از آغاز جنگ، ایران و گروههای متحدش دهها حمله دقیق به زیرساختهای حیاتی کشورهای خلیج فارس انجام دادهاند. این حملات با هدف از کار انداختن تجهیزات کلیدی صورت گرفته و به اختلالهای زنجیرهای و خسارتهای اقتصادی گسترده در منطقه انجامیده است
از آغاز جنگ، ایران و گروههای متحدش دهها حمله دقیق به زیرساختهای حیاتی کشورهای خلیج فارس انجام دادهاند. این حملات با هدف از کار انداختن تجهیزات کلیدی صورت گرفته و به اختلالهای زنجیرهای و خسارتهای اقتصادی گسترده در منطقه انجامیده است. بررسی این عملیات نشان میدهد که چگونه ایران توانسته است در برابر ارتش قدرتمندتر آمریکا مقاومت کند و فشار نظامی واشنگتن را تا حدی خنثی سازد.
دولتهای منطقه و دیگر طرفهای درگیر در طول جنگ، خبر حملات به زیرساختهای خلیج فارس را بارها اعلام کردهاند، اما معمولاً جزئیات چندانی از خسارتها منتشر نکردهاند. تحقیقات رویترز نشان میدهد این حملات تا چه اندازه دقیق بودهاند، چه تجهیزاتی از کار افتادهاند و خسارتهای فیزیکی و اقتصادی آنها چه ابعادی داشته است.
بر اساس یافتههای رویترز، ایران زیرساختهای کشورهای عربی خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی، عراق، قطر، کویت، عمان و بحرین را هدف قرار داده است. از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه، جمهوری اسلامی دستکم ۱۳۵ حمله پهپادی و موشکی به حداقل ۸۴ مرکز زیرساختی در کشورهای منطقه انجام داده است.
این حملات موجی از نگرانی و ترس در سراسر خلیج فارس ایجاد کرده، قیمت نفت را بهشدت افزایش داده و به ایران کمک کرده است فشار نظامی چندماهه آمریکا را تا حدی خنثی کند. توانایی ایران در اجرای حملات دقیق، در کنار محاصره تنگه هرمز، تهدیدی بلندمدت برای همسایگان عرب این کشور به شمار میرود. این وضعیت همچنین به تهران قدرت تأثیرگذاری گستردهای بر اقتصاد جهانی و اهرم فشار مهمی در مذاکرات صلح با واشنگتن داده است.
برخی از اهداف مورد حمله در زیر سقفها یا پوششهای محافظ قرار دارند و از فضا دیده نمیشوند. برخی دیگر تنها چند متر وسعت دارند. در بسیاری از موارد، تشخیص اهمیت این اهداف برای افراد غیرمتخصص آسان نیست؛ زیرا ممکن است تجهیزات تخصصی مربوط به پالایش نفت، فناوری هستهای یا ذوب فلزات باشند.
رویترز نتوانسته است بدون بازدید از محل همه حملات، میزان موفقیت پدافند هوایی کشورهای خلیج فارس یا تمام ابعاد خسارتها را مشخص کند. با این حال، بررسیهای این خبرگزاری نشان داده است که حملات ایران دقیق بوده و تجهیزات هدف قرارگرفته، نقش حیاتی در فعالیت تأسیسات داشتهاند.
رایان استیونز، افسر سابق نیروی تفنگداران دریایی آمریکا که در هماهنگی حملات هوایی عملیات ویژه تخصص داشته و یافتههای رویترز را بررسی کرده است، گفت حملات ایران نشاندهنده «دقت، مهارت در انتخاب هدف و صبر و حوصله» بوده است.
آمریکا بارها توانایی تهران برای وارد کردن خسارت را کماهمیت جلوه داده است. کشورهای عربی خلیج فارس نیز اغلب خسارتهای گسترده را به رسمیت نمیشناسند و در بسیاری از موارد، آسیب به تأسیسات خود را به سقوط بقایای پهپادها و موشکهایی نسبت میدهند که پدافند هوایی آنها را رهگیری کرده است.
موفقیت حملات سازمانیافته ایران به زیرساختها، نمونه دیگری از توانایی جمهوری اسلامی در تحمل فشارهای خارجی است؛ کشوری که سالها تحریم اقتصادی بینالمللی را پشت سر گذاشته و اکنون نیز ماههاست با آمریکا و اسرائیل درگیر جنگ است.
برخی از تأسیسات خلیج فارس تقریباً هر روز هدف حمله قرار گرفتهاند و اکنون با میلیاردها دلار هزینه تعمیرات و درآمدهای ازدسترفته روبهرو هستند. برخی دیگر، مانند یکی از بزرگترین کارخانههای ذوب آلومینیوم جهان در ابوظبی، تنها در یک روز خسارت سنگینی متحمل شدند. بخشی از حملات نیز به دست حوثیهای یمن، متحد ایران، و گروههای شبهنظامی شیعه عراق که از تهران فرمان میگیرند، انجام شده است.
یکی از اصلیترین اهداف ایران بندر فجیره بود. موقعیت این بندر در جنوب تنگه هرمز به امارات اجازه میدهد نفت خود را بدون عبور از این آبراه صادر کند. فجیره در جریان جنگ به مسیری حیاتی برای تجارت جهانی تبدیل شد و به کاهش یکی از شدیدترین اختلالها در عرضه نفت طی چند دهه گذشته کمک کرد.
بر اساس یافتههای رویترز، پهپادها و موشکهای ایران از آغاز جنگ تاکنون دستکم ۱۹ بار به فجیره حمله کردهاند و بخشهای حیاتی فعالیت این بندر را مختل نمودهاند. یک بازرگان خارجی که در اواسط مارس از جادهای نزدیک بندر شاهد موجی از حملات بود، گفت: «میدیدیم که پهپادها از راه میرسند و بالگردها آنها را در آسمان هدف قرار میدهند. پهپادها را بهصورت دستهجمعی میفرستادند و یکی دو فروند از آنها از پدافند عبور میکردند.» بررسی تصاویر حمله از سوی رویترز، با توصیف این شاهد مطابقت داشت.
دولتهای خلیج فارس اطلاعات مربوط به خسارتها را بهشدت محدود میکنند. تصویربرداری یا انتشار برخی عکسها و ویدئوهای مربوط به پیامدهای حملات در امارات، بحرین، قطر، کویت و عربستان سعودی غیرقانونی است. این کشورها همچنین برای محدود کردن پوشش رسانهای حملات، مرتباً به قوانین مقابله با شایعات و اطلاعات نادرست استناد میکنند. با وجود این محدودیتها، رویترز و دیگر رسانههای بینالمللی در طول جنگ تصاویر تأییدشدهای از حملات منتشر کردهاند.
متیو رید، رئیس شرکت مشاوره نفتی «فارین ریپورتس»، گفت: «کشورهای خلیج فارس اکنون ارزیابی خسارتها را مانند اسرار دولتی تلقی میکنند.»
دولت بحرین، تنها کشور خلیج فارس که به پرسشهای رویترز درباره محدودیتهای رسانهای پاسخ داد، اعلام کرد این اقدامات برای «حفاظت از امنیت عمومی، حفظ سلامت تحقیقات و جلوگیری از استفاده از این تصاویر و اطلاعات برای ارزیابی یا برنامهریزی حملات بعدی» اعمال شدهاند.
حملات ایران به زیرساختهای اقتصادی منطقه همزمان با حمله به داراییهای نظامی آمریکا در خلیج فارس انجام شده است. بازرس کل وزارت دفاع آمریکا به کنگره گزارش داده که ایران صدها سازه در پایگاههای آمریکایی را هدف قرار داده و به دهها فروند هواپیما نیز آسیب رسانده است.
رویترز برای ارزیابی میزان خسارتها و شناسایی اهداف دقیق حملات، یافتهها و تصاویر خود را با ۱۱ نفر از افراد آگاه به صنایع مرتبط با تأسیسات آسیبدیده، رایان استیونز و یک نظامی سابق دیگر آمریکا که اکنون در حوزه امنیت منطقه فعالیت میکند، و همچنین یک مقام سابق امنیتی آمریکا با تخصص در مبارزه با تروریسم و تحلیل تصاویر ماهوارهای در میان گذاشت.
هر ۱۴ نفر گفتند بسیار بعید است که خسارت واردشده به تجهیزات حیاتی در دهها مرکز بزرگ زیرساختی عمدتاً بر اثر سقوط تصادفی بقایای مهمات از آسمان ایجاد شده باشد. بسیاری از آنها به شواهد تصویری انفجارها اشاره کردند که با برخورد ساده قطعات فلزی تفاوت دارد. آنها همچنین تأکید کردند که تجهیزات هدفگرفتهشده، از نظر عملیاتی اهمیت ویژهای داشتهاند.
مقامهای کشورهای خلیج فارس علناً خواستار توافق صلحی شدهاند که برنامههای موشکی و پهپادی ایران را نیز در بر بگیرد؛ زیرا نگراناند این تواناییها در سالهای آینده همچنان منطقه را تهدید کنند. رویترز پیشتر گزارش داده بود که محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، پس از رشته حملات حوثیهای یمن در اوایل سپتامبر، مستقیماً از دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، درخواست کمک نظامی کرده بود، اما ترامپ این درخواست را رد کرد.
حمله ۱۰ سپتامبر به خط لوله شرق به غرب عربستان، یکی دیگر از مسیرهای اصلی دور زدن تنگه هرمز، انتقال نفت خام را متوقف کرد و عرضهای معادل حداکثر چهار درصد از نفت جهان را در معرض خطر قرار داد. عربستان اعلام کرد این حمله از سوی شبهنظامیان مستقر در عراق انجام شده که ایران آنها را مسلح و حمایت میکند.
با این حال، حملات ایران به تأسیسات گاز طبیعی مایعشده رأس لفان قطر پیامدهای گستردهتری داشت؛ زیرا نزدیک به ۲۰ درصد از عرضه جهانی گاز طبیعی مایعشده را تهدید میکرد.
سعد الکعبی، مدیرعامل شرکت دولتی انرژی قطر، در مصاحبهای با رویترز در ماه مارس برآورد کرد که تعمیر کامل جعبههای سرد حیاتی که در دو حمله ایران نابود شدند، بین سه تا پنج سال زمان خواهد برد.
تأسیسات گاز طبیعی مایعشده رأس لفان یکی از دستکم چهار مرکز زیرساختی در منطقه است که بازسازی کامل آنها حدود یک سال یا بیشتر طول میکشد. سه مرکز دیگر عبارتاند از پالایشگاه تبدیل گاز به مایعات «پرل» در قطر، مجتمع گازی حبشان در امارات و کارخانه ذوب آلومینیوم الطویله متعلق به شرکت «امارات گلوبال آلومینیوم». این برآورد بر اساس بیانیه شرکتها و ارزیابی مؤسسه اطلاعات انرژی «آیآیآر انرژی» انجام شده است.
سلطان الجابر، مدیرعامل شرکت ملی نفت ابوظبی، موسوم به ادنوک، در مصاحبهای در ماه مه با شورای آتلانتیک گفت: «تمام اهدافی که مورد حمله قرار گرفتند، غیرنظامی بودند؛ از فرودگاهها و پایانهها گرفته تا پالایشگاهها، تأسیسات فرآوری گاز، مناطق مسکونی، مراکز خرید و در تازهترین مورد، نیروگاه هستهای براکه.»
الجابر که وزیر صنعت و فناوری پیشرفته امارات نیز هست، افزود: «آنها زیرساختهای ما را هدف قرار میدهند، اما در واقع چیزی که هدف گرفتهاند، شیوه زندگی ماست.»
اهدافی که با دقت انتخاب شدند
بندر فجیره در ابتدا بهعنوان بخشی از یک طرح توسعه اقتصادی ایجاد شد و در سال ۱۹۸۳ فعالیت کامل خود را آغاز کرد.
در همان سال، یک ارزیابی محرمانه سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، پیشبینی کرده بود که ایران در واکنش به تهدیدهایی که متوجه خود میداند، احتمالاً تأسیسات انرژی کویت، بحرین، عربستان، قطر و امارات را هدف قرار خواهد داد. این ارزیابی که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد، هشدار میداد: «حتی چند حمله به اهدافی که با دقت انتخاب شدهاند، میتواند خسارت قابلتوجهی به تأسیسات نفتی خلیج فارس وارد کند.»
بررسی رویترز نشان میدهد که ایران در دو ماه نخست جنگ، بیش از هر کشور دیگری در خلیج فارس به امارات حمله کرده و بندر فجیره بیشترین حملات را در میان اهداف داخل این کشور متحمل شده است. در سه ماه نخست جنگ، بندر فجیره یا زیر حمله قرار داشت یا مشغول تعمیر خسارتهای واردشده بود. نخستین حمله به فجیره در سوم مارس اعلام شد. دو روز بعد، مخازن نفتی شعلهور هنوز از فضا قابل مشاهده بودند. دو شرکت فعال در زمینه ذخیرهسازی نفت نیز فعالیت خود را متوقف کردند.
حمله بعدی که نهم مارس اعلام شد، تنها به نابودی سوخت محدود نماند. تصاویر ماهوارهای نشان میداد که در این حمله، نخستین مجموعه توزیع و انتقال نفت موسوم به «مانیفولد ماتریسی» آسیب دیده است. این سامانه از ۶۲ خط لوله تشکیل شده و نفت خام و فرآوردههای پالایششده را از پایانههای نفتی به محل بارگیری کشتیها منتقل میکند.
مقامهای اماراتی خسارتهای ناشی از دو حمله نخست را به سقوط بقایای مهمات رهگیریشده نسبت دادند. اما رامانان کریشنامورتی، استاد مهندسی نفت دانشگاه هیوستون که یافتههای رویترز را بررسی کرده بود، گفت باور این ادعا دشوار است که بقایای مهمات بهطور تصادفی روی چنین سامانه حیاتیای سقوط کرده باشند. او برای توصیف اهمیت این بخش گفت: «این مثل زخمی بر مغز و قلب است.»
حملات دیگری در روزهای ۱۴، ۱۶ و ۱۷ مارس انجام شد؛ حملاتی که تنها چند ساعت پس از حمله آمریکا به اهداف نظامی در پایانه صادرات نفت جزیره خارک ایران آغاز شدند. بر اساس بررسی تصاویر ماهوارهای رویترز، نظر چهار کارشناس و اطلاعات فردی آگاه به خسارتها، یکی از این حملات به دومین مجموعه انتقال نفت در فجیره آسیب رساند.
در جریان همین حملات، سه مخزن نفت خام هم هدف قرار گرفتند. ظرفیت هر مخزن ۲۵۰ هزار بشکه بود و ارزش نفت موجود در هر سه مخزن، در صورت پر بودن، میتوانست به ۷۵ میلیون دلار برسد. آتشسوزی مخازن هشت روز ادامه داشت.
خسارت به دومین مجموعه انتقال نفت پیش از این گزارش نشده بود. این آسیب توضیح میدهد که چرا میزان بارگیری نفت در فجیره در هفته آغازشده از ۱۶ مارس به روزانه ۴۴۰ هزار بشکه کاهش یافت؛ رقمی که کمتر از نصف میانگین روزانه صادرات این بندر در سال ۲۰۲۵ بود. این آمار بر اساس دادههای شرکت تحلیل بازار انرژی «کپلر» به دست آمده است.
جنگ همچنین قیمت قراردادهای آتی نفت برنت را در ماههای مارس، آوریل و مه به نزدیکی ۱۲۰ دلار در هر بشکه یا بالاتر رساند؛ در حالی که قیمت نفت در فوریه حدود ۷۰ دلار بود. قیمت پایانی نفت برنت در روز گذشته ۱۰۶ دلار ثبت شد.
توماس واریک، معاون پیشین وزیر امنیت داخلی آمریکا در امور سیاستگذاری مقابله با تروریسم، گفت ایران افراد زیادی دارد که هم صنعت نفت را میشناسند و هم میدانند چگونه موشک بسازند و آن را به سمت هدف هدایت کنند.
بر اساس اطلاعات دولت آمریکا، ایران پیش از جنگ بزرگترین ذخیره موشکهای بالستیک در خاورمیانه را در اختیار داشت. این ذخیره شامل مهمات خوشهای نیز میشد که رهگیری آنها برای پدافند هوایی دشوار است. ایران همچنین صنعت پهپادی گستردهای دارد که پیش از جنگ قادر بود ماهانه حدود ۱۰ هزار پهپاد تولید کند. پهپادهای انفجاری شاهد از مهمترین محصولات این صنعت هستند.
پس از حملات اواسط مارس، تعمیرات آغاز شد و تصاویر ماهوارهای جرثقیلهایی را در محل تأسیسات آسیبدیده نشان میدادند. در پایان مارس، صادرات فجیره به رکورد هفتگی ۳.۲ میلیون بشکه در روز رسید. کپلر از سال ۲۰۱۳ اطلاعات این بندر را ثبت میکند.
اما حملات ایران ادامه یافت.
بررسی تصاویر ماهوارهای رویترز نشان میدهد که حمله ششم آوریل به ساختمانی آسیب رساند که تجهیزات حیاتی انتقال نفت شرکت ادنوک در آن قرار داشت. سپس در چهارم مه، پهپادی ایرانی بار دیگر به فجیره حمله کرد و مجموعهای از لولههای متصل به نخستین سامانه انتقال نفت را که در ماه مارس آسیب دیده بود، تخریب نمود. مسیر اصلی انتقال نفت خام امارات برای دور زدن تنگه هرمز بار دیگر در آتش سوخت.
اما پیامد مهمتر این بود که صادرات فرآوردههای نفتی پالایششده فجیره تقریباً برای یک ماه متوقف شد. طبق دادههای کپلر، از روز حمله تا اول ژوئن، تنها یک کشتی از بندر خارج شد. صادرات فرآوردههای پالایششده تا ماه سپتامبر به سطح پیشین بازنگشت. امارات حمله پهپادی چهارم مه را تأیید کرد. ایران در ۱۷ مه نیز دستکم یک هدف دیگر در امارات، یعنی نیروگاه هستهای براکه، را مورد حمله قرار داد.
در ماه ژوئن، چهار منبع آگاه به رویترز گفتند امارات موافقت کرده است دستکم ۱۰ میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده ایران در نظام بانکی این کشور را آزاد کند. به گفته این منابع، سه میلیارد دلار آزاد شد. دو نفر از آنها گفتند ایران در مقابل پذیرفته بود حملات به امارات را متوقف کند. وزارت امور خارجه امارات وجود هرگونه توافق را رد کرد و در بیانیهای اعلام نمود که «هیچیک از داراییهای مسدودشده ایران از طریق امارات آزاد، منتقل یا جابهجا نشده است.»
یک مقام ارشد ایرانی در ماه اوت انتقال پول را تأیید کرد، اما به رویترز گفت این معامله ارتباطی با حملات به امارات نداشته است. او مدعی شد این اقدام در نتیجه «اصلاح رفتار امارات» انجام شده است. از ۱۷ مه تاکنون گزارشی از حمله به زیرساختهای امارات منتشر نشده است.
در ماه سپتامبر، همزمان با حملات ایران به نفتکشهای ادنوک در دریا، مجموع صادرات بندر فجیره به رکورد ماهانه ۲.۶۲ میلیون بشکه در روز رسید. جریان صادرات نفت خام و سوخت پالایششده در این بندر از هر زمان دیگری بیشتر شده بود.
اطلاعات ایران؛ چگونه اهداف حساس شناسایی شدند؟
مقامهای آمریکایی معتقدند ایران ممکن است از روسیه و چین اطلاعات دریافت کرده باشد. علاوه بر این، به گفته سه مقام آگاه به موضوع، تهران برای دریافت عکس و اطلاعات مکانی از شبکههایی از خبرچینان استفاده میکند که به مراکز حساس دسترسی دارند. این سه مقام گفتند ایران اطلاعاتی از جمله نقشه داخلی نیروگاه هستهای براکه و محل یک پست برق را در اختیار داشته که در جریان حمله به نیروگاه هدف قرار گرفته است.
امارات اعلام کرد پهپادی که در ۱۷ مه به نیروگاه هستهای براکه اصابت کرد، یکی از سه پهپادی بود که «گروههای مسلح در عراق» به سوی این مرکز فرستاده بودند. به گفته آژانس بینالمللی انرژی اتمی، حمله به پست برق باعث شد یکی از چهار رآکتور نیروگاه به استفاده از ژنراتورهای اضطراری دیزلی روی بیاورد.
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، گفت این حمله نشان میدهد عاملان آن اطلاعات دقیقی درباره نیروگاه داشتهاند. او در جریان سفر دوم ژوئن خود به امارات گفت: «این یعنی هر کسی که پشت این حمله بوده یا هست، دقیقاً میدانسته چه کاری انجام میدهد.»
در کویت نیز، مانند امارات، حضور نظامی آمریکا و برخورداری از تسلیحات پیشرفته آمریکایی نتوانست مانع حملات شود. ایران تقریباً بلافاصله پس از آغاز جنگ، زیرساختهای صادرات انرژی و فرودگاه کویت را بهطور سازمانیافته هدف قرار داد. حملات به منطقه صنعتی گستردهای در استان احمدی متمرکز بود که حدود ۵۰ کیلومتر در جنوب شهر کویت قرار دارد. پالایشگاههای میناء الاحمدی و میناء عبدالله، بندر شعیبه و نیروگاه تولید برق و آبشیرینکن شعیبه در این منطقه واقع شدهاند.
سازمان بنادر کویت در نخستین روز جنگ، پس از سقوط بقایای مهمات در نزدیکی بندر شعیبه، فعالیت خود را به مدت ۲۴ ساعت متوقف کرد. طی سه هفته بعد، پالایشگاههای مجاور میناء الاحمدی و میناء عبدالله نیز هدف حمله قرار گرفتند.
بر اساس دادههای شرکت ردیابی نفتکشها، «تانکرترکرز»، کویت در ماه آوریل حتی یک بشکه نفت خام هم صادر نکرد؛ اتفاقی که از سال ۱۹۹۱ بیسابقه بود. تصاویر ماهوارهای نشان میدهد که تا پایان ژوئیه، دستکم ۱۳ سازه در منطقه صنعتی شعیبه بر اثر حملات ایران آسیب دیده بودند.
فراتر از نفت؛ فرودگاهها، مراکز داده و کارخانههای صنعتی
حملات ایران تنها به پالایشگاهها، میدانهای نفتی و دیگر تأسیسات انرژی محدود نماند. مهمات ایرانی به فرودگاههای بحرین، کویت و بهویژه امارات و عربستان اصابت کردند. مرگبارترین حمله، که مسئولیت آن به حوثیها نسبت داده شد، روز شنبه در فرودگاه بینالمللی ملک خالد عربستان ۱۲ کشته بر جای گذاشت.
فرودگاه کویت هشت بار هدف حمله قرار گرفت. یکی از حملات تنها دو روز پس از آن انجام شد که این فرودگاه، پس از تعمیر خسارتهای ناشی از حمله قبلی، یکی از پایانههای اصلی خود را دوباره بازگشایی کرده بود.
ایران همچنین زیرساختهای دیجیتال پیشرفته، از جمله مراکز داده شرکت آمازون در امارات و بحرین را هدف قرار داد. خدمات یکی از این مراکز در بحرین حتی شش ماه بعد نیز برقرار نشده بود، زیرا تجهیزات آسیبدیده قابل تعمیر نبودند.
یکی دیگر از اهداف مهم، کارخانه ذوب آلومینیوم الطویله متعلق به شرکت امارات گلوبال آلومینیوم بود. حمله ایران باعث شد فعالیت هر ۱۲۶۲ سلول ذوب این کارخانه متوقف شود. دو ماه طول کشید تا نخستین سلول دوباره راهاندازی شود. طبق اعلام شرکت، تا اواخر اوت تنها یکچهارم سلولها به مدار تولید بازگشته بودند و انتظار نمیرفت تولید به سطح عادی پیش از سال ۲۰۲۷ بازگردد.
فرانک دیویس که طی ۴۲ سال فعالیت در صنعت آلومینیوم در ۹ کارخانه ذوب در سراسر جهان کار کرده و از کارخانه الطویله نیز بازدید نموده است، پس از بررسی تصاویر ماهوارهای رویترز گفت حمله به نیروگاه برق کارخانه و یکی از سه خط اصلی ذوب آسیب رسانده است. هر خط شامل مجموعهای از صدها محفظه است که برای تولید آلومینیوم مذاب به کار میروند.
به گفته دیویس، اگر فقط یکی از خطوط ذوب هدف قرار میگرفت، دو خط دیگر میتوانستند به فعالیت ادامه دهند؛ اما آسیب به نیروگاه برق باعث توقف کامل تولید شد. او با تأسف گفت: «واقعاً حیف شد. این تأسیسات فوقالعادهای است.»
پس از حملات به کارخانه امارات و حمله کمخسارتتر به یک کارخانه ذوب آلومینیوم در بحرین در همان آخر هفته، قیمت جهانی آلومینیوم پنج درصد افزایش یافت و به بالاترین سطح چهار سال گذشته رسید.
دولت بحرین در بیانیهای اعلام کرد: «هدف قرار دادن عمدی تأسیساتی که مردم برای تأمین برق، آب، رفتوآمد و معیشت خود به آنها وابستهاند، نقض آشکار حقوق بینالملل است. امنیت همه کسانی که در بحرین زندگی میکنند یا به این کشور سفر میکنند، اولویت ماست. مقامها در هر مورد بهسرعت برای حفاظت از جان مردم و مهار خسارتها اقدام کردهاند.»
با این حال، شاید مهمترین و نگرانکنندهترین بخش حملات ایران، هدف قرار دادن زیرساختهای تأمین برق و آب کویت بود. مایکل کریستوفر لو، مدیر مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه یوتا، گفت دونالد ترامپ نخستین کسی بود که در ماه مارس علناً تهدید کرد منابع آب ایران را هدف قرار خواهد داد؛ اما این ایران بود که چنین تهدیدی را در عمل علیه همسایگان خود به واقعیت تبدیل کرد.
این تهدید برای کویت بسیار جدی بود؛ کشوری بیابانی که ۹۰ درصد آب آشامیدنی خود را از طریق تأسیسات آبشیرینکن تأمین میکند. این تأسیسات اغلب در کنار نیروگاههای برق ساخته میشوند، زیرا فرایند نمکزدایی به گرما و انرژی الکتریکی فراوان نیاز دار
بررسیهای رویترز نشان میدهد که ایران از دوم مارس تا ۲۰ ژوئیه دستکم چهار مورد از هشت نیروگاه دوگانه تولید برق و آبشیرینکن کویت را هدف قرار داده است. برخی از این تأسیسات چندین بار مورد حمله قرار گرفتند. در یک دوره چهارروزه در ماه ژوئیه، ایران به چندین مرکز آبشیرینکن حمله کرد؛ به گفته دولت کویت، یکی از این مراکز دستکم دو بار در همان فاصله کوتاه هدف قرار گرفت.
لو گفت کویت منابع طبیعی آب کافی برای ادامه حیات بدون تأسیسات آبشیرینکن خود را ندارد. او هشدار داد: «اگر ظرفیت کافی از این تأسیسات را هدف قرار دهید، مردم ممکن است ظرف چند روز یا چند هفته با تمام شدن آب مواجه شوند.»
دولت کویت نیز در واکنش، کارزاری برای تشویق شهروندان به صرفهجویی در مصرف برق و آب به راه انداخت و از آنها خواست این کار را در راستای «مسئولیت مشترک» انجام دهند.
جبهه دریای سرخ
صادرات نفت و گاز به مجموعهای پیوسته از فعالیتها وابسته است: نفت از چاهها استخراج میشود، از طریق خطوط لولهای که صدها کیلومتر امتداد دارند انتقال مییابد، در پالایشگاهها فرآوری میشود و در نهایت از پایانههای بندری به مقصد بازارهای جهانی بارگیری میشود.
در عربستان سعودی، بزرگترین قدرت نفتی منطقه، این شبکه گسترده تعداد بسیار زیادی هدف بالقوه ایجاد میکند. این آسیبپذیری موضوعی تازه نیست و طی دههها بارها درباره آن هشدار داده شده است؛ از جمله در همان ارزیابی سیا در سال ۱۹۸۳. عربستان حدود ۱۰ درصد نفت خام جهان را تولید میکند و تولیدکننده بزرگ گاز طبیعی و محصولات پتروشیمی نیز هست.
تقریباً تمام صادرات نفت عربستان از دو بندر اصلی انجام میشود. بخش عمده صادرات معمولاً از بندر رأس تنوره در ساحل خلیج فارس صورت میگیرد. با این حال، عربستان میتواند از بندر صنعتی بزرگ ملک فهد در ینبع، واقع در ساحل دریای سرخ، نیز نفت صادر کند.
با آغاز جنگ، بندر ینبع و خط لوله شرق به غرب که نفت را به این بندر میرساند، به مسیری حیاتی برای ادامه صادرات نفت عربستان بدون عبور از تنگه هرمز تبدیل شدند. اما بیشتر کشتیهایی که از این بندر در دریای سرخ حرکت میکنند، ناچارند از نزدیکی مناطق تحت کنترل حوثیها در یمن و از تنگه باریک بابالمندب عبور کنند
بر اساس اطلاعات دو منبع صنعتی آگاه به عملیات، در ماههای مارس و آوریل، پهپادها دستکم دو بار به ینبع حمله کردند؛ بندری که بیش از هزار کیلومتر با مرز ایران فاصله دارد.
هیلاری استیونسون، معاون بخش اطلاعات انرژی در مؤسسه آیآیآر انرژی، گفت حمله پهپادی ۱۹ مارس به پالایشگاه ینبع متعلق به شرکت مشترک آرامکو و موبیل، تولید آن را تا نهم آوریل به حدود ۷۰ درصد ظرفیت کاهش داد. در تصاویر ماهوارهای ثبتشده در حوالی همان تاریخ، آثار سوختگی دیده میشد، اما رویترز نتوانست مشخص کند دقیقاً کدام بخش پالایشگاه آسیب دیده بود.
با آغاز آتشبس اولیه میان آمریکا و ایران در اوایل آوریل، حملات به منطقه دریای سرخ برای مدتی فروکش کرد. اما پس از فروپاشی توافق آتشبس، فرماندهان سپاه پاسداران در ۱۳ ژوئیه با تجهیزات موشکی و پهپادی به یمن رفتند تا به حوثیها کمک کنند.
روز بعد، ترامپ وعده حمله به زیرساختهای ایران را داد. بررسی تصویری رویترز نشان میدهد که نیروهای آمریکایی از ۱۶ تا ۱۸ ژوئیه دستکم به سه پل و یک تونل در مسیرهای اصلی منتهی به بندرعباس حمله کردند. بندرعباس مرکز استقرار نیروی دریایی ایران در مجاورت تنگه هرمز است.
حوثیها در واکنش به این حملات، عربستان را هدف قرار دادند و تأسیسات نفتی این کشور در ساحل دریای سرخ بهشدت آسیب دیدند. ایران گفته است مسئول اقدامات حوثیها نیست؛ با این حال، حوثیها مسئولیت حملات را بر عهده گرفتند. بررسی رویترز نشان میدهد پالایشگاه جازان، واقع در کمتر از ۱۰۰ کیلومتری مرز یمن، از ۲۵ ژوئیه تا هفتم سپتامبر دستکم چهار بار هدف قرار گرفت.
به گفته استیونسون از مؤسسه آیآیآر انرژی، نخستین حمله به مخازن ذخیرهسازی پالایشگاه و مجموعه مجاور آن، موسوم به «چرخه ترکیبی گازیسازی یکپارچه»، آسیب رساند. این مجموعه نفت را به گاز تبدیل میکند تا سوخت مورد نیاز پالایشگاه را تأمین کند.
طبق اطلاعات استیونسون و دو فرد آگاه به فعالیتهای آرامکو، حجم فرآوری نفت در جازان پس از حملات به صفر رسید. کپلر نیز اعلام کرد که از ۲۴ ژوئیه تاکنون تنها یک کشتی در این پالایشگاه بارگیری شده است.
بر اساس یافتههای رویترز، از آغاز جنگ تاکنون، حملات مرتبط با ایران به پنج مورد از نه پالایشگاه بزرگ عربستان و سه مرکز مهم فرآوری نفت این کشور آسیب رساندهاند؛ از جمله مرکزی که آرامکو آن را بزرگترین تأسیسات فرآوری نفت جهان معرفی میکند.
تولید روزانه نفت عربستان در بیشتر شش ماه نخست جنگ به کمتر از هفت میلیون بشکه رسید؛ در حالی که این رقم پیش از جنگ بیش از ۱۰ میلیون بشکه بود. با احتساب قیمتهای کنونی، این کاهش تولید به معنای بیش از ۵۰ میلیارد دلار زیان است. شرکتهای بزرگ انرژی غربی، از جمله اکسونموبیل و شل، نیز که در قالب سرمایهگذاریهای مشترک در برخی از این تأسیسات فعالیت میکنند، در مجموع دهها میلیون دلار از حملات خسارت دیدهاند.
در هفتم سپتامبر، رئیس مجلس ایران آشکارا هدف این حملات را توضیح داد. محمدباقر قالیباف در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «موضوع ساده است: زنجیره تولید نفت و گاز در این منطقه گسترده، در دسترس و آسیبپذیر است. شرکتهای نفت و گاز آمریکایی که در این آبها و تأسیسات فعالیت میکنند نیز همین آسیبپذیری را دارند.»
سه روز بعد، حملهای هوایی سه ایستگاه پمپاژ نفت را در بیابانهای عربستان هدف قرار داد. یکی از ایستگاهها به تودهای سیاه و سوخته تبدیل شد و جریان نفت خام در خط لوله شرق به غرب به مقصد ینبع متوقف شد. قیمت نفت بار دیگر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه فراتر رفت. به این ترتیب، یکی دیگر از مسیرهای جایگزین برای عبور از تنگه هرمز نیز از دسترس خارج شد.


دیدگاه خوانندگان