twitter share facebook share ۱۴۰۰ مرداد ۲۵ 365

چالش هایی که حزب الله در دو هفته گذشته با آن مواجه شد، نشان می دهد اوضاع به ضرر این گروه پیش می رود.

دو هفته پیش اعضای حزب الله با اعضای مسلح یک قبیله سنی در جنوب بیروت درگیر شدند. قبیله سنی یکی از افراد حزب الله را متهم به کشتن یکی از اعضای خود کرده بودند؛ لذا در پی انتقام گیری برآمده، در مراسم خاکسپاریِ یکی از اعضای حزب الله کمین گرفتند و چندین تن را کشتند. اینگونه بود که بین دو طرف درگیری سختی آغاز شد؛ اما حزب الله برای جلوگیری از تشدید تنش های فرقه ای، از ارتش خواست وارد عمل شده و به خشونت ها پایان دهد.

چند روز بعد حزب الله در واکنش به حمله هوایی اسرائیل به جنوب لبنان، به مواضع ارتش اسرائیل در مزارع شبعا چند موشک پرتاب کرد. اما وقتی کامیون پر از موشک این گروه، از یک روستای دروزی نشین عبور می کرد، روستاییان آن را متوقف کردند، اعضای حزب الله را مورد ضرب و شتم قرار دادند و کامیون را توقیف نمودند. عصبانیت آنها از این بود که حزب الله از نزدیکی روستای آنها اسرائیل را هدف قرار داده بود و این احتمال وجود داشت که اسرائیل در تلافی این حملات، آنها را هدف قرار دهد. در نتیجه این حادثه، تنش بین شیعیان و دروزی ها در سایر نقاط کشور بالا گرفت.

یکشنبه گذشته، اسقف اعظم مارونی لبنان، در سخنرانی هفتگی خود تأکید کرد که تنها دولت لبنان باید حق اعلان جنگ داشته باشد و به طور ضمنی حمله موشکی حزب الله علیه اسرائیل را مورد انتقاد قرار داد. وی افزود لبنان متعهد به توافق آتش بس 1949 با اسرائیل است. پس از ایراد این سخنان، در عرض چند ساعت ترول های حزب الله کمپینی را در شبکه های اجتماعی علیه اسقف راه انداختند و وی را مورد ناسزا قرار دادند.

نارضایتی و رفتار مردان قبیله سنی، روستاییان دروزی و اسقف مارونی نشان داد که اگر حزب الله تصمیم بگیرد لبنان را به خاطر ایران، وارد جنگی ویرانگر با اسرائیل کند، با خشم جمعیت بزرگی از کشور روبرو می شود. درشرایطی که اسرائیل از هدف گرفتن موشک های حزب الله سخن می گوید و وزیر دفاع آن کشور بنی گانتز هفته گذشته تهدید کرد که به ایران حمله می کند، حزب الله فشار فزاینده ای را روی خود حس می کند و نمی تواند این تهدیدها را نادیده بگیرد.

علاوه بر اینها حزب الله نسبت به افزایش دخالتهای بین المللی در لبنان برای کمک به حل بحران مالی، اقتصادی و اجتماعی کشور نیز نگاه خوبی ندارد و می خواهد لبنان در انحصار ایران باقی بماند.

بسیاری از اتفاقات کنونی تقصیر خود حزب الله است. موضع مخالفی که حزب در قبال خیزش های مردمی سال 2019 گرفت، باعث شد این گروه بخش عظیمی از محبوبیت و همدلی ای که بین مردم داشت را از دست بدهد و مردم به این گروه به عنوان حافظ اصلی طبقه فاسد سیاسی نگاه کنند. از آن زمان حزب الله از طریق قاچاق سوخت یارانه ای به سوریه، بر وخامت وضعیت اقتصادی افزوده است. بسیاری از لبنانی ها معتقدند که حزب الله نیترات آمونیومی که منجر به انفجار بندر بیروت در اوت 2020 شد را، به لبنان آورده است تا از آن برای ساخت موشک ها و بمب های بشکه ای در سوریه استفاده کند. وقتی دبیرکل حزب، حسن نصرالله هفته گذشته اعلام کرد که تحقیقات حول این انفجار توسط قاضی «طارق بیطار» سیاسی شده است، این احتمال تقویت شد که حزب الله چیزهایی برای مخفی کردن دارد. این اتهام زمانی به قاضی بیطار وارد شد که وی چند تن از مقامات امنیتی و وزیران سابق و نمایندگان پارلمان را که بسیاری از آنها متحد حزب الله بودند، برای تحقیقات و بازجویی احضار کرد.

روز به روز بر شمار لبنانی هایی که فکر می کنند وجود یک گروه قدرتمند شبه نظامی، به توانمندی و کارآیی دولت ضربه می زند افزایش می یابد. این امر چرایی خشم فزاینده از حزب الله را توضیح می دهد؛ ضمن اینکه این احساس در مردم به وجود آمده است که این گروه از فروپاشی وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور سود برده و این امکان را پیدا کرده است که خواسته های خود را بر کشور تحمیل کند. به نظر می رسد که حزب الله وقعی به این احساسات و نگرش های منفی نمی نهد؛ اما حتی برخی از هواداران این گروه، لزوم تغییر را حس کرده و از این می گویند که مقاومت بیش از سلاح، به ایجاد محیطی مناسب برای فعالیت نیاز دارد.

فضایی که ایجاد شده، نگران کننده است زیرا می تواند زمینه ساز جنگ داخلی باشد. وقتی نماینده اصلی یکی از جوامع دینی، بی تفاوتی خود را بارها نسبت به خطوط قرمز نانوشته کشور نشان می دهد و به شکل فزاینده ای مسئول مرگ و نابودی کشور شناخته می شود، تنها چیزی که جلوی جنگ را می گیرد، ترس از نتایج ویرانگری است که این جنگ می تواند داشته باشد. اما آنچه مایه نگرانی است، این است که روز به روز بر تعداد لبنانی هایی که دیگر از حزب الله نمی ترسند اضافه می شود و سه حادثه اخیر این امر را نشان می دهد.

حزب الله از جنگ فرقه ای اجتناب می کند زیرا چنین جنگی از توان این گروه در مقابل اسرائیل می کاهد. اما اگر منافع ایران اقتضا کند از مخالفت با سایر احزاب و گروههای کشور ابایی ندارد و این امر فضای خطرناکی را ایجاد می کند: فضایی که در آن حزب الله به نمایندگی از ایران، در منطقه دست به قمار می زند و در عین حال در داخل با خطراتی روز افزون مواجه می شود.

نصرالله در سخنرانی 7 اوت خود اذعان کرد که اختلافات در لبنان برسر مسئله مقاومت چیز جدیدی نیست و هرگز در این خصوص در کشور اتفاق نظر نبوده است. در مواجه با این خودرأیی و بی توجهی آشکار به جلب موافقت سایر لبنانی ها، در طول زمان واکنش مردم شدیدتر شده است. این به معنای اجتناب ناپذیر شدن جنگ نیست زیرا وقوع جنگ، به عوامل دیگری بیش از خشم و عصبانیت نیاز دارد؛ اما شرایط برای جنگ دارد آرام آرام ایجاد می شود. چنین امری برای لبنان فاجعه بار است به خصوص که بسیاری از قدرت های منطقه مایل هستند بر این آتش بنزین بریزند. در صورت بروز چنین جنگی، حزب الله نمی تواند پیروز شود ولی قطعا تمام لبنان می بازند.

اگر نصرالله می داند که لبنان بر سر مسئله مقاومت دو دسته شده است، می تواند حدس بزند که واکنش های احتمالی جنگ با اسرائیل در آینده چه خواهد بود. در چنین شرایطی آیا حزب الله فکر می کند می تواند رویکردی را دنبال کند که در دو جبهه وارد جنگ شود؟

*منبع: کارنگی

مترجم: فاطمه رادمهر

نظر شما