چرا کتائب حزب الله مورد حمله قرار گرفت؟

twitter sharefacebook share۱۳۹۹ تیر ۱۴ - 2020-07-04

کاظمی می داند که برای رسیدن به اهداف خود باید الان حرکت کند، در غیر اینصورت ممکن است آخرین فرصت نجات عراق را از دست دهد.

روز 25 ماه ژوئن سرویس ضد تروریسم عراق (CTS) عملیاتی علیه کتائب حزب الله –از گروههای شبه نظامی قدرتمند عراق که از طرف ایران حمایت می شود- در حومه بغداد انجام داد و به اتهام اینکه این گروه در تدارک انجام حملات موشکی به منطقه سبز و فرودگاه بغداد است، 14 تن از شبه نظامیان عضو کتائب و یک فرد ایرانی را دستگیر کرده و موشک اندازهای کاتیوشا را توقیف نمود.

هم دفتر نخست وزیر و هم شبه نظامیان، با انتشار بیانیه های غیر رسمی، اطلاعاتی را از این حمله منتشر کردند و گزارش های ضد و نقیضی از تعداد بازداشتی ها و محل نگهدای آنها ارائه دادند.

بازداشت شدگان به شعبه امنیت حشد شعبی منتقل شدند و طبق گزارش های ضد و نقیض در 29 و 30 ژوئن برخی یا همه آنها آزاد شدند. سخنگوی ائتلاف به رهبری آمریکا در عراق، بیانیه دولت مبنی بر اینکه افراد دستگیر شده به نظامیان آمریکایی تحویل داده شده اند را تکذیب کرد.

این حمله درحالی صورت گرفته است که اوضاع عراق در برخی جبهه ها از سیاست گرفته تا اقتصاد و از ارائه خدمات عمومی تا مراقبت های بهداشتی-درمانی، رو به وخامت گذاشته است.

مسئله شبه نظامیان، یکی از موضوعات اساسی مطرح در عراق است زیرا اقدامات آنها و هم پیمانی شان با گروهها و دولت های خارجی، حاکمیت عراق و شأن و اعتبار دولت را تضعیف کرده است.

در میانه این چالش های بزرگ و پرشمار، عراقی ها به شدت نگران همه گیری کرونا، ادامه ی انتفاع ایران از منابع عراق و مشکلات بخش های دولتی از جمله تأخیر در پرداخت یا کاهش احتمالی حقوق ها هستند.

در نتیجه این نگرانی ها، کاظمی نخست وزیر عراق مجبور شد که دست به اقدامی مهم و سریع بزند تا بتواند اعتماد مردم را به کابینه جدید و برنامه های اصلاحی خود جلب کند. برای دولت ضروری بود که با تثبیت قدرت دستگاههای امنیتی کشور و خنثی نمودن بازیگران فراملیِ غیر دولتی، مشروعیت خود را نگه دارد. این امر به ویژه برای کابینه کاظمی مهم بود؛ زیرا وی حمایت اکثریت مجلس در اقداماتی مثل پیشبرد اصلاحات –که در عراق امر مشکلی است- و کاهش حوزه دخالت ایران در عراق را ندارد.

دولت عراق برای غلبه بر چالش های سیاسی و نظامی ای که از طرف گروههای هوادار ایران ایجاد شده، نیازمند حمایت همگانی نمایندگان، شبه نظامیان و سازمان های مهم دولتی است. کاظمی برای موفقیت کابینه خود نیازمند آن است که سرمایه سیاسی و اعتماد اجتماعی بدست آورد و این کار تنها از طریق اقدامات سریع و قاطع امکانپذیر است.

کاظمی پس از آنکه به نخست وزیری رسید، دست به برخی حرکات پوپولیستی مانند بازدید از اداره بازنشستگی زد. اما این حرکات نه تنها اعتماد عراقی ها را بالا نبرد و تردیدشان را در مورد توانایی کابینه برای مقابله با شبکه قدرتمند فساد و گروههای هوادار ایران در نهادهای عراق کاهش نداد، که سوء محاسبات دولت مثل تصمیم به کاهش حقوق بازنشستگی، موضع کابینه را تضعیف کرد.

ارزیابی دولت در زمینه های دیگر زود است زیرا که فقط یک ماه از شروع به کار آن گذشته است، اما مردم انتظار دارند که دولت در مقابل شبه نظامیان فراملی که همچون قارچ رشد کرده و از منابع عراق بهره می برند، دست به واکنش سریع بزند.

کاظمی فکر می کند که هرچه اقدامات و واکنش های کابینه کندتر باشد، بدست آوردن دوباره مشروعیت برای دولت سخت تر می شود. خاطرات عراقی ها از نخست وزیر سابقشان حیدر عبادی که حمایت مرجعیت، مردم و جامعه بین الملل را داشت و با این وجود نتوانست در عمل کاری از پیش ببرد و فرصتش را برای ترمیم اعتبار دولت از دست داد، هنوز تازه است.

ضربه ای که به اعتماد مردم نسبت به حاکمیت خورده است، با اقدامات نصف و نیمه قابل ترمیم نیست و کاظمی نمی توانست منتظر باشد تا کابینه، موقعیت سیاسی اش را در برابر احزاب هوادار ایران تقویت کند و سپس دست به عمل بزند. او نیاز داشت تا با اقداماتی، حمایت مردم و مرجعیت را بدست آورده، اقتصاد در حال فروپاشی عراق را نجات دهد و با بحران کرونا مقابله کند. بنابراین برای کاظمی مهم بود که علیه گروههای شبه نظامی دست به عملیات زند.

پس از تظاهرات مردمی اکتبر 2019، حمله CTS به کتائب حزب الله را می توان دومین نقطه عطف در عراق دانست. نخست آنکه انتخاب کتائب حزب الله تصمیم مهمی بود زیرا این گروه یگ گروه شبه نظامی قدرتمند است و از نظر توانایی های نظامی شهرت بسیاری بین مردم دارد و با حاکمیت ایران هم پیمان می باشد. این گروه همچنین از دشمنان سرسخت نخست وزیر محسوب می شود که به شدت با نامزدی کاظمی برای این پست مخالف بود.

دوم اینکه انتخاب این گروه از بین گروههای مختلف شبه نظامی برای حمله، نشان دهنده وجود احساسات شدید ضد ایرانی است؛ احساساتی که پیشتر در جریان اعتراضات  اکتبر 2019 با آتش زدن کنسولگری ایران در نجف و کربلا به دست معترضان و بلند شدن صداهای اعتراض به نفوذ ایران در دولت و نهادهای عراقی نشان داده شده بود. بعلاوه عراقی ها حمایت قاطع خود را از CTS نشان دادند و این امر به نوبه خود بر محبوبیت کاظمی افزود.

سوم اینکه علیرغم استراتژی گروههای هوادار ایران در استفاده از شبکه های اجتماعی برای ابراز مخالفت با نخست وزیر و تهدید او، این عراقی ها بودند که فضای مجازی را با پست های تبریک و تقدیر از CTS به عنوان قهرمان پر کردند

چهارم اینکه این رویدادها نشان دهنده قدرت راهبرد رسانه ای نخست وزیر است؛ اینکه وی رسانه را ابزاری می داند که می تواند او را در اقدامات و تصمیمات بعدی اش کمک کند.

نکته پنجم که مهمترین نکته هم هست، اینکه ایران از واکنش رسمی در برابر این تحولات خودداری کرده است. واضح است که نیاز ایران برای حفظ حیات اقتصادی اش، در گرو جلوگیری از تشدید بیشتر تنش ها با عراق است.

پیامدهای پس از این حمله، نشان می دهد که جلوگیری از فعالیت شبه نظامیان در عراق چقدر چالش برانگیز است. کتائب حزب الله در پاسخ به این حمله، برای نمایش قدرت خود، وارد منطقه سبز شد و این درحالی بود که هیچیک از پاسگاههای نظامی و نیروهای امنیتیِ منطقه، جلوی ورود آنها را نگرفتند. علاوه بر این، اکثریت بازداشتی ها تنها چند روز بعد آزاد شدند و این درحالی بود که طبق اعلام CTS آنان در شرایطی دستگیر شدند که موشک انداز در اختیار داشتند.

عملیات اخیر، عمق شکاف بین احزاب شیعه را نیز نشان داد. درحالیکه بعضی از اعضای حزب فتح در بیانیه خود قاطعانه این حمله را محکوم کردند، حزب النصر به ریاست حیدر عبادی و جریان حکمت به رهبری عمار حکیم مخالفتی با این حمله نکردند. نوری مالکی با زدن توئیتی مبهم، از دولت اعلام حمایت کرد و ائتلاف سائرون به رهبری مقتدی صدر هنوز موضع مشخصی نگرفته است.

تصمیم کاظمی برای حمله و دستگیری شبه نظامیان، گام مهمی بود در جهت احیای اعتبار دولت عراق، کسب مشروعیت و بازیابی حاکمیت دولت؛ اما این گام باید با اقدامات دیگری مورد حمایت قرار گیرد؛ اقداماتی که به اندازه همان حمله مهم است. نخست وزیر باید مشکل اصلی که استفاده تهران از عمّال سیاسی و اداری اش در نهادهای مهم عراق است را نشانه رود. گسترش کنترل دولت روی گذرگاههای مرزی و مسیرهای قاچاق به ویژه مرزهای این کشور با ایران، یکی دیگر از گام های رو به جلوی مهمی است که دولت باید بردارد. طبق گزارش ها، در نتیجه شکست دولت های قبل در مهار شبه نظامیان و کنترل گذرگاههای مرزی و گمرکات، عایدی بسیاری از دست دولت رفته است.

عراق بین سالهای 2018 و 2019 میلادی 9 میلیارد دلار کالا از ایران وارد کرده که نسبت به سال پیش از آن 6.5 میلیارد دلار افزایش داشته است. این یعنی عراق 20% کل صادرات ایران را به خود اختصاص داده و دومین مقصد صادرات کالاهای غیر نفتی ایران بوده است. بعلاوه واردات گاز و برق عراق از ایران 30 تا 40 درصد نیاز این کشور است؛ رئیس اتاق بازرگانی ایران و عراق ارزش گاز وارداتی از ایران را حدود 3.5 میلیارد دلار در سال می داند و تخمین می زند که ایران 1200 تا 1500 مگاوات برق در روز به عراق به ارزش نزدیک به 700 میلیون دلار در سال صادر می کند. نخست وزیر باید با پیشبرد استراتژی رسانه ای خود، افشای سوء مدیریت و فساد در این بخش ها و پیوند دادن آن به مشکلات جدی اقتصادی فعلی در عراق، حمایت مردم را جلب کند.

درست است که چالش های پیش روی دولت زیاد است؛ اما کاظمی و کابینه اش از حمایت چشمگیر مردمی، منطقه ای و بین المللی، به ویژه از طرف آمریکا برخوردارند. چنین پشتوانه ای برای کمک به عراق برای مدیریت چالش های ناشی از کرونا و بحران اقتصادی کنونی و تقویت نخست وزیر برای ادامه تلاش های اصلاحی خود بسیار مهم است. کاظمی می داند که برای رسیدن به اهداف خود باید الان حرکت کند، در غیر اینصورت عراق ممکن است آخرین فرصت نجات خود را از دست دهد.

*منبع: مؤسسه خاورمیانه

مترجم: فاطمه رادمهر