دیپلماسی کرونایی چین در خاورمیانه

twitter sharefacebook share۱۳۹۹ اردیبهشت ۱۸ - 2020-05-07

درحالیکه ترامپ می کوشد دلیل شیوع کرونا را به آزمایشگاههای چین نسبت دهد، پکن از بحران کنونی، برای تقویت رابطه خود با کشورهای حوزه خلیج فارس استفاده می کند.

گرچه کرونا از چین شروع شد، اما پکن بی توجه به بحث هایی که امریکا علیه این کشور به راه انداخته، تمرکز خود را روی کمک رسانی به کشورهای مختلف جهان معطوف داشته است و ماسک، کیت های آزمایش، تجهیزات پزشکی و گروههایی برای آموزش و درمان به بسیاری از کشورهای خاورمیانه می فرستد.

چین به خاطر برخورد مؤثر و موفقیت آمیزی که در برابر کرونا داشته، مورد توجه قرار گرفته و تصور مردم در بخش هایی از خاورمیانه این است که چین می تواند در پایان بخشیدن هرچه سریعتر به این بیماری به آنها کمک کند؛ لذا برخی از کشورهای خاورمیانه استراتژی های چین برای مهار کرونا را به کار گرفته و دست به اقدامات سختگیرانه ای زده اند. این درحالی است که بر اثر شیوع کرونا، تنش بین واشنگتن و پکن افزایش یافته و مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا به تازگی ادعا کرد «مدارک بسیاری وجود دارد که نشان می دهد کرونا از آزمایشگاهی در ووهان بیرون آمده است».

یکی از توافقات مهمی که 26 آوریل برای مبارزه با کرونا بین چین و سعودی منعقد شد، این بود که ریاض در ازای کیت های آزمایش و سایر امکانات پزشکی که چین در اختیارش قرار می دهد، 265 میلیون دلار به این کشور بپردازد. عربستان با برقراری مقررات منع آمد و شد در برخی از مناطق کشور، درصدد بازگشایی شهرهای مکه و مدینه است و برای تمهید بهترین امکانات و تسهیلات پزشکی، نیاز به تقویت زیرساخت های بهداشتی خود دارد. بر اساس این توافق، پکن برای عربستان 9 میلیون کیت می فرستد که این میزان کیت، ظرفیت آزمایش روزانه 50 هزار نفر را در اختیار مقامات بهداشتی سعودی قرار می دهد. همچنین مقرر شده است که 500 متخصص درمانی از چین، برای اداره 6 آزمایشگاه عربستان و تحلیل آزمایش های انجام شده، به آن کشور اعزام گردند.

پیش از انعقاد این توافق، روزنامه نگاران برجسته سعودی همچون «سلمان الدوسری» در رسانه های داخل کشور، اقدامات مقابله ای چین در برابر ویروس را تحسین می کردند و الدوسری موفقیت چین را در اعمال اقدامات سختگیرانه قرنطینه ای می ستود. عربستان و امارات هم به تأسی از چین، دست به اقدامات قاطعانه، سختگیرانه و در عین حال مؤثری زدند که در بسیاری دیگر از کشورهای منطقه اجرای آنها امکانپذیر نبود.

بی شک سیاست کرونایی چین، نفوذ و اثرگذاری این کشور را (به ویژه در منطقه خاورمیانه) افزایش داده است. تلاش های چین در راستای کمک رسانی به سایر کشورها، مزایای زیر را برای این کشور به ارمغان آورده است:

نخست اینکه قدرت نرم [1]چین را افزایش داده است. گرچه پکن روابط نزدیکی با کشورهای عربی داشت، اما فاقد قدرت نرم بود؛ اکنون کمک چین برای بهبود وضعیت بهداشتی-درمانی کشورهای آسیب دیده از کرونا، به افزایش قدرت نرم این کشور منجر شده است؛ ضمن اینکه در ماههای اخیر، رفتار نماینده های چین در خاورمیانه، به بهبود وجهه چین نسبت به گذشته کمک کرده است. برای مثال در عربستان، سفیر چین «چن وینگ» با حضور در تلویزیون های عربی و توضیح اقدامات چین برای مهار کرونا، تلاش کرد آگاهی مردم را در این خصوص بالا ببرد و با اعلام همبستگی چین با مردم سعودی، رابطه بین دو کشور را دوستانه تر کند.

دوم اینکه انتقادهای زیادی علیه چین وجود داشت مبنی بر اینکه این کشور در مراحل ابتدایی شیوع کرونا، واکنش سریعی نشان نداده است. چین از طریق امدادرسانی به سایر کشورها، به این انتقادها پایان داد و حتی باعث شد که رویکرد پکن در مهار ویروس، در تمام منطقه مورد تقلید قرار گیرد. ماه مارس اتحادیه عرب ویدئو کنفرانسی برای متخصصان درمانی عرب و چینی ترتیب داد و آنگونه که معاون دبیرکل اتحادیه «هیفا ابوغزاله» می گوید «مباحث مطرح شده در این کنفرانس، به کشورهای عرب کمک کرد که نقشه راه خود را برای مقابله با کرونا ترسیم کنند». نتیجه آنکه چین موفق شد افکار عمومی را به نفع خود جلب کند؛ برای نمونه تلویزیون سعودی (شبکه العربیه) ماه گذشته گفت که «چین تنها کشوری است که در مقابل کرونا عملکرد موفقی داشته است».

سوم اینکه پس از پایان یافتن بحران کرونا، اقتصاد کشورهای حوزه خلیج فارس برای رفع مشکلاتی که در پی شیوع کرونا دامنگیرشان شده، نیاز بسیاری به سرمایه گذاری خارجی خواهد داشت. این مشکلات صرفا در حوزه های انرژی و به دلیل کاهش تقاضای نفت و گاز نیست؛ در دوران پساکرونا، بخش های مختلف اقتصادی در خلیج فارس دچار مشکل شده و برای بقا خواهند جنگید؛ در چنین شرایطی چین می تواند با تمهید بودجه و متخصص این بخش ها را نجات دهد. بنابراین کل منطقه ممکن است در آینده ای نه چندان دور، با چین وارد ارتباطات نزدیک تری شود.

در نهایت اینکه ایفای نقش امدادرسان در این مدت توسط چین، به این کشور کمک کرده است تا با کشورهای بیشتری در خاورمیانه ارتباط برقرار کند. چین روابط تجاری نزدیکی با تولیدکنندگان انرژی همچون سعودی، ایران، امارات، عمان و قطر دارد؛ اما این حضور و ارتباط، در سایر کشورهای منطقه چندان نیست. وقتی چین درگیر بحران بود، کشورهای حوزه خلیج فارس، تجهیزات پزشکی به آن کشور ارسال کردند؛ اما وقتی خاورمیانه اسیر کرونا شد، چین کمک رسانی خود را به این کشورها محدود نکرد و به کشورهای بیشتری از جمله مصر، لبنان و تونس تجهیزات فرستاد و موفق شد با ارائه به موقع کمک ها، نقش خود را حتی پیش چشم آن دسته از کشورهایی که دادوستدی با آنها نداشت، غیرقابل چشم پوشی و بااهمیت جلوه دهد.

سخن اخر اینکه: گسترش نفوذ چین در خاورمیانه، در راستای منافع بلندمدت این کشور و بخشی از پروژه کمربند و جاده است؛ با این حال از آنجا که تمرکز پکن بر روابط تجاری و اقتصادی است و علاقه و نفعی در ایفای نقش های امنیتی و حل رقابت ها و پیچیدگی های خاورمیانه ندارد، حوزه نفوذ این کشور در منطقه محدود خواهد ماند.

*منبع: المانیتور

 مترجم: فاطمه رادمهر


[1] توانایی تأثیرگذاری بر دیگران برای کسب نتایج مطلوب از طریق جذابیت به جای اجبار یا تطمیع است