چین، دشمن جدید غرب

twitter sharefacebook share۱۳۹۹ اردیبهشت ۱۵ - 2020-05-04

بیست سال است که غرب با اسلام به عنوان دشمن خود رفتار می کند، ولی اکنون گویی چین جای اسلام را گرفته است.

ربع قرن از وقتی که سیاستمدار آمریکایی ساموئل هانتینگنون مقاله مشهورش را در مورد برخورد تمدن ها نوشت، گذشته و در این مدت جهان دهها جنگ به خود دیده است. هانتینگتون مقاله خود را بعد از فروپاشی دیوار برلین و پایان جنگ سرد بین شوروی و غرب نوشت و پیش بینی کرد که به جای اینکه صلح بر جهان حاکم شود، کشمکش های جدیدی ایجاد خواهد شد و اسلام و غرب همچون دشمنانی آشتی ناپذیر روبروی هم قرار خواهند گرفت.

سیاستمداران غربی مثل رئیس جمهور سابق آمریکا جورج دبلیو بوش و نخست وزیر سابق انگلیس تونی بلر از نظریه هانتینگتون پیروی کردند و در ربع قرن اخیر بسیاری از کشورهای اسلامی، هدف حملات آمریکا و متحدانش قرار گرفتند. در همین حال مسلمانان، اغلب در رسانه های غربی به عنوان کسانی که عقاید رادیکالی دارند، به قانون پایبند نیستند و تهدیدی برای موجودیت جهان به شمار می روند، به تصویر کشیده می شدند. این امر به افزایش اسلام هراسی در غرب انجامید و سبب قدرت یافتن احزاب راست افراطی در اروپا شد.

اما به دلیل شیوع کرونا، ممکن است بخش عمده ای از این دشمنی کاهش یابد. یکی از دلایل این کاهش (به ویژه در بریتانیا)، فداکاری ها و کمک های مشهود مسلمانان است که احتمالا به تغییر نگرش عموم مردم بینجامد. چهار پزشکی که در بدو امر در اثر شیوع کرونا جان خود را در انگلیس از دست دادند، همگی مسلمان بودند. (برای مشاهده مطالب بیشتر در مورد نقش مثبت مسلمانان انگلیس در بحران کرونا به مقاله زیر مراجعه کنید)

(انگلیس بیش از همیشه به اقلیت های خود نیازمند است)

اما یکی دیگر از دلایل کاهش دشمنی علیه مسلمانان این است که کرونا در حال تغییر ژئوپلیتیک جهانی است؛ غرب دوست دارد و شاید هم نیاز دارد که برای خود دشمنی فرضی داشته باشد و اکنون ظاهرا چین را هدف گرفته است.

غرب دارد همان کاری که بیست سال پیش در مورد اسلام انجام داد و آن را دشمن غرب نمایاند، در مورد چین انجام می دهد و برای این منظور از همان افراد، همان روزنامه نگاران، همان اتاق های فکر، همان احزاب سیاسی و همان سازمان های اطلاعاتی –که این نقشه را برای اسلام پیش بردند-استفاده می کند.

بعد از مقاله مشهور هانتینگتون که منجر به طرح اتهاماتی علیه مسلمانان و رواج عنوان «اسلام رادیکال» شد، حالا آنها توجه خود را به شرق دور معطوف داشته اند. ترامپ رئیس جمهور امریکا حمله به چین را مدتهاست که آغاز کرده است. همچون بوش که پیش از حمله به عراق در سال 2003 این کشور را محور شرارت نامید، ترامپ هم در طول کمپین انتخاباتی خود در سال 2016 چین را به هدف گرفتن اقتصاد آمریکا متهم می کرد؛ اما از وقتی که کرونا شیوع یافت، حملات ترامپ سرعت و شدت بیشتری گرفته است. ترامپ، چین را متهم به مخفی کاری و دروغ گویی در خصوص آمار تلفاتش می کند؛ اوایل این ماه هم کمک مالی آمریکا به سازمان بهداشت جهانی را متوقف کرد و این سازمان را متمایل به چین خواند.

روزنامه های انگلیسی که همیشه مسلمانان را آماج حملات خود قرار می دادند، این بار انگشت اتهام را به سمت چین گرفته و این کشور را تهدیدی برای جهان می دانند. روزنامه «سان» که سال 2003 بر طبل جنگ علیه عراق می کوبید، با انتشار گزارشی ادعا کرد که چین عمدا این ویروس را منتشر کرده است تا ثابت کند که از آمریکا در نبرد با بیماری های کشنده قدرتمندتر است. «جان ساور» رئیس سابق «ام آی سیکس» نیز در گفتگو با بی بی سی، با تصمیم ترامپ در قطع کمک های مالی به سازمان بهداشت جهانی همراهی نشان داد و گفت «در آمریکا خشم عمیقی نسبت به ضربه ای که چین به ما وارد کرده وجود دارد و چین هم از پذیرش مسئولیت در قبال اینکه منشأ گسترش ویروس بوده امتناع می کند، زیرا نتوانسته است که در ابتدای شیوع ویروس با آن مقابله کند». در انگلیس سخنانی که از جانب روسای سابق سرویس اطلاعات مخفی مطرح می شود، نمایانگر دیدگاه فعلی این اراده است.

در همین حال معاون نخست وزیر «دومینیک راب» گفت شکی وجود ندارد که بعد از کرونا رابطه تجاری انگلیس با چین دیگر مثل گذشته نخواهد بود. ستون نویس ارشد تایمز «ملانی فیلیپ» نیز که برای مدتها، در انتقاد از اسلام رادیکال می نوشت، اخیرا ستون خود را به هشدار پیرامون نقش چین اختصاص داده و معتقد است که «دیگر غرب نمی تواند بیش از این چشمان خود را به روی اعمال چین ببندد».

البته برای انتقاد از چین دلایل خوبی هم وجود دارد و مدارکی هست که نشان می دهد چین در مراحل ابتدایی شیوع کرونا و در خصوص تعداد مبتلایان، شفافیت کافی را نداشته است. اما این کتمان و عدم شفافیت، اختصاص به چین ندارد، بلکه بسیاری دیگر از کشورها از جمله انگلیس هم دست به لاپوشانی و فریبکاری زدند و این همان چیزی است که نشان می دهد، در جوسازی علیه چین و برجسته کردن خطاهای آن کشور، اهداف دیگری وجود دارد.

انجمن «هنری جکسون» که از منتقدان همیشگی اسلام گرایی است، اکنون همین راه را با سلسله گزارش ها و برنامه هایی که از رسانه ها پخش می کند، علیه چین در پیش گرفته و حملاتش به آن کشور را در ماههای اخیر به شکل چشمگیری افزایش داده است. آخرین این حملات، نظرسنجی ای بود که توسط این انجمن انجام شد؛ این نظرسنجی نشان می داد که بیش از هشتاد درصد مردم انگلیس از بوریس جانسون می خواهند در خصوص مدیریت چین در ابتدای شیوع کرونا، تحقیقی بین المللی را آغاز کرده و پیش ببرد.

گزارش انجمن هنری جکسون مبنای مقاله یکشنبه نشریه «میل» شد که پیشنهاد می داد انگلیس پکن را در دادگاههای بین المللی تحت تعقیب قرار داده و 351 میلیارد پوند بابت شیوع ویروس از آن کشور خسارت بگیرد. انستیتو «گیت استون» هم مستقیما دست به مقایسه بین چین و اسلام رادیکال زد؛ این انستیتو، همه گیری کرونا را یازده سپتامبر دیگری برای غرب توصیف نمود و «کان کافلین» سردبیر موضوعات خارجی نشریه تلگراف و عضو ارشد انستیتو گیت استون که از مدافعان جنگ عراق هم بود، خواهان استعفای رئیس سازمان تجارت جهانی به دلیل هواداری از چین شد.

از زمان فروپاشی شوروی، غرب نیازمند جایگزینی دشمنی جدید بوده است. توجه کنید که در نظریه برخورد تمدن های هانتینگتون، صرفا در مورد تمدن اسلام هشدار داده نشده و از تمدن دومی که رقیب تمدن غرب است هم سخن گفته می شود؛ طبق نظریه هانتینگتون، چین قوی ترین و طولانی مدت ترین تهدید غرب است.

هیچ چیز یک شبه تغییر نمی کند. با توجه به پیوند شخصی مستحکمی که بین ترامپ و نتانیاهو وجود دارد، ایران دشمن کاخ سفید باقی خواهد ماند؛ اما ممکن است دوره ای که در آن تمدن اسلام و غرب روبروی هم قرار داشتند به پایان رسیده و غرب دشمن جدیدی پیدا کرده باشد؛ اگر اینگونه باشد، مسلمانان می توانند کمی آزادانه تر نفس بکشند.

*منبع: میدل ایست آی

مترجم: فاطمه رادمهر