درگیریهای مرزی اخیر میان پاکستان و افغانستان نشان میدهد که تنش میان دو کشور وارد مرحلهای بسیار خطرناک شده است. نقطه آغاز تشدید اخیر، عملیات نظامی گسترده پاکستان با نام «غضب للحق» بود؛ عملیاتی که در آن ارتش پاکستان با حملات هماهنگ هوایی و زمینی مواضع طالبان افغانستان و شبهنظامیان تحریک طالبان پاکستان را در چند نقطه داخل افغانستان هدف قرار داد. طالبان افغانستان در پاسخ، حملاتی را با نام «ردّالظلم» انجام داد.
درگیریها پس از مدتی به طور موقت متوقف شد؛ توقفی که همزمان با عید فطر و با میانجیگری کشورهایی مانند عربستان، قطر و ترکیه رخ داد. اما پاکستان بعداً اعلام کرد که این توقف پایان یافته و عملیات نظامی خود را تا زمانی که اهداف «مبارزه با تروریسم» تحقق یابد ادامه خواهد داد.
حمله گسترده پاکستان امری غیرمنتظره و ناگهانی نبود. از زمانی که طالبان در سال ۲۰۲۱ دوباره در کابل به قدرت رسیدند، حملات هماهنگ گروههای شبهنظامی در داخل پاکستان افزایش یافته است. اسلامآباد بارها هشدار داده بود که اگر حملات مرزی یا فعالیتهای تروریستی ادامه یابد، پاسخ نظامی شدیدتری خواهد داد.
هدف پاکستان اکنون فقط جلوگیری از حملات نیست، بلکه میخواهد با وارد کردن هزینههای سنگین به طالبان افغانستان، آنها را مجبور به تغییر رفتار کند. به بیان دیگر، استراتژی پاکستان از «بازدارندگی دفاعی» به یک رویکرد تهاجمیتر تبدیل شده است.
در حدود سه هفته درگیری اخیر، پاکستان عملاً یک «وضعیت جدید» در روابط با طالبان افغانستان ایجاد کرده است. در روایت رسمی پاکستان، طالبان افغانستان دیگر «برادران مسلمان» محسوب نمیشوند بلکه گروهی هستند که از مسیر اسلام منحرف شدهاند. حتی نام عملیات «غضب للحق» نیز چنین معنایی را القا میکند: نوعی مجازات برای کسانی که از راه درست منحرف شدهاند. به همین دلیل، دولت پاکستان تلاش میکند این جنگ را هم از نظر ملی و هم مذهبی توجیه کند.
زمانی که طالبان افغانستان قدرت را در کابل به دست گرفتند، بسیاری در پاکستان این اتفاق را یک پیروزی استراتژیک میدانستند. نخستوزیر وقت، عمران خان گفته بود افغانها «زنجیرهای بردگی» را شکستهاند. همچنین رئیس وقت سازمان اطلاعات پاکستان، فائز حمید، گفته بود که «همه چیز درست خواهد شد».
اما این خوشبینی دوام نیاورد. پاکستان بهتدریج به این نتیجه رسید که طالبان افغانستان نهتنها جلوی فعالیت گروههای ضدپاکستانی را نگرفتهاند، بلکه به آنها پناه دادهاند. مهمترین این گروهها همان تحریک طالبان پاکستان است که مسئول بسیاری از حملات در داخل پاکستان شناخته میشود.
پاکستان اکنون کنترل طالبان بر خاک افغانستان را تهدیدی جدی برای امنیت خود میداند. یکی از برنامههای اسلامآباد ایجاد مناطق حائل در نزدیکی خط مرزی معروف به خط دیورند است؛ مناطقی در داخل افغانستان که قرار است مانع عبور شبهنظامیان به پاکستان شود.
در سطح سیاسی نیز لحن پاکستان بسیار تندتر شده است. سخنگوی ارتش پاکستان طالبان افغانستان را یک سازمان تروریستی توصیف کرده که گروههای دیگر تحت چتر آن فعالیت میکنند. برخی در پاکستان حتی از احتمال حمایت از گروههای مخالف طالبان مانند جبهه مقاومت ملی افغانستان سخن میگویند؛ گروهی که با حکومت طالبان در افغانستان میجنگد.
در سوی دیگر، طالبان افغانستان با یک معادله پیچیده روبهرو هستند. از یک سو میخواهند در برابر حملات پاکستان واکنش نشان دهند، اما از سوی دیگر نمیخواهند وارد جنگی شوند که ممکن است قدرتشان را در داخل افغانستان تضعیف کند.
رهبر طالبان، هبت الله آخوندزاده، گفته است که این جنبش با نیروی نظامی نابود نخواهد شد. در عین حال، وزیر کشور طالبان، سراج الدین حقانی نیز تأکید کرده که نباید صرفاً از روی انتقامجویی با پاکستان درگیر شد.
این موضع نشان میدهد که طالبان احتمالاً توان یک جنگ طولانی با پاکستان را ندارند. اقتصاد افغانستان بسیار ضعیف است و حکومت طالبان با چالشهای امنیتی داخلی نیز روبهروست. گروههای مخالف مانند جبهه مقاومت ملی ادعا میکنند در سالهای اخیر صدها حمله علیه طالبان انجام دادهاند.
با این حال، طالبان همچنان میتوانند از طریق گروههای نیابتی به پاکستان فشار وارد کنند. یکی از سناریوها این است که طالبان به طور پنهانی از تحریک طالبان پاکستان حمایت کنند تا نفوذ خود را در مناطق پشتوننشین دو سوی مرز گسترش دهند.
پاکستان معتقد است بیثباتی در مرز غربی در نهایت به سود رقیب اصلیاش یعنی هند تمام میشود. برخی مقامات پاکستانی حتی ادعا کردهاند که هند از خاک افغانستان برای تضعیف پاکستان استفاده میکند. به همین دلیل، اسلامآباد مقابله با طالبان افغانستان را بخشی از رقابت گستردهتر منطقهای میبیند.
در عین حال، بحرانهای منطقهای دیگر نیز پاکستان را تحت فشار قرار دادهاند. جنگ میان ایران با آمریکا و اسرائیل باعث شده بسیاری از کشورهای منطقه که پیشتر میانجیگری میکردند، اکنون درگیر بحرانهای خود باشند.
ادامه جنگ در خلیج فارس میتواند برای اقتصاد پاکستان بسیار پرهزینه باشد. این کشور وابستگی زیادی به تجارت و نیروی کار خود در کشورهای عربی خلیج فارس دارد و هرگونه اختلال در این روابط میتواند اقتصاد آن را به شدت تحت فشار قرار دهد.
از نظر سیاسی نیز دولت پاکستان با فشار داخلی روبهرو است. احساسات ضدآمریکایی و حمایت از ایران در میان برخی گروههای داخلی افزایش یافته است و مدیریت این وضعیت برای دولت کار سادهای نیست.
در مجموع، روابط پاکستان و طالبان افغانستان وارد مرحلهای شده که بازگشت به وضعیت عادی بسیار دشوار به نظر میرسد. پاکستان میخواهد طالبان را مجبور کند علیه گروههای ضدپاکستانی اقدام کنند؛ در حالی که طالبان تلاش میکنند بدون ورود به یک جنگ بزرگ، قدرت خود را در داخل حفظ کنند.
با ادامه این روند، خطر آن وجود دارد که درگیریها به یک جنگ گستردهتر تبدیل شود. در چنین شرایطی، هم افغانستان و هم پاکستان ممکن است وارد چرخهای از خشونت شوند که خروج از آن بسیار دشوار خواهد بود.


نظر شما