twitter share facebook share ۱۳۹۹ خرداد ۲۳ 565

صدای معترضان وقتی به گوشها رسید که اعتراضات ضد نژادپرستی، مجسمه تاجر برده را در انگلیس به زیر کشید و آن را به اعماق آب ها انداخت.

درحالیکه هشتاد هزار مرد و زن و کودک آفریقایی به عنوان برده، با کشتی های «ادوارد کلاستون» از آفریقا به آمریکا برده شدند، در شهر «بریستول» به دلیل خدماتی که وی با بهره گیری از ثروتش انجام داده و بیمارستان ها و کلیساهایی که ساخته بود، یاد و خاطره او برای قرن ها گرامی داشته شد.

حرکت معترضان که مجسمه یادبود کلاستون را به زیر کشیده و به آب انداختند، توسط دولت محکوم شد، اما معترضان امیدوارند که این اقدام به تغییرات بزرگی در کشور بیانجامد.

به گفته «دیوید اُلوسوگا»: «وقتی مجسمه فردی را می سازید و در شهر نصب می کنید، می خواهید این معنا را برسانید که وی فرد بزرگی بوده و کارهای بزرگی انجام داده است؛ اما این درست نیست؛ او تاجر برده بود و جانهای بسیاری را گرفت.»

توجه معترضان در شهرهای مختلف جهان همچون بریستول، به پیشینه برده داری و استعمارگری شهرهایشان جلب شده است.

هنری دونداس

در «ادینبورگ» پایتخت اسکاتلند، برای بزرگداشت سیاستمداری که باعث به تأخیرافتادن لغو بردگی شد، بنای یادبودی ساخته شده است. در اعتراضات اخیر، معترضان با اسپری نام «جورج فلوید» و شعار «جان سیاهان مهم است» را روی این بنا نوشتند.

این بنا با 46 متر طول، سال 1823 در میدان «سنت اندرو» به یاد «هنری دونداس» برپا شد. وی یکی از بانفوذترین سیاستمداران قرن 18 و 19 در انگلیس بود که نام مستعار «شاه بی تاج و تخت» را با خود یدک می کشید.

سال 1792 لایحه ای با هدف الغای بردگی، ارائه شد، اما دونداس با اصلاحاتی که روی این لایحه انجام داد، مانع از لغو یکباره بردگی شده و روند الغای آن را تدریجی کرد. این کار باعث شد که برده داری برای 15 سال دیگر ادامه یابد.

هزاران نفر با امضای فراخوانی خواستار برداشتن این بنای یادبود شده اند. در پاسخ به خواسته معترضان، مقامات اعلام کردند که با اضافه کردن لوحی به این بنا، به شرح جزئیاتی پیرامون سابقه برده داری ادینبورگ خواهند پرداخت.

به گفته «آدام مک وی» رئیس شورای شهر ادینبورگ «ما باید نقشی که ادینبورگ در طول تاریخ ایفا کرده است را برای مردم بازگو کنیم و در پرداختن به آن، فقط به بیان قسمت های خوب و افتخارآمیز اکتفا نکنیم، بلکه به آن بخش هایی که اسباب شرمساری است نیز بپردازیم».

لئوپولد دوم

مردم بلژیک نیز در فراخوانی خواهان برداشته شدن مجسمه لئوپولد دوم –شاه آن کشور که طولانی مدت ترین دوران پادشاهی بلژیک از آن اوست- شدند.

درحالیکه هزاران نفر این فراخوان را امضا کردند، برخی از معترضانِ ضد نژادپرستی، دست به اقدامات جدی تری زدند و به مجسمه این پادشاه دوران استعمار بلژیک در شهر «خنت» رنگ قرمز پاشیدند و پارچه ای که عبارت «نمی توانم نفس بکشم» روی آن نوشته شده بود -جمله ای که جورج فلوید در آخرین دقایق عمرش به پلیسی که با زانو روی گلویش نشسته بود گفت- دور سر مجسمه پیچیدند.

در شهر «آنتورپ» هم یکی دیگر از مجسمه های شاه، توسط معترضان به آتش کشیده شد؛ در آخر، مقامات شهر این مجسمه را برداشتند و گفتند که آن را به موزه منتقل خواهند کرد.

معترضان در «بروکسل» پایتخت بلژیک نیز روی یکی از مجسمه های شاه، واژه «قاتل» را نوشتند.

لئوپولد دوم از سال 1865 تا 1909 شاه بلژیک بود؛ اما وی بیش از همه، با میراث دهشتناکی که در جمهوری دموکراتیک کنگو از خود به یادگار گذاشت، یادآوری می شود.

بین سالهای 1885 تا 1908 بلژیک که یکی از کوچک ترین پادشاهی های اروپا بود، کنگو را مستعمره خود ساخت. لئوپولد، این کشور را به اردوگاه کار بزرگی تبدیل کرد و از این طریق ثروت بزرگی بدست آورد. کسانی که در برابر این بردگی مقاومت می کردند، هدف گلوله قرار می گرفتند و ارتش لئوپولد به دستور او، اقدام به جمع آوری دست قربانیان می کردند. در طول دوران سلطنت لئوپولد دوم، حدود 10 میلیون کنگویی کشته شدند. او برخی از مردم کنگو را نیز به باغ وحش های انسانی در بلژیک منتقل نموده، آنجا نگهداری می کرد.

لئوپولد دوم سال 1908 مجبور شد که دست از کنترل کنگو بردارد، اما آن کشور تا سال 1960 استقلال خود را از بلژیک بدست نیاورد.

برخی از کسانی که مخالف برداشته شدن مجسمه هستند، می گویند که ثروت بلژیک به دلیل موفقیت های اقتصادی و تجاری ای است که در زمان لئوپولد دوم حاصل شد.

رابرت ای لی

ایالت ویرجینیا در آمریکا تصمیم به برداشتن مجسمه «رابرت ای لی» یکی از ژنرال های ارتش کنفدراسیون گرفته است. این مجسمه هدف حمله و تخریب معترضان به مرگ جورج فلوید واقع شد. «رالف نورثام» فرماندار ایالت، با اعلام این تصمیم افزود «ما دیگر نمی خواهیم مُبلّغ صفحات تاریک تاریخ باشیم؛ مجسمه مدتهای مدیدی آنجا بود، اما این کار اشتباه بود و هست، پس آن را بر می داریم».

این مجسمه، یکی از پنج مجسمه شخصیت های کنفدراسیون، در خیابانِ «یادبود» در شهر ریچموند است که در طول تظاهرات، تصاویر و نوشته های مختلفی روی آن نگاشته شد؛ از جمله این عبارت «برتری سفیدپوستان را متوقف کنید».

رابرت ای لی، از ژنرال های ارتش کنفدراسیون (ائتلافی از ایالت های جنوبی که حامی برده داری بودند) در جنگ داخلی سالهای 1861 تا 1865 آمریکا بود. لی با دختر یکی از ثروتمندتین خانواده های برده دار ویرجینیا ازدواج کرد و بدنبال مرگ پدر زنش از ارتش کناره گرفت تا به اداره املاک او بپردازد. اسناد نشان می دهد، لی بردگانی را که سعی در فرار داشتند، هدف ضرب و شتم شدید قرار می داد و خانواده های بردگان را از هم جدا نموده، چند پاره می ساخت.

بسیاری در آمریکا، لی را مظهر تاریخ برده داری کشور و خشونت های نژادی می دانند. سایر مجسمه های شخصیت های کنفدراسیون نیز توسط معترضان تخریب  شده اند. برخی از کسانی که باور دارند مجسمه های شخصیت های کنفدراسیون باید همچنان باقی بمانند، معتقدند که این افراد مظهر تاریخ آمریکا و فرهنگ ایالت های جنوبی هستند.

وینستون چرچیل

معترضان روی یکی از مجسمه های نخست وزیر سابق انگلیس «وینستون چرچیل» در لندن نوشتند «او یک نژادپرست بود».

چرچیل به خاطر رهبری بریتانیا در جنگ جهانی دوم و پیروزی در این جنگ، مشهور است. وی در وبسایت دولت انگلیس، به عنوان دولتمردی الهام بخش، نویسنده، خطیب و رهبر، توصیف می شود. در نظرسنجی سال 2002 بی بی سی نیز به عنوان بزرگترین شخصیت بریتانیایی از طرف مردم انتخاب شد.

اما برای برخی از مردم، چرچیل شخصیتی بحث برانگیز است و یکی از دلایل این امر، دیدگاههای نژادپرستانه وی می باشد. به گفته «ریچارد توی» تاریخدان و مؤلف کتاب افسانه های چرچیل «شکی نیست که چرچیل نژادپرست بود و صریحا گفته بود که سفیدپوستان را برتر می داند. وی اظهارات ناشایستی در مورد هندی ها داشت و آنان را مردمانی وحشتناک با مذهبی نفرت انگیز می دانست. در مورد چینی ها نیز حرف های بدی زده بود؛ اظهارات این چنینی از چرچیل در مورد ملیت های دیگر نیز زده می شد».

در مصاحبه ای که بی بی سی سال 2015 با «جان چارملی» مؤلف کتاب «چرچیل؛ پایان شکوه و افتخار» داشت، چارملی نیز اذعان می کند «نخست وزیر فقید بریتانیا معتقد به سلسله مراتب نژادی بود و در این سلسله مراتب، مسیحیانِ سفیدپوستِ پروتستان را در بالاترین نقطه و برتر از سفیدپوستان کاتولیک می دانست؛ همچنین از دید او هندی ها برتر از آفریقایی بودند».

سال 1937 چرچیل به کمیسیون سلطنتی فلسطین گفت: «من نمی پذیرم که در حق سرخ پوستان آمریکا یا بومیان استرالیا ظلم شده است؛ من نظر کسانی را که معتقدند در مورد اين مردم خطايی صورت گرفته بر اين اساس رد می کنم که يک نژاد قوی تر، نژادی از درجات به مراتب عالی تر، يا به سخن بهتر نژادی به مراتب عاقل تر آمده و جای آنها را گرفته است».

چرچیل به خاطر اظهاراتش در مورد یهودیت و اسلام و اقداماتش در زمان قحطی بنگال در سال 1943 که به مرگ بیش از دو میلیون نفر انجامید، نیز با انتقاد مواجه بود.

*منبع: بی بی سی

مترجم: فاطمه رادمهر

نظر شما