twitter share facebook share ۱۴۰۵ اردیبهشت ۰۳ 99
در شهری با این ابعاد، نمی‌توان مرز روشنی میان اهداف نظامی و زندگی غیرنظامی کشید. وقتی حملات آغاز می‌شود، اثرات آن در کل این بافت به‌هم‌پیوسته پخش می‌شود.

پس از بیش از پنج هفته جنگ، اکنون با گذشت ۱۴ روز از یک آتش‌بس شکننده میان آمریکا، اسرائیل و ایران، ساکنان تهران فرصتی یافته‌اند تا میزان خسارت‌ها را از نزدیک ببینند. شهری با ۹ میلیون نفر جمعیت، حالا پر از آوار، خرابه و برج‌های نیمه‌ویران است.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، روز سه‌شنبه اعلام کرد که آتش‌بس با ایران را برای مدتی نامحدود تمدید می‌کند؛ این در حالی است که تنها یک روز به پایان آن باقی مانده بود و هم‌زمان، برنامه‌ها برای دور جدید مذاکرات نیز به بن‌بست خورده است. دو طرف همچنان بر سر مسائل کلیدی اختلافات جدی دارند؛ از جمله برنامه هسته‌ای ایران، کنترل تنگه هرمز و حمایت تهران از گروه‌های مسلح در خاورمیانه.

حتی اگر این آرامش موقت ادامه پیدا کند و راه‌حلی پایدار پیدا شود، هزینه انسانی و مادی جنگ بسیار سنگین بوده است. دست‌کم ۳۳۰۰ ایرانی، از جمله غیرنظامیان و نیروهای نظامی، در سراسر کشور جان خود را از دست داده‌اند و میزان تخریب نیز گسترده است.

محدودیت‌های ایران بر عکاسی و اینترنت، و همچنین محدودیت‌های آمریکا بر انتشار تصاویر ماهواره‌ای با کیفیت بالا، ارزیابی دقیق خسارت‌ها را دشوار کرده است. با این حال، پژوهشی از گروه «اکولوژی درگیری» در دانشگاه ایالتی اورگن که بر اساس تصاویر راداری انجام شده، برآورد می‌کند که از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه تا شروع آتش‌بس در ۸ آوریل، دست‌کم ۷۶۴۵ ساختمان در سراسر ایران آسیب دیده یا کاملاً تخریب شده‌اند؛ از جمله ۶۰ مرکز آموزشی و ۱۲ مرکز درمانی.

تحلیل بلومبرگ از نوع کاربری ساختمان‌های آسیب‌دیده در تهران نشان می‌دهد که از میان ۲۸۱۶ ساختمان هدف قرارگرفته، حدود ۳۲ درصد مرتبط با بخش نظامی، ۲۵ درصد صنعتی، ۲۱ درصد مسکونی، ۱۹ درصد تجاری و ۲ درصد دولتی بوده‌اند.

نازنین شاهرکنی، استاد مطالعات بین‌الملل در دانشگاه سایمون فریزر کانادا، می‌گوید: «در شهری با این ابعاد، تخریب لزوماً به‌صورت یک منطقه کاملاً ویران‌شده و یکپارچه دیده نمی‌شود. در عمل نمی‌توان مرز روشنی میان اهداف نظامی و زندگی غیرنظامی کشید. وقتی حملات آغاز می‌شود، اثرات آن در کل این بافت به‌هم‌پیوسته پخش می‌شود.»

تهران شهری بسیار گسترده است، تقریباً هم‌اندازه نیویورک. از محله‌های سنتی و پرتراکم جنوب شهر گرفته تا دامنه‌های کوه‌های البرز در شمال، که محله‌های مرفه‌تر در ارتفاعات بالاتر با هوایی خنک‌تر و پاک‌تر قرار دارند. در این مناطق، ایرانیان سکولار و لیبرال در کنار مقامات و افراد مذهبیِ نزدیک به حکومت زندگی می‌کنند. خیابان‌ها عریض و اغلب پوشیده از درختان چنار هستند.

بیشتر مناطق شهر ترکیبی از ساختمان‌های مسکونی، واحدهای تجاری، مغازه‌ها، بانک‌ها و ساختمان‌های دولتی است.

حملات تنها به تهران محدود نبوده و شهرهایی مانند اصفهان نیز هدف قرار گرفته‌اند، اما پایتخت بیشترین آسیب را دیده است. هرچند بخش‌های بزرگی از شهر سالم مانده‌اند، اما ترکش تخریب در نقاط مختلف آن پراکنده‌است و زخم جنگ را می توان در جای جای آن دید.

بررسی این نقاط نشان می‌دهد که اهداف نظامی و دولتی اغلب در کنار ساختمان‌های مسکونی و تجاری قرار دارند.

آمریکا و اسرائیل می‌گویند که حملاتشان دقیق و هدفمند بوده و تنها مراکز نظامی یا امنیتی را هدف قرار داده‌اند. آن‌ها سپاه پاسداران را متهم می‌کنند که فعالیت‌های خود را در میان مناطق غیرنظامی پنهان می‌کند.

اما شاهرکنی معتقد است این سخنان اغلب برای توجیه حملات گفته می‌شوند و چنین القا می‌کنند که جنگ می‌تواند «پاک» و کنترل‌شده باشد، در حالی که این زبان، واقعیت‌های میدانی و محدودیت‌های چنین جنگی در یک شهر متراکم را پنهان می‌کند.

آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، تحلیل بلومبرگ را رد کرده و گفته است که وزارت جنگ به همه اهداف خود در عملیات «خشم حماسی» دست یافته است: نابودی موشک‌های بالستیک ایران، تخریب تأسیسات تولید آن‌ها، از بین رفتن نیروی دریایی و تضعیف نیروهای نیابتی. او افزود که از آغاز عملیات، ۱۳ هزار هدف مورد حمله قرار گرفته و آمریکا غیرنظامیان را هدف قرار نمی‌دهد. ارتش اسرائیل نیز به درخواست برای اظهار نظر پاسخی نداده است.

حتی پیش از این جنگ هم تهران با مشکلات جدی روبه‌رو بود. در ماه نوامبر، مسعود پزشکیان هشدار داده بود که به‌دلیل کمبود شدید آب ناشی از سال‌ها مدیریت نادرست، توسعه بی‌رویه و خشکسالی، ممکن است تخلیه جمعیت شهر ضروری شود. در زمستان نیز آلودگی هوا به‌شدت افزایش می‌یابد و شهر در مه‌دود غلیظ فرو می‌رود.

تحریم‌های آمریکا به‌دلیل برنامه هسته‌ای، نقض حقوق بشر و مسائل امنیت منطقه‌ای، اقتصاد ایران را به بحران کشانده بود و حتی پیش از جنگ، موجی از اعتراضات سراسری شکل گرفته بود.

اکنون تخریب‌های ناشی از بمباران — که ترامپ تهدید کرده بود ایران را به «عصر حجر» بازمی‌گرداند — احتمالاً این مشکلات را تشدید خواهد کرد.

ناتالی موسین، پژوهشگر حوزه بازسازی شهری در دانمارک، می‌گوید: «با چنین بمباران شدیدی، دیدن این سطح از تخریب هم شوکه‌کننده است و هم قابل پیش‌بینی. آسیب فقط به ساختمان‌های هدف محدود نمی‌شود، بلکه مانند موج به اطراف گسترش می‌یابد و مشکلات موجود را تشدید می‌کند.»

هفته گذشته، دولت ایران میزان خسارت مستقیم و غیرمستقیم را حدود ۲۷۰ میلیارد دلار برآورد کرد؛ رقمی نزدیک به کل تولید ناخالص داخلی پیش‌بینی‌شده کشور در سال ۲۰۲۶ (حدود ۳۰۰ میلیارد دلار طبق برآورد صندوق بین‌المللی پول). این نهاد پیش‌بینی کرده تورم از ۷۰ درصد فراتر خواهد رفت.

در حال حاضر بسیاری از کسب‌وکارهای بخش خصوصی تعطیل شده یا با ظرفیت محدود کار می‌کنند؛ بخشی که منبع اصلی درآمد بسیاری از خانواده‌هاست.

هادی کحال‌زاده، پژوهشگر اقتصادی، می‌گوید افزایش بیکاری و تورم احتمالاً میلیون‌ها نفر دیگر را به زیر خط فقر خواهد کشاند.

محله ونک نمونه‌ای از بافت ترکیبی تهران است؛ از برج‌های مسکونی و ادارات گرفته تا مراکز خرید، ساختمان‌های دولتی، بانک‌ها، مدارس، کلینیک‌ها، نانوایی‌ها و رستوران‌ها. اینجا محل تلاقی خیابان ولیعصر — طولانی‌ترین خیابان خاورمیانه — با مناطق مرفه شهر است.

به گفته ساکنان، در بخش‌هایی از شمال ونک، بلوک‌های مسکونی در اثر حملات هوایی به‌طور کامل ویران شده‌اند، به‌ویژه در روزهای ابتدایی جنگ.

میدان و خیابان عطار نیز محل مجموعه بزرگی از ساختمان‌های پلیس است که پیش‌تر هم هدف حمله قرار گرفته بود. در حملات اخیر، ساختمان‌های مسکونی اطراف نیز آسیب دیده‌اند؛ از جمله ساختمانی که تمام درها و پنجره‌هایش در اثر انفجار از جا کنده شده است. گزارش دقیقی از تلفات غیرنظامی این منطقه منتشر نشده است.

یکی از ساکنان می‌گوید: «تمام منطقه از پشت میدان عطار تا بزرگراه سئول کاملاً صاف شده؛ دیگر چیزی باقی نمانده.»

در حالی که داده‌ها نشان می‌دهد مجموعه ورزشی آرارات نیز آسیب دیده، برخی ساکنان می‌گویند این مرکز فرهنگی جامعه ارامنه سالم مانده است. بیمارستان بزرگی متعلق به سپاه نیز ظاهراً آسیب جدی ندیده، اما بیمارستان گاندی در جنوب ونک بمباران شده و خسارت زیادی دیده است.

در سطح کشور، یکی از مرگبارترین حملات در شهر میناب رخ داد؛ جایی که در روز اول جنگ، حمله به یک مدرسه دست‌کم ۱۵۰ کودک را کشت.

در اصفهان نیز بمباران کارخانه بزرگ فولاد می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای اقتصاد غیرنفتی ایران داشته باشد. کارخانه فولاد مبارکه — یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان فولاد— به همراه یک کارخانه دیگر در اهواز هدف قرار گرفت و تولید آن‌ها متوقف شده است.

به گفته کارشناسان، این موضوع می‌تواند اثر دومینویی بر صنایع دیگر، از جمله صنعت خودرو، داشته باشد.

بخش پتروشیمی ایران نیز به‌شدت آسیب دیده است. تعطیلی یکی از بزرگ‌ترین مجتمع‌ها در نزدیکی بندر ماهشهر باعث اختلال در صنایع غذایی شده، زیرا تولیدکنندگان برای تأمین پلاستیک مورد نیاز بسته‌بندی با مشکل مواجه شده‌اند و قیمت‌ها بیش از دو برابر شده است.

یکی از تولیدکنندگان لبنیات می‌گوید: «به‌خاطر حمله به پتروشیمی‌ها، مواد اولیه پلاستیک کم شده و قیمت‌ها سر به فلک کشیده.»

مقامات ایرانی امیدوارند بخشی از هزینه‌های بازسازی را از طریق دریافت عوارض از کشتی‌هایی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند جبران کنند. همچنین درخواست غرامت جنگی از آمریکا را مطرح کرده‌اند.

پس از جنگ هشت‌ساله با عراق، ایران تمرکز خود را بر بازسازی اقتصادی گذاشت و توانست رشد قابل توجهی را تجربه کند. اما این بار شرایط پیچیده‌تر است.

سال‌ها تنش با آمریکا و اسرائیل، بحران اقتصادی و نارضایتی داخلی، جامعه ایران را خسته کرده است.

شاهرکنی در پایان می‌گوید: «اینکه چه اتفاقی بعد از این می‌افتد به اولویت‌ها بستگی دارد. بازسازی می‌تواند در خدمت بهبود زندگی مردم و بازگرداندن ثبات باشد، یا می‌تواند به ابزاری برای تقویت قدرت دولت و بازتوزیع منابع به نفع خود تبدیل شود.»

منبع: بلومبرگ

برای مطالعه بیشتر در این زمینه رجوع کنید به: از دست رفتن صدها هزار شغل در پی جنگ


نظر شما