twitter share facebook share ۱۴۰۰ شهریور ۲۸ 245

برای فرار از این بحرانِ قریب الوقوع، نخست باید تحریم ها برداشته شود.

ابراهیم رئیسی زمانی به ریاست جمهوری رسیده که ایران با بحران های متعددی روبرو است. در دهه های آینده پیامدهای این بحران ها نه تنها دامن ایران را خواهد گرفت که احتمالا تمام منطقه را متأثر خواهد کرد.

این مقاله 13 بحرانی که دولت رئیسی و جامعه ایران پیش روی خود دارد، مورد بررسی قرار می دهد:

تشیع افراطی

جامعه دینی ایران متشکل از دو بخش متفاوت است: نخست اسلام سیاسی که توسط آیت الله خامنه ای رهبری می شود و دیگری اسلام سنتی که هدایت آن را آیت الله هایی همچون وحید خراسانی و سید صادق شیرازی بر عهده دارند. اسلام سیاسی بدنبال پیاده سازی مفهوم «تمدن بزرگ اسلامی» بر پایه های اسلامی سنتی است و مأموریت خود را در تقویت باورهای شیعه و گسترش آن از طریق مراسم های ویژه شیعیان در سراسر جهان می داند. نمونه آن را می توان در تلاش دولت ایران برای ارسال میلیون ها ایرانی به پیاده روی اربعین و مشارکت در آماده سازی این مراسم دانست. از منظر ایران تقویت و توسعه این مراسم، راهی برای برجسته کردن قدرت شیعه در برابر عربستان است که هرساله میزبان مراسم حج می باشد.

شواهد زیادی از جمله افراط گرایی در مراسم های شیعیان در ایران وجود دارد که نشان می دهد دین به سوی تندروی در حال حرکت است. گرچه ایدئولوژی افراطی شیعه با تفکرات افراطی سنی (از نظر دست زدن به اقدامات تروریستی و انتحاری) فاصله زیادی دارد، اما ادغام اسلام سیاسی با اسلام سنتی می تواند منجر به ظهور نسل جدیدی از شیعیان شود که افکار خود را حق دانسته و در پیاده کردن آنها هیچ خط قرمزی برای خویش قائل نیستند؛ زیرا رهبران اسلام سنتی جهاد را راهی برای انتشار افکار و رسیدن به اهداف خود می دانند. بنابراین این راه احتمالا به تحریک، خشونت مذهبی و تنش بیشتر بین شیعه و سنی منجر خواهد شد.

کنترل اطلاعات و محدودیت دسترسی به اطلاعات

هروقت اعتراضات در ایران افزایش یافته، دولت اقدام به ایجاد محدودیت یا قطع کامل سیستم های ارتباطی از جمله موبایل، اس ام اس و اینترنت کرده است. اولین تجربه قطع کامل اینترنت در ایران، پس از اعتراضات سراسری نوامبر 2019 رقم خورد؛ اقدامی که برای مردم و اقتصاد ایران شوک اور بود. محدودیت های شدید و برقراری جو نظامی در سراسر کشور بدلیل افزایش اعتراضات از یکسو و حمایت کشورهایی همچون چین و روسیه از ایجاد محدودیت در برابر اینترنت جهانی از سوی دیگر، نگرانی هایی از احتمال بسته شدن فضای اطلاع رسانی عمومی در ایران ایجاد کرده است. علاوه بر این تصویب قوانین محدودکننده در مجلس تهدیدی جدی در مقابل آزادی بیان است. البته این اولین بار نیست که چنین اتفاقی می افتد؛ در سالهای پس از انقلاب 57  و زمان های دیگر جامعه ایران با محدودیت ها و ممنوعیت های مشابهی روبرو بود –برای مثال می توان به ممنوعیت ویدئو و ماهواره اشاره کرد- اما با گسترش بیشتر این دستگاهها، ممنوعیت و مجازات ها رفته رفته رنگ باخت.

با حمایت مجلس ایران، کابینه رئیسی بدنبال راه اندازی اینترنت داخلی است تا کنترل بیشتری بر ارتباطات مردم و اپلیکیشن های شبکه های اجتماعی همچون تلگرام، واتساپ و اینستاگرام داشته باشد. حالا تنها امید ایرانیان به پروژه اینترنت ماهواره ای SpaceX است که با استفاده از آن می توان سانسور اینترنت توسط حکومت را دور زد.

افزایش نقش آفرینی نظامیان

در سالهای پس از جنگ ایران و عراق، نیروهای سپاه وارد فضای سیاسی ایران شدند. در انتخابات ریاست جمهوری 2005 از هفت نامزد، 5 نفر از جمله محمود احمدی نژاد سابقه فعالیت در سپاه را داشتند. هم اکنون 24 نماینده مجلس از جمله رئیس مجلس محمد باقر قالیباف، فرماندهان ارشد سابق سپاه و بسیج هستند و این 24 نفر به غیر از افرادی هستند که عضو ساده سپاه بوده یا با آن همکاری می کنند. در عرصه اقتصاد، سپاه از نفوذ خود برای کنترل بسیاری از پروژه های نفتی، گازی و پتروشیمی و نیز پروژه های بزرگ توسعه ای بعد از اعمال مجدد تحریم ها استفاده کرده است. نزدیک به یک سوم از وزیران و معاونان کابینه رئیسی، سابقه عضویت و فرماندهی در سپاه دارند. به عقیده برخی از کارشناسان، یکدست شدن نهادهای سیاسی ایران از جمله مجلس و دولت و کنترل آن بدست چهره های نزدیک به سپاه و رهبری، ممکن است پیمودن راه توسعه را آسان تر کند؛ چراکه رقابت سیاسی وجود ندارد و تمرکز ذهن به سمت توسعه راحت تر است. اما تجربه گذشته در یکدست شدن ساختار سیاسی در زمان احمدی نژاد، خلاف این را نشان می دهد؛ چنین وضعیتی ممکن است به افزایش فساد، رقابت، تنش درون گروهی و استفاده از ثروت و قدرت به نفع نهادهای نظامی، امنیتی و مذهبی منجر شود.

رشد جمعیت

هم بدلیل تحریم های گسترده و هم به دلیل عدم سرمایه گذاری مناسب دولت ها در چهل سال گذشته، زیرساخت های ایران فرسوده شده و درحال اضمحلال هستند. در ماههای اخیر، ایران که ذخایر فراوان نفت و گاز و خورشید (برای استفاده در انرژی های تجدیدپذیر) دارد، با کمبود شدید آب و برق مواجه شده است. درحالیکه ایران پتانسیل جمعیت بیشتر را دارد، زیرساخت های توسعه نیافته، در کنار خشکسالی، فقر و بحران های دیگر باعث شده است که جمعیت کنونی با مشکلات متعدد و فقدان منابع دست و پنجه نرم کنند. در حال حاضر 19 میلیون نفر از جمعیت 85 میلیونی ایران در حومه شهرها زندگی می کنند و حدود 9 میلیون نفر بی سواد هستند. با این وجود رهبری فرمان ممنوعیت کنترل جمعیت را صادر کرده و از ایرانیان خواسته است برای رسیدن جمعیت کشور به 150 میلیون تلاش کنند.

خشکسالی و مهاجرت اجباری

استفاده بی رویه از منابع آب زیرزمینی در کنار تغییرات اقلیمی، باعث خواهد شد که بخش هایی از ایران در سالهای آتی غیرقابل کشت و سکونت شود. معیشت بخش بزرگی از طبقه فرودست جامعه به آب گره خورده است.

طبق گزارشی که مرکز تحقیقات مجلس سال 2015 منتشر کرد، با گسترش خشکسالی، دو سوم از کشور به بیابان تبدیل خواهد شد. همزمان با انتشار گزارش، مسئولین برای حل این مشکل، پروژه های بزرگ انتقال آب از استان های پرآبی همچون خوزستان به استان های کم آب را آغاز کردند. اما ادامه این روند باعث گسترش اعتراضات و برخوردهای قومی شده است. در تازه ترین رویداد در ژوئیه 2021 معترضان خوزستانی به خیابان ها امدند و 15 تن کشته شدند.

اگر خشکسالی و کمبود آب ادامه پیدا کند، منجر به افزایش مهاجرت از مناطق روستایی به شهرها می شود و زندگی قشرهای پایین جامعه تحت تأثیر قرار می گیرد.

تحریم ها

اقتصاد ایران بدلیل تحریم های گسترده ای که توسط آمریکا وضع شده، روبه فروپاشی است. مرکز تحقیقات مجلس 12 تأثیر تحریم ها بر اقتصاد را بر شمرده که از قرار ذیل است:

1. عدم امکان صدور ضمانت نامه بانکی و انتقال پول به خارج

2. امتناع خارجی ها از گشایش اعتبارات اسنادی برای شرکت ها و افراد ایرانی

3. عدم امکان صدور روادید برای فعالان اقتصادی در بسیاری از کشورها

4. تعلیق قراردادهای انتقال فناوری با شرکت های مطرح اروپایی و آسیایی

5. عدم دریافت درآمدهای ناشی از صادرات برق ایران

6. غیراقتصادی شدن صنعت بانکرینگ [1]بدلیل عدم پوشش بیمه

7. بلاتکلیفی در قراردادهای مهمی همچون قرارداد با شرکت توتال فرانسه

8. محدودیت صادرات نفت و فراورده های نفتی همچون بنزین

9. تضعیف رتبه اعتباری ایران طبق ارزیابی نهادهای بین المللی

10. قطع بهره برداری ایران از خطوط اعتباری و سرمایه گذاری خارجی

11. خروج شرکت های بین المللی از بازار ایران و قطع همکاری با شرکای داخلی

12. توقف خرید هواپیما در چارچوب برجام و بازگشت تحریم های آمریکا

نرخ رشد اقتصادی ایران در سالهای 2018 و 2019 به ترتیب -6% و -6.8% و نرخ بیکاری بالای 11% بوده است. سال 2020 نرخ رشد اقتصادی مثبت شد و به 3.6% رسید اما اگر آمریکا به برجام برنگردد، دولت رئیسی احتمالا با کسری بودجه و تورم مواجه می شود. کاهش ارزش پول و افزایش تورم در ماه گذشته اولین واکنش بازار ایران به دولت جدید بود

فساد اداری و اقتصادی

شفافیت بین المللی، ایران را از نظر فساد اداری و اقتصادی در بین 180 کشور جهان، در رتبه 149 قرار داده است. نبود آزادی اطلاعات در ایران و ناتوانی جامعه مدنی و سازمان های غیردولتیِ فعال در مبارزه با فساد، مانع از این شده است که شاخص مبارزه با فساد در این کشور بهبود یابد

ناتوانی رسانه های مستقل در آشکار کردن فساد، عدم شفافیت در ساختار شرکت های دولتی و نیمه دولتی و پروسه دور زدن تحریم ها، بر فساد در ایران افزوده است و رشوه دادن در ادارات و بانک ها حتی در شهرهای کوچک امری عادی است

رئیسی پیشتر 22 پست مهم قضایی را عهده دار بود و با این وجود مکانیزم مثبتی برای مقابله با فساد ایجاد نکرد. حالا باید دید که آیا حضور وی به عنوان رییس جمهور می تواند رتبه ایران را در این زمینه ارتقا دهد یا نه. رهبر ایران معتقد است که گرچه در کشور فساد وجود دارد اما سیستماتیک نیست؛ با این وجود آمار و شواهد چیز دیگری نشان می دهد

در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد که ایران با فروش نفت به ثروت هنگفتی رسید، طبقه جدیدی شکل گرفتند که در نتیجه دور زدن تحریم ها و دلالی نفت سود بسیاری بردند. به همین دلیل است که کارتل های اقتصادی حامی دولت، اکنون از مخالفان سرسخت لغو تحریم ها هستند. به گفته یکی از مقامات سابقِ ایران، بیش از 5000 از فرزندان مقامات در ایالات متحده زندگی می کنند

فاصله اجتماعی

بر اساس گزارش مرکز تحقیقات مجلس، بانک های ایران سالانه بیش از 200 هزار میلیارد تومان (8 میلیارد دلار) سود به سپرده گذاران بانکی پرداخت می کنند. با این حال 85% این سود به جیب تنها 2.5% از سپرده گذاران می رود. همچنین طبق آمار 30% از مردم ایران زیر خط فقر مطلق هستند و در تأمین نیازهای اساسی خود مشکل دارند. علاوه بر این بر اساس آخرین گزارش های غیر رسمی در اواسط سال 2020، 78% مردم ایران زیر خط فقر زندگی می کردند

با این وجود بسیاری از وب سایت ها و شبکه های اجتماعی، تصاویری از زندگی های لوکس و مرفه برخی از شهروندان ایران را نشان می دهند که بسیاری از آنها اعضای خانواده و بستگان مقامات دولتی هستند. در حال حاضر قیمت هر مترمربع خانه در شمال تهران 55 تا 120 میلیون تومان (2000 تا 4500 دلار) است درحالی که حداقل دستمزد کارگران بین 100 تا 150 دلار در ماه می باشد. به بیان دیگر هزینه خرید یک مترمربع خانه در شمال تهران، معادل دو سال درآمد یک کارگر متوسط است

تنزل فرهنگی

تغییر در محتوای کتب درسی برای اسلامی سازی دروس مدارس و دانشگاهها، تکیه بر تربیت دینی و کاهش سطح آموزش اخلاقی، موجب نگرانی اندیشمندان علوم اجتماعی شده است. درحالی دولت بدنبال توسعه اخلاق مذهبی است که جامعه در برابر اخلاقیاتی که مروج آن حکومت است، جبهه می گیرد؛ چراکه می بیند طبقه مذهبی حاکم، خود به شعارها و خطوط قرمز اخلاقی ای که تعیین می کنند پایبند نیستند. فقر هم این مشکل را تشدید کرده است؛ به عنوان مثال تنها در سال گذشته بیش از دو میلیون دانش آموز ترک تحصیل کردند

در 15 سال گذشته بخش بزرگی از طبقه روشنفکر (دانشجویان، استادان و نخبگان) از ایران خارج شده اند. کاهش پتانسیل علمی کشور و تقویت سیستماتیک حوزه های علمیه و مؤسسات مذهبی توسط دولت، منجر به فقر عمیق فرهنگی و علمی در جامعه می شود. این امر در کنار سانسور و محدودیت هایی که بر جریان آزاد اطلاعات و اینترنت توسط دولت اعمال می شود، به زوال فرهنگی ایران کمک می کند

جدایی طلبی و تنش های قومی

بلوچستان که با پاکستان هم مرز است، مناطق کردنشین غرب کشور، مناطق نفت خیز که ساکنان عرب دارد و اخیرا استان های شمال غربیِ هم مرز با آذربایجان و ترکیه، همگی محل فعالیت گروهها و فعالان جدایی طلب شده اند. تقاضا برای آموزش زبان مادری در مدارس و دانشگاهها، تبعیض قومی و مذهبی به ویژه در میان اهل سنت، توسعه نیافتگی در استان های سیستان و بلوچستان و کردستان، حذف از ساختار قدرت به ویژه در میان کردها و اهل سنت، انتقال منابع از استان خوزستان و تحریک کشورهای همسایه (ترکیه) از جمله مسائلی هستند که به بحران تجزیه طلبی در برخی از استان های حاشیه ایران کمک می کنند. نارضایتی از شرایط اقتصادی و اجتماعی هم این خواسته ها را بیشتر کرده است

تغییر ساختار سیاسی ایران

برخی از چهره های اصولگرا در ایران از تغییر نظام ریاستی به پارلمانی صحبت کرده اند. نظام سیاسی ایران در دوران رهبری آقای خمینی پارلمانی بود اما با تغییر قانون اساسی در سال 1989 به ریاست جمهوری تغییر کرد. در ده سال گذشته موضوع ساختار سیاسی ایران بارها مطرح شده است اما آقای خامنه ای در سخنرانی سال 2019 خود گفت «مشکلات نظام پارلمانی برای کشور از نظام ریاستی بیشتر است»

برکناری نیروهای اصلاح طلب و میانه رو از قدرت، منجر به یکدست شدن ساختار سیاسی کشور شده است. ظهور نیروهای نظامی، اطلاعاتی و امنیتی، قدرت سیاسی و اقتصادی کشور را در اختیار گروهی خاص با ایدئولوژی خاص قرار می دهد که یکی از پیش شرط های الیگارشی[2] است

فقر، بیکاری و افزایش جرم

حدود یک سوم ایرانیان در براورده کردن نیازهای اولیه خود مشکل دارند. در میان افراد 15 سال به بالا 9.6% بیکار هستند. طی یک دهه گذشته مشخص شده است که بین وضعیت اقتصادی و میزان جرم و جنایت رابطه مستقیمی وجود دارد. بررسی های ده سال گذشته نشان می دهد که میزان سرقت در سال 2013 (زمانی که دولت روحانی قدرت گرفت) و سال 2016 (پس از امضای برجام) به طور موقت کاهش یافت اما سال 2018 با خروج آمریکا از برجام نرخ سرقت 30% افزایش پیدا کرد. وضعیت اقتصادی کنونی ایران نشان می دهد که احتمال افزایش نرخ جنایت در آینده وجود دارد

مهاجرت

بحران اقتصادی، بسته شدن ارتباطات داخلی و خارجی و تحریم های آمریکا منجر به افزایش مهاجرت دانشجویان و سرمایه گذاران ایرانی به کشورهای خارجی شده است. مهاجرت ایرانیان به ترکیه در پنج سال گذشته سه برابر شده است؛ سال 2019 نزدیک به 42000 ایرانی وارد ترکیه شدند. این امر منجر به خروج 100 میلیارد دلار سرمایه از ایران بین سالهای 2017 تا 2019 شد. آمارهای چهار سال گذشته نشان می دهد که ایرانیان بیش از 2700 شرکت در ترکیه تأسیس کرده و بیش از 13000 خانه و آپارتمان خریداری کرده اند

چشم انداز انتقادی

در مجموع، عوامل ذکر شده چشم اندازی بحرانی از ایران نشان می دهد. برخی از این عوامل مانند تحریم ها که تأثیر بسزایی هم بر اقتصاد گذاشته اند، ریشه بیرونی دارند؛ با این وجود اکثر این بحران ها نتیجه سوء مدیریت در ایران هستند. دخالت سازمان های امنیتی و نظامی در امور اقتصادی، عدم وجود نهادهای مدنی مستقل و قدرتمند غیر از نهادهای سیاسی، فساد گسترده و سیستماتیک و همچنین ساختار سیاسی ایران (که تحت تسلط ارتش، سازمان های اطلاعاتی و روحانیون است) کشور را هر روز به سقوط اجتماعی و اقتصادی یا حتی تجزیه نزدیک تر می کند

برای فرار از این بحرانِ قریب الوقوع، نخست باید تحریم ها برداشته شود. تعدادی از بحران های پیش روی کشور ریشه در وضعیت اقتصادی، میزان فقر و کمبود منابع برای توسعه، آموزش و زیرساخت های مولد دارد که پس از رفع تحریم ها باید مورد رسیدگی قرار گیرد. در مرحله بعد کشور باید نهادهای مدنی قوی ایجاد کند، آزادی اطلاعات را تضمین نماید، با فساد مبارزه کند و شایسته سالاری را پیاده نماید. همه اینها به بازگشت ایران به مسیر توسعه در دهه های آینده کمک می کند

*منبع: مؤسسه خاورمیانه

*مترجم: فاطمه رادمهر

(ترجمه مقاله فوق صرفا به منظور آشنایی با نظرات نویسنده بوده و به معنی تأیید مطالب گفته شده نمی باشد)

 


[1] کشتی‌ها و شناورها معمولا پس از طی هزاران کیلومتر به مقصد می‌رسند. آنها در طول سفر به سوخت‌گیری، تامین ابزار و قطعات، تعمیر، تامین آب و غذا، تعویض خدمه و… نیاز دارند. به صنعتی که این خدمات را در کنار اسکله‌ها یا حتی بر روی دریا برای کشتی‌ها و شناورها آماده می‌کند، صنعت بانکرینگ گفته می‌شود

[2] معنی آن این است که نه‌تنها حکومت در دست یک گروه کوچک است، بلکه این گروهِ حکمران و کوچک، فاسد است و در برابر تودهٔ مردم مسئول نیست؛ یا از جهات دیگر مورد بیزاری همگان است. اُلیگارشی ممکن است به حاکمیت عده‌ای اندک نه‌تنها در زمینهٔ حکومت کشور، بلکه به حکومت عده‌ای هم‌مسلک یا گروه کوچک در هر مجمع، خواه دینی، اتحادیهٔ صنفی، یا هر مجمع دیگر اشاره داشته باشد

نظر شما