آزادی بیان، ابزاری در دست گروههای راست افراطی

twitter sharefacebook share۱۳۹۹ خرداد ۲۵ - 2020-06-14

محاکمه «فیلیپ مانشاوس» سؤالات مهمی در مورد نقش آزادی بیان در تحرک بخشیدن به فعالیت راست گرایان افراطی مطرح می کند.

10 آگوست 2019، فیلیپ مانشاوس 21 ساله، در آستانه عید قربان راهی مسجد النور در حومه اسلو، پایتخت نروژ شد تا اقدام به قتل عام نمازگزاران مسلمان کند؛ اما نقشه‌ی او به شکست انجامید. درحالی که تنها سه نمازگزار در مسجد حضور داشتند؛ دو نفر از آنها، به نام‌های محمد اقبال و محمد رفیق موفق شدند فیلیپ مانشاوس را به زمین بزنند و مانع از اجرای برنامه هایش شوند.

چند روز بعد، این فردِ نئونازی، درحالیکه مورد ضرب و شتم دو مسلمان میانسال قرار گرفته بود، با چهره‌ای کبود برای محاکمه در دادگاه حاضر شد. اگرچه هیچ کشتاری در مسجد صورت نگرفته بود، اما معلوم شد که مانشاوس، قبل از شروع حمله، خواهر ناتنی 17 ساله خود، یوهان ژانگجیا -که والدین مانشاوس او را از چین به فرزندی قبول کرده بودند- تهدیدی برای نژادسفید دانسته و به قتل رسانده است.

اوایل ماه گذشته، پرونده وی در دادگاه گشوده شد و دادستان‌ها او را به جرم این جنایات به 21 سال حبس محكوم کردند. اما سؤالی که باید مورد بررسی قرار گیرد این است که تهدید و خشونت افراط گرایانِ دست راستی چقدر در نروژ جدی گرفته می شود و آزادی بیان چه نقشی در گسترش ایدئولوژی آنان داشته است؟

گرچه عقاید نئونازیسم در نروژ روز به روز درحال افزایش است، اما جامعه ان کشور تمایل دارد که افراط گرایان را افرادی روان پریش معرفی کند و خشونتی را که آنان روا می دارند، نه ناشی از ایدئولوژی های تندورانه که در نتیجه بیماری روانی بداند. به عنوان مثال، رسانه‌های نروژی، به طور گسترده مشخصات روانشناختی آندرس بریویک را که در سال 2011 با شلیک تیر در نروژ، 77 نفر را به کام مرگ برد، مورد پوشش قرار دادند و مدعی شدند که او با مادرش رابطه‌ای مشکل دار داشته است. حتی برخی از مفسران نروژی عمل جنایتکارانه‌ی او را، با یک فاجعه طبیعی مقایسه کردند.

جامعه نروژ خود را داعیه دار عصر پسانژادپرستی می داند و با چنین تفسیر و تعبیرهایی در پی آن است که اقدامات افراط گرایانه و اسلام هراسانه جریان های دست راستی را، امری استثنایی بنمایاند و افزایش و واقعی بودن این تهدید را انکار کند.

مانشاوس، مانند سایر افراط گرایان افراطی که در کمال سلامت عقل دست به ارتکاب جرم می زنند، بیمار روانی نبود و طبق تشخیص پزشکی قانونی، نسبت به اقدامات مجرمانه‌ی خود کاملا آگاهی داشت؛ درحقیقت ایدئولوژی نئونازی، محرک وی در دست یازیدن به این اقدامات خشونت بار بود. حتی براساس ارزیابی‌های روانشناسی، به نظر نمی‌رسید که مانشاوس از کشته شدن خواهر ناتنی اش، دچار ناراحتی و پشیمانی شده باشد، زیرا او را به دلیل قومیت چینی‌اش، نژاد پست‌تر می‌دانست. علاوه بر اینها مانشاوس خود را از بابت اینکه برنامه‌ریزی بهتری برای حمله به مسجد طراحی نکرده بوده و نتوانسته بود مسلمانان را به خاک و خون بکشد، به شدت سرزنش می‌کرد.

وی علاوه بر حمایت از «ایده‌ی جایگزینی» که بدنبال جایگزین کردن اروپایی‌های سفیدپوست با مهاجران (عمدتاً مسلمان) است، به نظر می‌رسید که به نظریه‌های ضدیهود نیز باور داشت و هولوکاست را افسانه می‌خواند. او به روشنی از «بریویک» و «برنتون تورانت» (که 51 نفر را در سال 2019 در دو مسجد در نیوزیلند به قتل رساند) الهام گرفته بود و مانیفست آنها را در دادگاه مورد استناد قرار داد.

مانشاوس همچنین در ژوئن سال 2019 در جنبش نئونازی مقاومت نوردیك NRM درخواست عضویت كرد و با برخی از اعضای آنها جلساتی داشت. افزون بر این موارد، قبل از حمله، نگرش نژادپرستانه مانشاوس، در محافل خانوادگی و اجتماعی موجبات نگرانی برخی را فراهم کرده بود. حتی در سال 2018 ، یک نفر با خدمات امنیتی پلیس تماس گرفته و از افکار وی ابراز نگرانی کرده بود، اما پلیس این مسئله را پیگیری نکرد. دانشجویان دانشکده ای نیز که مانشاوس در سالهای 2018-2019 در آن درس می خواند، از ایده‌های وی ناراحت شده و موضوع را به مدیریت کالج اطلاع دادند ولی هیچ ترتیب اثری داده نشد. البته این کوتاهی و تسامح از سوی مقامات نروژی در سال 2010 نیز در مورد بریویک صورت گرفته بود.

بعد از حملات تروریستیِ بریویک در سال 2011 که بدترین فاجعه در تاریخ معاصر نروژ به شمار می‌رود، نفوذ و نقش آفرینی جنبش NRM در نروژ بیشتر شد و طبق تخمین ها حداقل 81 نروژی به عضویت ان درآمدند. اما علیرغم افزایش نگران کننده تمایلات افراط گرایانه در نروژ، لیبرال ها که قدرت را در دست دارند، جواب نفرت پراکنی تندوران را، آزادی بیان بیشتر می دانند. نتیجه این ایده این بوده است که از سال 2011 راست گرایان افراطی و فعالان نژادپرست و ضد مسلمان، از دسترسی آزادانه به جریان های اصلی رسانه ای در نروژ بهره برده اند و  کتاب های خود را با حمایت مالی بنیادهای لیبرالِ طرفدار آزادی بیان منتشر کرده اند و برای ادامه کارِ رسانه های خود از دولت بودجه گرفته اند.

شیوه ای که سردبیران رسانه‌های لیبرال نروژی در تحریریه خود پی می گیرند، مبتنی بر ملاطفت با گروههای نژادپرست و اسلام هراس است، به گونه ای که رفتار و کردار اسلام ستیزانه ی این گروهها صرفا «انتقاد از اسلام» تلقی می شود؛ حتی نظریه های ضد اسلامی راست افراطی از جمله تئوری جایگزینی، از طرف روشنفکرانی که سمت های مهمی دراختیار دارند ترویج و تقویت می شود.

ما دقیقاً نمی‌دانیم که چگونه مانشاوس سر از گروه نئونازی NRM درآورد، اما آنچه می‌دانیم این است که یکی از اصلی ترین ابزارهای تبلیغاتی و عضوگیری این گروه، راهپیمایی هایی است که در سطح شهر برگزار می کند. هنگامی که 60-70 نئونازی سوئدی و نروژیِ عضو NRM ، که برخی از آنان نیز سابقه‌ی کیفری داشتند، در 29 ژوئیه 2017 در مرکز شهر «کریستیان ساند» پنجمین شهر بزرگ نروژ راهپیمایی کردند، نروژی‌های لیبرالِ حامی آزادی بیان این راهپیمایی را صرفا نشانه ای بر وجود لیبرال دموکراسی در نروژ دانستند.

رسانه ها همانگونه که پیشتر در مورد محاکمه بریویک شاهد بودیم، محاکمه مانشاوس را به طور گسترده پوشش دادند و با نمایش جزئیات زندگی و عکس‌هایی از وی، از جمله عکس‌هایی که در آن ژست ها و نشانه های مربوط به گروههای راست افراطی را به تصویر کشیده است، تبدیل به ابزار تبلیغاتی رایگانی برای او شدند و این سؤال را ایجاد کردند که آیا رسانه های نروژی می توانند بین ارائه اطلاعات به مردم و تبدیل شدن به ابزار پروپاگاندای گروههای افراطی دست راستی تعادل برقرار کنند؟

همانطور که کارشناس رسانه، «گاوان تیتلی» در کتاب خود هشدار داده است، آزادی بیان، به مکانیسم اصلی رشد و تقویت ایده های نژادپرستانه بدل شده است. گرچه ظهور نژادپرستی را ما بیشتر در گفتار می بینیم و کمتر پیش می آید که نژادپرستان دست به خشونت و ترور بزنند، اما شکی نیست که تفسیرهای فوق لیبرال از آزادی بیان، به تبلیغ و گسترش روزافزون نفرت پراکنی و نژادپرستی منجر شده و زمینه را برای بروز ترور و خشونت علیه مهاجران و اقلیت ها فراهم ساخته است.

*منبع: الجزیره

مترجم: ط. مکارمی