twitter share facebook share ۱۴۰۴ اسفند ۰۴ 67
آنچه پشت ایدهٔ «ترکیه به‌عنوان "ایران بعدی" اسرائیل» قرار دارد، ترس از رقیبی است که هم معتبر است، هم برخوردار و هم صاحب پیشینه‌ای تاریخی. ایران دشمنی خطرناک اما منزوی است؛ ترکیه اما دشمنی خطرناک و درعین‌حال درهم‌تنیده با اقتصاد و نظام جهانی

وقتی نفتالی بنت، نخست‌وزیر پیشین اسرائیل، گفت که ترکیه با حمایت قطر در حال جایگزین کردن ایران به‌عنوان تهدید راهبردی اصلی اسرائیل است، این سخنان صرفاً یک هشدار معمول درباره دشمنی تازه نبود. این اظهارات بازتاب‌دهندهٔ اضطرابی عمیق‌تر بود: این‌که اسرائیل ممکن است وارد دوره‌ای تازه از تقابل با رقیبی قدرتمند و برخوردار شود؛ وضعیتی که از نظر تاریخی نیز بار معنایی خاصی دارد.

برای دهه‌ها، نگرانی‌های امنیتی اسرائیل عمدتاً حول ایران و محور شیعی آن شکل گرفته بود: از برنامهٔ هسته‌ای ایران گرفته تا موشک‌های حزب‌الله و جنگ‌ در سوریه و لبنان. اما سخنان بنت از ظهور محوری تازه حکایت دارد: ترکیه، عضو ناتو با اقتصادی پویا و جاه‌طلبی‌های جهانی، در حال ساختن یک محور سنی است که از نگاه برخی تحلیلگران اسرائیلی، حتی می‌تواند از محور شیعی ایران هم قدرتمندتر باشد.

ملیحه آلتونیشیک، کارشناس روابط بین‌الملل، می‌گوید: «اردوغان بازیگری پیچیده است که می‌داند چگونه ایدئولوژی را به ابزار نفوذ تبدیل کند. برخلاف ایران، ترکیه ایدئولوژی را با عمل‌گرایی ترکیب می‌کند و همین موضوع آن را قابل‌اعتنا و غیرقابل‌پیش‌بینی می‌سازد.»

سازوکارهای محور جدید

از نگاه سیاست گذاران اسرائیلی، تهدید نه صرفاً خود ترکیه، که ترکیه در کنار قطر است. این دو کشور متهم هستند که «هیولای اخوان‌المسلمین» را تغذیه می‌کنند و نوعی تهدید ایدئولوژیک مشابه حمایت ایران از بنیادگرایی شیعی را گسترش می‌دهند. نفوذ این محور در سوریه و غزه رو به افزایش است و حتی شایعاتی درباره تلاش برای دور کردن عربستان سعودی از روند نزدیکی به اسرائیل شنیده می‌شود.

بدترین سناریو از نگاه اسرائیل، شکل‌گیری محوری متشکل از ترکیه، قطر و متحدی مانند پاکستان است؛ کشوری که از توان هسته‌ای نیز برخوردار است.

استیون کوک، پژوهشگر شورای روابط خارجی، می‌نویسد: «اسرائیل مدت‌هاست راهبرد دفاعی خود را بر اساس توانمندی‌های ایران تنظیم کرده است. اما اگر ترکیه بتواند عربستان سعودی را به سوی خود متمایل کند یا رابطه‌اش با پاکستان را تثبیت نماید، نقشهٔ راهبردی منطقه یک‌شبه تغییر می‌کند. دیگر فقط مسئلهٔ موشک‌هایی که از ایران می‌آیند مطرح نیست؛ بلکه با جهانی سنی روبه‌رو هستیم که توان هسته‌ای هم دارد.»

جنگ اقتصادی

تنش میان اسرائیل و ترکیه صرفاً ایدئولوژیک یا نظامی نیست، بلکه بُعد اقتصادی پررنگی هم دارد. در ماه مه ۲۰۲۴، ترکیه تحریم کامل تجاری علیه اسرائیل اعمال کرد؛ شامل توقف واردات، صادرات و همهٔ مبادلات تجاری. این اقدام پس از آن صورت گرفت که آنکارا پیش‌تر تجارت ۵۴ گروه کالایی از جمله سیمان، آلومینیوم و کودهای شیمیایی را محدود کرده بود.

اسرائیل کاتس، وزیر خارجهٔ اسرائیل، گفت اردوغان «منافع اقتصادی کشورش را فدای حمایت از حماس کرده است».

از نگاه اسرائیل، این تحریم فقط یک محدودیت تجاری نیست، بلکه هشداری جدی است: ترکیه نشان داده که از به‌کارگیری قدرت اقتصادی خود هراسی ندارد. کشوری عضو گروه بیست که نفوذ اقتصادی قابل‌توجهی در اروپا، خاورمیانه و آسیا دارد.

سانی من، تحلیلگر تجارت، می‌گوید: «این نخستین بار است که ترکیه به‌دلایل کاملاً سیاسی، تحریم‌های جامع علیه کشوری دیگر اعمال می‌کند.»

پژواک تاریخی: میراث عثمانی

این رقابت، بار تاریخی نیز دارد. فلسطین تا سال ۱۹۱۷ تحت حاکمیت امپراتوری عثمانی بود و همین موضوع حس آشنایی و نوعی تعهد تاریخی ایجاد می‌کند. اردوغان در سخنرانی‌هایش اغلب از نمادهای عثمانی استفاده می‌کند و ترکیه را به‌عنوان حامی سرزمین‌های مسلمان معرفی می‌نماید.

آسا اوفیر، استاد دانشگاه آریل، می‌گوید: «در اینجا نوعی حافظهٔ تاریخی فعال است. برای بسیاری در ترکیه، مسئلهٔ فلسطین فقط موضوع همبستگی نیست؛ بلکه به میراث تاریخی نیز گره خورده است.»

همین بُعد تاریخی، بر نگرانی‌های اسرائیل می‌افزاید. برخلاف ایران که ریشه در ایدئولوژی شیعی دارد و برای بسیاری از اعراب بیگانه است، ترکیه می‌تواند با پیشینهٔ تاریخی و فرهنگی خود، جایگاهی معتبر و قابل‌پذیرش در منطقه داشته باشد. میراث عثمانی به گفتمان اردوغان اعتباری می‌بخشد که بدون شعارهای انقلابی ایران نیز می‌تواند اثرگذار باشد.

برخی پژوهشگران اسرائیلی، سخنان بنت را نوعی دعوت برای آمادگی در برابر دشمنی تازه می‌دانند؛ مرحله‌ای که شاید حتی توجیه‌کنندهٔ اقدامات پیش‌دستانه علیه گسترش نفوذ ترکیه باشد. اما گروهی دیگر هشدار می‌دهند که بزرگ‌نمایی تهدید ترکیه، خود می‌تواند آن را به سمت ائتلافی خصمانه سوق دهد.

آلتونیشیک می‌نویسد: «نگاه کردن به ترکیه به‌عنوان “ایران جدید” می‌تواند به خطای راهبردی منجر شود و به‌جای مهار تنش، آن را تشدید کند.»

جاناتان غریانی، پژوهشگر مرکز موشه دایان، نیز معتقد است روابط اسرائیل و ترکیه همواره میان همکاری و تقابل در نوسان بوده است. او می‌نویسد: «دوران پس از هفتم اکتبر تنش‌ها را تشدید کرده است. دههٔ ۱۹۹۰ شاهد همکاری نظامی بین دو کشور بودیم؛ امروز جنگ اقتصادی را می‌بینیم. آونگ همچنان در حرکت است، اما این‌بار مخاطرات بسیار بیشتر شده‌اند.»

ترس از یک رقیب معتبر

در نهایت، آنچه پشت ایدهٔ «ترکیه به‌عنوان "ایران بعدی" اسرائیل» قرار دارد، ترس از رقیبی است که هم معتبر است، هم برخوردار و هم صاحب پیشینه‌ای تاریخی. ایران دشمنی خطرناک اما منزوی است؛ ترکیه اما دشمنی خطرناک و درعین‌حال درهم‌تنیده با اقتصاد و نظام جهانی. ایران انقلابی است اما تحت تحریم؛ ترکیه عمل‌گراست و یک گذر‌گاه تجاری.

فارغ از این‌که هدف بنت از ایراد این سخنان چه بوده، این گفتمان یک واقعیت مهم را آشکار می‌کند: اسرائیل دیگر فقط از اقدامات خصومت آمیز دشمنانش نمی‌ترسد، بلکه از اعتبار و توان واقعی آن‌ها نیز هراس دارد. این واقعیت، آزمونی جدی برای سیاست‌گذاران اسرائیلی است؛ این‌که آیا می‌توانند میان لفاظی و واقعیت تمایز قائل شوند یا بار دیگر خاورمیانه را به چرخه‌ای تازه از تقابل سوق خواهند داد.

منبع: میدل ایست ای


نظر شما