در جریان جنگ ۱۲روزه ایران با اسرائیل و ایالات متحده در ماه ژوئن گذشته، بنا بر گزارشها رهبر جمهوری اسلامی به پناهگاهی در زیر مجموعه وسیع اقامتگاهش در مرکز تهران پناه برد؛ از حضور علنی پرهیز کرد و هرگونه ارتباط الکترونیکی را قطع نمود.
این «ذهنیت پناهگاهی» برای بسیاری از تحلیلگران ایران، استعارهای گویا از ۳۷ سال رهبری آقای علی خامنهای ۸۶ ساله بر جمهوری اسلامی است. او نظامی ایستا و اقتدارگرا ساخته که در برابر تغییر مقاومت میکند. دو ستون اصلی این نظام همچنان همان وسواسهای ایدئولوژیک اوست: مخالفت با هرگونه تغییر سیاسی یا اجتماعی که بتواند قدرت نظام را تضعیف کند، و دشمنی آشتیناپذیر با ایالات متحده.
صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقای مؤسسه چتمهاوس در لندن، میگوید: « نمیبینم در این سنوسال حاضر باشد بر سر ایدئولوژی و میراثش کوتاه بیاید. او برای حفظ قدرت، حتی تا آخرین ایرانی، مصمم است این نظام را دستنخورده نگه دارد و آن را نبردی وجودی و ایدئولوژیک میبیند.»
بیش از ۲۵ سال است که هر موج جدید اعتراضات سراسری ـ که در سالهای اخیر با فاصلههای کوتاهتر تکرار شدهاند ـ با سرکوبی هرچه خشنتر پاسخ گرفته است. هزاران معترض در خیابانها با گلوله کشته شدهاند یا به زندان افتادهاند و گاه اعدام شدهاند. کشتارهای اخیر و احتمال آغاز اعدام معترضان پس از محاکمههای فوری، رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، را واداشت تا تهدید به مداخله نظامی آمریکا کند.
اگرچه در روزهای اخیر شدت اعتراضات و در نتیجه خونریزی کاهش یافته، اما تهدید آمریکا معمایی برای آقای خامنهای و نیروهای سرکوبگر او ایجاد کرده است. تشدید سرکوب میتواند حمله آمریکا را در پی داشته باشد، اما میدان دادن به اعتراضات نیز ممکن است چالشی واقعی برای حکومت ایجاد کند.
در هر دو حالت، به گفته تحلیلگران، این وضعیت شکاف عمیق میان حکومت و مردم ایران را باز هم گستردهتر خواهد کرد.
دشمنان در همهجا
کمتر کسی انتظار داشت آقای خامنهای برای مدت طولانی خویشتنداری نشان دهد.
صنم وکیل میگوید: «او سازش را مسیری برای تضعیف بیشتر و از همپاشیدن جمهوری اسلامی میداند. البته تناقض ماجرا این است که ناتوانی او در سازش، خود دارد به تضعیف و از همپاشی جمهوری اسلامی میانجامد.»
استدلال همیشگی آقای خامنهای این بوده که مشکلات ایران ـ و بهویژه هرگونه بیثباتی ـ نتیجه توطئه دشمنان داخلی یا بهخصوص خارجی است که قصد نابودی کشور را دارند.
او در نخستین هفته ناآرامیهای اخیر گفت: «توطئههای دشمن باید شناخته شود. دشمن لحظهای آرام نمیگیرد.»
او نوسانات شدید نرخ ارز ـ که به شعلهور شدن اعتراضات کمک کرد ـ را «کار دشمن» خواند. گاهی دشمن را «استکبار جهانی» مینامد، اصطلاح محبوب او برای ایالات متحده، یا اسرائیل که آن را «غدهای سرطانی که باید ریشهکن شود» توصیف کرده است.
سلف او، آقای روحالله خمینی، همچنان نماد انقلاب ۱۳۵۷ است که شاه را سرنگون کرد و جمهوری اسلامی را بنا نهاد.
آقای خمینی سنگبنای رویکرد همیشگیِ نظام در حذف و عدم تحمل مخالفان را گذاشت: نخست با اعدامهای گسترده مقامهای دوران شاه و سپس با حذف متحدان چپگرای خود. آقای خمینی اعتراض علیه حکومتش را «جنگ با خدا» خواند و مخالفان را «حیوانات وحشی» توصیف نمود که سزاوار تیراندازیاند.
پاسدار انقلاب
پس از مرگ آقای خمینی در سال ۱۳۶۸، آقای خامنهای ـ که از سال ۱۳۶۰ رئیسجمهور ایران بود و از نزدیکان او به شمار میرفت ـ بهعنوان گزینه اجماعی برای رهبری برگزیده شد. او در دوران شاه شش بار زندانی شده بود و در یک سوءقصد ناموفق، دست راستش از کار افتاده شد.
آقای خامنهای که روحانیای میانرتبه بود، از اعتبار دینی لازم برای این مقام برخوردار نبود. به همین دلیل، روحانیت بهسرعت او را به مقام آیتالله رساند و در سال ۱۳۷۳ جایگاه «مرجع تقلید» را نیز به او اعطا کرد. او همچنین عنوان «ولی فقیه» را یدک میکشد و دهههاست که از کشور خارج نشده است.
او که به جایگاه دینی پایینتر خود آگاه بود، در آغاز رهبریاش گفت: «من فردی هستم با نواقص و کمبودهای فراوان… من حقیقتاً یک طلبه کوچک هستم. اما مسئولیتی بر دوش من گذاشته شده و با همه توان و ایمانم به خدا تلاش میکنم این بار سنگین را به دوش بکشم.»
آقای خامنهای بهسرعت در پی تمرکز قدرت گسترده در دستان خود برآمد تا در همه امور کشور حرف آخر را بزند و از انقلاب و دیدگاههای آقای خمینی محافظت کند.
او قوه قضائیه را کنترل میکند، رئیس صداوسیما را منصوب میکند و اعضای شورای نگهبان را تعیین میکند که صلاحیت نامزدهای انتخاباتی را میسنجند. وزرای حوزههای کلیدی امنیت ملی ـ از جمله کشور، دفاع، اطلاعات و امور خارجه ـ نیز با نظر او بر سر کار میآیند.
وی در عین انکار تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هستهای، برنامه هستهای کشور را گسترش داد و شبکهای از متحدان منطقهای ایجاد کرد که طی دو سال گذشته با سقوط حکومت بشار اسد در سوریه و تضعیف شدید حزبالله لبنان، فرو ریخت.
فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بسیج ـ نیروهای مسلح قدرتمندی که برای حفظ انقلاب شکل گرفتهاند ـ مستقیماً توسط او منصوب میشوند.
آقای خامنهای این نیروها را گسترش داد و همزمان حلقهای درونی و چرخشی از افراد همسنخ خود ـ روحانیان کممرتبه و فرماندهان نظامی ـ پیرامونش ساخت.
با وجود پیچیدگی و ابهام این نظام، کارگزاران او بهشدت وفادار باقی ماندهاند و با وجود شکستهای بزرگ اقتصادی و نظامی، هیچگاه علناً از او فاصله نگرفتهاند.
مقاومت، سرکوب، تکرار
این همبستگی باعث شده موجهای پیدرپی ناآرامی نتواند شکاف جدی در نظام ایجاد کند.
اعتراضات سراسری مهمی در سال ۱۳۷۸ در واکنش به توقیف یک روزنامه اصلاحطلب، در سال ۱۳۸۸ پس از انتخابات ریاستجمهوری بحثبرانگیز، در اواخر دهه ۱۳۹۰ بهدلیل گرانی کالاهای اساسی و بنزین، و در سال ۱۴۰۱ پس از مرگ زنی که بهدلیل «بدحجابی» در بازداشت کشته شد، رخ داد.
هر بار، شعارها رادیکالتر شد و حتی به درخواست برکناری آقای خامنهای انجامید. آخرین موج با شعار «زن، زندگی، آزادی» شناخته شد و زنان بیشتری را به چالش علنی با اجرای سختگیرانه قانون حجاب اجباری کشاند.
در عین حال، خشونت علیه معترضان نیز هر بار تشدید شد.
این اعتراضات نظام را تضعیف کرده، اما نه بهطور مرگبار؛ و حکومت همچنان ناتوان از حل مشکلات اجتماعی و اقتصادی ریشهای نارضایتی عمومی است.
جامعه مدرن ایران شهریتر شده، ارتباط بیشتری با جهان بیرون دارد و زنان تحصیلکردهتری در آن حضور دارند؛ اما آقای خامنهای با این تغییرات همراه نشده است.
تحریمهای گسترده اقتصادی که فروش نفت ایران را بهشدت محدود کرده، بودجه دولت را کوچک نموده و تورم افسارگسیخته مردم را فقیرتر و خشمگینتر ساخته است.
به گفته تحلیلگران، حدود ۲۰ درصد از جمعیت واجد رأی ـ از مجموع ۶۱ میلیون نفر ـ همچنان حامیان سرسخت نظاماند. اما اکثریت ایرانیان، رهبر جمهوری اسلامی را دیکتاتوری فاسد و خونریز میدانند که دشمنیاش با غرب، کشور را ورشکسته و منزوی کرده است.
واشنگتن سالهاست کارنامه حقوق بشری ایران را محکوم میکند و نظام را تهدیدی برای مردم خود، منطقه و جهان معرفی مینماید. آقای خامنهای همواره این انتقادها را ناشی از دشمنی با مخالفت تهران با سلطه «شیطان بزرگ» دانسته است.
تحلیلگران میگویند او با گذر زمان بدگمانتر شده و همواره نسبت به تهدیدهای واقعی و خیالی ـ از نارضایتی داخلی و اصلاحات گرفته تا نفوذ خارجی ـ سوءظن عمیق دارد.
حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ژوئن گذشته، دهها فرمانده ارشد نظامی و دانشمند برجسته را کشت و به تأسیسات هستهای کشور آسیب زد. حملات تلافیجویانه ایران به اسرائیل ۳۲ کشته و صدها زخمی بر جا گذاشت و خسارات نسبتاً محدودی ایجاد کرد.
آقای خامنهای نتیجه را «پیروزی» توصیف میکند، دستکم به این دلیل که نظام پابرجا ماند.
او در سخنرانیای در ماه دسامبر، درست پیش از آغاز اعتراضات اخیر، گفت: «ثابت شد ملت ایران با تکیه بر توان خود و در سایه ایمان و عمل صالح، میتواند در برابر قدرتهای فاسد و ستمگرِ مستکبر بایستد و پیام ارزشهای اسلامی را رساتر از همیشه به جهان برساند.»


نظر شما