بسیاری معتقدند دو طرف بیش از هر زمان دیگری به توافق نزدیک شده‌اند، اما همچنان این احتمال وجود دارد که نتانیاهو و جریان‌های تندرو در واشنگتن ترامپ را متقاعد کنند که هرگونه توافق حاوی امتیاز اقتصادی به ایران نوعی تسلیم است.

یک هفته دیگر از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران سپری شد و این هفته نیز بار دیگر در فضایی از ابهام و سردرگمی به پایان رسید.

به گفته مقام‌های آمریکایی، مذاکره‌کنندگان ایرانی و آمریکایی به توافق بر سر متن یک «یادداشت تفاهم» نزدیک شده بودند، اما ترامپ پس از نشست ۲۹ مه در اتاق وضعیت کاخ سفید ــ نشستی که پیش از آن وعده داده بود در آن «تصمیم نهایی» را اتخاذ خواهد کرد ــ پیش‌نویس را دوباره به تهران بازگرداند.

او در مورد نحوه اشاره به ذخایر اورانیوم با غنای بالا در ایران و همچنین شرایط عبور و مرور از  تنگه هرمز، خواستار اصلاحاتی شد.

سپس در اول ژوئن، پس از آنکه ایران ظاهراً در واکنش به تشدید حملات اسرائیل در لبنان همه کانال‌های ارتباطی را بست، ترامپ مواضعی متناقض اتخاذ نمود. او از یک سو گفت از مذاکرات با ایران خسته شده است، از سوی دیگر مدعی شد گفت‌وگوها با سرعت زیادی ادامه دارد و هم‌زمان اعلام کرد پس از تماسی بسیار سازنده با نخست‌وزیر بنیامین نتانیاهو و همچنین تماس با نمایندگان عالی‌رتبه حزب‌الله، آتش‌بس دیگری را در لبنان برقرار کرده است.

ترامپ پیش‌بینی کرد توافق با ایران در هفته آینده حاصل شود، اما تا روز سه‌شنبه رسانه‌های ایرانی گزارش دادند که تهران همچنان در حال بررسی آخرین متن پیشنهادی است.

در غیاب یک پیشرفت دیپلماتیک، آتش‌بس شکننده میان آمریکا و ایران همچنان برقرار مانده، هرچند دو طرف همچنان حملاتی علیه یکدیگر انجام داده‌اند.

بین ۲۵ تا ۲۷ مه، فرماندهی مرکزی آمریکا دو حمله جداگانه علیه زیرساخت‌های پهپادی، سایت‌های موشکی و شناورهای ایرانی در جنوب ایران انجام داد و مدعی شد پرتاب پهپادهای انتحاری را شناسایی کرده است.

در شب ۲۷ مه، ایران یک موشک بالستیک به سمت کویت شلیک کرد که توسط نیروهای کویتی رهگیری شد. سنتکام این اقدام را «نقض فاحش آتش‌بس» توصیف کرد و اعلام نمود که چهار نظامی آمریکایی و سه پیمانکار در این حمله زخمی شده‌اند.

در مقابل، سپاه اعلام کرد که این حمله پاسخی به حمله آمریکا در بندرعباس بوده است.

در روزهای بعد نیز درگیری‌ها ادامه یافت؛ ایران یک پهپاد آمریکایی را سرنگون کرد و آمریکا در پاسخ به مراکز راداری و فرماندهی پهپادی ایران حمله کرد. سنتکام همچنین اعلام کرد در ۳۱ مه دو موشک بالستیک ایرانی را که به سوی نیروهای آمریکایی مستقر در کویت شلیک شده بودند رهگیری کرده است.

جبهه لبنان

در جبهه لبنان، اسرائیل به‌طور محسوسی حملات خود را تشدید کرد و حزب الله نیز با شلیک موشک به مناطق عمیق‌تر اسرائیل پاسخ داد.

لشکر ۳۶ ارتش اسرائیل در ۲۹ مه از رودخانه  لیتانی عبور کرد؛ رودی که در عمل به مرز نانوشته عملیات نظامی دو طرف تبدیل شده بود.

یک روز بعد، نیروهای اسرائیلی قلعه بوفور را تصرف کردند؛ قلعه‌ای راهبردی بر فراز تپه‌ای مشرف به جنوب لبنان که عمیق‌ترین پیشروی ارتش اسرائیل در لبنان از زمان پایان اشغال این کشور در سال ۲۰۰۰ به شمار می‌رود.

همچنین حمله‌ای در ۲۸ مه به منطقه شویفات در حومه جنوبی بیروت یک ساختمان مسکونی را هدف قرار داد. این نخستین حمله به پایتخت لبنان از زمان تمدید آتش‌بس در ماه آوریل بود.

در همان روز، هیئت‌های نظامی لبنان و اسرائیل طبق برنامه در پنتاگون دیدار کردند. مذاکرات ادامه یافت، حتی در حالی که نتانیاهو به‌طور علنی از پیشروی نیروهای اسرائیلی در شمال رود لیتانی خبر می‌داد.

با افزایش تهدیدهای اسرائیل علیه بیروت، عباس عراقچی تأکید کرد که از نگاه تهران «نقض آتش‌بس در یک جبهه به معنای نقض آتش‌بس در همه جبهه‌هاست» و آمریکا و اسرائیل مسئول پیامدهای هرگونه تخلف خواهند بود.

پس از آن، ترامپ اعلام کرد که اسرائیل از حمله به بیروت خودداری خواهد کرد و حزب‌الله نیز پذیرفته است که همه تیراندازی‌ها متوقف شود.

نگاه ایران

مذاکره‌کننده ارشد ایران، باقر قالیباف در ۲۹ مه نوشت که تهران «امتیازات را نه از طریق مذاکره بلکه با موشک به دست می‌آورد» و «برنده توافق کسی است که برای جنگ روز بعد از امضای آن آماده‌تر باشد.»

این پیام ظاهراً سه مخاطب داشت:

واشنگتن؛ برای نشان دادن اینکه ایران تحت فشار تسلیم نخواهد شد.

جریان‌های تندرو داخلی؛ برای نمایش دیپلماسی به‌عنوان ادامه میدان نبرد، نه عقب‌نشینی.

افکار عمومی ایران؛ برای القای این تصور که مقاومت در حال نتیجه دادن است.

هدف اصلی تهران تغییری نکرده است: پایان دادن به جنگ، از جمله در جبهه لبنان، و دستیابی به منافع اقتصادی ملموس پیش از هرگونه امتیازدهی فراتر از اصول کلی درباره برنامه هسته‌ای.

ایران همچنین تلاش کرده روایت‌های مطرح‌شده از سوی واشنگتن را به چالش بکشد.

زمانی که ترامپ اعلام کرد تنگه هرمز بدون عوارض باز خواهد شد و ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران استخراج و نابود می‌شوند، خبرگزاری فارس این ادعاها را «ترکیبی از حقیقت و دروغ» خواند.

به گفته فارس: ممنوعیت دریافت عوارض در متن توافق وجود ندارد؛ بند مربوط به اورانیوم اساساً بی‌پایه است؛ آمریکا متعهد به آزادسازی ۱۲ میلیارد دلار از دارایی‌های ایران شده است و توافق شامل آتش‌بس لبنان نیز می‌شود.

از دید تهران، اعلام ترامپ مبنی بر توقف حملات اسرائیل به بیروت و توقف حملات حزب‌الله به اسرائیل، تأییدی بر سیاست ایران در پیوند زدن مذاکرات هسته‌ای با وضعیت لبنان تلقی می‌شود.

مسئله تنگه هرمز

تنگه هرمز همچنان اصلی‌ترین نقطه اختلاف باقی مانده است.

ایران در تلاش است اقدامات زمان جنگ برای کنترل عبور و مرور دریایی را به یک ساختار دائمی تبدیل کند.

طبق گزارش‌ها، در هفته گذشته روزانه حدود ۲۴ کشتی با مجوزهای صادرشده از سوی سپاه از تنگه عبور کرده‌اند و ملزم به رعایت مسیرها و پرداخت هزینه‌های تعیین‌شده از سوی تهران بوده‌اند.

مقام‌های ایرانی ادعا می‌کنند که مدیریت تنگه هرمز توسط ایران، اکنون به یک واقعیت تثبیت‌شده جهانی تبدیل شده و عمان نیز در اداره آن مشارکت خواهد داشت.

در مقابل، وزارت خزانه‌داری آمریکا نهادی را که برای اداره این سازوکار ایجاد شده تحریم کرده است؛ نشانه‌ای از اینکه واشنگتن حاضر نیست کنترل ایران بر این آبراه را به رسمیت بشناسد.

نگاه آمریکا

ترامپ در ۲۹ مه شروط مورد نظر خود را به‌طور علنی اعلام کرد: بازگشایی فوری و رایگان تنگه هرمز؛ استخراج و نابودی ذخایر مواد شکافت‌پذیر ایران با همکاری تهران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی؛ عدم انتقال هیچ پولی به ایران تا اطلاع ثانوی.

اما گزارش‌های مختلف حاکی از آن است که متن واقعی یادداشت تفاهم ممکن است بسیار متفاوت باشد و شامل: معافیت‌های تحریمی، دسترسی ایران به دارایی‌های مسدودشده، رفع تدریجی محاصره دریایی، و موکول کردن جزئیات توافق هسته‌ای به مذاکرات بعدی باشد.

در همین حال، آمریکا ضمن ادامه محاصره دریایی ایران، تحریم‌های جدیدی نیز اعمال کرده است.

اسکات بنت حتی عمان را تهدید به تحریم ثانویه کرد؛ هرچند بعداً پس از دریافت تضمین از مسقط از موضع خود عقب نشست.

همزمان  پیت هگست در نشست امنیتی شانگری-لا در سنگاپور اعلام کرد که ایران در حال نزدیک شدن به مواضع آمریکا است و نیروهای آمریکایی اکنون در موقعیتی قوی‌تر از قبل قرار دارند.

نگاه اسرائیل

اسرائیل در حالی حملات خود در لبنان را تشدید کرد که همچنان در برابر حملات پهپادی حزب‌الله متحمل تلفات می‌شود.

از اوایل مارس تاکنون: بیش از ۳۳۰۰ لبنانی کشته شده‌اند، بیش از یک میلیون نفر آواره شده‌اند و بر اساس آمار یونیسف، به طور میانگین روزانه ۱۱ کودک کشته یا زخمی شده‌اند. اسرائیل نیز ۲۶ سرباز در جبهه لبنان از دست داده است.

نگرانی اصلی اسرائیل این است که توافق احتمالی میان تهران و واشنگتن باعث شود: ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران حفظ گردد، زرادخانه موشکی ایران دست‌نخورده باقی بماند، شبکه متحدان منطقه‌ای تهران پابرجا بماند و در عین حال فشار اقتصادی کاهش یابد.

به همین دلیل، نتانیاهو ظاهراً تلاش می‌کند پیش از هر توافقی واقعیت‌های جدیدی را در لبنان ایجاد کند که بازگرداندن آنها دشوار باشد.

نگاه کشورهای خلیج فارس

بیشترین آسیب هفته گذشته متوجه کویت شد؛ جایی که موشک‌ها و پهپادهای ایرانی یک پایگاه آمریکایی را هدف قرار دادند.

همچنین تهدید ترامپ علیه عمان موجب نگرانی دولت‌های خلیج فارس شده است؛ زیرا این تصور را تقویت می‌کند که آمریکا به جای تأمین‌کننده امنیت، خود به منبع ناامنی تبدیل می‌شود.

کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس خواهان بازگشت به وضعیت پیش از جنگ در تنگه هرمز هستند؛ نه مدیریت ایران بر آبراه و نه محاصره نامحدود آمریکا.

چشم‌انداز: یک صفحه توافق، اما ده‌ها عامل خراب‌کننده

درگیری‌های اخیر میان ایران و آمریکا و همچنین تحولات لبنان، آتش‌بس شکننده کنونی را بیش از پیش تحت فشار قرار داده است.

با این حال، هنوز امکان دستیابی به یک توافق اصولی وجود دارد.

یادداشت تفاهمی که درباره آن صحبت می‌شود قرار نیست به جنگ پایان دهد؛ بلکه تنها یک فرصت ۶۰ روزه برای مذاکرات مفصل‌تر فراهم می‌کند. به بیان دیگر، این توافق بیشتر چارچوبی برای چانه‌زنی‌های بعدی خواهد بود تا یک توافق نهایی و الزام‌آور.

بزرگ‌ترین مانع همچنان شخص ترامپ است؛ فردی که از یک سو می‌خواهد به جنگی پرهزینه و نامحبوب پایان دهد و از سوی دیگر نمی‌خواهد متهم به اعطای امتیاز به ایران شود.

با وجود اینکه بسیاری معتقدند دو طرف بیش از هر زمان دیگری به توافق نزدیک شده‌اند، همچنان این احتمال وجود دارد که نتانیاهو و جریان‌های تندرو در واشنگتن ترامپ را متقاعد کنند که هرگونه توافق حاوی امتیاز اقتصادی به ایران نوعی تسلیم است.

در آن صورت، آمریکا بار دیگر با همان انتخابی روبه‌رو خواهد شد که در ۱۹ مه از آن اجتناب کرد: ازسرگیری جنگ هوایی، ادامه محاصره دریایی، یا هر دو.

اما همان‌گونه که تجربه نشان داده، بعید است ایران صرفاً تحت فشار اقتصادی تسلیم شود؛ زیرا رهبران جمهوری اسلامی همچنان معتقدند زمان در نهایت به سود آنهاست و حاضرند هزینه‌های سنگینی را برای حفظ این موضع بپردازند.

منبع: گروه بحران


نظر شما