای همه یک درس بزرگ بود. نمی‌گویم او کاملاً از منطقه فاصله گرفته، اما هر روز از خودش می‌پرسد: من برای منطقه چه کرده‌ام و منطقه برای من چه کرده است؟»

منبع: فایننشال تایمز


برای مطالعه بیشتر در این زمینه رجوع کنید به: خروج امارات از اوپک؛ امتیازی برای ترامپ و ضربه ای به عربستان


نظر شما