پروژه جهانی شدن و گسترش عدالت اجتماعی

twitter sharefacebook share۱۳۹۶ خرداد ۰۱ - 2017-05-22

برنامه دیدگاه که با حضورحجت الاسلام شیخ مرتضی معاش مدیر مؤسسه مطالعاتی نبأ و پروفسور عبدالعزیز ساشادینا استاد دانشگاه جورج میسون آمریکا از شبکه امام حسین(ع) پخش شد، به موضوع جهانی شدن پرداخت و کوشید در گفت و گو با این کارشناسان به رابطه جهانی شدن و گسترش عدالت اجتماعی بپردازد.

جهانی شدن موضوعی است که اخیراً توجه بسیاری از اندیشمندان را به خود جلب کرده است. برخی جهانی شدن را فرآیندی می دانند که ناخواسته ایجاد شده و به مدد پیشرفت علم، تکنولوژی و ارتباطات به پیش می رود؛ گروهی دیگر اما به این پدیده به چشم بدبینی نگریسته و معتقدند جهانی شدن پروژه ای خودساخته است که توسط کشورهای ابرقدرت و به منظور استعمار و سلطه بر جهان بنیان گذاشته شده، فرهنگ غرب را بر جهانیان تحمیل می کند و خرده فرهنگ ها را در خود ذوب می نماید. اما به راستی جهانی شدن چیست و آیا توانسته است به تحقق عدالت در جامعه بینجامد؟

برنامه دیدگاه که با حضورحجت الاسلام شیخ مرتضی معاش مدیر مؤسسه مطالعاتی نبأ و پروفسور عبدالعزیز ساشادینا استاد دانشگاه جورج میسون آمریکا از شبکه امام حسین(ع) پخش شد، به موضوع جهانی شدن پرداخت و کوشید در گفت و گو با این کارشناسان پاسخ سؤالات فوق را دریابد.

در ابتدای گفت و گو، حجت الاسلام مرتضی معاش به بیان چگونگی شکل گیری جهانی شدن پرداخت. به گفته ایشان جهانی شدن جریانی است که بر پایه تفکر لیبرالیستی و سرمایه داری بنا نهاده شده و با استفاده از پیشرفت تکنولوژی، ایجاد شبکه های ارتباط جمعی و ماهواره ها دایره نفوذ و جهان شمولی خود را گسترش داده است.

به عقیده ایشان کشورهای غربی و در رأس آنها آمریکا می کوشند از طریق این پروژه، بر هیمنه و سلطه خود بر جهان بیفزایند و از این طریق مصالح و منافع خود را پیش برند. به همین دلیل است که برخی به جای واژه جهانی شدن از واژه آمریکایی شدن استفاده می کنند چراکه معتقدند آمریکا به عنوان بزرگ ترین قدرت اقتصادی و کشوری که اینترنت و شبکه های اجتماعی را در کنترل خود دارد بر آن است که به نام جهانی شدن، به هدف اصلی خود که همانا ترویج فرهنگ و اخلاق و ارزش های خویش است دست یابد. این حقیقت را امروزه در تغییر پوشاک، خوراک و جهت دهی سلیقه مردم به سمت فیلم های آمریکایی و شبکه های اجتماعی فیسبوک و توییتر می بینیم.

اما آمریکا تنها یکی از کشورهایی است که از نظر اقتصادی، سیاسی و فرهنگی از پروژه جهانی شدن بهره برده است. کشورهای اروپایی و چین نیز تاکنون به مدد جهانی شدن به سود سرشاری دست یافته اند. اقتصاد چین پس از باز شدن درهای جهان به روی محصولات این کشور شکوفا شد و بانک های جهانی توانستند در کشورهای مختلف شعبه زده و برنامه های مالی خود را پیاده کنند.

این بهره مندی در مورد مردم نیز حاکم است. برای نمونه مؤسسات خبری پس از جهانی شدن توانستند انحصار اخبار را از دست خبرگزاری های بزرگ خارج کنند و چنانکه می بینیم امروزه هرکسی می تواند اقدام به تأسیس مؤسسه خبری و فرهنگی کند، ماهواره و وبسایت مختص به خود ایجاد نماید و به ترویج افکار و باورهای خویش بپردازد.

اما در کنار مردم و کشورهای لیبرال، نظام های استبدادی نیز از جهانی شدن بهره بردند. آنان با تسلط بر ابزارهای ارتباط جمعی به ترویج و تبلیغ افکار پلید خود پرداختند و مانع از دسترسی آزادانه مردم به اینترنت شدند. جالب آنکه در این نظام ها، سایت های غیر اخلاقی به روی مردم مسدود نیست و در عوض سایت هایی که بیانگر افکار و نظرات سازنده و روشنگر است با محدودیت مواجه می شوند.

مدیر مؤسسه نبأ در بیان یکی دیگر از مشکلات جهانی شدن چنین گفت: اساس این پدیده در تفکر سرمایه داری است، این تفکر تنها به منافع خود می اندیشد و لذا کسب سود از طریق فروش اسلحه، مواد مخدر، پولشویی، احتکار و قمار را نیز مشروع می داند. از این رو می بینیم که کشورهای غربی از حقوق بشر و آزادی دم می زنند اما پای منافع و مصالحشان که به میان می آید تمام این اصول را به راحتی زیر پا می گذارند.

وی افزود: جهانی شدن نسبت به تحقق اهداف انسانی بی تفاوت است؛ شاهد سخن آنکه کشورهای غربی آتش جنگ را در خاورمیانه افروخته اند و برای کسب سود بیشتر اقدام به فروش سلاح می کنند؛ از آنطرف وقتی با موج ورود پناهجویان مواجه می شوند در مقابل انها سیم خاردار کشیده، از هر گونه تحقیر و توهین نسبت به آوارگان ابایی ندارند، پناهندگان را اخراج می کنند و مسلمانان را تهدیدی برای کشورهای خود می دانند. بنابراین جهانی شدن با یک تضاد بزرگ همراه است و آن اینکه چون فرهنگ کشورهای غربی با تعصب و خودخواهی عجین شده است دست به رفتارها و اعمالی مغایر با اصول و ارزش های انسانی می زنند، امری که با جهانی شدن مغایر است.

حجت الاسلام معاش در پایان به مقایسه دین اسلام با نظام های کنونی پرداخت و با بیان اینکه دین اسلام بر پایه رحمت و انسانیت است و هیچ تبعیضی در آن یافت نمی شود افزود: دوران حکومت پیامبر گرامی اسلام(ص) و امیرمؤمنان علی(ع) بر پایه صلح و مداراست؛ چنانکه پیامبر اکرم پس از فتح مکه خطاب به مشرکان می فرمایند: بروید شما آزاد شدگانید. علی(ع) نیز هیچگاه عرب را بر عجم و سفید را بر سیاه برتری نداد و همواره بر پایه برابری و مساوات حکم می داد. امروزه نیز نظام های دموکرات و آزاد بسیاری از اصول انسانی خود را از اسلام گرفته و در کشورهای خویش پیاده می کنند.

پروفسور ساشادینا نیز در ابتدای سخن، جهانی شدن را ناشی از خواست ابرقدرت‌ها در سلطه بر جهان دانست و گفت: جهانی شدن از آنجا شکل گرفت که کشورهای توسعه یافته در ابتدا به دنبال بازار گسترده و سودآور جهان سوم بودند اما با گذشت زمان جهانی شدن از اقتصاد به عرصه سیاست و فرهنگ نیز کشیده شد و کار به جایی رسید که می بینیم امروزه کشورهای توسعه یافته سیاست های راهبردی کشورهای در حال توسعه را تنظیم می کنند.

وی افزود: آندسته از کشورهای درحال توسعه همچون هند که از نظر تکنولوژی و رشد اقتصادی به پیشرفت های قابل قبولی دست یافته اند، در پروژه جهانی شدن کاملا ادغام نشده و توانسته اند استقلال خود را تا حدودی حفظ کنند. اما در کشورهای آفریقایی که از نظر تکنولوژی و اقتصاد از دیگر کشورها بسیار عقب تر هستند این امر صادق نیست و جهانی شدن سبب سلطه کامل کشورهای توسعه یافته بر آنان شده است. چنانکه برای مثال می بینیم بانک های جهانی کمک های مالی خود را به آنان منوط به انجام پاره ای شروط می نمایند و از این طریق اقتصاد این کشورها را به سمت و سوی مورد نظر خود جهت دهی می کنند.

استاد دانشگاه جورج میسون در ادامه به برخی از مزایا و معایب مدرنیته به عنوان یکی از ارکان اساسی جهانی شدن اشاره کرد و بروز مشکل در روابط خانوادگی، روابط اجتماعی، اخلاق، حفظ ارزش ها و صدمه زدن به فرهنگ بومی را از معایب این پدیده دانست. وی همچنین تأکید کرد که یکی از ویژگی ها و مشکلات جهانی شدن آن است که نمی توان آن را قسمت بندی کرده، برخی از قسمت ها را پذیرفت و برخی دیگر را رد نمود؛ به عبارت دیگر در فرآیند جهانی شدن حق انتخاب از کشورها گرفته شده است.

وی در خاتمه سخن، با اشاره به آیات و روایات، عدالت، اخلاق و معنویت را سه اصل اساسی در حکومتداری دانست و افزود: گرچه غرب مدعی آزادی، دموکراسی و حقوق بشر است اما نژادپرستی و اختلافات طبقاتی موجود در این کشورها نشان می دهد که در اجرای اصول انسانی و اخلاقی موفق نبوده اند. بنابراین برای بهره مندی از حکومتی عدالت گستر و اخلاق محور همچنان باید منتظر ظهور حضرت مهدی(عج) بود.