نیلاب نوری ۱۳ ساله بود که طالبان وارد کابل شدند. نخستین چیزی که توجهش را جلب کرد، سکوتی بود که جای مدرسهاش را گرفته بود.
او گفت: «کمی بعد از تسلط طالبان، اولین کاری که کردند بستن مدارس بود.»
آن زمان در کلاس هشتم درس میخواند و همزمان در یک مرکز آموزشی نیز تحصیل میکرد؛ از آن دسته دخترانی بود که آیندهای روشن را با دقت در کلاسهای درس برای خود ترسیم کرده بودند. اما آن آینده یکشبه رنگ باخت.
دو سال صبر کرد. سپس در ژوئن ۲۰۲۳، خانوادهاش افغانستان را به مقصد پاکستان ترک کردند.
او گفت: «یک دختر نمیتواند در افغانستان به آرزوهایش برسد. کالجها و دانشگاهها برای دختران بسته هستند. فقط تا کلاس ششم اجازه تحصیل دارند. برای همین رفتیم.»
اکنون ۱۷ ساله است و از پاکستان صحبت میکند؛ جایی که مشکلات مربوط به مدارک اقامتی بار دیگر تحصیل او را متوقف کرده است.
او گفت: «بعضی وقتها واقعاً عصبانی میشوم. اگر اینجا هم نتوانم به تحصیلم ادامه بدهم، پس اصلاً بودنم در اینجا چه فایدهای دارد؟ در چنین لحظاتی به بازگشت به افغانستان فکر میکنم.»
لحظهای سکوت کرد و سپس افزود: «اما میدانم آنجا چه خبر است.»
داستان نیلاب یک استثنا نیست؛ بلکه بازتاب واقعیت زندگی نسلی کامل از دختران افغان است که آرزوهایشان به دلیل سیاستهایی که آنان را به شکلی نظاممند از آموزش، زندگی عمومی و امکان ساختن آینده خود محروم کرده، دوز ار دسترس شده است.
چهار سال پس از آنکه نیروهای طالبان کابل را تصرف کردند، این گروه اکنون بر کشوری با حدود ۴۰ میلیون نفر جمعیت حکومت میکند؛ مردمی که هرگز درباره این تغییر قدرت مورد مشورت قرار نگرفتند.
ملا هبتالله آخوندزاده، رهبر عالی طالبان، از قندهار و بر پایه فرامین مذهبی حکومت میکند. او هرگز در هیچ انتخاباتی شرکت نکرده و احتمالاً هرگز هم نخواهد کرد.
آخرین رئیسجمهور منتخب افغانستان، اشرف غنی، پیش از ورود نیروهای طالبان به کابل در اوت ۲۰۲۱ از کشور گریخت.
گزارش «شاخص تحول برتلسمان» در مورد افغانستان در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که تمام مسیرهای مشارکت عمومی در حکومتداری عملاً فلج شدهاند؛ نه انتخاباتی وجود دارد، نه جرگهای، و نه هیچگونه نظرسنجی و مشورت عمومی.
ترکیب دولت طالبان نیز بازتابی از خاستگاه این جنبش است. مؤسسه خاورمیانه که بیش از ۱۲۰۰ مقام ارشد و میانی طالبان را تا پایان سال ۲۰۲۵ بررسی کرده، نشان میدهد که ۹۰ درصد آنان از قوم پشتون هستند.
هزارهها که حدود ۲۰ درصد جمعیت افغانستان را تشکیل میدهند و در گذشته نیز از شدیدترین اشکال آزار و سرکوب طالبان رنج بردهاند، تنها ۰.۷ درصد از مناصب رهبری را در اختیار دارند.
همچنین حتی یک زن نیز در کابینه یا هیچ مقام دولتی محلی در سراسر کشور حضور ندارد.
«امتیاز بلوچ»، پژوهشگری که تحولات سیاسی و امنیتی منطقه را دنبال میکند، درباره معنای این وضعیت گفت: «طالبان نماینده کامل جمعیت متنوع افغانستان نیستند. حمایت اصلی آنان از جوامع روستایی میآید، در حالی که بسیاری از ساکنان شهرها، زنان و اقلیتهای قومی همچنان کنار گذاشته شدهاند. حکومتداری آنان متمرکز و ایدئولوژیک است و فاقد شمولگرایی است؛ موضوعی که کسب مشروعیت گستردهتر را برای این نظام دشوار کرده است.»
یک پژوهشگر افغان مقیم آلمان که نخواست نامش فاش شود، حتی فراتر رفت.
او گفت: «این رژیم هدیهای از سوی بازیگران منطقهای و بینالمللی بود. اکنون اما به زندانی برای مردم خودش تبدیل شده است؛ و بیش از همه برای زنان که شدیدترین محدودیتها و سرکوبها را تحمل میکنند.»
محو شدن زنان
از سال ۲۰۲۱ تاکنون، طالبان بیش از ۸۰ فرمان در محدود کردن حقوق زنان صادر کردهاند؛ آماری که توسط نهاد زنان سازمان ملل ثبت شده است.
دختران از تحصیل فراتر از کلاس ششم منع شدهاند؛ موضوعی که ۲.۲ میلیون دختر را از مدرسه محروم کرده است.
زنان از فعالیت در بیشتر مشاغل منع شدهاند، اجازه ندارند به تنهایی در پارکها قدم بزنند یا به باشگاههای ورزشی بروند و حتی از سخن گفتن در رادیو نیز محروم شدهاند.
در دسامبر ۲۰۲۴، فرمانی تازه زنان را از تحصیل در رشتههای پزشکی و مامایی نیز منع کرد و یکی از آخرین درهای حرفهای باقیمانده را به روی آنان بست.
از زمان بازگشت طالبان به قدرت، بیش از ۸۰ درصد زنان شاغل در رسانههای افغانستان کار خود را از دست دادهاند.
گروه توسعه پایدار سازمان ملل برآورد کرده است که حذف زنان از بازار کار سالانه حدود یک میلیارد دلار برای افغانستان هزینه دارد؛ رقمی معادل حدود ۵ درصد تولید ناخالص داخلی کشور.
بر اساس شاخص «زنان، صلح و امنیت» مؤسسه جورجتاون در سال ۲۰۲۵، افغانستان به دلیل محدودیتها و نابرابریهای شدید علیه زنان و دختران، در میان ۱۸۱ کشور جهان در رتبه آخر، یعنی ۱۸۱ قرار گرفته است.
همچنین دیوان کیفری بینالمللی در ژانویه ۲۰۲۵ درخواست صدور حکم بازداشت برای هبتالله آخوندزاده و عبدالحکیم حقانی، رئیس دادگاه عالی طالبان، را به اتهام آزار و اذیت مبتنی بر جنسیت ارائه کرد.
چندین کشور نیز در حال ارجاع پرونده طالبان به دیوان بینالمللی دادگستری بر اساس کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان هستند.
نیلاب میگوید: «طالبان در رسانهها ادعا میکنند که از حقوق زنان حمایت میکنند، اما این واقعی نیست. آنها فقط میخواهند زنان در خانه بمانند و کارهای خانه را انجام دهند.»
او به زنانی فکر میکند که میشناسد؛ بیوههایی که هیچ خویشاوند مردی ندارند، برای تأمین معاش خانوادهشان نیازمند کار هستند، اما از کار کردن منع شدهاند و در مقابل نیز هیچ حمایتی دریافت نمیکنند.
او گفت: «آن زنان هیچکس را ندارند.»
وقتی از او پرسیده شد آزادی امروز برایش چه معنایی دارد، بدون لحظهای درنگ پاسخ داد: «هر انسانی که به دنیا میآید باید این آزادی را داشته باشد که بدون ترس، برای خودش هر کاری که میخواهد انجام دهد. باید بتواند بدون فشار خانواده یا جامعه درباره آیندهاش تصمیم بگیرد. باید برابری جنسیتی وجود داشته باشد. باید آزادی بیان وجود داشته باشد.»
او این جملات را مانند فهرستی بیان میکند که مدتها در ذهن خود حفظ کرده است.
از هر دو زنی که برای این گزارش با آنان گفتوگو شده بود، یک سؤال مشترک پرسیده شد: جامعه جهانی امروز درباره زنان افغان چه سوءبرداشتی دارد؟
نیلاب بدون مکث پاسخ داد: «فکر میکنم رسانههای بینالمللی این تصور اشتباه را دارند که همه این مسائل صرفاً تبلیغات است و زنان در افغانستان در امنیت هستند و زندگی خوبی دارند. اما اینطور نیست.»
ناامیدی او فقط از طالبان نیست، بلکه از عادیسازی وضعیتی است که از سال ۲۰۲۱ به این سو شکل گرفته است.
با انتقال توجه جهانی به بحرانهای دیگر، این خطر وجود دارد که حذف زنان افغان به واقعیتی پذیرفتهشده تبدیل شود.
پژوهشگر افغان مقیم آلمان نیز این مسئله را از دریچه زندگی شخصی خود توضیح میدهد.
او در آلمان میتواند تحصیل کند، آزادانه سخن بگوید، کار کند و درباره آیندهاش تصمیم بگیرد. این آزادیها آنقدر عادی هستند که اغلب به چشم نمیآیند.
او میگوید: «من همان شخص هستم؛ اما در یک مکان، کاملاً آزاد و در مکانی دیگر دائماً محدود شده.»
برای نیلاب، راهحل تنها به صدور بیانیههای ابراز نگرانی محدود نمیشود.
او به اختلافنظرهای موجود در درون طالبان اشاره میکند و میگوید برخی اعضای این گروه از آموزش دختران و مشارکت زنان در جامعه حمایت کردهاند.
او در پایان گفت: «طالبان را وادار کنید حقوق زنان را به رسمیت بشناسند. در داخل طالبان هم اختلافنظر وجود دارد؛ از همین مسئله استفاده کنید. زنان باید از حقوق اسلامیِ شایسته خود برخوردار شوند.»


نظر شما