«سارا علی»، وقتی در شبکههای اجتماعی و گروههای واتساپ، خبرهایی درباره ناپدید شدن یا اخراج بدون توضیح پاکستانی های شیعه از امارات را خواند چندان نگران نشد؛ چرا که همسرش «طاها» بیش از ده سال در اداره راه و ترابری دبی کار میکرد.
اما ۱۲ آوریل، درست زمانی که طاها شیفت شب خود را آغاز کرده بود، مأموران محل کارش متوجه شدند که نام و عکس او در سیستم پلیس ثبت شده است. مأموران که او را میشناختند، کاملاً سردرگم شده بودند و از او میپرسیدند چه کاری انجام داده است. اما خیلی زود مشخص شد که دستور بازداشت او صادر شده است. مأموران لباسشخصی از اداره تحقیقات جنایی او را با دستبند از محل کارش منتقل کردند.
سارا علی که نامش را به دلایل امنیتی تغییر داده، میگوید: «او کاملاً شوکه شده بود. عکسش را به او نشان دادند و پرسیدند چه کردهای. »
چند ساعت بعد، او با دستبند به کلانتری جبلعلی منتقل شد. در آنجا فقط به او گفته شد که پروندهاش در یک مرکز دیگر در حال بررسی است. بعداً به بازداشتگاه دیگری منتقل شد و در نهایت به «العاویر» رسید؛ جایی که معمولاً آخرین ایستگاه پیش از اخراج محسوب میشود. در هیچ مرحلهای اتهام رسمیای علیه او مطرح نشد؛ الگویی که بسیاری از بازداشتشدگان دیگر نیز از آن خبر دادهاند.
چند روز بعد، همسرش به دبی رفت و تلاش کرد او را در بازداشتگاه های مختلف پیدا کند. در این مسیر با خانوادههای دیگری هم روبهرو شد که آنها نیز به دنبال عزیزانشان بودند. در هر مرکز، پاسخهای مبهمی دریافت میکرد، بدون آنکه مشخص شود دقیقاً اتهام چیست. در یک مورد، یکی از مأموران گفت شاید طاها تصاویری مرتبط با درگیریهای منطقهای منتشر کرده باشد؛ ادعایی که همسرش آن را رد کرد.
او گفت: «چون طاها کارمند دولت بود، قوانین سختگیرانهای داشت. نه چیزی سیاسی منتشر میکرد، نه مذهبی. حتی دو سه ماه اخیر اصلاً در شبکههای اجتماعی حضور نداشت و همه حسابهایش را بسته بود.»
سارا بارها به مراکز مختلف مراجعه کرد، اما هر بار از او خواسته شد بعداً بازگردد و در نهایت هم پاسخی نگرفت. در مرکز العاویر، مقامها گاهی از اخراج صحبت میکردند و گاهی از ادامه تحقیقات، اما هیچ مدرک رسمی ارائه نشد.
چند روز پس از بازداشت، سرانجام اجازه یک ملاقات کوتاه به او داده شد، فقط ۱۰ دقیقه و از پشت شیشه. کمتر از یک هفته بعد، طاها اخراج شد و با پروازی به فیصلآباد فرستاده شد.
داستان آنها تنها یکی از موارد متعدد و رو به افزایش است. بسیاری از شهروندان پاکستانی و خانوادههایشان میگویند که بدون توضیح بازداشت و در موارد زیادی اخراج شدهاند. بر اساس این روایتها، به نظر میرسد بخش عمدهای از افراد هدف، شیعه هستند.
این گزارشها در شرایطی منتشر میشود که روابط امارات و پاکستان دچار تنش شده است. در حالی که پاکستان نقش میانجی میان آمریکا و ایران را ایفا میکرد، امارات بهطور ناگهانی از اسلامآباد خواست بدهی ۳.۵ میلیارد دلاری خود را فوراً بازپرداخت کند. این اقدام باعث شد عربستان—که سال گذشته با پاکستان پیمان دفاعی امضا کرده—برای کمک مالی وارد عمل شود.
برخی تحلیلگران معتقدند این درخواست جنبه تنبیهی داشته و نشاندهنده نارضایتی فزاینده ابوظبی از اسلامآباد است؛ بهویژه در پی نزدیکی بیشتر پاکستان به عربستان و واکنش نسبتاً ضعیف آن به حملات ایران به کشورهای خلیج فارس.
از سوی دیگر، حوالههای مالی از امارات یکی از منابع حیاتی ارز خارجی برای پاکستان است؛ بنابراین، اخراجها میتواند هزاران خانواده و حتی اقتصاد کشور را تحت تأثیر قرار دهد.
در همین حال، امارات از تهدیدات امنیت داخلی نیز سخن گفته و اعلام کرده که «سلولهایی مرتبط با ایران» را در داخل کشور شناسایی کرده است. در همین راستا، ۲۷ نفر بازداشت شدند و نهادهای امنیتی از ساکنان خواستند هرگونه فعالیت مشکوک را گزارش دهند.
در خود پاکستان نیز فضای پیچیدهای حاکم است. بسیاری از شیعیان از نقش میانجیگرانه کشورشان و نزدیکی به آمریکا—بهویژه پس از کشته شدن رهبر ایران—نگران هستند. اظهارات منسوب به فرمانده ارتش پاکستان، عاصم منیر، مبنی بر اینکه «هرکس ایران را دوست دارد، به آنجا مهاجرت کند» این نگرانیها را تشدید کرده است.
در چنین شرایطی، اخراج شیعیان پاکستانی از امارات، موقعیت اسلامآباد را دشوارتر کرده است. سخنگوی وزارت خارجه پاکستان این اخراجها را رد نموده و از پاسخگویی بیشتر خودداری کرده است.
محمد امین شهیدی، روحانی برجسته شیعه در پاکستان، میگوید که پس از جنگ ایران، امارات «کارزاری سازمانیافته برای اخراج شیعیان» آغاز کرده است. به گفته او، حدود ۵ هزار خانواده، معادل حدود ۱۵ هزار نفر، تحت تأثیر این روند قرار گرفتهاند.
او میگوید: «این افراد عملاً فقط با لباسهای تنشان بازگردانده شدند، بدون اینکه بتوانند پولهایشان را از بانک خارج کنند یا امور مالیشان را سامان دهند.»
شهیدی همچنین تأکید کرد که دولت پاکستان تاکنون در این زمینه سکوت کرده و این موضوع باعث افزایش ترس و ناامنی در میان شیعیان پاکستانی ساکن در دیگر کشورهای عربی شده است.
یک متخصص فناوری اطلاعات ۲۵ ساله که بیش از سه سال در دبی کار میکرد، میگوید با وجود اینکه شیعه نیست، باز هم اخراج شده است. او که خود را سنی معرفی میکند، معتقد است حضورش در یک حسینیه در ماه محرم ممکن است باعث جلب توجه نیروهای امنیتی شده باشد.
برخی بازداشتشدگان گفتهاند که احتمالاً از ابزارهای شناسایی هویتی، مانند اسکن کارت امارات در مراکز مذهبی شیعیان، برای شناسایی افراد استفاده شده است. به گفته شهیدی، اطلاعات بیومتریک افراد—بهویژه هنگام حضور در اماکن مذهبی—ممکن است در این روند نقش داشته باشد.
این متخصص فناوری اطلاعات میگوید پس از احضار به کلانتری، تلفن و وسایلش ضبط شد و بدون توضیح برای ساعتها بازداشت شد. او میگوید: «ما را با خودرو زرهی به مرکز دیگری بردند. وقتی اعتراض کردم، بقیه گفتند سکوت کن، چون ممکن است برای همهمان بدتر شود.»
برخی دیگر نیز روایتهای مشابهی دارند. «ظهیر خان»، رانندهای که از دبی اخراج شده، میگوید در یک مرکز خرید بازداشت شد و مأموران در مسیر از او پرسیدند شیعه است یا سنی. وقتی پاسخ داد شیعه است، به او گفتند: «پس همهچیز روشن شد.»
بسیاری از بازداشتشدگان میگویند بین چند مرکز جابهجا شدند و در نهایت به العاویر منتقل شدند. برخی نیز از بدرفتاری در بازداشتگاه خبر دادهاند: از مجبور شدن به زانو زدن گرفته تا ضربوشتم افراد مسن، بازرسی بدنی تحقیرآمیز و کیفیت پایین غذا.
طاها شرایط را «وحشتناک» توصیف کرده و گفته برخی زندانیان مورد ضربوشتم قرار گرفتهاند. «قمر عباس»، رانندهای با ۲۴ سال سابقه کار در دبی، میگوید هر چهار ساعت یکبار برای آمارگیری بیدار میشدند و مجبور بودند با دستها و پاهای بسته سر خود را پایین نگه دارند.
او میگوید: «اگر روابط امارات و پاکستان خراب شده، تقصیر من چیست؟ بچههایم در حال تحصیلاند، همسرم بیمار است و هیچ منبع درآمدی ندارم.»
به گفته شهیدی، کارگران و مهاجران کمدرآمد از اولین گروههایی بودند که بازداشت شدند و تحت بازجوییهای سخت قرار گرفتند. او همچنین مدعی است برخی بازداشتشدگان تهدید شدهاند که اگر درباره این موضوع صحبت کنند، تصاویرشان در فضای مجازی منتشر خواهد شد.
در مقابل، برخی افراد تحصیلکرده بدون خشونت فیزیکی اخراج شدهاند، اما داراییهایشان در امارات مسدود شده و اجازه بازگشت ندارند.
بازداشتشدگان میگویند در مرکز العاویر، روزانه بیش از ۱۰۰ نفر بهصورت گروهی اخراج میشدند. بسیاری بدون فرصت جمعآوری وسایل شخصی، مستقیماً به فرودگاه منتقل شدهاند.
این متخصص فناوری اطلاعات که تنها نانآور خانوادهاش است، حالا باید زندگی را از نو آغاز کند. او میگوید خانوادهاش در شوک هستند و حتی به حساب بانکیاش در امارات دسترسی ندارد.
ظهیر خان نیز میگوید بسیاری از کارگران با قرض و بدهی برای کار به امارات رفته بودند و حالا همهچیز را از دست دادهاند. او تأکید میکند در منطقهای مانند گلگت-بلتستان، فرصتهای شغلی بسیار محدود است.
با بازگشت این افراد به پاکستان و فروپاشی ناگهانی زندگیشان، بسیاری به یاد شعاری افتادهاند که در آغاز جنگ تکرار میشد: «ما همه اماراتی هستیم.»
یکی از آنها با تلخی میپرسد: «پس آن شعار چه شد؟»


نظر شما