جنگی که آمریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز کردند، بازار جهانی انرژی را بهشدت بیثبات کرده است؛ اختلال در عبور نفتکشها از تنگه هرمز، جهش قیمت نفت و نگرانی از کمبود سوخت، بسیاری از کشورها را به سمت گزینههایی سوق داده که وابستگی کمتری به نفت خاورمیانه داشته باشند. همین وضعیت، فرصتی طلایی برای چین فراهم کرده تا صادرات خودروهای برقی، پنلهای خورشیدی و باتریهای خود را به شکل بیسابقهای افزایش دهد.
ترامپ در جریان سفرش به چین، مسئله انرژی را یکی از محورهای مذاکرات معرفی کرد، اما بهنظر میرسد واقعیتی ناخوشایند برای واشنگتن در حال شکلگیری است: هرچه بحران انرژی ناشی از جنگ ایران عمیقتر میشود، کشورهای بیشتری به این نتیجه میرسند که امنیت انرژی آینده نه در نفت و گاز، بلکه در فناوریهای پاکی است که چین در آن به بازیگر مسلط جهان تبدیل شده است.
دولت ترامپ با حمله به ایران، در کوتاهمدت باعث افزایش صادرات انرژی آمریکا شده است. شرکتهای آمریکایی اکنون مقادیر بیسابقهای نفت و سوخت مایع به کشورهایی صادر میکنند که بهدلیل اختلال در صادرات نفت خلیج فارس با کمبود سوخت روبهرو شدهاند. اما همزمان، چین نیز از همین بحران برای تقویت موقعیت خود در بازار جهانی انرژی استفاده میکند.
به گفته لی شوئو، مدیر مرکز سیاست اقلیمی چین در مؤسسه آسیاسوسایتی، «بحران انرژی ناشی از جنگ ایران، روند گذار جهانی از نفت و گاز خاورمیانه به سمت فناوریهای پاک — مانند باد، خورشید و خودروهای برقی — را با سرعت بیشتری پیش خواهد برد؛ حوزهای که چین در آن رهبر بسیار مهمی است.»
تحلیلگران انرژی معتقدند که جنگ اهمیت راهبردی انرژیهای تجدیدپذیر برای امنیت انرژی را برجسته کرده است.
وگارد ویک وولست، تحلیلگر بازار انرژی در مؤسسه «ریستاد انرژی»، میگوید: «در چنین شرایطی، صادرات گسترده فناوریهای انرژی پاک چین بهتدریج در حال تضعیف برتری انرژی آمریکاست؛ بهویژه زمانی که آمریکا بیشتر بر هیدروکربنها تمرکز دارد و چین رهبری زنجیره تأمین جهانی انرژی پاک را تثبیت میکند.»
افزایش قیمت نفت — که اکنون به حدود ۱۰۳ دلار در هر بشکه رسیده — و نوسانات شدید بازار انرژی، تقاضا برای فناوریهای چینی را بالا برده است. هر محموله پنل خورشیدی، باتری یا خودروی برقی ارزانقیمت چینی، در عمل به کشورها کمک میکند وابستگی خود به نفت و گاز را کاهش دهند؛ موضوعی که در بلندمدت میتواند سلطه آمریکا بر بازار جهانی انرژی را تضعیف کند.
جان آلترمن، مقام پیشین وزارت خارجه آمریکا و پژوهشگر مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، میگوید چین اکنون «چیزی کاملاً متفاوت از آمریکا» به جهان عرضه میکند. به گفته او، پکن توانسته از بحران ایران این پیام را منتقل کند که «سوختهای فسیلی بیثبات هستند» و برق حاصل از فناوریهای پاک چینی میتواند ثبات بیشتری ایجاد کند.
حتی پیش از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، صادرات فناوریهای پاک چین بهشدت در حال رشد بود. طبق آمار اندیشکده «امبر»، چین در دوازده ماه منتهی به مارس، حدود ۲۴۳ میلیارد دلار کالاهای مرتبط با فناوری پاک صادر کرده بود؛ اما جنگ ایران این روند را شتاب بیشتری داده است.
ماه گذشته، خودروهای برقی و هیبریدی چینی ۵۳ درصد کل صادرات خودرو این کشور را تشکیل دادند؛ رقمی که نسبت به سال قبل بیش از دو برابر شده و از خودروهای بنزینی پیشی گرفته است. بخش عمده این صادرات راهی آسیا و اروپا میشود، زیرا تعرفههای سنگین آمریکا تاکنون مانع ورود گسترده خودروهای چینی به بازار ایالات متحده شده است.
صادرات پنلهای خورشیدی چین نیز در ماه مارس نسبت به ماه قبل دو برابر شد و به ۶۸ گیگاوات رسید. گزارشها این رشد را ناشی از افزایش قیمت انرژی بهدلیل جنگ ایران و همچنین تغییرات مالیاتی در چین میدانند. پنجاه کشور جهان در همان ماه رکورد واردات پنل خورشیدی از چین را شکستند. صادرات باتریهای چینی نیز ۴۴ درصد افزایش یافت.
سفارش توربینهای بادی ساخت چین هم رشد چشمگیری داشته است. طبق دادههای بلومبرگ، سفارش صادرات این توربینها از ۶.۹ گیگاوات در سال ۲۰۲۳ به ۱۴.۳ گیگاوات در سال گذشته رسید و در سهماهه نخست ۲۰۲۶ نیز صادرات تجهیزات مرتبط با انرژی بادی ۴۵ درصد افزایش یافته است.
در مقابل، رویکرد آمریکا و چین به آینده انرژی جهان روزبهروز متفاوتتر میشود. ترامپ بارها فناوریهای انرژی پاک و خودروهای برقی را به تمسخر گرفته و دولت او تلاش کرده بسیاری از برنامههای انرژی سبز، از جمله توسعه زیرساخت خودروهای برقی، را متوقف یا محدود کند.
ترامپ پیشتر در نشست داووس گفته بود: «چین تقریباً همه توربینهای بادی جهان را میسازد، اما من هیچ مزرعه بادیای در چین ندیدهام.»
این در حالی است که چین اکنون بیش از هر کشور دیگری ظرفیت انرژی بادی و خورشیدی دارد و در سال ۲۰۲۵ تقریباً نیمی از کل ظرفیت جدید انرژی بادی و خورشیدی جهان را نصب کرده است. همین موضوع باعث شده اقتصاد چین کمتر از دیگر کشورها از شوک ناشی از جنگ ایران آسیب ببیند.
واشنگتن همچنان تلاش میکند از صادرات نفت و گاز بهعنوان ابزار نفوذ استفاده کند. سخنگوی کاخ سفید تأکید کرده که آمریکا با افزایش صادرات انرژی در حال «ثباتبخشی به بازارهای جهانی» است و همچنان بزرگترین تولیدکننده و صادرکننده نفت و گاز جهان بهشمار میرود.
اما بسیاری از کشورهایی که بیش از دیگران از بحران انرژی آسیب دیدهاند، بهتدریج به این نتیجه میرسند که امنیت انرژی آینده بیشتر به فناوری وابسته خواهد بود تا منابع خام. اریکا داونز، پژوهشگر حوزه انرژی چین در دانشگاه کلمبیا، میگوید پکن جهان را در حال گذار از دورهای میبیند که امنیت انرژی بر پایه منابع فیزیکی بود، به دورهای که «فناوری» تعیینکننده اصلی خواهد بود؛ جهانی که به گفته او «کاملاً به نفع چین است.»
تحلیلگران میگویند هرچه جنگ طولانیتر شود، مزیت راهبردی چین بیشتر خواهد شد؛ زیرا کشورهای بیشتری برای رهایی از وابستگی به سوختهای فسیلی به سمت محصولات انرژی پاک چینی خواهند رفت.
علی واعظ، مدیر پروژه ایران در «گروه بینالمللی بحران»، میگوید چین انرژی را یک دارایی راهبردی میبیند. به گفته او، پکن از طریق صادرات مجدد گاز طبیعی، تأمین سوخت پالایششده و گسترش صادرات پنلهای خورشیدی، به کشورها کمک میکند از شوکهای ناشی از جنگ عبور کنند و در عین حال وابستگی بلندمدت اقتصادی و سیاسی خود به چین را افزایش دهند.
او میگوید پیام چین ساده است: «در حالی که آمریکا برای منطقه بیثباتی به همراه میآورد، چین میتواند تداوم، زیرساخت و تابآوری اقتصادی فراهم کند.»
در کوتاهمدت، آمریکا هنوز از افزایش صادرات سوخت سود میبرد و ترامپ نیز تلاش دارد چین را به خرید بیشتر گاز طبیعی مایع آمریکا ترغیب کند. اما چین در بلندمدت از مزیتی مهم برخوردار است: بسیاری از کشورها اکنون به این فکر افتادهاند که برای کاهش آسیبپذیری خود در برابر بحرانهای ژئوپولیتیکی، باید سریعتر به سمت انرژیهای پاک حرکت کنند.
چین هماکنون سوخت جت و گاز طبیعی مایع را به کشورهای آسیایی که با کمبود انرژی روبهرو شدهاند صادر میکند؛ کشورهایی که بعضاً مجبور شدهاند کارخانهها را تعطیل کنند، دورکاری اجباری اعمال کنند یا هفته کاری را به چهار روز کاهش دهند.
دیوید هارت، پژوهشگر شورای روابط خارجی آمریکا، میگوید چین در این بحران فقط به منافع اقتصادی کوتاهمدت فکر نمیکند، بلکه در حال ساختن سرمایه سیاسی بلندمدت نیز هست.
چین سالها خود را برای بحرانی مانند اختلال در تنگه هرمز آماده کرده بود. ذخایر نفتی این کشور اکنون از آمریکا بیشتر است و پکن بیش از مجموع بقیه جهان ظرفیت انرژی بادی و خورشیدی جدید ایجاد میکند.
البته چین نیز از بحران بیتأثیر نمانده است. محدود شدن عبور نفت از تنگه هرمز فشارهایی بر ذخایر نفتی این کشور وارد کرده و دولت ترامپ نیز پالایشگاههای کوچک چینی را که بخش عمده نفت ایران را فرآوری میکنند هدف تحریم قرار داده است.
در ماههای اخیر، بسیاری از رهبران غربی نیز برای تقویت روابط با پکن و همکاری در حوزه فناوری سبز به چین سفر کردهاند. برای نمونه، نخستوزیر کانادا، در ژانویه توافقی تجاری با چین امضا کرد که واردات خودروهای برقی چینی را افزایش میدهد.
با وجود برتری فزاینده چین، آمریکا همچنان اهرمهای مهمی در اختیار دارد. چین تلاش کرده نقش میانجی بیطرف را بازی کند و دو طرف را به کاهش تنش تشویق نماید، اما به گفته آلترمن، پکن هنوز تجربه و توان دیپلماتیک لازم برای میانجیگری در توافقهای پیچیده امنیتی را ندارد.
او میگوید رابطه چین با خاورمیانه عمدتاً تجاری است نه راهبردی، و کشورهای منطقه همچنان برای امنیت خود به آمریکا نگاه میکنند؛ حتی اگر همزمان روابط اقتصادی گستردهتری با چین برقرار کنند.


نظر شما