خاورمیانه وارد یکی از پرتنشترین دورههای خود شده است و هیچ چشمانداز روشنی برای پایان درگیریها میان ایالات متحده، اسرائیل، کشورهای خلیج فارس، ایران و نیروهای نیابتی منطقهای آن دیده نمیشود. جنگ اکنون هم بهصورت آشکار ــ نظامی و اقتصادی ــ جریان دارد و هم بهشکل پنهانی؛ جایی که شبکههای مخفی و سلولهای زیرزمینی در کشورهای مختلف منطقه، این فضای بحرانی را پیچیدهتر و خطرناکتر کردهاند.
در عمق ساختار برخی دولتهای منطقه، شبکههایی وجود دارند که گفته میشود با سپاه پاسداران و حزبالله لبنان مرتبطاند. بهنظر میرسد تهران اکنون به سمت «صدور بیثباتی» حرکت کرده؛ عبارتی که یادآور شعار معروف پس از انقلاب ۱۳۵۷ یعنی «صدور انقلاب» است. این راهبرد به ابزاری برای ضربه زدن از درون به امنیت و زیرساختهای اقتصادی کشورهای خلیج فارس تبدیل شده است.
ایران برای جبران شکاف قدرت با رقبایش، به جنگ نامتقارن روی آورده تا با کمترین امکانات، بیشترین خسارت را وارد کند. در همین چارچوب، شبکههای وابسته به ایران و نیروهای نیابتیاش دیگر صرفاً ابزار خرابکاری نیستند؛ آنها به واحدهای اطلاعاتی و فرماندهی تبدیل شدهاند که از حالت «سلولهای خفته» خارج شده و وارد عملیات فعال شدهاند؛ عملیاتی که هدفش پراکنده کردن توان دفاعی کشورها و ایجاد ناامنی اقتصادی است. این فعالیتها از جمعآوری اطلاعات فراتر رفته و اکنون شامل ترور، جابهجایی موشکهای بالستیک و پولشویی از طریق ارزهای دیجیتال نیز میشود.
کویت
کویت شاید روشنترین نمونه برای فهم چگونگی تحول شیوه مدیریت گروههای وابسته توسط سپاه پاسداران باشد. امروز، طرحها و عملیاتها نمادهای حاکمیتی کشور را هدف قرار میدهند، اما آغاز ماجرا به دهه ۱۹۸۰ بازمیگردد؛ زمانی که ایران تلاش کرد با مجموعهای از بمبگذاریها در سال ۱۹۸۳ انقلاب را به کویت صادر کند. این حملات سفارتخانههای آمریکا و فرانسه، فرودگاه بینالمللی کویت و یک مجتمع پتروشیمی را هدف قرار دادند. تحقیقات، عناصر مرتبط با حزب الدعوه عراق را مسئول دانست؛ جریانی که بعدها حزبالله از دل آن بیرون آمد. این حملات در واکنش به حمایت کویت از عراق و آمریکا در جنگ اول خلیج فارس توصیف شد.
از چهرههای اصلی آن دوره میتوان به جمال جعفر علی الابراهیمی، معروف به ابومهدی المهندس ــ فرمانده شبهنظامیان عراقی ــ و مصطفی بدرالدین، عضو حزبالله و متهم به نقش داشتن در ترور رفیق حریری، نخستوزیر پیشین لبنان، اشاره کرد.
در سال ۱۹۸۵، این شبکهها تلاش کردند شیخ جابر الاحمد الصباح، امیر وقت کویت، را با خودروی بمبگذاریشدهای که کاروان او را هدف گرفته بود ترور کنند؛ اقدامی که بهعنوان «پیام سیاسی ایران» توصیف شد.
همان سال، بمبگذاریهایی در کافهها نیز انجام شد که فضای ترس و وحشت ایجاد کرد. چند دهه بعد، در سال ۲۰۱۵، نیروهای امنیتی کویت «هسته العبدلی» را کشف کردند و در یک مزرعه مرزی، ۱۹ تُن مهمات و ۱۴۴ کیلوگرم مواد منفجره یافتند. این پرونده نشان داد که شهروندان کویتی جذب و سپس در اردوگاههای حزبالله در لبنان، زیر نظر سپاه پاسداران، آموزش داده میشدند تا ایدئولوژی ولایت فقیه را گسترش دهند.
اوایل امسال نیز، همزمان با حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و پاسخ متقابل تهران علیه کشورهای خلیج فارس، دستگاه امنیتی کویت اعلام کرد شبکهای مرتبط با حزبالله را بازداشت کرده که قصد ترور مقامهای دولتی را داشته است. گفته میشود اعضای این شبکه برای دور زدن سیستمهای پیشرفته شنود، از روشهای قدیمی مانند کد مورس استفاده میکردند. این گروه همچنین تحت پوشش شرکتها، رستورانها و مؤسسات سرمایهگذاری، ورود و خروج نیروهای عملیاتی به کویت را تسهیل میکرد.
عربستان سعودی
گفته میشود سپاه پاسداران در عربستان نیز تلاش کرده بود گروهی مسلح با نام «حزبالله حجاز» ایجاد کند؛ گروهی که انفجار برجهای الخبر در سال ۱۹۹۶ یادآور فعالیتهای آن است. در آن حمله، انفجار یک تانکر بمبگذاریشده جان ۱۹ نظامی آمریکایی و یک شهروند سعودی را گرفت.
تحقیقات احمد ابراهیم المغسل را طراح اصلی عملیات و فرمانده گروه معرفی کردند. او در سال ۲۰۱۵ توسط نیروهای اطلاعاتی عربستان در بیروت بازداشت شد. بررسیها همچنین از ارتباط خانوادگی او با حزبالله پرده برداشت. پسرش، عمران احمد المغسل، در نوامبر ۲۰۲۳ در جنوب لبنان کشته شد. عمران بخشی از شبکه مالیای بود که با استفاده از شرکتهای گردشگری در لبنان و ایران، منابع مالی برای حمایت از حوثیهای یمن جابهجا میکرد.
بحرین
فعالیت سپاه در بحرین بیشتر ماهیت اطلاعاتی و میدانی داشته است. در مارس امسال، دادستان کل بحرین اعلام کرد ۱۴ نفر به اتهام جاسوسی برای ایران به دادگاه معرفی شدهاند. گفته میشود این شبکه مأموریت داشته از مراکز دفاعی و تأسیسات حساس انرژی تصویربرداری و اطلاعات جمعآوری کند و سپس دادهها و مختصات دقیق را با استفاده از نرمافزارهای رمزگذاری پیشرفته به ایران منتقل نماید.
بر اساس گزارشها، اطلاعات ارسالی این شبکهها به هدایت دقیق موشکها و پهپادهای ایرانی علیه اهداف داخل بحرین، از جمله یک پالایشگاه نفت، کمک کرده است. حتی گفته میشود برخی اعضا در اصلاح مسیر موشکها نقش داشتهاند. اعضای دیگر نیز مسئول انتشار اطلاعات نادرست و عملیات تبلیغاتی در فضای مجازی بودهاند؛ حسابهایی که از داخل ایران مدیریت میشدند.
امارات متحده عربی
در حالی که شبکههای فعال در دیگر کشورهای خلیج فارس بیشتر بر خرابکاری متمرکز بودند، امارات با راهبرد پیچیدهتری از سوی ایران مواجه شده که بر امور مالی و پولشویی تمرکز دارد. در ۲۰ مارس ۲۰۲۶، سازمان امنیت دولتی امارات اعلام کرد شبکهای را که توسط حزبالله و ایران تأمین مالی و هدایت میشد، شناسایی و متلاشی کرده است.
گفته میشود این شبکه در پولشویی درآمدهای حاصل از تولید و فروش «کاپتاگون» نقش داشته؛ ماده محرکی شبیه آمفتامین که عمدتاً در سوریه تولید میشود و مصرف گستردهای در منطقه دارد. همچنین این گروه تلاش میکرد با خرید تجهیزات دومنظوره ــ از جمله تراشههای پیشرفته رایانهای و قطعات پهپاد ــ تحریمهای غرب علیه ایران را دور بزند و این تجهیزات را به ایران منتقل کند.
پلتفرمهای معاملات ارز دیجیتال نیز به ابزاری برای تأمین مالی عملیات خارجی حزبالله تبدیل شدهاند
قطر
در ماه مارس، مقامهای قطری اعلام کردند ده مظنون وابسته به دو هسته مرتبط با سپاه پاسداران را شناسایی کردهاند؛ اتفاقی که نشانه تغییری مهم در روابط دوحه و تهران پس از سالها موازنهگری محتاطانه قطر تلقی شد. این ماجرا همزمان با حملات موشکی ایران به پایگاه العدید و تأسیسات انرژی قطر رخ داد.
گفته میشود مظنونان اعتراف کردهاند مأموریتهایی در حوزه جاسوسی و خرابکاری داشتهاند و مختصات مراکز حساس و ابزارهای ارتباط رمزگذاریشده نیز در اختیارشان بوده است.
شیوه عمل این شبکهها
شبکههای وابسته به سپاه پاسداران و حزبالله در قالبهای مختلف فعالیت میکنند. مدیریت عملیات معمولاً از خارج کشورهای خلیج فارس ــ از تهران یا ضاحیه جنوبی بیروت ــ انجام میشود. سپس با عناصر محلی یا مهاجر ارتباط برقرار میشود؛ افرادی که بسیاری از آنها آموزشهای نظامی و اطلاعاتی را در اردوگاههای ویژه دیدهاند. در کنار آنها، افرادی نیز در حوزه جنگ رسانهای و تأثیرگذاری بر افکار عمومی فعالیت میکنند.
بسیاری از نیروهای جذبشده ابتدا در مراکز مذهبی شناسایی میشوند و به آنها القا میشود که این مسیر، تنها راه «آزادسازی قدس و مقابله با دشمن» است. بهمرور، این افراد دولتهای خود در خلیج فارس را مانعی در برابر این پروژه میبینند. پس از طی روند ایدئولوژیک، آنها در قالب شبکههای مخفی و سلولهای خفته سازماندهی میشوند و بهصورت پنهانی فعالیت میکنند.
برای تأمین مالی این فعالیتها، حزبالله و ایران بهطور فزایندهای به اقتصاد غیرقانونی روی آوردهاند و تجارت کاپتاگون اکنون به یکی از ستونهای اصلی این ساختار تبدیل شده است. مرز لبنان و سوریه به منطقهای عظیم برای تولید این ماده تبدیل شده و سپس از آنجا به کشورهای خلیج فارس قاچاق میشود. این شبکهها حتی با کارتلهای مواد مخدر در آمریکای جنوبی، بهویژه در منطقه مرزی آرژانتین، برزیل و پاراگوئه، همکاری میکنند. درآمدهای حاصل نیز از طریق تجارت خودروهای دستدوم یا طلا پولشویی میشود.
در ماههای اخیر، کشورهای خلیج فارس سامانههایی برای ردیابی پولشویی دیجیتال ایجاد کرده و همکاری اطلاعاتی خود را گسترش دادهاند. بانکها و صرافیها اکنون موظف شدهاند هرگونه تراکنش مشکوک را فوراً گزارش کنند تا افراد مرتبط شناسایی شوند. همزمان، نظارت سختگیرانهتری بر گروههای سیاسی اعمال شده و هرگونه فعالیت مرتبط با اسلام سیاسی ــ چه سنی و چه شیعه ــ زیر ذرهبین قرار گرفته است.
درج این مقاله به معنی تأیید مطالب مطرح شده نبوده و صرفا به منظور آشنایی خوانندگان با نظرات مختلف صورت گرفته است


نظر شما