زمان تغییر استراتژی ایران در عراق فرا رسیده است

twitter sharefacebook share۱۳۹۸ آذر ۱۰ - 2019-12-01

در شرایطی که بیش از یک ماه از آغاز تظاهرات سراسری در عراق گذشته و خشم مردم فزونی گرفته است، ایران همچنان این اعتراضات را ناشی از اقدامات مداخله جویانه آمریکا و عربستان می داند.

در شرایطی که بیش از یک ماه از آغاز تظاهرات سراسری در عراق گذشته و خشم مردم فزونی گرفته است، ایران همچنان این اعتراضات را ناشی از اقدامات مداخله جویانه آمریکا و عربستان می داند.

در این حرکت اعتراضی که ضد بیکاری، ضعف خدمات عمومی و فساد دولتی انجام شده، معترضان خواهان برکناری احزاب و طبقه سیاسی حاکم هستند که از زمان حمله آمریکا به عراق در سال 2003 قدرت را در دست گرفته اند. از دید معترضان، حاکمان کنونی عراق، افرادی فاسد و دست نشانده آمریکا و ایران هستند؛ اما رسانه ها بر احساسات ضد ایرانی معترضان متمرکز شده و تنها شعارها و حرکت های ضد ایرانی را پوشش می دهند.

شعارهای ضد ایرانی معترضان از زمانی آغاز شد که عادل عبدالمهدی نخست وزیر عراق، ژنرال عبدالوهاب السعدی را از پست خود (ریاست بخش مبارزه با تروریسم) برکنار کرد. عموم عراقی ها، ژنرال سعدی را شخصیتی محوری در آزادسازی موصل و جنگ علیه داعش می دانند و او را قهرمان ملی می خوانند. آنان تنزل رتبه ژنرال سعدی را امتیازی برای ایران بر می شمارند؛ از دید آنها احتمالا مقامات ایران با توجه به رابطه ژنرال سعدی با آمریکا، شهرت و محبوبیت وی و عدم پذیرش کمک ایران به ویژه در جنگ 2015 خواهان تنزل رتبه وی شده اند.

مورد ژنرال سعدی نشان می دهد که چگونه دولت های عراق، منافع دول خارجی را، مقدم بر منافع عراق و عراقی قرار می دهند. حال سؤال این است که دولت ایران در مورد معترضان عراقی چه فکر می کند و چگونه باید این اعتراضات را مدیریت نماید؟

اولا به دلیل همزمانی اعتراضات عراق و لبنان، تهران این اعتراضات را متأثر از حمایت و نقش آفرینی آمریکا، عربستان و اسراییل می بیند. این دیدگاه بدین معنا نیست که همه معترضان در سرتاسر عراق تحت تأثیر آمریکا و هم پیمانانش بوده یا توسط گروههای مرتبط با این کشورها پول دریافت کرده اند، اما از دید تهران یک یا چند کشور بر آتش اعتراضات دمیده و بر شدت و حدت آن دامن می زنند. از دید تهران این اعتراضات لزوما نشان دهنده خشم عراقی ها از ایران نیست.

دوم اینکه رهبران ایران خشم اندک معترضان نسبت به آمریکا را مشکوک می دانند و همین امر، این باور را در آنان تقویت کرده است که آمریکا به همراه یک یا چند کشور متحد منطقه ای اش، معترضان را می شورانند.

حتی اگر برکناری ژنرال سعدی به خواست ایران یا برای کسب رضایت آن انجام شده باشد، سیستم سیاسی ای که معترضان علیه آن تظاهرات می کنند، بعد از حمله آمریکا و توسط آن کشور در عراق ایجاد شده است. تهران خود را مسئول شرایط فعلی عراق نمی داند و فکر می کند که تنها کاری که کرده، استفاده از اشتباهات آمریکا در عراق بوده است. بعلاوه رهبران ایران معتقدند که آن کشور بارها نقش ناجی را برای عراق بازی کرده است. تلاش آنها برای ایجاد عراقی باثبات و تأمین خدمات بهداشتی، غذا، برق و در آخر کمک در شکست داعش، باید زمینه تفوق ایران را فراهم کند؛ حال آنکه خشم عراقیان را در پی داشته و ایران این خشم را درک نمی کند. بنابراین با توجه به دیدگاهی که تهران در مورد نقش خود در عراق دارد و این نقش را برای دو طرف سودمند می داند، بر این باور است که شروع یا ادامه اعتراضات از جانب آمریکا، عربستان، اسراییل و گروههای وابسته به آنان بوده است

سوم اینکه در خصوص شعارها و حرکات ضد ایرانی در تظاهرات، تهران معتقد است رسانه ها در این خصوص دست به بزرگنمایی و تحریف واقعیات می زنند. از دید تهران، رسانه های بین المللی، تحت سلطه مخالفان ایران در خاورمیانه و غرب هستند و به همین دلیل، ویدئوها و گزارش هایی که از اعتراضات پخش می شود، گزینش شده و آنهایی که ضد ایران است نمایش داده می شود.

و چهارم: اینکه چرا ایران در مورد اعتراضات عراق اینگونه فکر می کند؟ به سابقه مداخلات آمریکا باز می گردد. عملیات های روانی، تحریف اخبار و کنترل رسانه ها و از همه مهمتر اعتراف دیپلمات برجسته آمریکایی مبنی بر فعالیت های این چنینی آمریکا در زمان تصدی ریاست سیا توسط وی در کشورهای مختلف، زمینه سوء ظن ایران را در خصوص اعتراضات عراق فراهم ساخته است.

سال گذشته وقتی ائتلاف سائرون به رهبری مقتدی صدر موفق شد با اختلاف کمی برنده انتخابات شده و اکثر کرسی های پارلمان را از آن خود کند، من در مقاله ای نوشتم که ایران باید اقداماتی را برای کاهش خشم و ناخشنودی عراقی ها انجام دهد. جمهوری اسلامی در عملیات های خارجی خود دقیق است و غالبا دچار اشتباه محاسباتی نمی شود، اما در مورد عراق از آنجا که بر صحت دیدگاه خود (دیدگاهی که پیشتر در مورد آن توضیح دادیم) اصرار دارد، گام های مؤثری برای اصلاح امور و جبران اشتباهات خویش برنداشته و لذا نگران سیر تحولات این کشور است.

سال گذشته ایران به جای اینکه نتایج انتخابات را هشداری برای خود دانسته و از گسترش نیروهای نیابتی خویش در عراق بکاهد، بر دامنه حمایت ها و اقدامات خود افزود. به جای اینکه به تاریخ اِشغال ایران توسط استعمارگران نگاهی انداخته و با بررسی احساسات ایرانیان در زمانی که کشورشان حوزه نفوذ بیگانگان بود، به درکی از احساست و اندیشه عراقی ها برسد، مطالبات خود را افزایش داد و خواسته های خود را بر نیروهای عراقی نزدیک به ایران تحمیل نمود. مورد ژنرال سعدی و اظهارت رهبر ایران در خصوص وقایع عراق نمونه هایی است که نشان می دهد واکنش ایران تناسبی با تجربه و دانش و درک این کشور از وقایع عراق ندارد.

در آخر اینکه هرچه اعتراضات عراق ادامه پیدا کند، احتمال اینکه در خلأ ایجاد شده، گروههایی همچون داعش یا افراطیون دیگری ظهور یابند بیشتر می شود؛ پس به نفع آن کشور است که اعتراضات هرچه زودتر پایان پذیرد. اما سوالی که وجود دارد این است که آیا ایران گام های ملموسی برای آرام کردن اعتراضات بر می دارد یا اجازه می دهد که اعتراضات ادامه یافته و مسیر خود را طی کند؟

تهران هنوز در این اندیشه است که مقصر تمام مشکلات عراق نیست و عراقی ها آنگونه که رسانه های عربی و غربی سعی در القای آن دارند، ضد ایران نیستند؛ اما با گذشته نزدیک به 18 ماه از انتخابات 2018 عراق، ایران مقصر مشکلات عراق و کشته و زخمی شدن شهروندان قلمداد می شود.

حتی اگر فکر تهران در مورد بزرگنمایی رسانه های عربی و غربی درست باشد، شانتاژ رسانه ای علیه ایران ادامه یافته و اینکه ایران علل تمام مشکلات عراق است، به تدریج به باوری عمومی تبدیل می شود.

*منبع: لوبلاگ
مترجم: فاطمه رادمهر