twitter share facebook share ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۳ 27
جریان موسوم به «راست اسلام-مسیحی» به چندفرهنگ‌گرایی بدبین است و از سیاست خارجی آمریکا انتقاد می‌کند. در عین حال که در برخی موارد از اسلام انتقاد می‌کند، در موارد دیگر آن را تحسین می‌نماید.

از زمان حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، بسیاری از تحلیلگران و چهره‌های جریان راست در آمریکا، اسلام را تهدیدی برای آزادی‌های غربی معرفی می‌کردند. اما در دنیای پرهیاهوی پادکست‌ها، اتفاق تازه‌ای در حال رخ دادن است. در ماه‌های اخیر، افرادی مانند کندیس اوونز به قرائت قرآن پرداخته‌اند، نیک فوئنتس علیه اسلام‌هراسی موضع گرفته و تاکر کارلسون حتی از احکام شریعت تمجید کرده است. آنچه زمانی تهدید تلقی می‌شد، حالا به‌تدریج به‌عنوان یک متحد دیده می‌شود.

برای برخی از این چهره‌ها، این علاقه، به تغییر دین هم منجر شده است. اندرو تیت، اینفلوئنسر مشهور با دیدگاه‌های مردسالارانه، و همچنین اسنیکو، یک چهره اینترنتی راست‌گرا، با گفتن شهادتین به اسلام گرویده‌اند؛ دینی که آن را پادزهری در برابر «انحطاط غرب» می‌دانند. برخی دیگر نیز به اسلام به چشم الگویی نگاه می‌کنند که مسیحیان می‌توانند با رها شدن از قید لیبرالیسم به آن نزدیک شوند. در این نگاه، «تمدن یهودی-مسیحی» کنار می‌رود و نوعی «راست اسلام-مسیحی» شکل می‌گیرد.

اصطلاح «یهودی-مسیحی» از دهه ۱۹۳۰ رایج شد و به تصویری چندفرهنگی از جامعه غربی اشاره داشت؛ جامعه‌ای که در آن، نقش کاتولیک‌ها و یهودیان در کنار پروتستان‌ها اهمیت داشت و در سطح جهان، مدافع آزادی و دموکراسی محسوب می‌شد.

اما جریان موسوم به «راست اسلام-مسیحی» نگاه متفاوتی دارد. این جریان به چندفرهنگ‌گرایی بدبین است و از سیاست خارجی آمریکا انتقاد می‌کند. همچنین به تلاش‌های لیبرال‌ها برای ایجاد تفاهم میان ادیان با دیده تحقیر می‌نگرد و در عین حال که در برخی موارد از اسلام انتقاد می‌کند، در موارد دیگر آن را تحسین می‌نماید.

تاکر کارلسون یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های این گرایش است. او معتقد است غرب دچار بحران کاهش اعتماد به نفس شده است؛ امری که به بی‌نظمی اجتماعی و کاهش نرخ زاد و ولد منجر گشته است. در مقابل، به گفته او، کشورهای مسلمان—به‌ویژه در خلیج فارس—هنوز به دین و فرهنگ خود باور دارند.

برخی دیگر از این جریان، روابط جنسیتی در جوامع مسلمان را تحسین می‌کنند. مردان جوانی در غرب که مدام با شعارهایی مثل «آینده از آنِ زنان است» مواجه هستند، ساختارهای مردسالارانه را جایگزینی جذاب می‌بینند. به گفته فوئنتس، برخی حتی، آرزو دارند «مسلمان شوند و چند همسر داشته باشند». این افراد با اینفلوئنسرهای مسلمانی مانند تیت مواجه هستند که دائما پیام قدرت و برتری مردانه را تبلیغ می‌کنند. فوئنتس می‌گوید: «چنین چیزی را اصلاً از مسیحیت نمی‌گیرید.»

در میان راست‌گرایان، از اسلام به‌عنوان نیرویی محافظه‌کار در برابر سرمایه‌داری افراطی و سیاست خارجی پرخطای آمریکا نیز یاد می‌شود. الکساندر دوگین، متفکر روس و منتقد لیبرالیسم، حتی گفته است که شریعت باید جایگزین نظام سرمایه‌داری شود. فوئنتس نیز از کشورهای مسلمان خواسته در برابر سیاست خارجی آمریکا مقاومت کنند و گفته است: «آمریکا مرکز امپراتوری لیبرالی است که جهان را کنترل می‌کند و ما دشمن این نظم لیبرال هستیم.»

در رمان «تسلیم» نوشته میشل ولبک در سال ۲۰۱۵، پیش‌بینی جالبی درباره این هم‌سویی میان مخالفان لیبرالیسم و مسلمانان ارائه شده است. راوی می‌گوید: «در تمام مسائل مهم، راست‌گرایان و مسلمانان کاملاً با هم توافق داشتند؛ چه در رد الحاد، چه در ضرورت تبعیت زنان و بازگشت به نظام مردسالار.» با این حال، برای طرفداران جریان «اسلام-مسیحی»، این‌که تصویرشان از اسلام تا چه حد دقیق است اهمیت چندانی ندارد. آن‌ها در حال مطالعه تطبیقی ادیان نیستند، بلکه به دنبال جایگزینی برای مدرنیته لیبرال می گردند.

با این حال، ادعاهای آن‌ها قابل بررسی است. برای مثال ممکن است کشورهای عربی هنوز به دین و فرهنگ خود باوری محکم داشته باشند، اما نرخ زاد و ولد در آن‌ها نیز مانند اروپا در حال کاهش است. در عربستان سعودی، نرخ تولد طی شش سال بیش از ۱۰ درصد کاهش یافته است. همچنین، هرچند اسلام به‌عنوان نماد محافظه‌کاری اجتماعی معرفی می‌شود، اما مسلمانان در آمریکا در موضوعاتی مانند سقط جنین، هویت جنسیتی و همجنس‌گرایی، معمولاً دیدگاه‌هایی لیبرال‌تر از مسیحیان انجیلی دارند.

این تصور که جهان سنتی مسلمان می‌تواند وزنه‌ای در برابر سیاست خارجی لیبرال آمریکا باشد نیز با تردید روبه‌روست. توافق‌های ابراهیم و حمایت برخی کشورهای خلیج فارس از حمله آمریکا به ایران، این فرض را زیر سؤال می‌برد. سال گذشته، زمانی که اسرائیل حملات خود علیه حماس و حزب‌الله را گسترش داد، دوگین پرسید: «همبستگی اسلامی کجاست؟ جهان اسلام کجاست؟»

با وجود تمام این‌ها، غرب—حتی اگر دچار بحران باشد—توانایی قابل‌توجهی در وادار کردن مخالفان خود به سازش دارد. نمونه آن احمد الشرع، رئیس‌جمهور سوریه است. او که زمانی رهبر جبهه النصره و مرتبط با القاعده بود، می‌توانست نمونه‌ای از سرسختی ایدئولوژیک اسلامی باشد. اما اکنون به‌عنوان رئیس دولت، روابط خوبی با آمریکا برقرار کرده است. حتی در ماه آوریل، ویدیویی از او منتشر شد که در یک سالن بسکتبال در دمشق نشسته و اجرای موسیقی «Work It» از میسی الیوت را تماشا می‌کند.

در حالی که موسیقی پخش می‌شد، به‌نظر می‌رسید پاسخ یک سؤال که "در نهایت، کدام طرف پیروز شده" روشن شده است.

منبع: واشنگتن پست



نظر شما