twitter share facebook share ۱۴۰۰ مرداد ۱۰ 347

بعد از دهه ها سوء مدیریت محیط زیست و منابع آب در استان خوزستان، شگفت آور نیست که مردم، یک بار دیگر از 15 ژوئیه به خیابان ها آمده اند؛ اما چه شد که خوزستان به این نقطه رسید؟

«زادگاه ملت» نامی است که تاریخ دانان و باستان شناسان به جلگه تاریخی خوزستان داده اند. این منطقه یکی از قدیمی ترین سکونتگاه های بشری و زادگاه تمدن های بزرگ باستانی همچون عیلامیان و هخامنشیان بوده است.

اما آنچه باعث اهمیت این منطقه در دوران معاصر شده، منابع عظیم نفت و گاز می باشد. 18% نفت ایران و 60% گاز کشور را خوزستان تأمین می کند؛ بنابراین طبیعی است که این استان در کنار تهران، اوایل قرن بیست در خط مقدم تحول و توسعه کشور بودند.

خوزستان زمانی به دلیل داشتن خاک حاصلخیز و آب فراوان، قابلیت توسعه کشاورزی را داشت؛ به همین دلیل، توسعه خوزستان نه فقط بر پایه نفت که بر پایه کشاورزی نیز قرار گرفته بود. در دهه 1960 محمدرضا شاه با جذب مشاوران آمریکایی و ایجاد مجموعه های کشاورزی-صنعتی مدرن، می خواست خوزستان را شبیه دشت کالیفرنیا کند. حکومت پهلوی تولید محصولات جدیدی همچون نیشکر، مارچوبه و چغندرقند را تشویق می کرد و به ایجاد صنایع مکمل مانند کارخانه کاغذ سازی، قند و ابریشم پرداخت. اینگونه بود که خوزستان به سرزمین موعودی بدل شد که مردم برای بهره مندی از فرصت های اقتصادی و اشتغال، از سراسر ایران به این استان مهاجرت می کردند.

اما این عصر طلایی با انقلاب 1979 ایران به پایان رسید؛ کارخانه ها توقیف شدند، مشاوران آمریکایی اخراج گشتند و پروژه های صنعتی در همان دو سال نخست به شکل کامل متوقف شدند. سال 1981 جنگ هشت ساله با عراق آغاز شد و بخش زیادی از خوزستان ویران گشت؛ بعد از جنگ کارخانه ها یا تعطیل شدند، یا به دلیل سوء مدیریت نمی توانستند به رقابت با رقیبان خارجی ادامه دهند.

پس از چندی جمهوری اسلامی تصمیم به اجرای پروژه جامع خودکفایی در تولیدات کشاورزی گرفت؛ بر این اساس، کشاورزی در زمین های دور از دسترس، بیابان ها و حتی مناطق کوهستانی گسترش یافت. این پروژه شبیه به برنامه توسعه کشاورزی کره شمالی، چین و سوریه بود؛ می توان تصور کرد که رهبران ایران بدلیل رابطه نزدیکی که با این سه کشور داشتند، از ایده خودکفایی در کشاورزی و نحوه اجرای آن در این سه کشور، تأثیر پذیرفتند.

در نتیجه این سیاست، تعداد سدهای کشور از کمتر از شصت به بیش از هفتصد سد افزایش یافت و تعداد چاههای عمیق نیز از کمتر از چهل هزار به حدود یک میلیون چاه رسید. میزان استفاده از آب تجدیدپذیر که طبق استاندارد سازمان ملل باید حداکثر 40% باشد، نزدیک به 90% شد؛ به عبارت دیگر امروزه 90% منابع آب ایران در حال استفاده شدن است و در 90% از خاک کشور دیگر آب تجدیدپذیر وجود ندارد. این فشار شدیدی که بر ظرفیت اکولوژیک ایران وارد شده است، به تدریج دارد اثرات خود را نمایان می کند و ایران از لحاظ فرسایش خاک، بیابان زایی، جنگل زدایی و از دست رفتن تنوع زیستی، در بین کشورهای جهان، در رده های نخست قرار دارد.

حالا تأثیر تغییرات اقلیمی هم بر مشکل سوء مدیریت اضافه شده و به چالش های زیست محیطی ایران دامن زده است. طی سه دهه گذشته متوسط بارندگی در ایران 20% کمتر از حد معمول شده و میانگین دما نیز دو درجه افزایش یافته است. در ابتدا کارشناسان از وقوع خشکسالی در ایران سخن می گفتند، اما خشکسالی وضعیتی موقت و برگشت پذیر است، حال آنکه در ایران خشکسالی به تدریج شکل دائمی به خود گرفته و باعث شده است که آب دو رود کارون و کرخه که به جلگه خوزستان می ریزد یک پنجم شود.

در حال حاضر ایران با یکی از خشک ترین سالهای پنج دهه اخیر روبرو است. سهم ایران از متوسط آبهای تجدیدپذیر، از حدود 130 میلیارد مترمکعب به کمتر از صد میلیارد متر مکعب کاهش یافته است و آنچه گریبان خوزستان را گرفته، دیر یا زود دامنگیر سایر مناطق نیز خواهد شد.

در خوزستان ترکیبی از عوامل مختلف سبب خشک شدن این دشت پر آب شد: اشتباهات مهندسان زمین شناسی، دستکاری بی رویه سیستم هیدرولوژیکی منطقه و تغییرات اقلیمی همچون کاهش بارندگی و افزایش دما. علاوه بر این، ورشکستگی کارخانه ها و مجموعه های کشاورزی-صنعتی، باعث شد خوزستان در بین تمام استان های ایران با بزرگترین بحران فقر و بیکاری روبرو شود. بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، خوزستان در بین هفت استانی قرار دارد که با بیشترین میزان بیکاری دست و پنجه نرم می کنند.

در بهار و زمستان امسال، کل میزان بارندگی کمتر از نصف میانگین بود؛ این امر باعث شد که رودخانه های خوزستان در پایین دست، آبی نداشته باشند و بیشتر اعتراضات کنونی نیز در پایین دست رودخانه ها در جریان است. این درحالی است که معیشت اصلی مردم منطقه، کشاورزی و دامداری است؛ به ویژه گاومیش ها که برای تحمل گرما، ساعات گرم روز را در رودخانه سپری می کنند. با خشک شدن کرخه و کارون در ماه ژوئیه و در دمای پنجاه درجه خوزستان، مزارع خشک شدند، گاومیش ها مردند و طوفان های شن به خاطر خشک شدن تالاب هورالعظیم شدت گرفته است.

اینکه اعتراضات خوزستان تا کجا گسترش یافته و تا کی ادامه پیدا می کند، تغییری در واقعیت های موجود که خشک شدن زمین در خوزستان و از دست رفتن معیشت بسیاری از مردم است ایجاد نمی کند.

*منبع: شورای آتلانتیک

مترجم: فاطمه رادمهر

نظر شما