twitter share facebook share ۱۳۹۶ فروردین ۰۲ 755

از ویژگی های خالص بندگان از نظر قرآن، اعتدال است و اعتدال یعنی میانه روی و حد فاصل میان افراط و تفریط که از نظر قرآن این اعتدال در همه چیز مطلوب است، اما جوامع اسلامی چقدر به این امر پایبند هستند و آیا جنگ، درگیری و مشکلات زیادی که در جوامع مسلمان شاهد هستیم جز این نیست که اعتدال در این جوامع کمرنگ شده است و بیشتر بر اساس افراط و تفریط عمل می کنند!

از ویژگی های خالص بندگان از نظر قرآن، اعتدال است و اعتدال یعنی میانه روی و حد فاصل میان افراط و تفریط که از نظر قرآن این اعتدال در همه چیز مطلوب است، اما جوامع اسلامی چقدر به این امر پایبند هستند و آیا جنگ، درگیری و مشکلات زیادی که در جوامع مسلمان شاهد هستیم جز این نیست که اعتدال در این جوامع کمرنگ شده است و بیشتر بر اساس افراط و تفریط عمل می کنند!

حجت الاسلام جوادی آملی در این خصوص می گوید: الان که می بینیم جوامع اسلامی به جان هم افتادند نشان دهنده این است که ما عقلانیت و همچنین اعتدال را در سطح حاکمیت به درستی و شایستگی نداریم. چنین سرنوشتی برای جامعه اسلامی هرگز شایسته نیست چرا که زمینه اختلاف، تشتت و هدر رفتن منابع و منافع اسلامی و انسانی را فراهم آورده و در نتیجه جز خسارت نخواهد داشت.

عقلانیت یعنی حضور قوه عاقله در عرصه اقدامات اجتماعی و سایر فعالیت های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و که به عنوان یک روش معرفتی برتر در جامعه مطرح است. اگر جامعه ای به این باور و رشد برسد که خداوند قوه و توانی را در وجود انسان قرار داده که با این توان و قدرت می تواند امور را بررسی کند و حق و باطل را تشخیص دهد، می تواند بسیاری از مشکلات را حل و فصل کند.

متاسفانه اکثر جوامع اسلامی در عالَم حس و خیال زندگی می کنند و زحمت به میدان آوردن عقل و تفکر عقلی را به خود نمی دهند. به نظر می رسد ما نیازمندیم که در این جهت آموزش بسیار گسترده و پیشرفته ای که انسان ها را به تفکر عقلی و اندیشه ورزی در همه حوزه ها رهنمود می کند داشته باشیم، به گونه ای که هیچ کار و اقدامی انجام نگیرد مگر اینکه از درگاه عقل ورزی و اندیشه باشد.

از ناحیه دین و آموزه های وحیانی شاید به هیچ  کدام از امور به اندازه عقل ورزی و تفکر تاکید نشده است. اصرار دین بر عقلانیت، تفکر، اندیشه کردن و تفقه کردن که با اصطلاحات مختلفی مثل تأمل، تفکر، تدبر، تفقه در منابع دینی ما اعم از کتاب و سنت آمده است برای این است که انسان تنها و تنها بر اساس روش عقلانی می تواند زندگی شایسته انسانی بسازد. بنابراین محور حیات فردی و اجتماعی انسان در همه زمینه های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، خانوادگی و حتی حیات فردی مبتنی بر عقلانیت است و آن انسانی که از عقلانیت و تفکر عقلی به دور است، از حریم انسانیت فاصله گرفته و دین با همین نگاه است که بر عقلانیت اصرار و تاکید می کند.

خدای عالم انسان را بر مدار عقلانیت ساخته است و امتیاز انسان نسبت به سایر موجودات عالم اعم از جمادات، نباتات و حیوانات مسیر عقلانیت است و انسان در مسیر عقلانیت می تواند با بررسی و تأمل و اندیشه ورزی به حق برسد. خدای عالم چنین فضایی را برای انسان ایجاد کرده تا با حرکت و تلاش خودش بتواند حق و باطل را امتیاز دهد. اگر حق و باطل برای انسان به صورت روشن و آفتابی وجود داشت تلاشی برای انسان در اینکه اجتهاد کند و به حق برسد وجود نداشت و طبعاً کمالی هم برای انسان  نبود. این اجتهاد علمی یکی از رسالت ها و وظایف انسانی است و خدا ابزار آن را که همان عقل می باشد در اختیار انسان قرار داده است.

علی ابن ابیطالب (ع) فرمود «لیُثیرُوا لَهُم دَفائِنَ العُقول» یعنی این قوه عاقله که توسط خدا در نهاد انسان به امانت نهاده شده است توسط انبیاء و اولیای الهی شکوفا می شود؛ حتی در خصوص فهم دین از واژه تفقه استفاده شده است و منظور از تفقه فقط علم و فراگیری دانش نیست بلکه فهم است و فهمیدن یکی از امتیازات بشری است. تفقه یعنی ضمن اینکه ما نسبت به دانش دینی آگاهی داریم بتوانیم فهم دینی و راه به عمل درآوردن درست آن را هم خوب بیابیم. بنابراین هم از ناحیه وجدان و درون انسان و هم از ناحیه حجت بیرونی که کتاب و سنت است، ندا و فریاد عقلانیت است و جامعه ای که از عقلانیت برخوردار باشد و بتواند قوه عاقله را ممیز همه امور قرار دهد و به وسیله قوه عاقله همه شناخت ها و معرفت های خود را ممیزی کند، این جامعه جامعه نخبه ای خواهد بود.

باید توجه کرد که عقلانیت در حوزه عقل نظری و اعتدال در حوزه عقل عملی است؛ پس این دو در عرض هم نیستند. عقل، ترازو و میزان است تا آنچه انسان از نواحی مختلف معرفتی فراگرفته است در درون آن ترازو قرار دهد و بر اساس آن حرف صحیح را از حرف سقیم جدا کند. بنابراین عقلانیت یک جهت است که اختصاصی به قوه نظر و عقل نظری دارد و اعتدال، جهت دیگری است که در حوزه عقل عملی شکل می گیرد، به عبارت دیگر هم عقلانیت و هم اعتدال به سبک زندگی انسان ها باز می گردد. انسان های مومن انسان هایی هستند که از لحاظ معرفتی از روش عقلانی و به لحاظ عملی از سبک و سیاق اعتدال استفاده می کنند. بنابراین عقلانیت و اعتدال گرچه دو جنبه مثبت انسانی است اما هر کدام از یک عقل و قوه نشأت می گیرند.

اینکه خدای عالم جامعه اسلامی را به عنوان امت وسط قرار داده است، یعنی افراط و تفریط را نه در جنبه های عقل نظری دارند که حس گرا و خیال گرا باشند و نه در بخش عقل عملی دارند که اهل تندروی و یا کندروی در مقام عمل باشند. آنهایی که در فضای معرفتی از حس و خیال رهایی یافته اند، به عنوان امت وسط، از عقلانیت برخوردار هستند و آنهایی که در مقام عمل از جریان تندرو و یا کندرو یا افراط و تفریط رهایی پیدا کرده اند و از طریق چپ و راست به تعبیری که یمین و یسار معرفی شده است خودشان را دور داشته اند و در وسط میدان معرفت که عقلانیت و اعتدال است حرکت کرده اند آنها به عنوان بهترین امت شناخته می شوند. اینکه قرآن می فرماید ما شما را امت وسط و نمونه قرار داده ایم یعنی هم افراط و تفریط در مقام عمل و هم حس و خیال را در مقام نظر دور دارید و با معیار قرار دادن عقلانیت در بخش نظری و اعتدال در بخش عملی زندگی خود را پیش ببرید.

از آن جهت که توده مردم تابع و مقلد مراجع، بزرگان و علمای دینی هستند طبیعی است که هرچه نگرش عقلانیت و اعتدال و وحدت از آن جایگاه بیشتر بجوشد، قطعاً جوامع هم به همان سمت حرکت می کنند. بدون شک اختلاف بین مباحث مانند مسایل کلامی و حدیثی وجود دارد اما برای اداره یک جامعه بزرگ که بناست یک نفع عمومی به عنوان منفعت اسلامی برای اسلام، جامعه اسلامی و بشر حاصل شود، بایستی که از اینگونه اختلافات دست برداشت. خدای عالم بر اساس همین معیار فرمود که این تنازعات باعث نزع قدرت و جلال و شکوه اسلامی خواهد بود و نهی صریح قرآن بر این امر هست که فرمود «ولا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم» و این را باید به عنوان محکم ترین و اصلی ترین اصل قرار داد و سایر امور اسلامی را بر سایه این اصل تفسیر کرد.

*شفقنا

 

نظر شما